تبلیغات
فروش برند 09123707174,ثبت،برند،نام،علامت،علائم،تجاری،برندفروشی،ثبت نام تجاری،علائم تجاری،اسم تجاری، برندتجاری،لوگو،فارسی + لاتین - مطالب ابر ثبت برند تجاری

علامت تجاری فروشی

بدلیل زمان بر بودن مراحل ثبت علائم تجاری

معمولاً متقاضیان درخواست همزمان چند نام تجاری را داده تا از بین آنها بالاخره یکی تایید گردد

بدینصورت احتمال قبولی یکی از نام ها پس از گذشت دو ماه بالا رفته

و در صورتی که چند نام تجاری تایید گردد میتوان یکی از آنها را جهت تامین هزینه ها

به فروش رسانید و به شخص یا شرکت دیگری واگذار نمود تا بدینوسیله هم کار اشخاص دیگر راه افتاده

و هم هزینه های ثبتی خود شخص جبران میگردد


کلید واژه ها: علامت تجاری،09123707174،برند،علامت،علائم،علایم،لوگو،آرم،ثبت علامت،ثبت علامت تجاری،ثبت علایم تجاری،ثبت علائم تجاری،ثبت برند،ثبت لوگو،ثبت آرم،ثبت برند تجاری،ثبت لوگو تجاری،ثبت آرم تجاری،مدارك لازم جهت علامت تجاری،مدارك لازم جهت ثبت علایم تجاری،مدارك لازم جهت ثبت علائم تجاری،مدارك لازم جهت ثبت برند،مدارك لازم جهت ثبت لوگو،مدارك لازم جهت ثبت آرم،طرح صنعتی،ثبت بین المللی علامت تجاری،ثبت بین المللی توسط سیستم مادرید،سیستم مادرید،ثبت بین المللی برند،ثبت بین المللی لوگو،ثبت بین المللی آرم،ثبت طرح صنعتی،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتی،نحوه ثبت علامت،نحوه ثبت علامت تجاری،نحوه ثبت برند،نحوه ثبت لوگو،نحوه ثبت آرم،نحوه ثبت طرح صنعتی،نحوه ثبت اختراع،نحوه ثبت علایم تجاری،نحوه ثبت علائم تجاری،نام تجاری،اسم تجاری،نشان تجاری،ثبت اسم تجاری،ثبت نشان تجاری،ثبت نام تجاری،نحوه ثبت نشان تجاری،نحوه ثبت نام تجاری،نحوه ثبت اسم تجاری،نحوه ثبت بین المللی علامت تجاری،نحوه ثبت علامت تجاری بین المللی،نحوه ثبت برند بین المللی،نحوه ثبت بین المللی برند،ثبت علامت بین المللی،ثبت بین المللی علامت،نحوه ثبت بین المللی توسط سیستم مادرید،مدارک لازم جهت ثبت برند تجاری،مدارک لازم جهت ثبت لوگو تجاری، مدارک لازم جهت ثبت آرم تجاری، مدارک لازم جهت ثبت بین المللی برند تجاری،مدارک لازم جهت ثبت اسم تجاری،مدارک لازم جهت ثبت آرم تجاری، مدارک لازم جهت ثبت نشان تجاری، مدارک لازم جهت ثبت نام تجاری،نحوه ثبت برند تجاری،نحوه ثبت آرم تجاری،نحوه ثبت لوگو تجاری، مدارک لازم جهت ثبت لوگو تجاری،نحوه ثبت در سیستم مادرید،نحوه ثبت بین المللی برند تجاری،چگونگی ثبت برند، چگونگی ثبت برند تجاری، چگونگی ثبت علامت، چگونگی ثبت علامت تجاری، چگونگی ثبت لوگو، چگونگی ثبت لوگو تجاری، چگونگی ثبت آرم، چگونگی ثبت آرم تجاری، چگونگی ثبت طرح صنعتی، چگونگی ثبت اختراع، چگونگی ثبت نام تجاری،اعتراض  به ثبت علامت تجاری، اعتراض  به ثبت برند، اعتراض  به ثبت علامت، اعتراض  به ثبت برند تجاری، اعتراض  به ثبت نام تجاری،نحوه اعتراض  به ثبت علامت تجاری، نحوه اعتراض  به ثبت علامت، نحوه اعتراض  به ثبت برند، نحوه اعتراض  به ثبت برند تجاری،شکایت از ثبت علامت تجاری، شکایت از ثبت برند، شکایت از ثبت علامت، شکایت از ثبت برند تجاری،درخواست ثبت علامت، درخواست ثبت علامت تجاری، درخواست ثبت برند، درخواست ثبت برند تجاری، درخواست ثبت لوگو،درخواست ابطال علامت تجاری، درخواست ابطال علامت،طبقه بندی علایم تجاری،طبقه بندی علائم تجاری،طبقه بندی علامت تجاری،طبقه بندی طرح صنعتی،اداره ثبت علائم تجاری،اداره ثبت علایم تجاری،اداره ثبت علامت تجاری،اداره ثبت طرح صنعتی،کمسیون ماده 7،خصوصیات علامت تجاری،نکات ثبت علامت تجاری،نکات ثبت برند،اخطار رفع نقص علامت تجاری،رفع نقص علامت تجاری،ثبت برند در تهران،ثبت برند در شهرستان ها،ثبت علامت در تهران،ثبت علامت در شهرستان ها،ثبت علامت تجاری در تهران،ثبت علامت تجاری در شهرستان ها،ثبت لوگو در تهران،ثبت لوگو در شهرستان ها،ثبت آرم در تهران،ثبت آرم در شهرستان ها،ثبت طرح صنعتی در تهران،ثبت طرح صنعتی در شهرستان ها،ثبت اختراع در تهران،ثبت اختراع در شهرستان ها،ثبت برند در ایران،ثبت علامت تجاری در ایران،ثبت علامت در ایران،ثبت لوگو در ایران،ثبت آرم در ایران،ثبت برند در خارج از کشور،ثبت علامت در خارج از کشور،ثبت علامت تجاری در خارج از کشور،ثبت لوگو در خارج از کشور،ثبت آرم در خارج از کشور،ثبت علامت در خارج از ایران،ثبت علامت تجاری در خارج از ایران،ثبت برند در خارج از ایران،ثبت لوگو در خارج از ایران،ثبت آرم در خارج از ایران

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 آبان 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری،     |
نظرات() 

فرصت ها و چالش ها در تبلیغات اینترنتی

فرصت ها و چالش ها در تبلیغات اینترنتی
 
1- مقدمه و تاریخچه‌ و تعریف‌ تبلیغات‌ 
2- تبلیغات اینترنتی چیست ؟ 
3- ویژگی تبلیغات اینترنتی
4- مزایا و معایب تبلیغات اینترنتی
5- نكات طلایی در تبلیغات اینترنتی
6- تبلیغات ایرانیان در اینترنت


- مقدمه 
تبلیغات جمع تبلیغ و به معنی ابلاغ و رساندن پیام است. ابلاغ در لغت به معنی رساندن است و تبلیغ رسانندگی و مبلغ رساننده است. 
پروفسور حمید مولانا، استاد ایرانی ارتباطات بین المللی در تعریفی از تبلیغات می‌گوید:« تبلیغ عبارت است از نشر و پخش یك اصل و مقصود نهائی از طریق افزایش یا گسترش و تكثیر طبیعی در شرایط زمانی و مكانی مخصوص».


نقش تبلیغات 
تبلیغات هنگامی كه جنبه آموزشی و ترویج مطالب اخلاقی، مذهبی، علمی داشته باشد ، امری مشروع است. هنگامی كه نقش بازگوكننده، عقاید گروهها و جمعیت‌ها یا توضیح دهنده پیشرفت ها و كاركردها و اطلاعات واقعی رویداد را داشته باشد، راهنما و اطلاع رساندن محسوب می‌شود.
اماگاهی این واژه در اذهان عمومی با سوء ظن همراه است و این در مواردی است كه مخاطبین پیام را مشكوك، دروغ و معرضانه می‌پندارند به هرحال نقش تبلیغات ، جهت دادن به جریانات از پیش موجود است. تبلیغات عبارت است از «اعمال نظریات یا اعلان اطلاعات خاص به منظور كسب آراء یا تمایلات مطلوب.»

انواع تبلیغات 
تبلیغات را می‌توانیم از لحاظ شیوه های اجرایی و القائی به دو گروه ، مستقیم و غیرمستقیم و از لحاظ موضوع به دو بخش تجاری و سیاسی تقسیم كنیم.

اهمیت تبلیغات 
تبلیغات در تحولات عمومی جهان، در همه امور جاری فعالیت‌های بشری اعم از علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، شخصی و جمعی تاثیر فراوان دارد. تبلیغات در تمام تارو پود زندگی انسانها گره خورده است . تبلیغات در وجه مثبت خود یك ضرورت است و در حقیقت بوجودآورندة ارتباطات لازم و منطقی است. 
انقلابات مشهور جهانی با تبلیغات نضج گرفته، رشد كرده و به ثمر رسیده است. البته ابزار تبلیغات در اعصار مختلف ، متفاوت بوده است . پیروزی باند نازی ها در آلمان با تكیه بر فعالیت‌های شدید تبلیغاتی انجام گرفت. هنرها و ادبیات، بویژه سینما و مطبوعات به وضع ماهرانه و عجیبی در خدمت تبلیغات قرار گرفته و توجیه سیاست‌های فاشیستی را به عهده داشتند. در جریان جنگ‌های كره و ویتنام همه نوع ترفندهای تبلیغاتی برای توجیه لزوم ادامه جنگ بكار می‌رفت. در جنگ خلیج فارس شدت سانسور و تحریف وقایع از طرف آمریكا و متحدانش به حدی بود كه بعد از خاتمه جنگ، این شیوه از طرف بسیاری از مفسرین و رسانه‌های جمعی دنیا یك رسوایی آشكار تبلیغاتی تلقی شد. 
در جریان برگزاری انتخابات در كشورها به ویژه در ممالك غربی و بالاخص آمریكا، با اطمینان می‌توان گفت كه پیروزی از آن كسی است كه از موهبت تبلیغات گسترده‌تر و مؤثرتر برخوردار بوده باشد. در مجموع می‌توان گفت : تبلیغات با وجوه متضاد خود هم می‌سازد و هم می‌سوزاند، آگاه می‌كند و گمراه می‌كند، موجب ترقی و تعالی و پیروزی می‌شود و باعث خمودی و شكست و فراموشی می‌گردد، اما هرچه كه هست حضور دارد و اگر این عصر را عصر تبلیغات بنامیم سخنی به گزاف نگفته‌ایم. 
این طنز تاریخ است كه «روزگار بدون تبلیغات نمی‌گذرد،»

 

تاریخچه‌ و تعریف‌ تبلیغات‌ 
تاریخچه‌ 
‌سابقه‌ تبلیغات‌ به‌ زمان‌های‌ گذشته‌ بر می‌گردد. مثلاًباستان‌ شناسان، از میان‌ ویرانه‌های‌ بابل‌ لوحه‌هایی‌ یافته‌اند كه‌ از تبلیغات‌ حكایت‌ می‌كند. این‌ لوحه‌ها كه‌ متعلق‌ به‌ سه‌ هزار سال‌ پیش‌ از میلاد است، تبلیغی‌ در مورد نوعی‌ پماد روغنی‌ و همچنین‌ تعریف‌ از كسی‌ است‌ كه‌ در دوختن‌ كفش‌ مهارت‌ داشته‌ است‌ و یا در سرزمین‌های‌ اطراف‌ مدیترانه، آثاری‌ یافته‌اند كه‌ مؤ‌ید تبلیغات‌ برای‌ تماشای‌ جنگ‌ گلادیاتورها و با تبلیغ‌ در مورد ابزار برای‌ فنیقی‌ها و یا حتی‌ تشویق‌ مردم‌ برای‌ رأی‌ دادن‌ به‌ یك‌ سیاستمدار بوده‌ است. در كشور ما نیز، فروشندگان‌ دوره‌ گرد، مزیت‌های‌ كالای‌ خود را با صدای‌ بلند در كوچه‌ها تبلیغ‌ می‌كردند.
‌در قرن‌ بیست‌ و یكم، با رشد گسترده‌ وسایل‌ ارتباط‌ جمعی، نظیر روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون‌ و... تبلیغات‌ اهمیت‌ بسیار زیادی‌ یافته‌ است. اگر چه‌ بخش‌ خصوصی‌ بیشتر از تبلیغات‌ استفاده‌ می‌كند، ولی‌ دولت‌ها حتی‌ در كشورهای‌ سوسیالیستی‌ نیز از این‌ ابزار بهره‌ می‌گیرند. از این‌ ابزار برای‌ تبلیغ‌ فروش‌ یك‌ محصول، معرفی‌ كاندیدا برای‌ نمایندگی‌ مجلس‌ و یا ریاست‌ جمهوری، ایجاد ترس‌ در مورد كشیدن‌ سیگار، كنترل‌ جمعیت، و... استفاده‌ می‌شود. ‌اولین‌ پوستر تبلیغاتی‌ در سال‌1740 میلادی‌ در لندن‌ به‌ دیوار چسبانده‌ شد كه‌ در مورد مطلب‌ ذخیره‌ كردن‌ بود. مهمترین‌ واسطه‌ تبلیغاتی، اختراع‌ ماشین‌ چاپ‌ توسط‌ گوتنبرگ‌ بود كه‌ یكی‌ از پیامدهای‌ سهل‌ شدن‌ چاپ، انتشار روزنامه‌ بود. با انتشار روزنامه‌ این‌ انگیزه‌ در مردم‌ ایجاد شد تا آنانی‌ كه‌ هنری‌ برای‌ عرضه‌ یا كالایی‌ بر فروش‌ داشتند، به‌ اطلاع‌ دیگر همشهریان‌ خود برسانند.

 

تعریف‌ تبلیغ‌ 
‌در زبانها و فرهنگها، اصطلاحات‌ گوناگونی‌ به‌ منظور بیان‌ مفهوم‌ تبلیغ‌ استعمال‌ می‌گردد. مثلاً‌ در لغت‌ عرب‌ «تبلیغ»، دعوت، اعلام‌ و دعایه‌ و امثال‌ آنها، در فرهنگ‌ غربی‌ معمولاً‌ واژه‌ پروپاگاند و یا ایندوكتری‌ نیشن‌ مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد. پروپاگاند از ریشه‌ لغت‌ لاتینی‌ پروپاگاره‌ مشتق‌ شده‌ است‌ كلمه‌ پروپاگاره‌ به‌ معنای‌ نشا كردن‌ برای‌ تولید مجدد گیاه‌ و به‌ تبع‌ تولید كردن‌ و تولید مثل‌ است‌ و معنی‌ وسیع‌تر و كلی‌تر آن‌ پخش‌ كردن‌ و افزودن‌ است. بنابراین‌ از نظر ریشه‌ لغت‌ پروپاگاند تولید اجباری‌ است‌ و به‌ معنی‌ تولید خودبخودی‌ نیست. ‌ساده‌ترین‌ تعریف‌ از تبلیغ‌ از دكتر دانیل‌ استاریچ‌ ارایه‌ شده‌ است‌ وی‌ كه‌ معتقد است: " آگهی‌ نمایشی‌ است‌ كه‌ به‌ وسیله‌ یك‌ شخص‌ یا یك‌ مؤ‌سسه‌ معین‌ انتشار می‌یابد و هدف‌ آن‌ نفوذ در عقاید و اعمال‌ مردم‌ است‌ ".
‌در تعریف‌ دیگر، " تبلیغ‌ بعنوان‌ روش‌ یا روش‌های‌ بهم‌ پیوسته‌ (در قالب‌ یك‌ مجموعه) برای‌ بسیج‌ و جهت‌ دادن‌ نیروهای‌ اجتماعی‌ و فردی‌ از طریق‌ نفوذ در شخصیت، افكار و عقاید و احساسات‌ آنها جهت‌ رسیدن‌ به‌ یك‌ هدف‌ مشخص‌ كه‌ این‌ هدف‌ ممكن‌ است‌ سیاسی، نظامی، فرهنگی‌ و... مشروع‌ و نامشروع‌ باشد. " برخی‌ از تحلیل‌ گران‌ تبلیغ‌ را نوعی‌ كار آموزشی‌ می‌دانند و این‌ نوع‌ را بهترین‌ روش‌ تبلیغ‌ بر شمرده‌اند اگر چه‌ ماهیت‌ تبلیغ‌ با آموزش‌ تفاوت‌ روشن‌ دارد. ولی‌ بسیاری‌ بر این‌ عقیده‌اند كه‌ تبلیغات‌ و آموزش‌ در تعامل‌ با همدیگر معنا دارند كه‌ تعریف‌ ذیل‌ معطوف‌ به‌ این‌ موضوع‌ است: " تبلیغ‌ در بهترین‌ و اصولی‌ترین‌ شكل‌ آن‌ یك‌ فعالیت‌ آموزشی‌ است‌ كه‌ به‌ منظور نشر دانش‌ و آگاهی‌های‌ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی‌ و نشر ارزش‌ها و سجایای‌ اخلاقی‌ صورت‌ می‌گیرد. در تبلیغات‌ گذشته‌ از انتقال‌ پیام‌ از پیام‌ دهنده‌ به‌ پیام‌ گیرنده‌ كه‌ در حقیقت‌ یك‌ حركت‌ آموزشی‌ وجود دارد، مسأله‌ تعمیق‌ پیام‌ در جامعه‌ پیام‌ گیرندگان‌ و در نتیجه‌ بسیج‌ افكار عمومی‌ نیز مطرح‌ است‌ كه‌ تحت‌ عنوان‌ " تنفیذ " مورد دقت‌ قرار خواهد گرفت. 
" تونیس‌ " تبلیغات‌ را تلاشی‌ برای‌ اشاعه‌ افكار فاقد حقیقت‌ و دقت‌ می‌داند. 
‌بعضی‌ها منظور از تبلیغ‌ با پروپاگاندا(propaganda) را كه‌ خود از نام‌ و عملكرد"conqreqatio de opaagqndqfl" یا " مجمع‌ تبلیغ‌ و ترویج‌ ایمان‌ " مشتق‌ شده‌ است، (2) به‌ معنی‌ پخش‌ یا تحریك‌ و یا به‌ حركت‌ واداشتن‌ اندیشه‌های‌ ویژه‌ می‌دانند. آنان‌ بر این‌ باورند كه‌ پروپاگاندا به‌ معنی‌ دروغ، تحریف، فریب، جنگ‌ روانی‌ و شستشوی‌ مغزی‌ به‌ كار می‌رود و هویت‌ یك‌ پیام‌ به‌ عنوان‌ پروپاگاندا، از معنای‌ منفی‌ و نادرست‌ آن‌ شناسایی‌ می‌شود.

" گارث. اس. جاوت‌ " و " ویكتوریا ادراس‌ " با چنین‌ دیدگاهی، تبلیغ‌ را به‌ پنج‌ نوع‌ تقسیم‌ می‌كنند. تقسیم‌ بندی‌ آنان‌ به‌ این‌ شرح‌ است: 
1 - تبلیغ‌ آشوب‌ آفرین‌ یا هیجانی: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ سعی‌ می‌شود مخاطب‌ به‌ سوی‌ اهداف‌ معین‌ هدایت‌ شود.
2 - تبلیغ‌ وحدت‌ بخش: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ تلاش‌ منبع‌ در راستای‌ منفعل‌ كردن‌ مخاطب‌ است. 
3 - تبلیغ‌ سفید: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ علی‌ رغم‌ اینكه‌ منبع‌ مشخص‌ است‌ و اطلاعات‌ پیام‌ ارسالی‌ از طرف‌ او صحت‌ دارد، تلاش‌ منبع‌ ایجاد اعتبار در نزد مخاطب‌ است. 
4 - تبلیغ‌ خاكستری: در این‌ تبلیغ‌ ممكن‌ است‌ منبع‌ مشخص‌ و یا نامشخص‌ باشد و احتمال‌ دارد اطلاعات‌ پیام‌ نیز درست‌ و یا نادرست‌ باشد.
5 - تبلیغ‌ سیاه: در این‌ نوع‌ تبلیغ، اطلاعات‌ پیام‌ نادرست‌ و ساختگی‌ بوده‌ و هدف‌ منبع‌ نیرنگ‌آمیز است.

اگر در هر یك‌ از انواع‌ تبلیغات‌ دقت‌ كنیم، در می‌یابیم‌ كه‌ مهمترین‌ ویژگی‌ آنها نادیده‌ انگاشتن‌ نقش‌ مخاطب‌ است. همچنین‌ بعضی‌ها معتقدند كه‌ در تبلیغ‌ سعی‌ می‌شود اراده‌ مردم، تفكر، نگرش‌ و جهان‌ بینی‌ آنان‌ به‌ سوی‌ عوامل‌ تبلیغ‌ جلب‌ شود ؛ یعنی‌ مبلغ‌ به‌ جای‌ مخاطب‌ خود فكر می‌كند و عقاید خود را به‌ آنان‌ تحمیل‌ می‌كند.

" ژان‌ ماری‌ دمناچ‌ " پنج‌ قاعده‌ را برای‌ تبلیغات‌ بر می‌شمارد كه‌ شامل‌ بیان‌ هر چه‌ ساده‌تر عقاید، دستكاری‌ اطلاعات، تأكید مكرر بر موضوعات‌ بنیادی‌ و اصلی‌ توجه‌ به‌ مخاطبان‌ مطلوب‌ و القای‌ وجود اتفاق‌ نظرها هستند. " گوبلز " با مطرح‌ كردن‌ تبلیغات‌ اعلام‌ می‌كند هر نوع‌ ابزاری‌ كه‌ به‌ هدف‌ تسلط‌ بر توده‌ها كمك‌ می‌كند خوب‌ است. " هانت‌ " و " گرونیك‌ " نیز در توضیح‌ الگوهای‌ روابط‌ عمومی‌ با اشاره‌ به‌ الگوی‌ یكسویه‌ نامتقارن‌ یا ناهمسنگ‌ می‌گویند: «در این‌ نوع‌ ارتباط‌ پیامی‌ كه‌ از طرف‌ منبع‌ به‌ مخاطب‌ منتقل‌ می‌شود دارای‌ سمت‌گیری‌ جانبدارانه‌ یا نفع‌ پرستانه‌ است‌ و تنها به‌ منافع‌ مؤ‌سسه‌ فكر می‌شود.»
‌مرحوم‌ " علی‌ اسدی‌ " در كتاب‌ " افكار عمومی‌ و تبلیغات‌ " ضمن‌ اشاره‌ به‌ تعاریف‌ مربوط‌ به‌ تبلیغات‌ در نظریات‌ خوش‌ بینانه‌ و بدبینانه‌ در بخش‌ نتیجه‌گیری، ویژگی‌های‌ تبلیغات‌ نوین‌ را شامل‌ عینیت، عدم‌ دلبستگی، پنهان‌ كاری‌ و ظرافت‌های‌ علمی‌ عنوان‌ می‌كند.

‌تبلیغات‌ را می‌توان‌ در خلاصه‌ترین‌ شكل، این‌ گونه‌ تعریف‌ كرد:
‌فرآیند روشمند ارایه‌ اطلاعات‌ مناسب‌ در مورد كالاها و خدمات‌ به‌ مشتریان‌ و ترغیب‌ و متقاعد كردن‌ مؤ‌ثر مصرف‌ كنندگان‌ به‌ خرید كالاها و خدمات. ‌واژه‌ها و عبارات‌ «روشمند»، «اطلاعات‌ مناسب» و «ترغیب‌ و متقاعد كردن‌ مؤ‌ثر»، همگی‌ ناظر بر انجام‌ برنامه‌ ریزی‌ در فرآیند تبلیغات‌ است. 
‌برنامه‌ ریزی‌ در تبلیغات‌ نیز مستلزم‌ شناخت‌ عینی‌ رفتار مشتریان، به‌ ویژه‌ رفتار مصرف‌ كنندگان‌ و سایر اجزأ مرتبط‌ و مهم‌ در بازار (كالا و خدمات، رقبا و محیط‌ بازار) یا به‌ عبارتی‌ تحقیقات‌ بازاریابی‌ و همچنین‌ انجام‌ انواع‌ آزمون‌ها و ارزیابی‌ هایی‌ است‌ كه‌ بخش‌ عمده‌ «تحقیقات‌ تبلیغات» را تشكیل‌ می‌هد.
‌هدف‌ اساسی‌ تبلیغات‌ در درجه‌ اول، ایجاد تصویری‌ مطلوب‌ از نشانه‌ كالا و خدمت‌ در اذهان‌ مخاطب‌ هدف‌ است. ‌تبلیغات‌ یكی‌ از روش‌های‌ تشویق‌ و ترغیب‌(Promotion) است‌ كه‌ از عناصر چهارگانة‌ بازاریابی، بعد از محصول (‌Product)، قیمت‌(Price) و توزیع‌ (مكان(Place) محسوب‌ می‌شود

 

- تبلیغات اینترنتی چیست ؟ 
منظور از تبلیغات اینترنتی نمایش دادن نامها وعلائم تجاری، شعارها و تصاویر تبلیغاتی در سایتها (پایگاهها)ی پربیننده اینترنت است، به نحوی كه به تحقق اهداف عمومی تبلیفات كمك نماید و كاربران (مخاطبان) را به سایت مورد نظر آگهی دهنده هدایت كند. 
آگهی اینترنتی (بنر) معمولا" در ابعاد استاندارد ساخته وعرضه میشود. بنر به صورت نوشته یا تصویر ثابت یا متحرك است. هر بنر ممكن است به صورت ثابت در سایت یا سایتهای مشخص نمایش داده شود یا همراه مجموعه ای از بنرهای دیگر، به صورت متناوب، به نمایش درآید. در هر صورت پس از اتصال مخاطب به سایت آگهی دهنده اطلاعات كامل به وی داده می شود و در صورت لزوم امكاناتی مانند پست الكترونیكی ، فرمهای درخواست اطلاعات ، فرمهای سفارش كالا یا خدمات ، در اختیار او فرار می گیرد .

 

2-1 تبلیغات از طریق Banner چیست؟ 
بسیاری از ابزارهای معرفی بر روی اینترنت نظیر موتورهای جستجو و دایرکتوریها، ساز و کار (مکانیزم) هایی هستند که بر اساس تقاضای اولیه کاربران اینترنت عمل می‌کنند. این ابزارها فقط هنگامی کاربران را به وب سایت شما هدایت می نمایند که فعالانه در جستجوی سایت،‌ خدمات یا محصولات شما باشند. به عبارت روشنتر اگر برای جلب مشتری تنها به این ابزارها اکتفا کنید،‌ باید به انتظار مشتری بنشینید و بسیار خوش اقبال باشید که مشتری از میان عرضه کنندگان متعدد کالاها و خدمات مشابه، نام شما را انتخاب کند. طبیعی است اگر نام شما برای مشتری ناآشنا باشد یا در بازاری پر رقابت فعالیت کنید یا نامتان در رده‌های پایین صفحات نتیجه جستجو، یا انتهای فهرستها درج شده باشد،‌ از این ابزارها بهره چندانی حاصل نمی‌شود. در این مواقع، قبل از آنکه رقبا مشتریان را جذب و شما را از بازار خارج کنند، باید نام تجاری (Brand) و محصول یا خدمات خود را به مشتریان معرفی کنید و منتظر نمانید که مشتری به جستجوی شما برآید.
بنرهای تبلیغاتی بهترین وسیله برای این منظورند و ضمن معرفی نام تجاری و ایجاد نیاز برای کالا یا خدمات جدید، می‌توانند مشتریان بالقوه را به خریداران بالفعل تبدیل نمایند.

بنر چیست؟
بنر پیامی است که به شکلی هنری، شامل تصاویر و متون زیبای ثابت یا متحرک، روی صفحات وب سایتها ظاهر می شود و بینندگان را به سایت آگهی دهنده هدایت می‌نماید. بنر استاندارد 468 پیکسل پهنا و 60 پیکسل ارتفاع دارد و معمولا در بالای صفحه وب قرار می گیرد. بنرهای کوچکتر، که به بنر "بند انگشتی" یا "تمبر پستی" معروفند، معمولا در نقاط دیگر (حاشیه راست یا چپ) صفحه جای داده می شوند. بنر ها را می‌توان به صورت ثابت، چرخشی(Rotation)، یا از طریق سیستمهای مدیریت پخش آگهی روی صفحات وب قرار داد. در حالت اخیر، که بنرها از طریق سیستم مدیریت بنر پخش می‌شوند، مدیریت سیستم، آگهی‌دهنده(Advertiser) و پخش‌کننده آگهی (Publisher) می‌توانند بر چگونگی پخش بنرها نظارت و آن را اداره کنند. سیستمهای مدیریت پخش بنر این نوع تبلیغات را از صورت غیرحرفه‌ای خارج و آن را در سطحی گسترده، نظارت پذیر و حرفه‌ای مطرح می‌کنند. مزیت مهم بنر این است که به صورت فعال عمل می‌کند و مشتری را به سایت آگهی دهنده می‌کشاند. تهیه بنر به سرعت و با هزینه کم امکانپذیر است و در طراحی آن می‌توان از جاذبه ها و تکنیکهای مختلف مانند گرافیک، عکس و انیمیشن استفاده کرد. بعلاوه به کمک سیستمهای خودکار تحت وب، نظارت و مدیریت پخش بنر بسیار دقیق و آسان است.

برخی مزایای تبلیغات از طریق بنر با استفاده از این سیستمها آگهی‌دهنده می‌تواند در هر لحظه به صورت Online به اطلاعاتی نظیر تعداد پخش بنر، تعداد کلیک روی هر بنر، تاریخ، زمان و حتی کشور فرد کلیک کننده دست یابد و پس از مدت کوتاهی (معمولاً چند ساعت) بر اساس نتایج بدست آمده تبلیغات را به نحوی که بهترین نتیجه را حاصل کند تغییر دهد. بعلاوه در یک سیستم مدیریت پخش،‌ که سایتهای پخش کننده متعددی در آن عضویت دارند (مانند پارس ادز)، می توان با دسته‌بندی سایتهای پخش کننده آگهی مخاطبان را هدفگیری نمود. مثلا‍ً آگهی دهنده می تواند انتخاب کند که بنرهای او در سایتهای خبری، هنری،‌ ورزشی، تجاری و امثال آن پخش شود. 
در حقیقت سیستمهای مدیریت بنر اطلاعات کامل و امکانات متعددی را در اختیار آگهی دهندگان می گذارند که در هیچیک از رسانه‌های سنتی به این دقت و گستردگی قابل دسترس نیست.

2-1-1 بهره مندی بیشتر از تبلیغات با بنر
گه گاه در رسانه های مختلف به اظهار نظرهای نادرست و حتی مغرضانه ای برمی خوریم که اثربخشی بنرهای تبلیغاتی را مورد سئوال قرار می دهند! هر چند تبلیغات از طریق بنر تنها راهکار تبلیغ نیست و این روش هم مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارد، ولی تجربه نشان می دهد که استفاده هوشمندانه از بنر بویژه در معرفی نام تجاری (برند) و پیشبرد فروش بسیار موثراست. 
فرانک کاتالانو مشاور برجسته بازاریابی در سیاتل آمریکا میگوید: "اگر بخواهیم میزان آشنایی با تبلیغات بنر را به مراحل مختلف شناخت افراد تشبیه کنیم ،‌ مثل این است که بگوئیم اکنون در پنجمین جلسه ملاقات با بنر قرار داریم؛ اولین جلسه ملاقات با اشخاص جدید معمولا" جلسه آشنایی است و در جلسات بعد بتدریج اطلاعات بیشتری در باره ملاقات شونده پیدا می کنیم و خصوصیات او را بهتر می شناسیم." سخن او اشاره به این نکته است که: بسیاری از آگهی دهندگان به شناخت کاملتری از تبلیغات بنر (Banner Advertising ) نیاز دارند تا بتوانند بخوبی از آن استفاده کنند.
بر اساس آمار سازمان بین المللی تبلیغات( IAB )،‌ در سال 2000 میلادی، تبلیغات از طریق بنر 47٪ کل تبلیغات آنلاین را تشکیل داده است. بویژه اگر توجه کنیم که رقم کل تبلیغات آنلاین در این سال 2/8 میلیارد دلار بوده، بیشتر به اهمیت این نوع تبلیغات پی می بریم.
بنابراین تبلیغات از طریق بنر می تواند و می بایست بخشی از استراتژی تبلیغاتی شما باشد، به شرط آنکه به این موارد توجه کنید:
1- برای بنرهای خود پیامهای جذاب و کوتاه تهیه کنید
بنرهای تبلیغاتی با بیلبوردهای خیابانی قابل مقایسه اند.این آگهیها باید نظر بیننده را به مدتی کوتاه جذب کنند. بنرخواه در بالای صفحه باشد، یا در وسط و کناره های آن، باید با چند کلمه یا تصویر مختصر پیام خود را انتقال دهد. این آگهیها بخصوص در معرفی نام و مارکهای تجاری بسیار موفق عمل می کنند، زیرا نامها یا تصاویر کوتاه بخوبی در ذهن جای می گیرند. اگرشرکت کوچکی دارید ومی خواهید مستقیما به تبلیغ کالاو خدمات خود بپردازید(یعنی هدفتان معرفی نام تجاری نیست) باز هم بهتر است همین رویه را در پیش گیرید،یعنی کلام و تصویری را انتخاب کنید که به زیبایی و در کمال اختصار پیام شما را انتقال می دهد.
2- اطمینان یابید که بنرها مخاطب را به جای درستی هدایت می کنند. اگر از بنر برای معرفی سایت خود استفاده می کنید، قابل قبول است که مخاطبان را به صفحه اصلی ( home page) سایت بفرستید. اما بنرهایی که برای پیشبرد فروش و ارائه پیشنهادات خاص طراحی شده اند، ممکن است باهدایت مخاطبان به صفحه اصلی سبب سردرگمی ایشان شوند. در این موارد، بخصوص اگر پیام یا راهنمای تصویری مناسبی برای هدایت این بازدید کنندگان در صفحه اصلی پیش بینی نکرده باشید، احتمالا آنها را از دست خواهید داد.
کریس ماهر، مدیر شرکت بازاریابی M2k در آستین تکزاس می گوید: " اگر کاربر را خسته و سردرگم کنیم، بدون آنکه از ما خرید کند، به سایت دیگری خواهد رفت. این یکی از خطاهای مهمی است که آگهی دهندگان مرتکب میشوند."
بنابراین، بجای آنکه مخاطب را به صفحه اصلی سایت بفرستیم، بهتر است او را مستقیما" به صفحه ای که برای پیشبرد فروش طراحی شده ـ و بنر ها را به آن مرتبط ( لینک ) کرده ایم – هدایت نمائیم. در این صفحه باید محصول یا پیشنهاد خود را به صورت مشروح معرفی کنیم و از مخاطب بخواهیم که با پر کردن فرم محصول را سفارش دهد یا با ما تماس بگیرد. به این ترتیب اگر مخاطب فرم را هم پر نکند، مطمئن هستیم که پیام ما را دریافت کرده است.
3- تبلیغات خود را هدفگیری کنید. منظور از تبلیغات هدفگیری شده، پیام رسانی به مخاطبانی است که دارای علائق مشترک شغلی، تخصصی، هنری، ورزشی و امثال آن هستند. در تبلیغات از طریق بنر این گروهها را می توان با دسته بندی سایتهای نمایش دهنده آگهی از یکدیگر تفکیک کرد، بطوریکه هر آگهی برای گروه خاصی از مخاطبان پخش شود. نا گفته پیداست که به این ترتیب هزینه ها کاهش و بازدهی تبلیغات به میزان درخور توجهی افزایش می یابد.
4- تبلیغات خود را با گروههای کوچک محک بزنید.
یک وجه امتیاز یا زیبایی تبلیغات اینترنتی این است که با هزینه ناچیزی می توانید آگهی های خود را با گروه کوچکی از مخاطبان بیازمائید. همچنین می توانید بنرهایی با شکلها، رنگها، متنها و اندازه های مختلف تهیه و اثر بخشی آنها را با هم مقایسه کنید. با کمی دقت و حوصله می توانید پیشنهاد های فروش را بگونه‌ای تنظیم نمائید که با خصوصیات وعلائق گروهی مخاطبان سازگارتر شده و بیشترین نتیجه را به بار آورد. 
در ایران متوسط هزینه نمایش 1000 بنر در حدود 1200 تومان است، که رقم بسیار کمی است و امکان هر نوع آزمایشی را فراهم می کند. این آزمایشها اطلاعات فراوانی به آگهی دهنده می دهد که ارزش آن دهها و گاه صدها برابر هزینه های مربوطه است. حتی می توانید هزینه و اثر بخشی تبلیغات بنر را، برای کالا یا خدمات مورد نظر، با سایر انواع تبلیغات سنتی و اینترنتی مقایسه کنید. در این صورت ملاحظه خواهید کرد که تبلیغات بنر در مورد بسیاری از محصولات ارزانتر تمام می ‌شود و نتیجه بهتری دارد.
5- بخشی از استراتژی کلی تبلیغات خود را به بنر اختصاص دهید. تبلیغات معمولا وقتی بیشترین نتیجه رابه بار می آورد که از رسانه ها و روشهای مختلف برای رساندن پیام به مخاطب استفاده کنیم. سازمانها و شرکتهای بزرگ و با سابقه این مطلب را می دانند و می کوشند پیامهای خود را با رسانه های مختلف به مخاطبان برسانند. این شرکتها معمولا" از رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات، تبلیغات محیطی‌ ( پوستر، بیلبورد، اتوبوس،...) بخوبی استفاده می کنند و در سالهای اخیر روشهای مختلف تبلیغات آنلاین را هم به این مجموعه افزوده اند. 
اگر بودجه شما کفاف تبلیغ در رسانه های گرانقیمت را نمی دهد، از سایر انواع تبلیغات آنلاین استفاده کنید. درج آگهی در خبرنامه های آنلاین و ارسال ای میلهای تبلیغاتی از نمونه هائی است که درکنار تبلیغات بنر می تواند به شما کمک کند.
6- درطراحی بنر از گرافیک، انیمیشن، و سایر جلوه های بصری بهره بگیرید. ترکیب بندی، رنگ، نور، حرکت، حروف و خطوط زیبا اثر محسوسی بر جلب توجه بینندگان و موفقیت بنرهای شما دارد. نثر زیبا و روان ( که پیشتر به آن اشاره شد) نیز در ترکیب با این عوامل اثرگذارتر میشود. این مجموعه ممکن است مدتها در ذهن بیننده بماند و به اهداف آگهی دهنده کمک کند. 
برای طراحی بنر ها از افراد متخصص و با تجربه استفاده کنید. هزینه طراحی بنر رقم درخور توجهی نیست اما اثر مهمی بر تبلیغات شما دارد.

 

----------------------------- 
فهرست منابع و مآخذ 
1- اسدی ، علی . افکار عمومی و تبلیغات . – تهران : انتشارات سروش ،1371
2- آرون ، ریمون . مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی، ترجمه باقر پرهام . جلد دوم .- تهران : 1363.
3. بازدار، الهه . تبلیغات ابزار ساماندهی افكار عمومی در خدمت روابط عمومی، ناشر انجمن روابط عمومی ایران ، 13811 
4. علوی، پرویز، ارتباطات سیاسی ، نشر علوم نوین ، چاپ اول ، 1375
5. متولی، كاظم ، روابط عمومی و تبلیغات ، انتشارات بهجت، چاپ اول، 1372.
6. میرسعید قاضی، علی، تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات، ناشر مبتكران، چاپ اول، 1370

 

References
1. Advertising On The Network, Seminar at JUSW 2000
URL: http://www.ukoln.ac.uk/web-focus/events/workshops/jusw-2000/workshop

 
 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

مدیریت زمان چیست و روشهای آن کدامند؟

 مدیریت زمان چیست و روشهای آن کدامند؟

آیا شما هم به این فکر می‌کنید که کاش زمان بیشتری برای انجام کارهای‌تان داشتید؟ آیا به این فکر می‌کنید که کاش می‌توانستید وقت خود را به کارهای مفیدتری بپردازید؟ آیا شما هم با کمبود وقت شدید درگیر هستید؟ ...
    نمایش اندازه واقعی

مدیریت زمان عنوان مهارتی است که به شما کمک می‌کند تمام کارهای خود را سر وقت و به موقع انجام دهید و هیچ گاه دچار کمبود زمان نشوید. اما به دست آوردن این مهارت که فکر می‌کنم تک تک ما به شدت دنبال آن هستیم خیلی ساده نیست.

اگر با دیدن تیتر چشم‌های‌تان برق زد خوشحال باشید. در ادامه 11 قانون طلایی مدیریت زمان را که برگرفته از این مقاله فوق‌العاده است با هم مرور خواهیم کرد.

یک/ باور داشته باشید مدیریت زمان یک افسانه است!

خوب این خیلی عنوان خوبی برای اولین قانون یک مقاله درباره مدیریت زمان نیست. اما شما که نمی‌خواهید خود را گول بزنید؟ برای شروع باید باور داشته باشید شما به هیچ عنوان نمی‌توانید مدیریت زمان داشته باشید!

در واقع یک روز فقط و فقط 24 ساعت است و این 24 ساعت هم خواه ناخواه می‌گذرد. شما به جای تلاش برای مدیریت زمان، باید «خودتان را مدیریت کنید» برای انجام به موقع کارها. این راز بسیار مهم شما را وادار می‌کند به شخصیت خودتان دقیق‌تر بشوید.

دو/ به دنبال جاهایی بگردید که زمان را تلف می‌کنید.

اولین قدم این است که به دنبال سارقین زمان بگردید. ببینید کجا وقت‌تان به صورت نادرست هدر میرود و شما نمی‌توانید از آن زمان‌ها استفاده مناسبی در جهت بهره‌وری ببرید.

خیلی وب‌گردی الکی می‌کنید؟ همیشه تلفن می‌سوزانید؟ به خداوندگار SMS تبدیل شدید؟ برای وقت‌گذاری کارتون‌هایی مانند فوتبالیست ها را هم نگاه می‌کنید؟ انتظار هم دارید وقت کم نیاورید؟ بحث طولانی می‌شود، برای همین توضیح روش‌های محاسبه وقت مصرفی برای کارهای روزمره را به نوشته‌های بعدی موکول می‌کنیم.

سه/ برای تلاش‌هایتان برای مدیریت زمان هدف بگذارید.

یادآوری می‌کنم، توجه مدیریت زمان روی تغییر رفتارهای شماست و نه تغییر زمان  [گام شماره یک].  یکی از بهترین جاها برای شروع این تغییر رفتار تلاش برای حذف جاهایی است که وقت شما الکی تلف می‌شود [گام شماره دو]

برای مثلا یک هفته سعی کنید یک هدفی بگذارید و حتما هم انجامش بدهید. نگاه نکردن برنامه عمو پورنگ که سخت نیست! هدف می‌تواند نزدن SMS برای یک هفته باشد.

چهار/ برنامه‌های مدیریت زمان‌تان را اجرایی و گسترده کنید.

این شاید یک جورهایی با گام شماره سه از یک رده باشند. شما توانستید یک هدف را برای یک مدت محدود تنظیم کنید و به آن عمل کنید. در این گام شما باید یک خورده به خودتان فشار بیاورید. نترسید به ذخایر چربی شما آسیبی وارد نمی‌شود.

شما کم‌کم باید این زمان‌های محدود را افزایش بدهید و در عین حال تعداد اهداف را هم زیاد کنید. برای مثال برای یک ماه نه SMS بزنید. نه برنامه‌های وقت‌گیر و بعضا وقت تلف‌کن تلوزیون را نگاه کنید. نه وبگردی بیهوده کنید و نه …

طبیعتا وقتی قدم سوم را با موفقیت برداشتید با کمی تلاش این قسمت را هم می‌توانید پشت سر بگذارید. هر چند شاید خیلی ساده به نظر نرسد!

پنج/ از ابزارهای مدیریت زمان استفاده کنید.

خوب بدیهی است که حتی یک برگ کاغذ هم می‌تواند ابزار مدیریت زمان باشد، اگر شما کارهای‌تان را مرتب و منظم روی آن بنویسید و تحلیل کنید. در حقیقت قسمت مهم کار هم همین جاست.

چه نرم افزارهای بسیار پیشرفته و چه Outlook ساده همه می‌توانند شما را در رسیدن به مقصودتان کمک کنند. مهم این است که شما خودتان بتوانید به نوبه خودتان کمک کنید. با استفاده از ابزارهای زیادی که وجود دارد زمان بندی روزانه خودتان را بنویسید و کلاه‌تان را قاضی کنید ببینید کجای کار را اشتباه کردید و کجاها را هم درست رفتید. پشت گوش نندازید خیلی زود عیب و ایرادهای کارتان را متوجه می‌شوید.

شش/ بی‌رحمانه اولویت‌ بندی کنید.

ممکن است شما 10 تا کار داشته باشید. آیا شما انسانی هستید که بتوانید در یک لحظه هر 10 کار را انجام دهید؟ اگر می‌توانید انسان نیستید. فرشته‌ای چیزی هستید احتمالا!

کارهای‌تان را اولویت‌بندی کنید. مسلما به کارهایی برمی‌خورید که سریع‌تر باید انجام شوند یا کارهایی که اگر عقب بیافتند ضرر بیشتری را به شما تحمیل می‌کنند. یادتان باشد اگر اشتباه اولویت‌بندی کنید ضرر می‌کنید پس برای جلوگیری از آسیب‌های زمانی هم که شده است بی‌رحم و خشن باشید.

هفت/ «به دیگران محول کردن» را یاد بگیرید.

این بیشتر برای بیزینس و مدیریت تجاری کاربرد دارد اما می‌شود به زندگی شخصی هم تعمیمش داد.

شما مدیر شرکت هستید و نه کسی که بخواهد همه فن حریفی خود را به رخ دیگران بکشد. سعی کنید یاد بگیرید چطور بار کارها را میان افرادی که سوپروایزر یا سرپرستشان هستید تقسیم کنید. Decide To Delegate یک منبع انگلیسی خوب برای آشنایی با مبانی تقسیم کار به این سبک است.

هشت/ یک برنامه روزمره تنظیم کنیم.

یک برنامه روزمره برای خودتان درست کنید. برای مثال فکر کنید صبح که بیدار شدید کار شماره یک را بکنید ( مثلا ایمیل چک کردن ) و سپس کار شما دو را بکنید ( مثلا رفتن به بانک برای امور مالی ) و … در آخر هم یک برنامه جمع‌بندی داشته باشید

در مواقع پیدایش بحران‌های زمانی اگر بتوانید هر چه بیشتر به برنامه روزمره خود وفادار بمانید، کمتر دچار مشکل می‌شوید. حالا شما کم‌کم به یک مدیر زمان موفق تبدیل می‌شوید.

نهم/ عادت بدهید به قرار دادن زمان‌های محدودی در میانه فعالیت‌ها

خودتان را عادت بدهید بین کارهایی که می‌کنید یک زمان محدود هم در نظر بگیرید برای یک سری کارهای خاص. بگذارید مثال بزنم.

شما نمی‌توانید کل روز را به ایمیل جواب دادن بگذرانید. ولی می‌توانید بین فعالیت‌های‌تان زمان‌های کوتاه 15 دقیقه‌ای به پاسخ دادن به Email اختصاص بدهید. همان 15 دقیقه هم باید اصولی پاسخ داد و بی‌جهت ایمیل چک کردن را کش نداد! یک زمانی قصد داشتم یک راهنمای سریع ایمیل پاسخ دادن هم بنویسم ولی از آنجایی که حدس می‌زنم اکثر شما تعداد ایمیل‌تان بسیار کم ( مثلا 7 یا 8 ) در روز باشد زیاد کاربردی نمی‌شود.

دهم/ مطمئن بشوید همه چیز مرتب و منظم است.

از کودکی همیشه به ما یاد داده‌اند که هر چیز را که بر می‌دارید سر جای خود بگذارید یا همه چیز را در جای مناسب خود قرار دهید اما ما وقتی کمی مشغولیت پیدا می‌کنیم دیگر این دو اصل را فراموش می‌کنیم.

برای مثال همیشه به دنبال فایل‌ها در کامپیوتر خود می‌گردیم در حالی که اگر یک بار آنها را در کامپیوتر مرتب کرده بودیم و نظم بخشیده بودیم دیگر هر بار این همه دچار اتلاف وقت نبودیم. همین را تعمیم بدهید به چیزهای دیگر در محیط کار.

نظم و ترتیب بزرگترین عامل در جلوگیری از سرقت وقت شما توسط خودتان است. به زیردستان خود ( مثلا به بچه‌ها وقتی مادر آنها هستید یا کارگران وقتی سرکارگر هستید ) یاد دهید چگونه با نظم در بهینه‌سازی وقت کل سیستم یاری‌گر باشند.

یازدهم/ وقت‌تان را طوری تنظیم کنید که اسیر انتظار نشوید.

شما می‌توانید به مطب دندان‌ پزشک تان بروید و منتظر بمانید تا وقت ویزیت‌تان برسد. اما راستش را بخواهید شما اصلا نیازی ندارید بروید آنجا و با انگشت‌های‌تان بازی کنید یا مجلاتی بخوانید که تاریخشان حداقل برای سال 85 است.

با موبایل یا  PDA یک لیست از کارهایی که باید بکنید درست کنید. برای یک زن خانه‌دار این می‌تواند خرید مایحتاج، تلفن زدن به مادر مثلا، انجام کارهای خانه، رفتن دنبال بچه‌ها یا کارهایی از این دست باشد که بعضا بسیار وقت‌گیر هم هست.

حالا خیلی راحت‌تر هستید که طوری برنامه‌ریزی کنید در صف یا انتظار نایستید یا حداقل از قبل بتوانید پیش‌بینی درستی از شرایط پیش رو داشته باشید. تکنولوژی به کمک شما می‌آید.

دیگر شما هستید که باید تلاش کنید این 11 گام را به ترتیب در زندگی پیاده کنید و تاثیرات شگفت‌انگیز آن را در طولانی مدت ببینید.

  

فروش برند،خرید برند،فروش علامت،خرید علامت،برند فروشی،خرید علامت تجاری،علامت تجاری فروشی،فروش علامت تجاری،فروش برند تجاری،خرید برند تجاری،برند تجاری فروشی،ثبت برند تجاری،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاری،ثبت علامت تجاری،هزینه ثبت،اداره ثبت علائم تجاری،هزینه ثبت،طبقه بندی،خرید نام تجاری،فروش نام تجاری،ثبت برند تجاری،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاری،مالکیت صنعتی،نام تجاری فروشی،خرید و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمدید،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاری،ثبت طرح صنعتی،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتی،اختراع،ثبت اختراع،طرح شبنم،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهای مشمول طرح شبنم،كارت بازرگانی،ثبت كارت بازرگانی،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگانی

نوشته شده در تاریخ شنبه 25 شهریور 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

فرهنگ برندسازی در ایران

فرهنگ برندسازی در ایران 

منابع محدود و تقاضای نامحدود در حوزه اقتصاد كه موسوم به قانون كمیابی است باعث شده نظام‌های مدیریتی فراوانی پدید آیند تا زمینه‌های تسلط بیشترانسان بر منابع اقتصادی دراختیار را فراهم آورند.

نظام بهره‌وری، نظام پیشنهاد ها،نظام مدیریت كیفیت،نظام برنامه‌ریزی استراتژیك،نظام تولید بدون انبار و نظام مدیریت سرمایه‌های انسانی از جمله ابزارهایی هستند كه امروزه برای رسیدن به هدف غایی رهبری تحول در سازمان‌ها بكار می‌روند.

اگر وجه مشترك تمامی سازمان‌ها و نهادهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را تولید و ارایه خدمات و محصولات به مشتریان عام و خاص خود در بازارهای محلی و جهانی بدانیم، باید اذعان كرد كه برخی از این سازمان ها از موفقیت های چشمگیری در این راه برخوردار شده اند.نام‌ها و اسامی برخی كالاها و خدمات پس از نسل های متمادی همچنان در اذهان مردم می‌درخشند و درمقابل از صاحبان برخی از كالاها و خدمات نیز نامی باقی نمانده، یا صنعت و حرفه آنان روبه نابودی رفته است یا اثر فراگیری از آنها دیده نمی‌شود.

تفاوت دو سر این طیف در چیست؟رمز ماندگاری و دوام برخی نام‌ها و علائم تجاری را در چه عواملی می‌بینید؟ قیمت مناسب،كیفیت بالا،شكل ظاهری،خدمات پس از فروش،اصالت كالا، نام و علامت تجاری آن،مشتری مداری،قدرت رقابت، آرم و طرح زیبا یا عواملی از این قبیل باعث شده‌اند تا طی نسل‌های متمادی مردم به برخی كالاها و خدمات اقبال نشان داده و همچنان مصرف‌كننده آنها باشند؟ نویسنده معتقد است نظام مدیریت برند در سازمان‌ها اعم از اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به پیوستگی و درهم تنیدگی تمامی این عوامل و به وجود نگاهی جامع در فرایندهای تصمیم‌گیری بستگی دارد و توجه به نقش محوری مشتریان و مخاطبان سازمان به ویژه آنان كه بر سایرین تاثیرات فكری عمیقی می‌گذارند از راهبردهای تعیین كننده است.

در یك رابطه ماتریسی، این مشتری است كه سایر عوامل را ارزیابی می‌كند. قیمت،كیفیت، شكل ظاهری،خدمات پس از فروش، اصالت كالا، نام و علامت آن،مشتری مداری،قدرت رقابت، آرم و طرح زیبا و در یك عبارت برند كالا و خدمات را مخاطب و بازار مصرف ارزیابی و تعیین می‌كند.

امروزه تمامی این مفاهیم زیبا و متغیرهای سازمانی را در چارچوب نظام رهبری تحول در سازمان‌ها می‌توان تعریف كرد. این نظام بر پایه چهار بعد معنایی شامل چشم‌انداز، اهداف استراتژیك،اهداف تاكتیكی و راهكارهای رسیدن به اهداف و بعد ساختاری شامل پشتیبانی‌های نرم اعم از قوانین و مقررات، فناوری اطلاعات، نظام منابع انسانی و رویه‌ها و دستورالعمل‌ها و پشتیبانی‌های سخت اعم از زیرساخت‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و تكنولژیك و بعد محتوایی یا نیروی انسانی شامل انگیزش، ارتباطات، ادراك، رهبری و تصمیم گیری و بعد چهارم كه از جمله مهمترین آنها نیز بشمار می‌رود بعد زمینه‌ای است كه فرهنگ و محیط را دربر می‌گیرد.رابطه فرهنگ و محیط با كل این عوامل شاید بیانگر همان رابطه ظرف و مظروف باشد.

در كشور ما،مفهوم بومی سازی در هنگام استفاده از نظریات، الگوها و تجارب دیگران در داخل بسیار بكار می‌رود.

این دقیقاً نشاندهنده تاثیر قاطع بعد زمینه‌ای و عوامل فرهنگ و محیط در پذیرش پدیده‌های جدید است.

برندسازی بعنوان جدیدترین رهاورد تحول در سازمان‌ها از این قاعده مستثنی نیست. اشاعه فرهنگ برندسازی در كشور نیازمند نگاهی راهبردی و هوشمندانه و مستلزم اهتمام جدی به حوزه‌ها و شاخه‌هایی از علم و تكنولوژی است كه باید در زمره مزیت‌های نسبی جامعه بصورت بالفعل یا حتی بالقوه قرار داشته باشند. سرمایه گذاری در بخش هایی كه قیمت تمام شده محصول و خدمات را به بالاترین حد ممكن می‌رساند و توان رقابتی را كاهش می‌دهد فاقد توجیهات فنی و اقتصادی لازم است و فقط در شرایط خاصی كه منطق سیاسی قوی و قابل اثباتی پشت آن باشد و دیدگاه‌های كلان اقتصادی نیز آن را تایید كند در عمل امكان پذیر خواهد بود.كالاها و خدماتی كه در بازار مصرف داخلی، برند هستند و در بازارهای جهانی حضور نمی‌یابند یا امكان و توان رقابت با رقبای خارجی را ندارند به معنای حرفه ای نمی توان آنها را برند نامید.

برندسازی اگر مطالعه شده و جامع نگرانه صورت گیرد و سپس از حمایت‌های قانونی برخوردار گردد ریسك و خطر ناشی از سرمایه گذاری را نه تنها برای كشور به حداقل می‌رساند بلكه بازده سرمایه را نیز افزایش می‌دهد و به جهانی شدن مزیت‌ها و توانایی‌های ملی می‌انجامد.

مزیت‌های نسبی ایرانیان در تمامی عرصه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی وجود دارند و به كمك مطالعات استراتژیك قابل جستجو و سرمایه‌گذاری هستند و برخی از این مزیت‌ها به شرط فرهنگ سازی مناسب در جامعه، توانایی برندسازی در سه سطح به هم پیوسته محلی،منطقه‌ای و جهانی را نیز دارند.
نویسنده : علیرضا سعیدآبادی
 

ثبت نام تجاری، ثبت علامت تجاری ، 09123707174,ثبت علائم تجاری ، ثبت اسم تجاری، ثبت برند تجاری، ثبت لوگو، ثبت نام تجاری در ایران، ثبت نام تجاری محصول، ثبت نام تجاری کالا، مراحل ثبت نام تجاری، سازمان ثبت نام تجاری، اظهارنامه ثبت نام تجاری، فرم ثبت نام تجاری، اداره ثبت نام تجاری، هزینه ثبت نام تجاری، مدارک ثبت نام تجاری، شرایط ثبت نام تجاری، آدرس اداره ثبت نام تجاری، سامانه ثبت نام تجاری، نحوه ثبت نام تجاری، ثبت نام تجاری شرکت ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت نام صنعتی، ثبت نام تجاری در سیستم مادرید، ثبت نام تجارتی، ثبت علامت تجاری در ایران، ثبت علامت تجاری محصول، ثبت علامت تجاری کالا، مراحل ثبت علامت تجاری، سازمان ثبت علامت تجاری، اظهارنامه ثبت علامت تجاری، فرم ثبت علامت تجاری، اداره ثبت علامت تجاری، هزینه ثبت علامت تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، شرایط ثبت علامت تجاری، آدرس اداره ثبت علامت تجاری، سامانه ثبت علامت تجاری، نحوه ثبت علامت تجاری، ثبت علامت تجاری شرکت، ثبت علامت تجاری بین المللی ، ثبت علامت صنعتی، ثبت علامت تجاری در سیستم مادرید، ثبت علامت تجارتی، ثبت برند تجاری در ایران، ثبت برند تجاری محصول، ثبت برند تجاری کالا، مراحل ثبت برند تجاری، سازمان ثبت برند تجاری، اظهارنامه ثبت برند تجاری، فرم ثبت برند تجاری، اداره ثبت برند تجاری، هزینه ثبت برند تجاری، مدارک ثبت برند تجاری، شرایط ثبت برند تجاری، آدرس اداره ثبت برند تجاری، سامانه ثبت برند تجاری، نحوه ثبت برند تجاری، ثبت برند تجاری شرکت ، ثبت برند تجاری بین المللی ، ثبت برند صنعتی، ثبت برند تجاری در سیستم مادرید، ثبت برند تجارتی، ثبت علائم تجاری در ایران، ثبت علائم تجاری محصول، ثبت علائم تجاری کالا، مراحل ثبت علائم تجاری، سازمان ثبت علائم تجاری، اظهارنامه ثبت علائم تجاری، فرم ثبت علائم تجاری، اداره ثبت علائم تجاری، هزینه ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علائم تجاری، شرایط ثبت علائم تجاری، آدرس اداره ثبت علائم تجاری، سامانه ثبت علائم تجاری، نحوه ثبت علائم تجاری، ثبت علائم تجاری شرکت ، ثبت علائم تجاری بین المللی ، ثبت علائم صنعتی، ثبت علائم تجاری در سیستم مادرید، ثبت علائم تجارتی، ثبت اسم تجاری در ایران، ثبت اسم تجاری محصول، ثبت اسم تجاری کالا، مراحل ثبت اسم تجاری، سازمان ثبت اسم تجاری، اظهارنامه ثبت اسم تجاری، فرم ثبت اسم تجاری، اداره ثبت اسم تجاری، هزینه ثبت اسم تجاری، مدارک ثبت اسم تجاری، شرایط ثبت اسم تجاری، آدرس اداره ثبت اسم تجاری، سامانه ثبت اسم تجاری، نحوه ثبت اسم تجاری، ثبت اسم تجاری شرکت  ثبت اسم تجاری بین المللی ، ثبت اسم صنعتی، ثبت اسم تجاری در سیستم مادرید، ثبت اسم تجارتی، ثبت لوگو تجاری در ایران، ثبت لوگو تجاری محصول، ثبت لوگو تجاری کالا، مراحل ثبت لوگو تجاری، سازمان ثبت لوگو تجاری، اظهارنامه ثبت لوگو تجاری، فرم ثبت لوگو تجاری، اداره ثبت لوگو تجاری، هزینه ثبت لوگو تجاری، مدارک ثبت لوگو تجاری، شرایط ثبت لوگو تجاری، آدرس اداره ثبت لوگو تجاری، سامانه ثبت لوگو تجاری، نحوه ثبت لوگو تجاری، ثبت لوگو تجاری شرکت ، ثبت لوگو تجاری بین المللی ، ثبت لوگو صنعتی، ثبت لوگو تجاری در سیستم مادرید، ثبت لوگو ، تجارتی،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری،     |
نظرات() 

استراتژی مارک گذاری یا برندینگ استراتژی

استراتژی مارک گذاری یا برندینگ استراتژی
شرکت ها برای مارک گذاری می توانند از استراتژی متعددی استفاده کنند. این استراتژی ها عبارتند از: مارک گذاری تولید کننده، مارک گذاری عمده فروشان و خرده فروشان، شیوه های مارک گذاری مختلط و مارک گذاری ژنریک (روستا 1377) 

الف) مارک گذاری تولید کننده: در این شیوه تولید کننده از دو روش مارک گذاری می تواند استفاده کند. روش اول مارک گذاری واحد برای چند محصول است. این روش غالبا استراتژی مارک گذاری خانوادگی نامیده می شود، مانند تولید مهرام، یک و یک و ویتانا. 
 روش دیگر انتخاب مارک ها و نام های مختلف برای محصولات متفاوت است. در این شیوه برای هر محصول مارک مجزایی اتخاب می شود. 
 این استراتژی وقتی مفید است که هر مارک محصول در بخشی از بازار، عرضه شود. مانند گروه صنعتی بهشهر که مارک هایی مانند نسیم و پونه برای خمیر دندان و نام های مختلفی باری شوینده ها، شامپو و اقلام دیگر انتخاب کرده است. (روستا 1377) 

مزیت های اتخاذ استراتژی مارک گذاری واحد
 خلق یک مارک واحد برای مجموعه ای از محصولات شرکت، رویکرد نسبتا جدیدی در دنیای کسب و کار امروز است. می توان آن را به چسبی تشبیه کرد که تمام محصولات شرکت را به هم می چسباند و تمامی آنها را به صورت یکپارچه در می آورد. البته شرکت های بزرگی هم هستند که بیشتر از آن که با نام کمپانی شان معروف باشند، با انواع محصولاتشان شناخته می شوند. اما به هر حال، هر روزه تعداد بیشتری از شرکت ها به ارزش استراتژی مارک گذاری واحد پی می برند. 
 1) مارک گذاری واحد، هزینه ها را کاهش می دهد. 
 2) مارک گذاری واحد، به مصرف کنندگان احساس همبستگی می دهد. 
3) مارک گذاری واحد، به مشابه مهر تایید برای محصولات عمل می کند. 
 4) مارک گذاری واحد، یک مفهوم فراگیر جهانی خلق می کند. (اسفرجانی 1380) . 

ب) مارک گذاری خصوصی: در این روش شرکت ها محصولات تولید شده را با مارک مورد درخواست عمده فروش یا خرده فروش عرضه می کنند، برای مثال در فروشگاه های سپه بسیاری از اقلام با نام و مارک مورد نظر آنها تهیه و عرضه می شود. این اقلام شامل کفش، پوشاک و حتی ساعت است. تولیدکنندگان وقتی از شیوه مارک گذاری استفاده می کنند که خرده فروشان دارای شعبه های زیادی بوده، حسن شهرت داشته باشند. مزیت استفاده از این شیوه برای تولید آن است که هزینه های توزیع فروش به خرده فروشی یا عمده فروشی منتقل می شود.

ج) مارک گذاری مختلط: استراتزی مارک گذاری مختلط روشی است بین دو روشی که قبلا تشریح شد. بعضی از تولیدکنندگان محصولات خود را با مارک شرکت خود و خرده فروش یا عمده فروش مارک گذاری می کنند. زیرا خریدارانی که از مارک شرکت تولید کننده راضی هستند با خریدارانی که از خرده فروشی یا عمده فروشی ها محصولات را خریداری می کنند، تفاوت دارند. 

د) مارک گذاری ژنریک (بدون مارک) : در این شیوه، تولیدات بدون مارک خاص و فقط با ذکر مشخصات مانند قارچ، لوبیا ونخود فرنگی به بازار عرضه می شوند. یعنی روی بسته بندی محصول، شرح محتویات آن نوشته می شود و محصول مورد نظر فاقد هرگونه مارک یا علامتی است. 
 مزیت اصلی این روش آن است که می توان قیمت ها را با تخفیف چشمگیری عرضه کرد. در سال های گذشته در ایران از این استراتژی مارک گذاری برای عرضه دارو استفاده شده است. بعضی از شرکت ها از این نوع مارک گذاری برای فروش محصولات انبار شده یا غیر مرغوب استفاده می کنند (روستا 1377) .

تهیه و تنظیم: مظاهر یوسفی، علی اصغر ضیاچی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

هوش هیجانی عاملی در جهت موفقیت تیم و رهبر تیم

 هوش هیجانی عاملی در جهت موفقیت تیم و رهبر تیم


چکیده:

مهمترین دارایی یک سازمان نیروی انسانی ان می باشد . کیفیت و توانمندی نیروی انسانی ، مهمترین عامل بقا و حیات سازمان بوده و این نیروی انسانی توانمند است که سازمان توانمند را به وجود می اورد. سازمان توانمند محیطی است که در آن افراد توانمند در تیم های مختلف با یکدیگر همکاری می کنند. وجود تیم در سازمان ها عاملی در جهت موفقیت سازمان ها قلمداد می شود بطوریکه اگر این تیم ها از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند باعث بهبود عملکرد سازمان و اثر بخشی ان خواهند شد در این مقاله ، مزیت هوش هیجانی رهبر به عنوان یک عامل تأثیر گذار بر هوش هیجانی گروه / تیم و در نهایت اثر بخشی سازمان قلمداد شده است و همچنین معیارهایی به منظور آزمایش هوش هیجانی رهبر/ گروه و تیم نیز پیشنهاد گردید است.

کلمات کلیدی: هوش هیجانی ، مهارت روابط اجتماعی، رهبر تیم، کار تیمی، عملکرد تیم.


مقدمه:

از سالها پیش روان شناسان متوجه شده اند که برای کسب موفقیت تنها دارا بودن ظرفیتهای هوش عقلانی قوی (IQ) کفایت نمی کند. مطالعات نشان می دهد ، تعداد زیادی از افراد دارای هوش عقلانی و شناختی بالا نتوانسته اند در زمینه شغلی ، زندگی زناشویی ، ایجاد روابط با دیگران و حتی زمینه های تحصیلی موفق باشند. پس از آن نظر دانشمندان از جمله پیتر سالوی و جان مایر به توانمندیهای دیگری جلب شد که بیشتر از جنس هیجانات بودند تا شناختها. این توانمندی که از این پس هوش هیجانی نامیده می شود به توانایی های آموخته شده ای اشاره دارد که به ما کمک می کند تا احساسات و هیجانات خود را درک کرده و کنترل نماییم تا به نفع ما کار کنند نه بر علیه ما. به بیان دیگر هوش هیجانی بیانگر آن است که در روابط اجتماعی در شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. یعنی اینکه فرد در شرایط مختلف بتواند امید را در خود همیشه زنده نگه دارد، با دیگران همدلی نماید، احساسات دیگران را بشنود، برای به دست آوردن پاداش بزرگتر، پاداش‌های کوچک را نادیده انگارد، نگذارد نگرانی قدرت تفکر و استدلال او را مختل نماید، در برابر مشکلات پایداری نماید و در همه حال انگیزه خود را حفظ نماید. هوش هیجانی نوع استعداد عاطفی ا ست که تعیین می‌کند از مهارت‌های خود چگونه به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم و حتی کمک می‌کند خرد را در مسیری درست به کار گیریم.

معیارهای هوش هیجانی

هوش هیجانی از پنج مهارت ۱) خود آگاهی:شناخت احساسات و هیجانات خود به طور آنی و عمیق و استفاده از آن برای راهنمایی در تصمیم گیری های مناسب.۲) مهارت خود نظم دهی:توانایی مهار و مدیریت هیجانات و حفظ آرامش برای کمک به تصمیم گیری و بهره گیری از توانمندیهای شناختی به نحو مناسب. هماهنگی با هیجاناتمان به نحوی که به جای اختلال در کارها ، در تسهیل آن به ما یاری رساند.۳) خود انگیختگی:استفاده از عمیقترین علایق خود برای حرکت دادن و هدایت به سمت اهداف تا کمک کند پیش قدم شده و در جهت تکامل و پیشرفت تلاش کنیم ، نه اینکه منتظر مانده تا یک واقعه یا شخص باعث ایجاد انگیزه و حرکت در ما گردد.۴) همدلی:درک آنچه افراد احساس می کنند ، توانایی در نظر گرفتن دیدگاه های دیگران و توسعه حسن تفاهم و هماهنگی با انسان های گوناگون به منظور ارتقای کار گروهی (بویژه در محیط کاری و سازمانی).۵) ارتباطات اجتماعی: در روابط با دیگران ، به خوبی کنار آمدن با عواطف خود و دیگران. فهم دقیق موقعیتها و شبکه های اجتماعی. مهارت خوب گوش کردن، و خوب ابراز وجود کردن ، حل تضادها و تعارض ها و استفاده از این مهارتها برای متقاعد سازی ، رهبری و مدیریت(Stubbs,2005,Golemn,1998,Boyatzis,1982).

.مهارت خود نظم دهی بمنظور کنترل هیجانات ، مهارت خودشناسی برای درک بهتر لایه های زیرین احساسات ، رنجش ها ، تمایلات و افکار ، و مهارت خود انگیختگی در جهت ایجاد امید و رفتاری که به آن پشتکارنیز

می گویند برای یک مدیر از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. آنگاه که مدیر با شناخت عمیق احساسات و مدیریت هیجانات خود ،‌و با شناسایی اموج احساسات و هیجانات جاری سازمان خود ، با رفتاری حاکی از همدلی با این امواج هماهنگ می گردد ، به رهبری مبدل خواهد شد که بر دل ها حکومت می کند ، نه بر سِمت ها و پستهای سازمانی.

معیارهای هوش هیجانی در سطح تیمی

Druskat and Wolff(1999) معیارهایی را به عنوان شایستگی هوش هیجانی یک تیم که هوش هیجانی را در مسیرایجاد شایستگی هیجانی وتوسعه سرمایه اجتماعی قرار می دهدو اثر بخشی را منتج می شود، بیان داشتند.آنها معیارهایی را مرتبط با فرد، گروه و سازمان نشان دادندکه در هر سه سطح حداقل یک معیار به عنوان شاخص آگاهی و یک معیار به عنوان شاخص قانونمند درنظر گرفته شده است.معیارهای شایستگی هوش هیجانی را در سطح فرد می توان به خود آگاهی و خود مدیریتی افراد به معنی تفهیم احساسات ابراز شده و ابراز نشده، علایق، ترجیحات، نقاط قوت و ضعف تک تک افراد تیم،و در سطح گروه به خود مدیریتی و خود آگاهی گروه به معنی خود درمانی تیم ، جمع آوری اطلاعات در زمینه عملکرد و مقایسه آن اطلاعات با تیم های دیگردر راستای رسیدن به عملکرد بالاتر تیم و پذیرش احساسات به عنوان قسمتی از کار گروهی و در تهایت در سطح سازمان به خود مدیریتی و خود آگاهی سازمان در شناخت محیط و سیستم سازمانی که تیم قسمتی از آن به شمار می اید و تمایل تیم در کمک به ایجاد روابط مثبت با ذیتفعان به منظور پشتیبانی و امنیت درمالکیت منابع برشمرد(Stubbs,2005, Hamme,2003).

به سادگی می توان گفت که در هر گروه انسانی ، رهبر، حداکثر قدرت را برای تاثیر گذاری بر هیجانات داراست. اگر هیجانات افرادتوسط رهبر به سمت اشتیاق کشیده شود ، عملکرد به اوج خواهد رسید اگر افراد به سمت کینه و اضطراب سوق یابند ، از پیشرفت باز خواهند یافت. این امر جنبه ی دیگری از رهبری پایه ای را نشان می دهد، که آثارش فراتر از تعیین کردن اینکه آیا یک وظیفه به خوبی انجام می شود ، می رود. پیروان نیز برای ارتباط هیجانی حمایت گرانه و همدلی ، نگاه خود را به رهبر معطوف می کنند.


هوش هیجانی و مدیریت بازار

استفاده از هوش هیجانی در تجارت ایده‌ای نوین می‌باشد. در واقع بیشتر مدیران ترجیح می‌دهند برای انجام کارها از مغزشان استفاده کنند تا از قلبشان. نگرانی اصلی آنها آن است که احساس همدلی و دلسوزی با همکاران و مشتریان آنها را از پرداختن به اهداف سازمان دورمی نماید. سیستم بازاریابی فرایندی کامل است که موجب هماهنگی شرکت با بهترین فرصت‌های بازار می‌شود.

فرایند کلی مدیریت بازار شامل ۴ مرحله اصلی است که عبارتند از:


-تجزیه و تحلیل بازار: معمولاً شامل سیستم‌های اطلاعاتی و تحقیقاتی بازار و بررسی بازارهای مصرف کننده و بررسی بازارهای سازمانی می‌باشد. محیط پیچیده و در حال تغییر است و همواره فرصت‌ها و تهدیدهای جدیدی به همراه می‌آورد. شرکت و سیستم استراتژیک آن باید محیط را همواره تحت نظر داشته باشند که این تحت نظر گرفتن محیط مستلزم دریافت اطلاعات زیادی می‌باشد. اطلاعاتی در مورد مصرف کنندگان و نحوه خرید آنها.


-انتخاب بازارهای هدف: هیچ شرکتی توانایی تأمین رضایت تمام مصرف کنندگان را ندارد. وجود شرکت‌های مختلف و قوی در تولید کالاهای مشابه بیانگر تنوع و تشتت سلایق بین مصرف کنندگان می‌باشد. هر شرکتی برای اینکه بتواند بهترین استفاده را از توانایی‌های بالقوه خود نماید و بهترین جایگاه را در بازار انتخاب نماید و در وضعیت بهتری قرار گیرد نیازمند بررسی چهار مرحله‌ای می‌باشد که شامل اندازه گیری و پیش بینی تقاضا تقسیم بازار، هدف‌گیری در بازار و جایگاه‌یابی در بازار می‌باشد.

-تهیه ترکیب عناصر بازاریابی: یکی از اساسی‌ترین مفاهیم در بازاریابی نوین همین مفهوم آمیخته بازاریابی می‌باشد. مجموعه‌ای از متغیرهای قابل کنترل که شرکت آنها در بازار هدف و برای ایجاد واکنش مورد نیاز خود ترکیب می‌کند. این ترکیب در واقع ابزار دست تاجر می‌باشد برای اینکه بازار را تحت تأثیر قرار دهد. این ترکیب که شامل طراحی محصول ،توزیع کالا، قیمت‌گذاری و تبلیغات پیشبردی می‌باشد کلید اصلی تجارت در بازارهای نوین می‌باشد.

-تلاش‌های بازاریابی: این مرحله شامل تجزیه و تحلیل رقبا و خط مشی‌های رقابتی بازار و برنامه‌ریزی ،اجرا و سازماندهی و کنترل برنامه‌های بازاریابی است. شرکت‌ها وجه مهمی از بررسی‌های خود را باید روی رقبا بگذارند و به طور مداوم محصولات و قیمت‌ها و شیوه توزیع و تبلیغات پیشبردی رقبا را از نزدیک پی بگیرند و بدانند که در چه وضعی هستند. مدیریت در رأس هرم سازمان بایستی برنامه‌های بازاریابی را تنظیم نماید و بعد با برانگیختن همه افراد در همه سطوح برنامه را اجرایی نموده و برای اطمینان از اجرای برنامه‌ها و رسیدن به اهداف کنترل داشته باشد و ممیزی بازاریابی را نیز فراموش ننماید.

در لایه‌های مختلف فرایند بازاریابی توجهی ویژه به مشتریان به عنوان شرکای سازمان می‌شود. به انسان‌هایی که دارای عواطف هستند و هر چه شرکت‌ها به سمت فعالیت‌های خدماتی می‌روند این حساسیت بیشتر می‌شود.

مدیران و تجاری که هوش هیجانی بالایی دارند یعنی کسانی که احساسات خود را به خوبی می‌شناسند و هدایت می‌کنند و احساسات دیگران را نیز درک می‌کنند و هدفمند با آن برخورد می‌کنند در اداره بازار متمایزترند. این افراد حتی در زندگی فردی نیز خرسند و کارآمدند و توانی را در اختیار دارند که موجب می‌گردد افرادی مولد باشند.

چهار توانایی مجزایی را که به عنوان مؤلفه‌های هوش بین فردی شامل:۱)سازماندهی گروه: داشتن ابتکار عمل در هماهنگ ساختن تلاش‌های گروهی از مردم است. این مهارت برای رهبران ضروری است و در رهبران کارآمد هر نوع سازمان تجاری مشاهده می‌شود. ۲)ارائه راه حل: استعداد میانجیگری، اجتناب از تعارض‌ها یا حل تعارض‌هایی که به وجود آمده است. افرادی که این توانایی را در سطح بالا دارند در جوش دادن معاملات و داوری کردن و وساطت توانایی زیادی دارند. ۳)ارتباط فردی: دارا بودن این استعداد رویارویی با دیگران یا شناخت و پاسخ دادن مناسب به احساسات و علایق مردم را آسان می‌سازد. این افراد همکاران تجاری خوبی هستند و در دنیای تجارت به عنوان فروشنده یا مدیر موفق می‌باشند و در زمینه دریافتن احساسات دیگران از طریق حالت‌های چهره بسیار موفقند و از محبوبیت زیادی برخوردارند. ۴)تجزیه و تحلیل اجتماعی: به معنای توانایی دریافت احساسات، انگیزش ها، علایق دیگران و داشتن درکی عمیق از آنهاست. این آگاهی از احساسات دیگران باعث می‌شود این افراد به راحتی با دیگران صمیمی شوند. در بهترین حالت می‌توان گفت فردی با این توانایی مشاور تجاری خوبی می‌تواند باشد.۵)خوش بینی و امید :. امید نقش مهمی در موفقیت تجاری و مدیریتی افراد دارد و زندگی حرفه‌ای هر کس که به کسب و کار تجاری می‌پردازد به نحو چشمگیری وابسته به میزان امید اوست. امید چشم‌انداز و دورنمایی روشن و پرنوری است که نشان می‌دهد در نهایت همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت. اشنایدر، امید را این گونه تعریف می‌کند: اعتقاد به این امر که هدفتان هرچه باشد هم اراده دستیابی به آن را دارید و هم راه آن مقابلتان گشوده است. افراد پرامید که امیدشان تمامی ندارد وقتی در دستیابی به هدفی مثلاً در انعقاد قرارداد معامله‌ای شکست می‌خورند بر این باورند که سخت تر کار و تلاش کنند و به مجموعه کارهایی می‌اندیشند که می‌توانست سبب موفقیت آنها در معامله مذکور شود و از آنها درس می‌گیرند(Gardner,2001).

در تحقیقی که سیلکمن بر روی بازاریاب‌های شرکت بیمه مت لایف انجام داد مشخص شد که بازاریاب‌هایی که به طور ذاتی خوش بین هستند در سال اول کار خود به طور متوسط ۳۷ درصد بیشتر از افراد بدبین افراد را بیمه کرده‌اند و رها کردن کار در سال اول در بین افراد بدبین دو برابر افراد خوش بین بوده است. توانایی افراد در شنیدن و پذیرش پاسخ منفی با رویی گشاده در تمام زمینه‌های فروش و بده بستان تجاری توانی سرنوشت ساز است.

هوش هیجانی و رفتار سیاسی


سازمانها پدیده کلیدی جوامع امروزی هستند. زیرا تأثیر مستقیم بر نهادهای اجتماعی، سیاست ، اقتصاد،و حتی قوانین و خانواده ها را دارد( Daft,1992).رفتار سیاسی مسبب رضایت شغلی، بهبود عملکرد سازمان و بهره وری می شود.

هوش هیجانی مطلوب می تواند به توسعه خردمندی سیاسی در فرآیند تصمیم گیری، تغییر و تحول سازمان ، افزایش رضایت شغلی، اندازه گیری اثربخشی سازمان، به کار گیری مدیریت مشارکتی و افزایش قدرت کارکنان مؤثر واقع شود.در سازمان و مدیریت، رفتار سازمانی مطلوب یک فرآیند طبیعی در سازمان هاست که به وسیله آن تعارض و اختلاف بین گروه های ذی نفع را از طریق گفت و گو، مذاکره، چانه زدن حل می شود. امروزه به دلیل اهداف مبهم، پیچیدگی سازمانها و محیط نامطمئن رفتار سیاسی از اهمیت بالایی برخوردار است . هوش هیجانی می تواند به مدیران را در تصمیم گیری، افزایش قدرت کارکنان، بالا بردن بهره وری سازمان یاری رساند. به منظور استفاده از رفتار سیاسی به عنوان یک عامل مثبت در ارتقاء هوش هیجانی تاکتیک های مشورت، متقاعد سازی منطقی، متوسل شدن به ارزش ها و اعتقادات، ائتلاف، توسل به مقامات عالی، داد و ستد، حمله به دیگران یا سرزنش انها،استفاده از اطلاعات به عنوان ابزار سیاسی، ایحاد تصویری مطلوب از خود،ایجاد پایگاه حمایتی برای خود، ائتلاف با افراد قوی و با تفوذ، تاکتیک های فشار، توجه به حالات روانی فرد، بازی سیاسی، کنترل پارامترهای تصمیم گیری و تاکتیک تعریف و تمجیدپیشنهاد گردیده است(Kumar,2004).

هدف از این مقاله بررسی رابطه بین مزیت هوش هیجانی رهبران تیم، سطوح هوش هیجانی و عملکرد تیم هاست. همچنین ارتباط بین هوش هیجانی رهبر، هوش هیجانی گروه و در نهایت ارتباط ایندو را با عملکرد تیم بیان

می دارد.

تعاریف مفاهیم و واژه ها:

تیم/ گروه: تیم به عنوان انتخابی از افراد است که به فعالیت خودشان وابسته بوده و مسئولیتها را بین خود تقسیم می نمایند. همچنین یک تیم به عنوان قسمتی از فرآیند اجتماعی تلقی می شود و دارای ارتباطات با افراد داخل و خارج سازمان می باشد.

اثربخشی تیم: اثربخشی تیم به عنوان یک ساختار چند بعدی است. که هم مشخصه های مشتری و هم توانایی کار گروهی را در آینده در برمیگیرد.در حقییقت تیم ها فقط به رضایت مشتری توجه ندارندبلکه به رضایت اعضای گروه نیز توجه دارند.

هوش هیجانی در گروه:هوش هیجانی گروه بر فرآیند احساسات در راه بنا کردن ظرفیت احساسی و توسعه سرمایه اجتماعی تأثیر گذار است و به اثر بخشی منجر می شود.


بیان مسئله:


رهبران تیم مسئول موفقیت تیم خود هستند. بنابراین آنها فقط مسئول هیجانات خود نبوده بلکه مسئول هیجانات تیمی هستند که رهبری می کنند. به منظور تأثیر گذاری و برانگیختن افراد، مهمترین مسئله مزیت دانش و مهارت است که می توان به عنوان خصوصیاتی که به عملکرد اثربخش منتهی می شود بیان داشت.. به نتایج مطالعه بر روی شصت و دو مدیر ارشد و تیم مدیریت نشان دادکه مدیران ارشد نشان داد هرچه حالات کلی افراد در تیم مدیریت ارشد مثبت تر باشد ، آنان با همکاری بیشتری با یکدیگر کار خواهند کرد ، و نتایج کار شرکت بهتر خواهد بود. به عکس، هر چه یک شرکت مدت زمان بیشتری توسط تیم مدیریتی ای که متناقض اداره شود بازده آن شرکت پایین تر است..بنابراین می بیینیم ، رهبرانی که می دانند چگونه تمرکز گروه را در کار جاری ، با توجه به کیفیت روابط اعضا متعادل کنند به طور طبیعی فضایی دوستانه اما اثر بخش را ایجاد می کنند که روحیه همه را بالا می برد. در همین راستا گولمن و ویلیام بیان داشتند که وجود رهبرانی که دارای هوش هیجانی هستند برای توسعه محیطی که در ان کارکنان از بالاترین قابلیت و توانایی خود استفاده می کنند، حیاتی است. هنگامیکه رهبر تیم به توسعه تیم کمک می کند، معیارهای آن همگی با خصوصیات رهبر تیم بازگو می گردد. اگر توسعه معیارها نمایانگر شخصیت رهبر باشد می توان گفت که وجود هوش هیجانی در تیم ها می تواند مزیت هوش هیجانی رهبر را ایجاب کند.

به منظور بیان رابطه بین متغیرهای هوش هیجانی رهبر ، هوش هیجانی گروه و بهبود عملکرد تیم فرضیه های پژوهش بیان گردید (نمودار۱).

فرضیه اول: رابطه مثبت و معنی داری میان میزان هوش هیجانی رهبرومعیارهای هوش هیجانی گروه وجود دارد

فرضیه دوم: رابطه مثبت و معنی داری بین هوش هیجانی گروه و عملکرد تیم وجود دارد.

TMBA

حسین وظیفه دوست – دکترای مدیریت بازرگانی ، استاد یار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشکده مدیریت واقتصاد، گروه مدیریت اجرایی، تهران

شادی ادیبی فرد – دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی – گرایش بازاریابی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، دانشکده مدیریت و اقتصاد(نویسنده مسئول)

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

چگونه بازاریابی می تواند بر برند سازی تأثیر بگذارد

چگونه بازاریابی می تواند بر برند سازی تأثیر بگذارد
 
زمانی در ایالات متحده ، برندهائی نظیر Campbell’s ، Kodak، K-Mart ، Polaroid، Oldsmobile و Levi’s به عنوان شاخص های قدرت برند شناخته می شدند. اکنون همگی یا خیلی بیمار هستند و یا مانند Oldsmobile مرده اند؛ Levi’s طی هفت سال گذشته افولی نفس گیرو بی مهابا را تجربه کرده است. واقعاً وقتی برندهائی با چنین جایگاه قدرتمند، اینگونه و با این سرعت به چنین وضعی دچار می شوند، چه حرفی برای توان و قدرت مدیریت برند باقی می ماند. بحران تمایز در سال 2002، دو شرکت تحقیقاتی آمریکائی برای تحقیق در مورد اینکه "برندها در طبقه های گوناگون تا چه اندازه متمایز هستند؟"، خود را تجهیز کردند[1]. آنها 46 طبقه محصول/ خدمت را در اذهان مشتریان مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که 40 مورد از برندهای پیشرو در حال از دست دادن تمایز خود در اذهان مشتریان می باشند. چنین استنباط می شد که برندهای پیشرو در چهار طبقه به حفظ تمایز خود پرداخته و تنها در دو طبقه تمایز خود را بیشتر می کردند. در حمایت این مطلب،تحقیق Ernest & Young راجع به برندهای جدید نشانگر افزایش 80% ناتوانی بود. اولین دلیلی که برای ناتوانی مورد توجه قرار می گرفت کمبود تمایز بود. اکنون هر دانشجوی بازاریابی می تواند به شما بگوید که برندها بایستی با اهدافشان یکپارچه باشند و برای توفیق در بازار، از رقبایشان متمایز باشند، اما نشانه و شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه بازاریابی به نحوی ظرفیت ایجاد و مدیریت برندهای متمایز را از دست داده است. این فقدان تمایز موجب گردیده است تا برندها به سمت رقابت در حوزه های قیمت سوق داده شوند و چرائی اولویت برندها ، مورد خدشه قرار گیرد. ناتوانی در ایجاد تمایز، به این نکته اشاره دارد که افول ما در حوزه بازاریابی ناشی از فقدان یک تفکر اصیل در مورد آن است یعنی فقدان خلاقیت در موضوعات استراتژیک. یک استراتژی ناب برای برند، از الزامات ایجاد تمایز است. بنابراین خلاقیت برای توفیق در استراتژی برند( جایگاه سازی یا برند سازی آنطور که ما آن را می نامیم) امری حیاتی است. بیشتر مواقع بازاریابها تلاش می نمایند تا با درخواست ساخت تبلیغات منحصر به فرد از شرکتهای تبلیغاتی خود، یک استراتژی "من هم همینطور" مبتنی بر منافع حاصل از طبقه محصول / خدمت برای مشتری را، اتخاذ نمایند. مسئله اینجاست که یک استراتژی از کارافتاده موجب می گردد تا کلیه افراد دست اندرکار اجرای آن نیز از حرکت باز بایستند. بحران تمایز مسئله اجرائی نیست. با تمام اینها به نظر می رسد که بازاریابها به هنگام فرموله کردن استراتژی برند، توان تفکر خلاقانه خود را از دست داده اند یا شاید ما محدود به نوعی سیستم اعتقادی (پارادایم[2]) هستیم که با تفکر غائی آن در تقابل است. چهار انگاره اصلی علم بازاریابی علم بازاریابی مشتمل بر خوشه ای از فرآیندها و اعتقادات است که برخاسته از نیاز مکاتب تجاری و کسب و کارهای بزرگ برای نظام مند کردن فعالیتهای بازاریابی، می باشد. این علم در ارتباط با بودجه بندی، مدیریت ترویج، قیمت گذاری و بسیاری ابعاد عملیاتی بازاریابی، از عملکردی عالی برخوردار بوده است اما وقتی موضوع ایجاد و مدیریت برند به میان می آید می بینیم که انگاره های اصلی علم بازاریابی بشدت با نیاز اصلی برندها یعنی تمایز، بیگانه بوده است. انگاره های ناگفته تضعیف کننده علم بازاریابی به شرح زیر می باشد: 1. به فرآیندها بیش از ایده ها اهمیت دادن اعتقادی وجود دارد مبنی بر اینکه یک فرآیند خوب سازمان داده شده می تواند عملاً تمامی مسائل پیچیده کسب و کار را حل کند. مکاتب تجاری به مدیران می آموزند که چگونه از یک روند کلی برای حل مسائل و از روندهای تخصصی در زمینه های خاص نظیر عملیات، مالی و بازاریابی استفاده کنند. این فرآیندها به همراه برخی اصول بنیادین را مدیریت می نامند. مدیران فرآیندها، می آموزند که به ایجاد شفافیت کمک کنند و تصمیم گیری را روان و منطقی نمایند. ما همگی عاشق تحلیل منطقی و سیستماتیک مبتنی بر اعداد و ارقام هستیم و بدینترتیب نهایتاً بالا پائین کردن و آزمودن اولویتها و راه حلها، از ایجاد راه حلهای خوب مهمتر شده اند. بناچار فرآیند از پردازش ایده ها اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا سیستماتیک کردن ایده ها سخت است و سیاه و سفید کردن ایده ها کار آسانی نیست. البته صادقانه بایستی اذعان کرد که قضاوت کردن راحت تر از مورد قضاوت قرار گرفتن است. 2. اگر پای تحقیقات کمّی در میان باشد، حقیقت دارد واگرنه ..... در علم بازاریابی مثل روز روشن است که "حقیقت در اعداد نهفته است". در نتیجه تحقیقات بازار کمّی تنها تحقیقی است که در فرهنگ امروزی کسب و کار قابل دفاع می باشد و مدیریت ارشد به آن نیازمند است زیرا نزدیک ترین چیز به واقعیت است. 3. بهترین امتیاز یعنی بهترین ایده امتیازهای آزمونهای کمّی در علم بازاریابی بیانگر واقعیتهای مربوط به خود می باشند. طرح یک ایده به همین راحتی،کاری غیر مسئولانه است. هر چیزی بایستی با محک کمّیت سنجیده شود و دارای نمونه های قابل اطمینان آماری باشد. اما نتیجه؟ وقتی که در اندازه گیری یک ایده جایگاه یابی یا ابتکار بازاریابی برای برخی شرکتهای بسته بندی کالا به امتیازات خوبی می رسید، همینطوری هم ارزیابی می شوید اما نتایج واقعی بازار در برابر این امتیازات در درجه دوم قرار می گیرند. این موضوع اغلب به طرفهائی ختم می شود که دارای ارتباط قوی تری با "طرفهای آزمون گیرنده" هستند تا ایده پردازها ( شرکتهای تبلیغاتی و نظیر آن). به فرض دو انگاره اول، جای تعجب ندارد که ارزیابی ها بیشتر از ایده پردازی ها با ارزش تلقی گردند. 4. اگر از پشتیبانی تحقیقات بازار استفاده نکنید، برند سازی می تواند برای کسب و کارتان خطرناک باشد بازار مکانی پیچیده و در حال تغییر است. کارها ممکن است اشتباه از آب در آید اما اگر تمامی کارهای لازم برای آزمون را به اجراء در آوردید و اگر امتیاز خوبی گرفتید، واقعاً چه کسی می تواند شما را سرزنش نماید؟ هرکس که در یک شکست درگیر باشد می تواند به امتیازها اشاره کند و بپرسد "کی میدانست که ...؟" زمان عقب نشینی است به نظر ما با مشاهده تحقیقات و نتایج دست اول بدست آمده از علم بازاریابی، عاقلانه است که یافته های اخیر روانشناسی، عصب شناسی و تحقیقات بازار را برای درک اینکه کجا ممکن است با چنین چارچوبه فکری از قافله عقب بیفتیم، مورد رسیدگی و ممیزی قرار دهیم. آموخته های ما از این اقدام فوق، انگشت اشاره به سمت اوضاع کمّی و فرآیند محور علم بازاریابی دارد. درحالیکه ناتوانی های علم بازاریابی دارای مدارک و شواهد مستندی است، به نظر می رسد فرآیندها و نظام ارزشی هدایت کننده این نتایج در حال شکوفائی باشد. در واقع سیستم ارزشی موجود در قلب علم بازاریابی روز، به الگوی رفتاری خاصی منجر گردیده است که عملاً غیر عاقلانه است یعنی انجام مکرر یک کار و انتظار نتایج مختلف. ما در این مقاله می توانیم به تعداد محدودی از یافته های حاصل از ممیزی خود که اعتبار علم بازاریابی تا آنجا که به برند مربوط می شود را مورد تردید قرار داده است، اشاره نمائیم. اثر زایونس[3] رابرت زایونس دانشمند روانشناس از دانشگاه استانفورد دریافته است که انسانها مقدمتاً پدیده های نادر و ناآشنا را دوست ندارند. علاوه بر این، ما هر چه بیشتر یک چیز را ببینیم، بیشتر از آن خوشمان می آید. راز بقای انسان نیز با پرهیز وی از موارد آزمون نشده و ناآشنا بی ارتباط نیست. اگر برندها موفق شوند بایستی متمایز و مبتنی بر استراتژیهای ناآشنا باشند. بدبختانه اینها همان ایده هائی هستند که مردم مقدمتاً از آنها خوششان نمی آید. به همین علت است که آزمون کمّی ایده های جایگاه یابی به احتمال قوی به طور نظام مند ایده های اصیل را می کشد، و مردم ایده هائی را ترجیح می دهند که به آنچه می دانند نزدیک باشد. بازاریابی که از این نوع آزمون استفاده می نماید، ناخواسته راهبردی را برمی گزیند که تفاوت زیادی نداشته و نهایتاً در بازار با شکست مواجه می گردد. شاید به همین علت باشد که برندهای بسیار متمایز و موفقی نظیرWalkman،Absolut Vodka، نمایش تلویزیونی Seifeld و Baileys همگی در آزمون "شکست" خوردند. مدتها طول کشید تا Seinfeld شروع به پرواز کند، اما اکنون خیلی ها آن را به عنوان بهترین و موفق ترین برنامه تلویزیونی آمریکا مورد تمجید قرار می دهند. هر تحقیق کمّی واقعاً کیفی و ذهنی است هر محقق بازار، بخوبی می داند که تصمیمات ذهنی زیادی در روند تصمیم گیریها و تفسیر یک تحقیق کمّی دخالت دارند: در طراحی خود تحقیق، در جمله بندی پرسشنامه، و در ارائه نتایج. این کار مانند نوعی هنرمندی و هنرنمائی و به راحتی فعالیتهای ذهنی درگروه کانون است. به عنوان مثال نامگذازی بخش های بازار پس از تکمیل مطالعه بخش بندی کمّی. به بخشهائی که بایستی هدف گذاری شوند هرگز نامهائی نظیر "طرفداران استیک های خطرناک" یا "بی سوادهای تنها" داده نمی شود. به آنها "نخبگان درحال ظهور" یا دیگر اسامی مثبت که مبین آن بخش باشد، اعطاء می گردد. پایائی آماری پایائی آماری همانند حقیقت نیست. با اینحال غالباً اینگونه نشان داده می شود. اگر یک سئوال را از افراد زیادی بپرسیم، بدانمعنی نخواهد بود که به احتمال قوی می تواند حقیقت را به ما بگوید. در واقع ما به طور ریشه ای از مردم می خواهیم در مورد رفتارهائی پیش بینی و اظهار نظرکنند که آنان قادر به پیش گوئی در مورد آن به طور دقیق نمی باشند. مردم نمی توانند دقیقاً به ما بگویند که چه چیزی را در مورد خودشان نمی دانند. آقای Paul Leinberger از NOP World به ما گفت: در بیشتر تحقیقات نگرش مصرف کننده ای که طی بیش از 50 سالها به اجراء در آورده ام، موارد بسیار زیادی است که بین آنچه مردم می گویند می خواهند انجام دهند با آنچه که واقعاً انچام می دهند، همبستگی ناچیزی وجود دارد. جای تعجب نیست زیرا دکتر عصب شناس Richard Restak می گوید: "دلایلی در دست است که آگاهی کامل از انگیزه ها، هیجانات، و دیگر فعالیتهای ذهنی توسط افراد را مورد تردید قرار می دهد". اقتصاددان Robert Chambers گفته است: کمّی کردن اعتبار می آورد اما ارقام و جداول ممکن است اغواء کننده باشند. ارقام واقعیت مربوط به خودشان را بیان می کنند. بنابراین آنچه که می تواند اندازه گیری شود و ازکار بیرون آید نه تنها به عنوان واقعیت دیده می شود، بلکه به عنوان تنها و یا تمام واقعیت دیده می شود. آنچه به حساب آمده به رقم تبدیل شده و فقط ارقام به حساب آمده اند. علم، دیگر علم بازاریابی را حمایت نمی کند اگر چنین منابع معتبری رفتار جاری ما را به چالش بکشانند، چرا باید گوشمان را برای شنیدن مطالب بیشتر در مورد آن ببندیم؟ اولاً همانطور که استدلال شد، فرهنگ تجاری بشدت بر ارقام تکیه دارد. ارقام به عنوان حقیقت انگاشته می شوند و بیشتر مدیران ارشد هرگز در تمام زندگی خود یک دوره تحقیقات بازار را نگذرانده اند. مدیران میانی که سعی می کنند ایده های خود را بفروشند نیز مجبور به استفاده از نوعی آزمون کمّی برای اثبات مشروعیت طرز فکر خود می شوند. ثانیاً به نظر می رسد جامعه تحقیقات بازار انگیزه ناچیزی در طرح این مطالب داشته باشد. این بدانمعنی نیست که محققین بازار کمّی فاقد انگیزه و اعتقاد به مطرح نمودن این مباحث هستند بلکه درست بعکس ما در ممیزی خود دریافتیم عده بسیاری دارای انگیزه بالا برای پیش کشیدن این مطالب هستند. مسئله بجای مانده در ذهن جامعه تحقیقات این است که مشتریان،آماده خرید متدولوژیها ی منحصر به فرد یا گوناگون نیستند. ما به دور و تسلسل خود ادامه می دهیم. به نظر می رسد که تنها راه شکستن این دور باطل آن است که سراغ مدیران ارشد اجرائی برویم. آنها تقاضای ارقامی را می نمایند که غالباً شبهه انگیز است. آنان بر روی صندلی داغ برندهای شکست خورده و رشد محدود درآمد سازمانی نشسته اند. شاید آنها نیز تقاضای رویکردهای مختلفی را برای استفاده در ایجاد برند و ابتکارات جدید جایگاه یابی داشته باشند. با رشد مشاوره برند، دریافتیم که مدیران ارشد اجرائی مقتدرترین حامیان ما هستند.وقتی واقعیتهائی در مورد چالش علم بازاریابی را با آنها در میان بگذاریم آنها بیشتر از هر کس دیگر آماده دریافت ایده ها و رویکردهای جدید هستند. مدیران ارشد اجرائی بیش از هر کس دیگر آماده شنیدن مسائل برند و بازاریابی هستند اگر بازاریابی بخواهد دوباره به موتور خلاق رشد در آمد سازمانها تبدیل گردد، بایستی به فراتر از فرآیند مدیریتی بیندیشد. افرادی که در دپارتمانهای بازاریابی اشتغال دارند می باید ایده پرداز باشند نه متخصص آزمون فرآیندهای مدیریتی. مدیران بازاریابی و مدیران ارشد اجرائی باید راجع به تجدید جایگاه ذهنی دپارتمان بازاریابی، چاره ای بیندیشند زیرا بنظر می رسد اهمیت موضوع در بسیاری از شرکتها جدی گرفته نمی شود. دیدگاه مدیران ارشد اجرائی در خصوص این دپارتمان بایستی به عنوان منبع ایده سازی کسب و کار تغییر پیدا کند، تمایزی که به نظر می رسد در بیشتر موارد نادیده گرفته می شود. یک برند همان حکم آبرو و حیثیت یک محصول، خدمت و یا شرکتی را دارد که به نحوی مربوط به آن است. بطور مثال زمانی که Nike (درست یا غلط) متهم به استفاده از نیروی کار در شرایط نا مناسب برای تولید محصولاتش شد، برند آن به علت یک تصمیم گیری که مربوط به تولید بود، تحت تأثیر قرار گرفت. این مثال نشانگر ضرورت همگامی نزدیک مأموریت یک شرکت با جایگاه ذهنی مورد علاقه اش در بازار است. این برند بایستی به یک اصل فراگیر سازمانی و فیلتر استراتژیک برای تصمیم گیری در تمامی ابعاد کسب و کار تبدیل گردد. ما از واژه "تم برند" به منظور توضیح مفهومی استفاده می کنیم که حیثیت مورد نظر در اذهان مشتریان و همچنین مأموریت شرکت در اذهان کارکنان را توضیح می دهد. بدینترتیب با بردن مفهوم "برند" به فراتر از دپارتمان بازاریابی، اهمیت تصمیم گیری در مورد برند را برای مدیران ارشد اجرائی به تصویر می کشیم. تم برند به مدیران ارشد اجرائی اجازه می دهد تا هدف اصلی کسب و کار خود را تعریف نمایند و باعث می شود تا واحد بازاریابی دوباره به مرکز ثقل کسب وکار تبدیل گردد. عصر یکه تازی علم بازاریابی بایستی به پایان برسد وقتی برندها به مدیران ارشد کسب و کارها محول گردید، آنها علم بازاریابی را به چالش می کشانند. وقتی مدیر ارشد اجرائی تغییر را بخواهد، انرژی و خلاقیت همه افراد درگیر به نظر می رسد که آزاد شود. ما در اعلام ضرورت یک عصر جدید برای برند سازی و مدیریت، تنها نیستیم.Mark Earls کتابی را در مورد آنچه که وی "عصر خلاقیت می نامد[4]" به رشته تحریر در آورده است. وی در این کتاب از برندها به عنوان "جنبش یا انقلاب" سخن به میان می آورد.
 

ثبت نام تجاری، ثبت علامت تجاری ، 09123707174,ثبت علائم تجاری ، ثبت اسم تجاری، ثبت برند تجاری، ثبت لوگو، ثبت نام تجاری در ایران، ثبت نام تجاری محصول، ثبت نام تجاری کالا، مراحل ثبت نام تجاری، سازمان ثبت نام تجاری، اظهارنامه ثبت نام تجاری، فرم ثبت نام تجاری، اداره ثبت نام تجاری، هزینه ثبت نام تجاری، مدارک ثبت نام تجاری، شرایط ثبت نام تجاری، آدرس اداره ثبت نام تجاری، سامانه ثبت نام تجاری، نحوه ثبت نام تجاری، ثبت نام تجاری شرکت ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت نام صنعتی، ثبت نام تجاری در سیستم مادرید، ثبت نام تجارتی، ثبت علامت تجاری در ایران، ثبت علامت تجاری محصول، ثبت علامت تجاری کالا، مراحل ثبت علامت تجاری، سازمان ثبت علامت تجاری، اظهارنامه ثبت علامت تجاری، فرم ثبت علامت تجاری، اداره ثبت علامت تجاری، هزینه ثبت علامت تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، شرایط ثبت علامت تجاری، آدرس اداره ثبت علامت تجاری، سامانه ثبت علامت تجاری، نحوه ثبت علامت تجاری، ثبت علامت تجاری شرکت، ثبت علامت تجاری بین المللی ، ثبت علامت صنعتی، ثبت علامت تجاری در سیستم مادرید، ثبت علامت تجارتی، ثبت برند تجاری در ایران، ثبت برند تجاری محصول، ثبت برند تجاری کالا، مراحل ثبت برند تجاری، سازمان ثبت برند تجاری، اظهارنامه ثبت برند تجاری، فرم ثبت برند تجاری، اداره ثبت برند تجاری، هزینه ثبت برند تجاری، مدارک ثبت برند تجاری، شرایط ثبت برند تجاری، آدرس اداره ثبت برند تجاری، سامانه ثبت برند تجاری، نحوه ثبت برند تجاری، ثبت برند تجاری شرکت ، ثبت برند تجاری بین المللی ، ثبت برند صنعتی، ثبت برند تجاری در سیستم مادرید، ثبت برند تجارتی، ثبت علائم تجاری در ایران، ثبت علائم تجاری محصول، ثبت علائم تجاری کالا، مراحل ثبت علائم تجاری، سازمان ثبت علائم تجاری، اظهارنامه ثبت علائم تجاری، فرم ثبت علائم تجاری، اداره ثبت علائم تجاری، هزینه ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علائم تجاری، شرایط ثبت علائم تجاری، آدرس اداره ثبت علائم تجاری، سامانه ثبت علائم تجاری، نحوه ثبت علائم تجاری، ثبت علائم تجاری شرکت ، ثبت علائم تجاری بین المللی ، ثبت علائم صنعتی، ثبت علائم تجاری در سیستم مادرید، ثبت علائم تجارتی، ثبت اسم تجاری در ایران، ثبت اسم تجاری محصول، ثبت اسم تجاری کالا، مراحل ثبت اسم تجاری، سازمان ثبت اسم تجاری، اظهارنامه ثبت اسم تجاری، فرم ثبت اسم تجاری، اداره ثبت اسم تجاری، هزینه ثبت اسم تجاری، مدارک ثبت اسم تجاری، شرایط ثبت اسم تجاری، آدرس اداره ثبت اسم تجاری، سامانه ثبت اسم تجاری، نحوه ثبت اسم تجاری، ثبت اسم تجاری شرکت  ثبت اسم تجاری بین المللی ، ثبت اسم صنعتی، ثبت اسم تجاری در سیستم مادرید، ثبت اسم تجارتی، ثبت لوگو تجاری در ایران، ثبت لوگو تجاری محصول، ثبت لوگو تجاری کالا، مراحل ثبت لوگو تجاری، سازمان ثبت لوگو تجاری، اظهارنامه ثبت لوگو تجاری، فرم ثبت لوگو تجاری، اداره ثبت لوگو تجاری، هزینه ثبت لوگو تجاری، مدارک ثبت لوگو تجاری، شرایط ثبت لوگو تجاری، آدرس اداره ثبت لوگو تجاری، سامانه ثبت لوگو تجاری، نحوه ثبت لوگو تجاری، ثبت لوگو تجاری شرکت ، ثبت لوگو تجاری بین المللی ، ثبت لوگو صنعتی، ثبت لوگو تجاری در سیستم مادرید، ثبت لوگو ، تجارتی،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

نقش برندها در استحكام رابطه میان مصرف كننده و برند

نقش برندها در استحكام رابطه میان مصرف كننده و برند
مقدمه

بر اساس تعریف کاتلر (۲۰۰۰) برندها اساساً تعهد فروشنده در به انجام رساندن مجموعه خاصی از مزایا، ویژگی‌ها و خدمات به خریداران است که سمبل پیچیده‌ای است و معانی مختلفی را در برمی‌‌گیرد. به طور خلاصه، معانی خاصی که برند به مصرف کننده می‌دهد، باعث می‌گردد ادراکات و تجارب او از محصول تغییر کند. به این سبب است که بسته به هویت یا ویژگی‌هایی که به برند منتسب می‌شود، به صورت‌هایی مختلف از سوی افراد یا سازمان‌‌ها ارزیابی می‌شود. فایده کلی که مصرف کننده با استفاده و مصرف برندی خاص دریافت می‌کند، مزیت‌های کارکردی و نمادین است که در ادبیات تجربی و تئوریکی بر این دو نوع مطلوبیت، تاکید شده است.

فورنیر (۱۹۹۸)،یک چارچوب ادراکی در حیطه روابط مصرف کننده و برند پیشنهاد کرده و بیان می کند که مصرف کنندگان، انواع مختلفی از روابط با برندها را بر طبق علایق و شرایط زندگی خود ایجاد می کنند. او با اقتباص از ادبیات روانشناسی و بازاریابی، نشان می دهد که نظریه ارتباط را می توان در زمینه رفتار مصرف کننده نیز بکار برد. او معتقد است که برندها می توانند شرکای فعالی برای رابطه باشند، زیرا آنها معمولاً توسط تبلیغ کنندگان و مصرف کنندگان انسان نمایی و جاندار پنداری شده اند. فورنیر همچنین توضیح می دهد که همچون روابط بین افراد، روابط میان مصرف کننده و برند نیز می توانند مفاهیمی برای مصرف کنندگان ایجاد کنند، زیرا این روابط  در درون سطح تجربیات عادی ای قرار دارد که در برگیرنده اصلی ترین مفاهیم برای زندگی می باشند. به طور مثال، او پیشنهاد می کند که مصرف کنندگان می توانند از برندها برای بیان استقلال خود، ایجاد هویت شان و یا داشتن احساس خوب نسبت به خودشان استفاده کنند. فورنیر (۱۹۹۸) با استفاده از شباهت های رابطه میان اشخاص، پانزده شکل رابطه میان مصرف کننده و برند را تعریف می کند:

ازدواجهایی که با خواستگاری انجام میشود، دوستی های تصادفی، ازدواجهای سهل، شراکت های متعهدانه، بهترین دوستی ها، دوستی های تقسیم شده، خویشاوندی ها، روابط مبتنی بر اجتناب، روابط کودکی، معاشقه ها، وابستگی ها، چالش ها ، خصومت ها، امور محرمانه و بردگی ها. او همچنین یک سازه کیفی شش وجهی برای رابطه برند پیشنهاد می کند که شامل عشق/ اشتیاق، ارتباط با خود، وابستگی متقابل، تعهد، صمیمیت و کیفیت شریک برند می باشد (Fournier, 1998, 366). نظریه رابطه مصرف کننده با برند به مفهوم اصلاح شده تری از شخصیت برند اشاره دارد، زیرا حاوی این مطلب است که شخصیت برند در طول زمان، بر طبق تغییرات دوجانبه ای که میان برند (از طریق اقدامات فروشندگان) و مصرف کننده روی می دهد، متحول می شود. همچنین فورنیر (۱۹۹۸)، پژوهشگران را ترغیب می کند تا این پدیده را بیشتر بررسی نمایند و همچنین پیشنهاد می کند که پذیرش یک دیدگاه رابطه مدار از رفتارهای مصرف کننده می تواند بینش های جدیدی را در چندین قلمرو بازاریابی شامل وفاداری به برند، دلبستگی مصرف کننده، اعتماد مصرف کننده و مدیریت برند عرضه کند.

شخصیت برند و روابط میان مصرف کننده و برند

بر اساس چارچوب های نظری در باب شخصیت برند که توسط آکر (۱۹۹۷) و روابط مصرف کننده و برند که توسط فورنیر (۱۹۹۸) ارائه شدند و نیز بر اساس این فرضیه ی رابینز(۲۰۰۰) که روابط تحت تأثیر شخصیت های شرکای درگیر قرار دارند؛ آکر، فورنیر و براسل، (۲۰۰۴) تأثیر دو بعد از شخصیت برند را بر تکامل تدریجی روابط مصرف کننده و برند مورد بررسی قرار می دهند. آنها نشان می دهند که روابط با برندهای صادق در خلال زمان تقویت می شود (مشابه دوستی های نزدیک)، زیرا ویژگیهای خانواده مداری، سلامت و رفاقت که مشخص کننده شخصیت های صادق و بی ریا می باشند، بطور مثبتی با استحکام و رشد رابطه در ارتباطند. برعکس، آنها نشان می دهند که روابط با برندهای محرک به طول نمی انجامد، زیرا ویژگیهای جوانی، شور و شوق و استقلال که مشخص کننده شخصیت های هیجان آور می باشند، از یک طرف جذاب و قابل توجه بوده، اما از طرف دیگر بطور منفی با استحکام رابطه در ارتباطند. نویسندگان همچنین اثبات می کنند که تخلف برای روابط با برندهای صادق زیان آور بوده، اما برای روابط با برندهای محرک، مثبت می باشد. یافته های آکر، فورنیر و براسل (۲۰۰۴) حاکی از آن است که ابعاد متمایز شخصیت برند، از آثار متفاوتی بر روابط مصرف کننده و برند برخوردارند. اثبات می شود که این آثار، هم مستقیم و هم غیر مستقیم اند: ابعاد شخصیتی (بطور مستقیم) رفتارهای به نمایش درآمده در روابط را، تحت تأثیر قرار داده و (بطور غیر مستقیم) منجر به استنباط خصوصیت شریک می شوند.
منبع:rassa.com (مولف زینب ضیائی، کارشناس ارشد مدیریت بازاریابی)
 

ثبت نام تجاری، ثبت علامت تجاری ، 09123707174,ثبت علائم تجاری ، ثبت اسم تجاری، ثبت برند تجاری، ثبت لوگو، ثبت نام تجاری در ایران، ثبت نام تجاری محصول، ثبت نام تجاری کالا، مراحل ثبت نام تجاری، سازمان ثبت نام تجاری، اظهارنامه ثبت نام تجاری، فرم ثبت نام تجاری، اداره ثبت نام تجاری، هزینه ثبت نام تجاری، مدارک ثبت نام تجاری، شرایط ثبت نام تجاری، آدرس اداره ثبت نام تجاری، سامانه ثبت نام تجاری، نحوه ثبت نام تجاری، ثبت نام تجاری شرکت ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت نام صنعتی، ثبت نام تجاری در سیستم مادرید، ثبت نام تجارتی، ثبت علامت تجاری در ایران، ثبت علامت تجاری محصول، ثبت علامت تجاری کالا، مراحل ثبت علامت تجاری، سازمان ثبت علامت تجاری، اظهارنامه ثبت علامت تجاری، فرم ثبت علامت تجاری، اداره ثبت علامت تجاری، هزینه ثبت علامت تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، شرایط ثبت علامت تجاری، آدرس اداره ثبت علامت تجاری، سامانه ثبت علامت تجاری، نحوه ثبت علامت تجاری، ثبت علامت تجاری شرکت، ثبت علامت تجاری بین المللی ، ثبت علامت صنعتی، ثبت علامت تجاری در سیستم مادرید، ثبت علامت تجارتی، ثبت برند تجاری در ایران، ثبت برند تجاری محصول، ثبت برند تجاری کالا، مراحل ثبت برند تجاری، سازمان ثبت برند تجاری، اظهارنامه ثبت برند تجاری، فرم ثبت برند تجاری، اداره ثبت برند تجاری، هزینه ثبت برند تجاری، مدارک ثبت برند تجاری، شرایط ثبت برند تجاری، آدرس اداره ثبت برند تجاری، سامانه ثبت برند تجاری، نحوه ثبت برند تجاری، ثبت برند تجاری شرکت ، ثبت برند تجاری بین المللی ، ثبت برند صنعتی، ثبت برند تجاری در سیستم مادرید، ثبت برند تجارتی، ثبت علائم تجاری در ایران، ثبت علائم تجاری محصول، ثبت علائم تجاری کالا، مراحل ثبت علائم تجاری، سازمان ثبت علائم تجاری، اظهارنامه ثبت علائم تجاری، فرم ثبت علائم تجاری، اداره ثبت علائم تجاری، هزینه ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علائم تجاری، شرایط ثبت علائم تجاری، آدرس اداره ثبت علائم تجاری، سامانه ثبت علائم تجاری، نحوه ثبت علائم تجاری، ثبت علائم تجاری شرکت ، ثبت علائم تجاری بین المللی ، ثبت علائم صنعتی، ثبت علائم تجاری در سیستم مادرید، ثبت علائم تجارتی، ثبت اسم تجاری در ایران، ثبت اسم تجاری محصول، ثبت اسم تجاری کالا، مراحل ثبت اسم تجاری، سازمان ثبت اسم تجاری، اظهارنامه ثبت اسم تجاری، فرم ثبت اسم تجاری، اداره ثبت اسم تجاری، هزینه ثبت اسم تجاری، مدارک ثبت اسم تجاری، شرایط ثبت اسم تجاری، آدرس اداره ثبت اسم تجاری، سامانه ثبت اسم تجاری، نحوه ثبت اسم تجاری، ثبت اسم تجاری شرکت  ثبت اسم تجاری بین المللی ، ثبت اسم صنعتی، ثبت اسم تجاری در سیستم مادرید، ثبت اسم تجارتی، ثبت لوگو تجاری در ایران، ثبت لوگو تجاری محصول، ثبت لوگو تجاری کالا، مراحل ثبت لوگو تجاری، سازمان ثبت لوگو تجاری، اظهارنامه ثبت لوگو تجاری، فرم ثبت لوگو تجاری، اداره ثبت لوگو تجاری، هزینه ثبت لوگو تجاری، مدارک ثبت لوگو تجاری، شرایط ثبت لوگو تجاری، آدرس اداره ثبت لوگو تجاری، سامانه ثبت لوگو تجاری، نحوه ثبت لوگو تجاری، ثبت لوگو تجاری شرکت ، ثبت لوگو تجاری بین المللی ، ثبت لوگو صنعتی، ثبت لوگو تجاری در سیستم مادرید، ثبت لوگو ، تجارتی،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 تیر 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

مدیریت نام تجاری

مقاله مدیریت نام تجاری

چكیده
در این مقاله به منظور ارائه راهكار برای موفقیت مدیران بازاریابی در دستیابی به اهداف نام تجاری(Brand) و همچنین اثربخشی تلاشهایی (از قبیل موضع‌یابی، تبلیغات و ...) كه در جهت ارتقای ارزش برند. (نام تجاری) صورت می‌گیرد، مفهوم مدیریت نام تجاری در مؤسسات تولیدی را مطرح كرده‌ایم. مدیریت نام تجاری در مجموع تلاش دارد تا با هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی، اجرا و كنترل، برای نام تجاری ایجاد ارزش كند و سپس در جهت حفظ و ارتقای ارزش آن بكوشد. در این مقاله، با دیدگاه بلند‌مدت و راهبردی به ارائه شیوة مدیریت نام تجاری پرداخته‌ایم.
در ابتدا معیارهایی را برای تعریف ارزشهای هسته‌ای نام تجاری و چگونگی خلق یك نام تجاری منسجم ارائه كرده‌ایم و سپس با بیان معیارهایی كه مصرف‌كنندگان با آن نام تجاری را ارزیابی می‌كنند، لزوم انجام تحقیقات بازار را خاطر نشان ساخته‌ایم. در این تحقیقات، صفاتی را كه مورد توجه مصرف‌كنندگان در مورد هر كدام از معیارها است، شناسایی می‌كنیم و با استفاده از این صفات و درجه‌بندی آنها توسط مصرف‌كنندگان، ارزیابی ذهنی ایشان را از نام تجاری شناسایی كرده و با استفاده از چارچوبی كه بر این معیارها استوار است، راهبرد‌هایی متناسب با موقعیتهای مختلف هر نام تجاری ارائه كرده‌ایم. با انتخاب یك راهبرد و اجرای آن نوبت به ارزیابی و ارائه بازخورد برای كنترل و اصلاح می‌رسد. معیارهایی را برای این كار ارائه كرده‌ایم كه می‌توانند در ارزیابی عملكرد نام تجاری ما را یاری دهند.

مقدمه
مشكلاتی كه امروزه مدیران بازاریابی را به خود مشغول كرده، عبارت است از آنکه تلاش آنها برای خلق و نگهداری برند فاقد برنامه‌ریزیهای لازم بوده، به دلیل عدم شناخت ویژگی‌های نام تجاری (brand) و عدم شناخت روشهای صحیح مدیریت نام تجاری نمی‌توانند به صورت اثربخشی، محصول را با نام تجاری پیوند بزنند. اغلب مدیران بازاریابی و یا مدیران برند، مفاهیم بازاریابی را از قبیل شناخت نیازهای مشتری ، موضع‌یابی ، فعالیتهای ترفیعی و تبلیغی به‌خوبی می‌دانند و تجربه فراوانی در اجرای آنها دارند، اما در مجموع آنچه آنها را در بازاریابی محصولات و خدمات دچار مشکل می‌کند، آن است که نمی‌توانند مفاهیم بازاریابی را در راه ارتقای ارزش نام تجاری به کار گیرند. اینها همه از آنجا ناشی می‌شود كه آنها شناخت درستی از نام تجاری به عنوان یکی از مهمترین دارائیهای نامشهود شرکت ندارند و برداشت آنها از دارایی صرفاً شامل چیزهایی است که درنظر می‌آید وقابل لمس است.
همان‌گونه که علم مدیریت سازمان می‌تواند مدیران موسسات تولیدی را با استفاده از ابزارهای مدیریتی نظیر هدف‌گذاری ، برنامه‌ریزی، هماهنگی، بسیج منابع و امکانات وکنترل یاری دهد تا به اهداف سازمان دست یابد. علم مدیریت برند نیز مدیران را قادر می‌سازد تا برنامه‌ریزی صحیحی در راستای دستیابی به اهداف نام تجاری بکنند، به‌گونه‌ای که بدون به‌هدردادن منابع میزان دستیابی به اهداف بیشینه شود.
از آنجا که یکی از مهمترین عواملی که می‌تواند جایگاه برند را در ذهن مصرف‌کننده ارتقا بخشد، تبلیغات است، در این مقاله با تاکید بر کارکردهای تبلیغات در ایجاد، حفظ و ارتقای ارزشهای برند به چگونگی مدیریت برند در مؤسسات تولیدی خواهیم پرداخت.

مدیریت نام تجاری
یک نام تجاری در صورتی موفق می شود که مدیران برند درک درستی از دارائیهایی که آن را تشکیل می‌دهند، داشته باشند. از جمله مهمترین دارائیهای نام تجاری می‌توان به این موارد اشاره كرد :
*ارزشی که مشتری برای نام تجاری قائل می‌شود؛
*سرمایه‌گذاری مدیریت نام تجاری به‌گونه‌ای كه با حفاظت از ویژگی‌های نام تجاری، هم ارزش آن را حفظ كند و هم وفاداری مشتریان را از دست ندهد.
در این راستا باید در مدیریت نام تجاری به ترتیب تمام چارچوبهایی را که در مدیریت یک سازمان به کار می‌بریم رعایت كرد. همان‌گونه که مدیریت سازمان ابتدا با بیان مأموریت خود مشخص می‌کند که سازمان چه رسالتی را می‌خواهد به انجام برساند و سپس اهداف مجموعه را بر اساس آن بیانیه مأموریت تعریف می‌کند و با تدوین استراتژی سعی در دستیابی به اهداف سازمان دارد، در اینجا نیز، برای نام تجاری یک بیانیه یا گزاره مأموریت بیان كرده، سپس اهداف را براساس آن تعریف می‌کنیم. در نهایت از روی آن استراتژی‌هایی را تدوین كرده، با استفاده از بازخور، كنترل می‌کنیم که تا چه حد به اهداف خود دست یافته‌ایم.
در زیر چگونگی فرآیند و الزامات مدیریت نام تجاری را بنابر چارچوب فوق تشریح خواهیم كرد.

بیانیه ماموریت
سازمان یا موسسه تولیدی در گام اول با تعیین ارزشهای هسته‌ای نام تجاری ، مبنایی را برای تمام اقدامات و فعالیتهای مدیران و به‌خصوص مدیران بازاریابی مشخص می‌سازد. لازم به یادآوری است که در بیانیه مأموریت باید افقی بلندمدت را در نظر داشت و از همین آغاز با طرزتفکری استراتژیك به مدیریت نام تجاری مبادرت ورزید. در حالی که ممکن است مدیریت نام تجاری تحت فشار مدیران عالی سازمان مجبور به کسب نتایج کوتاه مدت شود ( مثلاً افزایش سهم بازار در یک سال آینده) واین انتظار نه تنها باعث تقویت نام تجاری نمی‌شود بلکه آن‌را رو به نابودی می‌برد. این از جمله انتظاراتی است که در مورد تبلیغات هم وجود دارد و می‌تواند در عوض تثبیت، به تخریب نام تجاری منجر شود.
هدف : پس از اینکه بیانیه ارزشهای هسته‌ای نام تجاری را اعلام کردیم ، لازم است که برای برند هدف یا اهدافی تعیین شود که هم در راستای بیانیه ارزشهای هسته‌ای آن است و هم مبنایی اجرایی‌تر نسبت به بیانیه خواهد داشت. با تعریف بیانیه و اهداف نام تجاری است که مدیر برند می‌تواند تعبیر شخصی خود را با دیدگاه عموم مقایسه كند و ابزاری برای کنترل داشته‌باشد و از جانب دیگر حتی با تعویض آژانس تبلیغاتی (به خصوص در مواقعی که هدف احیای مجدد برند است) بازهم از مسیر دستیابی به هدف منحرف نخواهد شد.
تحلیل عوامل داخلی: از آنجا كه بسیاری از نامهای تجاری که شکست خورده‌اند فقط تحت تأثیر عوامل خارجی نبوده و عوامل داخلی نیز بر آن تأثیر دارند، از جمله مهم‌ترین عوامل درونی که می‌توانند بر دستیابی به هدف نام تجاری تأثیر بگذارند (جدای از عوامل سازمانی و سایر عوامل مدیریتی) نگرش و دیدگاه اعضای تیم است که روی نام تجاری کار می‌کنند. لازم است بررسی شود که آیا همه اعضای تیم دیدگاهی سازگار با ارزشهای هسته‌ای نام تجاری دارند. از این رو لازم است که یک گروه مستقل، دیدگاه اعضا را درباره ارزشها بررسی کنند. به روشنی پیدا است که بیانیه ارزشها و اهداف نام تجاری باید سرلوحه تمامی اعضای گروه قرار گیرد.
تحلیل عوامل خارجی: از آنجا که مشتریان از مهم‌ترین عوامل خارجی هستند که حتی بیانیه ارزشها و اهداف نام تجاری در راستای نیاز آنها و توجه به الزامات بازار هدف تنظیم شده‌است، باید با تحقیقات بازار گسترده، ارزشهای مشتریان و نیازهای آنان را به صورتی دقیق شناسایی و تجزیه و تحلیل كرد تا هم از ارزشهای بازار هدف آگاهی یابیم و هم اطمینان یابیم که استراتژی‌های گذشته توانسته‌اند به خوبی ارزشهای نام تجاری را به مصرف‌کنندگان انتقال دهند.

 

تدوین، ارزیابی و انتخاب استراتژی: در گام بعد، مدیریت نام تجاری در موسسه تولیدی با ترکیب کردن توانائیها ، شایستگی‌ها و مهارتهای اعضای تیم برند و عوامل خارجی اثرگذار بر آن ، به تدوین استراتژی‌هایی که در چارچوب بیانیه ارزشها و اهداف نام تجاری هستند، خواهد پرداخت.
دی ای چرناتونی(DE Chernatony) مك ویلیام (MC William) به منظور تدوین استراتژی برند روشی را ارائه کرده‌اند که با استفاده از آن می‌توان به تدوین وانتخاب استراتژی متناسب با شرایط و مقتضیات مبادرت ورزید. البته پیش از به‌کارگیری این روش لازم است که با انجام تحقیقات بازار به ارزیابی جایگاه نام تجاری در ذهن مصرف‌کنندگان پرداخت و سپس بنابر شرایط اقتضائی نام تجاری در هر کدام از مؤلفه‌ها و جایگاه آن در ماتریس تعریف شده، استراتژی مناسب را تدوین كرد.

تدوین راهبرد نام تجاری
پیش از هر چیز لازم است بدانیم که نام تجاری پدیده‌ای است کل‌نگر و نباید ارزشهای نام تجاری را به صورت جداگانه تحلیل کرد بلکه باید این اجزا را مرتبط با هم نگریست و در جهت خلق نام تجاری باید تمامی اجزای ارزشی آن نام تجاری را با هم منسجم کرد به‌گونه‌ای که بین آنها هم‌افزایی ایجاد شود تا نام تجاری قدرتمندی را بنا کنند . با تکیه بر راهکارهای زیر می‌توان تشخیص داد که چگونه باید اجزای مختلف نام تجاری را با هم پیوند زد و با خلق یک نام تجاری قدرتمند، می‌توان موضع بهینه‌ای را در ذهن مصرف‌كنندگان و بازار هدف ایجاد كرد. برای موضع‌یابی نام تجاری از پیوند سه مؤلفه تشكیل‌دهندة نام تجاری بهره می‌بریم:
مولفه کارکردی : محصول یا خدمت چه کاری را انجام می‌دهد؟
مولفه روان‌شناختی : کدام‌یک از نیازهای انگیزشی، موقعیتی یا نقش توسط محصول یا خدمت برآورده می‌شود؟
مولفه ارزیابی کننده : نحوه ارزیابی مصرف‌کننده از نام تجاری چگونه است؟ (نام تجاری چگونه ارزیابی می شود؟)
سپس با پیوند زدن و انسجام این سه مولفه، نام تجاری بنا می‌شود. (شکل1)
این تعریف از نام تجاری از طرز تفکر مصرف‌کننده نشأت می‌گیرد، زیرا مصرف‌کننده هركدام از این مولفه‌ها را به صورت جدا از هم نگاه نمی‌کند. به‌عنوان مثال، یک نوشیدنی در تبلیغات چنین توصیف می‌شود که این نام تجاری از نظر کارکردی، سرشار از انرژی است. ادراک مصرف‌کننده از نام تجاری باعث می‌شود او فکر کند استفاده از آن باعث سلامت در زندگی می‌شود. بنابراین، در این حالت مؤلفه کارکردی نام تجاری با دیدگاه روان‌شناختی ارزیابی می‌شود. تا اینجا می‌توان گفت که به خوبی یک نام تجاری منسجم از دو مولفه خلق می‌شود که مولفه کارکردی و روان‌شناختی آن در تعامل با هم عمل می‌کنند. این دقیقاً همان مفهوم پیوند‌زدن مولفه‌های ارزشی نام تجاری است که چیزی فراتر از آن است که نام تجاری فقط در برگیرندة دو مولفه مذکور باشد.(Reynolds,1995 )
گاهی نیز ممکن است نام تجاری با بیش از یک معیار کارکردی یا روان‌شناختی ارزیابی شود. به عنوان مثال در مورد خمیر دندان که دارای مولفه‌های کارکردی یا روان‌شناختی ارزیابی بیشتری است، نام تجاری «کلگیت» بدین صورت عمل كرد که هم بر رفع بوی بد دهان توسط محصول تأکید كرد (که یک مولفه روان‌شناختی است و بر چیزی تأکید دارد که برای فرد اثرات اجتماعی نامطلوبی دارد) و هم بر عدم لزوم مراجعه به دندان‌پزشک تمرکز كرد. از این رو از واژه "محافظت" استفاده كرد تا ضمن توجه به مولفه کارکردی و تأکید بر مولفه روان‌شناختی (ترس از ایجاد بوی بد دهان) بر پیوندزدن این دو مفهوم در یک چارچوب منسجم "محافظت" اشاره كند.
امکان آن وجود دارد که در یک طبقه از محصول چند رقیب نام تجاری خود را به صورت منسجمی توصیف و تبلیغ کنند و بنابراین به هر دوی این مولفه‌ها توجه می‌کند. در این حالت باید به گونه‌ای عمل کنید که در مورد نام تجاری شما ارزیابی بهتری صورت گیرد و این کاری نیست جز پیوندزدن مولفه سوم با این دو مولفه, بنابراین کلگیت برای اینکه به مصرف‌کننده در مورد ویژگی "محافظت‌کنندگی" محصول خود اطمینان بدهد ، از واژه " دوست‌داشتنی " استفاده کرده است. بدین‌گونه با استفاده از یک بیانیه دو کلمه‌ای شامل دوست‌داشتنی و محافظت‌کنندگی هم به مولفه‌های کارکردی و روان‌شناختی توجه کرده و هم به گونه‌ای معطوف به فرایند ارزیابی‌کردن نام تجاری توسط مصرف‌کننده اشاره كرده ‌است. از نتایج این گونه تركیب كردن بیانیه، آن است که علاوه بر موضع‌یابی درست برای محصول، مدیران و اعضای تیم را در کسب یک دیدگاه کلی‌نگر یاری می‌دهد. حال برای اینکه بتوان بهتر بر ذهن مصرف‌کننده اثر گذاشت و منابع را به خوبی برای این اثرگذاری به‌کار گرفت، شناخت ابعادی كه نام تجاری را در ذهن مصرف‌كننده تعریف می‌كنند، ضروری به‌نظر می‌رسد.

ابعاد نام تجاری
وقتی مردم یک نام تجاری را انتخاب می‌کنند، فقط به یک ویژگی آن توجه نمی‌کنند بلکه خصیصه‌های چند‌گانه‌ای را وابسته به نوع محصول و میزان درگیری ذهنی خود در نظر می‌گیرند و با توجه به آنها تصمیم به انتخاب می‌گیرند. به‌علاوه، آنها نمی‌توانند فوراً تمامی آن صفات را در ذهن بیاورند و آنها را ارزیابی كنند بلکه فقط تعدادی از ویژگی‌های اصلی آن را در نظر می‌آورند و به ترتیب قرار گرفتن گزینه‌ها (‌نامهای تجاری ) آنها را با توجه به بعضی از ویژگی‌های اصلی ارزیابی می‌کنند. (ساترلند، قربانلو،1993)
ترتیب قرار گرفتن گزینه‌ها (نامهای تجاری)، همان ترتیبی است که در ذهن تولید می‌شود واین ترتیب می‌تواند در تصمیم نهایی تاثیر بگذارد. حال برای آنکه احتمال خرید محصول بیشتر شود وگزینة نام تجاری خاصی از رتبه بهتری در هنگام تولید گزینه‌ها برخوردار شود، لازم است که با استفاده از تبلیغ میزان برتری یابندگی آن نام تجاری را افزایش دهیم. یعنی با به‌کار بردن تبلیغ بتوانیم احتمال این را که نام تجاری زودتر از سایر گزینه‌ها به ذهن مصرف‌کننده خطور کند، افزایش دهیم. (ساترلند، قربانلو،1993)
ویژگیهایی را که گفتیم، در مورد محصول متفاوت از ویژگی‌های خدمات هستند. گاروین (GARVIN) نشان داده ‌است که در مورد محصول ابعاد زیر در ذهن مصرف‌كننده از اهمیت بیشتری برخوردارند:
*عملکرد : مثل بالاترین سرعت خودرو؛
* ویژگیها : مثل اینکه خودرو دارای ضبط استریو باشد یا صندلی راحتی داشته باشد؛
* قابلیت اعتماد: هر موقع که خودرو را روشن می‌کنید ، با مشکل روبرو نشوید؛
* تطابق با ویژگی‌های ادعا شده: اگر ادعا کردیم که بنزین کم مصرف می‌کند، همیشه همین طور باشد؛
* با دوام بودن؛
* قابلیت تعمیر؛
* زیبایی؛
* معروفیت.
ویژگی‌هایی که از نظر مصرف‌کنندگان در مورد خدمات مهم هستند عبارتند از:
* ویژگیهای قابل لمس: مثل امکانات فیزیکی، ابزارها و ظاهر کارکنانی كه خدمت را ارائه می‌كنند؛
* قابلیت اعتماد؛
* مسئولیت پذیری؛
* اطمینان بخشیدن به مشتری؛
* داشتن درک متقابل واحترام به مشتری.

حال اگر بخواهیم ارزیابی کنیم که در چه صورت مصرف‌کنندگان یک نام تجاری را انتخاب می‌کنند، پاسخ این است که آنان معمولاً با توجه به دو بعد اساسی تصمیم می‌گیرند که این دو بعد شامل مواردی كه در بالا ذكر شد، نیز می‌شوند:( de Chernatony;1998)
* ارزیابی منطقی: در برگیرنده تمامی مواردی است که مشتری انتظار"کارکرد" مطلوبی از محصول دارد . مواردی مثل عملکرد (سرعت بالای خودرو)، قابلیت اعتماد (همیشه به خوبی کار کند) ومزه (مثل کوکاکولا). در حقیقت این ارزیابی در ارتباط با مباحث تصمیم‌گیری عقلایی است.
* ارزیابی احساسی (یا نمایندگی): در برگیرنده تمامی مواردی است که مصرف کننده بنابر ارزیابی احساسی خود یک نام تجاری را انتخاب می‌کند و ممكن است با معیارهای عقلایی چندان سازگار نباشد.
به خوبی پیداست که هرکدام از این ابعاد، بنابر تعریف، از هم مستقل هستند و مصرف‌کننده به ندرت ممکن است فقط یکی ازاین ابعاد را به کار بگیرد. درواقع مصرف‌کننده هر نام تجاری را که جزء فهرست انتخاب خود قرار داده براساس هر كدام از این ابعاد درجه بندی می کند. این درجه‌بندی در واقع تحت تاثیر عوامل مختلفی است كه از مهم‌ترین آنها می‌توان به عوامل ترفیعی اشاره كرد كه به دلیل نقش نیرومندی كه تبلیغات در موضع‌یابی نام تجاری دارد، اثر آن را بر انتخاب یك نام تجاری تجزیه كرده، نحوه تاثیرگذاری آن را بر انتخاب یك برند بررسی می‌كنیم.
در فرایند اثرگذاری بر ذهن مصرف‌كننده، تبلیغات از برآیند تاثیر بر مؤلفه‌های زیر و اثر تعاملی كه بین این دو مؤلفه ایجاد می‌شود، احتمال انتخاب یك نام تجاری یا گزینه‌هایی را كه به ذهن وی خطور كرده‌، افزایش می‌دهد: (ساترلند، قربانلو،1993)
1. ترتیب برانگیخته شدن گزینه‌ها یا نامهای تجاری.
2. درجه‌بندی هر کدام از گزینه‌ها یا نامهای تجاری بر اساس دو بعد مذکور.
در همین جاست که مصرف کننده تحت تأثیر تبلیغات، ممکن است در هر كدام از مراحل (1) و (2) فوق، احتمال انتخاب بیشتری را برای نام تجاری خاصی قائل شود. در مورد ارتباط مرحلة(1) با نام تجاری پیش از این صحبت شد. اما در مرحلة(2) برای اینکه بتوان احتمال انتخاب یک نام تجاری را توسط مصرف‌کننده افزایش داد، لازم است با تحقیق بازار صفاتی را که ممکن است به درجه‌بندی یك برند بر اساس دو بعد ارزیابی منطقی و احساسی منجر شود، شناسایی کنیم.
به عبارت ساده‌تر با انجام تحقیقات میدانی در بازار، پرسشنامه‌ای تهیه كرده، از مصرف‌کنندگان می‌خواهیم صفاتی را که در ارتباط با بعد کارکردی یک محصول خاص مورد توجه قرار می‌دهند، بیان و سپس نام تجاری را براساس هرکدام از این صفات درجه‌بندی کنند. در مورد ارزیابی احساسی یا نمایندگی نیز به همین طریق عمل می‌کنیم. پس از آن بنابر صفات مذكور و درجه‌ای که به آن اختصاص داده‌اند، جایگاه نام تجاری را از نظر عموم مصرف‌کنندگان روی ماتریسی شبیه آنچه در شکل(2) آمده، مشخص كنند. تمامی استراتژی‌هایی را كه مدیریت برند در جهت دستیابی به اهداف آن می‌تواند به‌كار گیرد، از همین ماتریس اتخاذ می‌شود. جایگاه فعلی نام تجاری در ماتریس مبنایی برای تدوین استراتژی نام تجاری در راستای اهداف آن است. علاوه‌بر این، استراتژی اتخاذ شده می‌تواند نحوه تخصیص منابع را برای حمایت از نام تجاری تعیین کند.

ماتریس استراتژی های نام تجاری
بسته به جایگاه نام تجاری در ماتریس می‌توان یکی از استراتژی های زیر را اتخاذ کرد و برای حفظ یا ارتقای ارزش نام تجاری آن را اجرا كرد.

اگر نام تجاری بنابر ارزیابی مصرف‌كنندگان در هر دو بعد كاركردی و نمایندگی، سطوح بالا را به خود اختصاص داده ‌باشد، در ذهن مصرف‌کننده در بهترین حالت قرار گرفته‌است. در این حالت لازم است تحقیقات کیفی انجام دهید تا آن سبک زندگی را بشناسید که استفاده‌کنندگان تمایل دارند نام تجاری شما، سبك زندگی و موقعیت آنان را انعکاس دهد. بنابراین، باید هدف موضع‌یابی نام تجاری‌تان را آن سبک زندگی قرار دهید. همچنین آمیخته بازاریابی را به صورتی به‌کار برید که نیازهای کارکردی و نمایندگی مصرف‌كنندگان را برآورده سازد.
دراینجا لازم استراتژی خلاقی تدوین کنید که الزامات سبک زندگی مصرف‌كنندگان را تقویت کند. به عنوان مثال یک طبقه خاص را تعریف كنید که استفاده‌کنندة نام تجاری شما هستند (مثلاً رولزرویس اتومبیلی که به شما شخصیت می‌بخشد) (رایز، بهزاد،1381) و یا وجهه اجتماعی او را نشان دهد (مثلاً لباسهای LEVISE برای آدمهای غیر رسمی و راحت) (رایز، بهزاد،1381) و همچنین لحن تبلیغ آن گویای موضع محصول یا نام تجاری باشد. رسانه‌ای هم که این تبلیغات را پخش می‌کند باید رسانه‌ای خاص باشد. فعالیتهای ترفیعی و تبلیغی شما باید پیوسته و دائمی باشد تا انتخاب مصرف‌کننده‌ای را که هم‌اکنون استفاده‌كننده یا مالك نام تجاری است، تقویت و همچنین نشانه‌های سمبلیك برند را در ذهن بازار حفظ کند. در مورد کیفیت محصول نیز دقت کنید که باید هر روز آن را بهبود بخشید، یا حداقل آن را در همان حالت حفظ کرد. باید به صورت منظم تحقیقاتی صورت گیرد تا دیدگاه مصرف‌کنندگان نسبت به عملکرد نام تجاری سنجیده شود، تا هم از عملكرد بازاریابی نام تجاری به مدیریت بازخوردی داده‌شود و هم در صورت بروز تغییر در صفات و درجه‌بندی آنها در ذهن مصرف‌كننده، در استراتژی‌های خود تجدید نظر كنید. از نظر توزیع نیز فقط باید فروشندگانی آن را عرضه کنند که به کیفیت محصول شهرت دارند. همچنین روشهایی را که توزیع‌کنندگان در ارتباط با نام تجاری عمل می‌کنند، بازرسی کنید تا مطمئن شوید هیچ‌کدام از مولفه‌های آمیخته بازاریابی اثر نامطلوبی بر ارزش نام تجاری نگذارند.
اگر نام تجاری در ذهن مصرف‌کنندگان دارای کارکرد بالا و نمایندگی اندک باشد، چنین می‌توان اظهار کرد که آنها به دلیل تصمیم‌گیری منطقی خواهان محصولی هستند كه عملكرد بهتری داشته‌باشد. بنابراین، لزومی برای ابلاغ ویژگیهای نام تجاری وجود ندارد. در آمیخته بازاریابی این نام تجاری باید:
الف) محصول: برتری محصول باید حفظ شود. به ویژه تحقیق و توسعه بسیار ضروری است تا بتوان کارکرد آن را در سطح بالا نگاه داشت. بسیاری از رقبا قصد دارند خود را در برابر نام تجاری شما مطرح و ادعا كنند که شبیه به آن هستند و این تهدیدی بزرگ برای نام تجاری است.

 

ب)فعالیتهای ترفیعی و تبلیغی: همچنان باید با فعالیتهای ترفیعی برند خود را پشتیبانی كنید تا به ذهن بازار القا کنید که محصول دارای مزیت کارکردی است. لازم است استراتژی خلاقی تدوین شود تا نشان دهد که محصول در تبلیغ نیز برتر از دیگران است.
اگر محصول از بعد کارکردی در سطح پایین و از بعد نمایندگی در سطح بالایی قرار گرفته‌ باشد، محصول یک حالت سمبولیك خواهد داشت و مصرف‌کننده از استفادة آن به دنبال رفع نیاز کارکردی نیست و خود نیز متوجه می‌شود که از نظر کارکرد بین نامهای تجاری اختلاف چندانی وجود ندارد ولی بعد نمایندگی آن دارای اهمیت قابل ملاحظه‌ای بوده، به نیازهای ناشی از این بعد به‌خوبی پاسخ می‌دهد. به روشنی پیداست که تبلیغ مستمر از دو جهت بسیار ضروری است:
الف) پذیرش نام تجاری از نظر اینکه جزئی از فرهنگ است (مثل خانواده Oxo)
ب) تبلیغ باعث تقویت سبک زندگی می‌شود.
در اینجا لزومی ندارد که حتماً روی بهبود عملکرد محصول تلاش فراوانی انجام پذیرد واستراتژی محصول باید آن باشد که اهداف موضع‌یابی را برآورده سازد. در مجموع صرفاً تاکید بر نتایجی است که از نام تجاری به دست می‌آید.
اگر ارزیابی مصرف‌کنندگان در هر دو بعد در سطح پایین باشد، آنها به دنبال رفع نیازهای کارکردی نیستند و از جانب دیگر محصول را برای اینکه نشان دهد آنها نماینده گروه یا طبقه‌ای هستند، نمی‌خرند. به عنوان مثال، مغازه‌های خواربار فروشی که قصد آنها از خرید آن است که صرفاً اجناس را فراهم کنند و توجهی به نام تجاری آن ندارند. بنابراین، لازم است که از نظر مبحث توزیع، نام تجاری به خوبی در دسترس بوده، از نظر قیمت هم رقابتی باشد ودر نتیجه ازنظر قیمت باید رهبری بازار را در دست داشته ‌باشد و بتواند این رهبری در هزینه را حفظ کند. توزیع کننده محصول نیز باید قیمت جذابی را به خرده فروشان و مشتریان نهایی ارائه دهد تا محصول را بخرند. لذا برای تولید کننده امکان پذیر است که نامهای تجاری قوی خود را در این بخش قرار دهد. منظور از این کار آن است که دامنه‌ای از محصولات خود را کامل کنید و یا در برابر یک رقیب به دفاع برخیزید و یا اینکه به خاطر رویکرد بخش بندی بازار ناچارید که وارد این قسمت شوید.
پس از اینکه استراتژی های قابل اتخاذ را تدوین كردید و طبق شرایط اقتضایی ماتریس استراتژی‌های نام تجاری، بهترین استراتژی را متناسب با وضعیت نام تجاری انتخاب کردید، نوبت به تعیین هدفهای سالانه و سیاستها می‌رسد. در اینجا به دلیل اینکه هر کدام از استراتژی‌های ماتریس شکل (2)، استراتژی‌های آمیخته بازاریابی متناسب را بنابر شرایط قرارگرفتن نام تجاری ارائه كرده‌اند، هدفهای کوتاه‌مدت و سیاستها با روشهای مدیریت بازاریابی و با راهکارهای استراتژیك پیش‌گفته، تعیین می‌شوند. پس از آن نوبت به تخصیص منابع می‌رسد، که مدیریت برند با توجه به الزامات راهبردی نام تجاری و تجربه‌ای که در اجرای هر کدام از انواع راهبرد‌های بازاریابی دارد، و با عطف توجه به راهبرد هر نام تجاری، باید منابع را متناسب با آن تخصیص دهد.
پس از آنکه گامهای اجرایی را پشت سر نهادیم، نوبت به مرحله ارزیابی و کنترل می‌رسد که این در حقیقت بازخوردی را به مدیریت می‌دهد که بنابرآن، در هر کدام از مراحل پیشین اصلاحات لازم را انجام دهد. ازآنجا که مرحله ارزیابی عملکرد در ارتباط مستقیم با ارزش نام تجاری است، و همان‌گونه که گفتیم ارزش نام تجاری‌، به عنوان یکی از دارائیهای نامشهود، پیش از این مورد توجه قرار نمی‌گرفته، لازم است که به تشریح بیشتر ارزش نام تجاری و استفاده از معیارهایی برای ارزیابی عملکرد نام تجاری بپردازیم، که این در واقع نشان‌دهنده عملکرد مدیریت در ارتقای ارزش نام تجاری است.اگر بخواهیم ارزش نام تجاری را محاسبه کنیم، لازم است که با دیدگاه مالی به تعریف ارزش نام تجاری بپردازیم.
تعریف: ارزش نام تجاری، شبیه به ارزش سایر دارائیها، ارزش فعلی درآمدهای آینده آن نام تجاری است. به عبارت کمی‌تر، دارایی یک نام تجاری، میزان موفقیت شرکت در هر کدام از مراحل زیر است:(2000 Herremans)

ایجاد محصول ــــ فراهم‌كردن تسهیلات پشتیبانی از محصول ـــ نگهداری مشتریان ــــ ایجاد ارزش برای نام تجاری ــــ کاهش ناپایداری درآمدهای محصول/ نام تجاری

نتیجه گیری
نتایج بررسی‌ها و مطالعات متخصصان نام تجاری و تبلیغات نشان داده‌است که بهترین معیارها برای تحلیل عملکرد نام تجاری عبارت است از: (2000 Herremans)
نرخ بازگشت نام تجاری: شاخص اثربخشی نام تجاری است و به معنی آن است که اگر نام تجاری دارای ارزش باشد، باید به واسطه سرمایه‌گذاریهایی که روی آن می‌شود، برای شرکت درآمد ایجادکند و دلالت بر قدرت نام تجاری در اکتساب درآمد خالص فروش دارد. این معیار از تقسیم فروش نام تجاری بر ارزش آن به دست می‌آید.
نرخ بازگشت فروش: شاخص میزان کارآیی نام تجاری است، که به ایجاد درآمدهای ناشی از فروش منجر شده است و دلالت بر قدرت نام تجاری در اکتساب درآمد دارد. این معیار از تقسیم درآمد خالص نام تجاری بر فروش آن به‌دست می آید.
بازگشت سرمایه تبلیغات: از معیارهای اصلی سرمایه‌گذاری روی نام تجاری است، زیرا ارزش نام تجاری تابعی از هزینه صرف شده بر تبلیغات است (2000 Herremans) این معیار به مفهوم آن است که « با چه سرعتی دارائیهای سرمایه‌ای تبدیل به درآمد فروش می‌شوند.» برای محاسبه آن به تعریف مالی آن رجوع می‌کنیم: « بازگشت سرمایه تبلیغات به شاخصی از کارایی و اثربخشی است كه نشان می دهد. با هر ریال سرمایه‌گذاری روی تبلیغات، شرکت چه قدر می‌تواند برای نام تجاری خود ارزش ایجاد کند.» دستورة محاسبه آن به این صورت است:

(هزینه صرف شده روی تبلیغ آن)/ (ارزش نام تجاری) = بازگشت سرمایه تبلیغات

قابل ذکر است که به کارگیری فقط یکی از معیارهای فوق ممکن است ما را به بیراهه بكشاند و منجر به آن شود که در مورد یک نام تجاری ارزیابی خوش بینانه‌ای بکنیم، در حالی که ممکن است با استفاده از سایر معیارها به نتیجه دیگری برسیم.
روشهای دیگر تحلیل کمی در مورد عملکرد نام تجاری وجود دارند که با استفاده از نرخ بازگشت بهینه به تحلیل عملکرد نام تجاری و تبلیغات می‌پردازند.

منابع
1 - "روانشناسی تبلیغات تجاری" ؛ ماكس ساترلند؛ ترجمه سیناقربانلو؛ انتشارات مبلغان؛ تهران 1380.
2 - "اصول بازاریابی"؛ فیلیپ كاتلر و گری آرمسترانگ؛ ترجمه بهمن فروزنده ؛ نشرآزمون با همكاری شركت آترپات ؛چاپ دوم؛ تهران 1377.
3 - "22 قانون ثابت برای تثبیت نام تجاری" ؛ ال رایز و لورا رایز؛ ترجمه منیژه بهزاد؛ انتشارات سیته ؛چاپ اول؛ تهران 1381.
4 -" مجموعه اطلاع‌رسانی فرهنگ تبلیغات"؛ محمد رضا محمدی‌فر؛ سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ تهران 1377.
5 - "تحلیل پیام‌های رسانه‌ای" ؛ دانیل رایف، استفن لیسی، فریدریك جی. فیكو ؛ ترجمه مهدخت بروجردی علوی؛ انتشارات سروش و مركز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران؛ تهران 1387.
6) "Creating Powerfull Brands"; De Chernatony, Leslie & McDonald, Malcolm;Butterworth_Heinemann Publishing;1998.
7) "Linking Advertising and Brand Value"; Herremans, Irene M. & Ryans, John K. ,Jr, & Aggarwal, Raj;2000.
8) "Determinig the Optimal Return on Investment for an Advertising Campaign"; Danaher, Peter J. & Rust, Roland T.; European Journal of Operational Research 95 (1996); 511-521.
9) "Ameans-end Analysis of Brand Persuasion through Advertising"; Reynolds,Thomas J. & Gengler, Gharles E. & Howard, Daniel J.; Internatinal Journal of Marketing Research
 دكتر اوژن كریمی- دكتر غلامحسین خورشیدی- محمد احمدی
منبع: ماهنامه تدبیر، شماره  167

نوشته شده در تاریخ شنبه 17 تیر 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

بازاریابی و تبلیغات شطرنجی

بازاریابی و تبلیغات شطرنجی
نویسندگان : دکتر احمد روستا / مهندس علی خویه
به باور کاسپاروف یکی از قهرمانان بنام، موفقیت در شطرنج و کسب ‌وکار یک مزیت و امتیاز روان‌شناختی است و استفاده از پیچید‌گیهای این بازی نیازمند آن است که شطرنج بازان به طور عمده ‌به استعداد خود و روشهای این بازی اتکا کنند. کاسپاروف در مصاحبه طولانی خود با مجله هاروارد، بر نکاتی همچون استفاده از قدرت شطرنج به عنوان الگویی برای رقابت‌های تجاری، توازنی که شطرنج‌بازان باید میان استعداد و تحلیل‌های خود برقرار کنند، اهمیت شکست او در بازی با نرم‌افزار شطرنج آی‌بی‌ام به نام دیپ بلو و پیروزی افسانه‌ای او بر قهرمان سابق جهان و رقیب دیرینه‌اش یعنی ‌آناتولی کارپوف و نیز تاثیر این موضوعات بر موفقیت‌هایش، تاکید کرد به گفته کاسپاروف، قهرمانان بزرگ، نیازمند رقبای بزرگ هستند.
موفقیت در این ورزش بیش از هر چیز به توان تحلیل و فهم انتزاعی ذهن وابسته است. سالیان دراز است که از بازی شطرنج به عنوان بهترین بازی فکری یاد می‌شود. در ادامه، برخی از تکنیک‌ها و روشهای تبلیغات شطرنجی ارایه می شود.
۱- برنامه‌ریزی مهره‌های ارتباطات بازاریابی و تبلیغات
در بازی شطرنج هر یک از بازیکنان پیش از شروع بازی، یک نقشه و برنامه از پیش تعیین شده برای بازی خود طراحی می کنند. یکی از مهمترین وظایف کمپین‌های بازاریابی و تبلیغات، برنامه‌ریزی عناصر و ابعاد مختلف بازاریابی و تبلیغات است. به طور مسلم بدون برنامه ریزی و تنها با جواب دادن بازی حریف و حرکت کردن با توجه به پاسخ های حریف، شما به پیروزی نخواهید رسید. در ارتباطات بازاریابی و تبلیغات شطرنجی، برنامه ریزی عناصر بازاریابی و تبلیغات بسیار مهم است و متخصصان باید بتوانند برای پیامها، رسانه ها، کانالهای ارتباطی و مخاطبان برنامه ریزی منظمی داشته باشند.
۲- پایش و کنترل عناصر و عوامل بازاریابی و تبلیغات
فقط برنامه ریزی برای عناصر تبلیغات تضمین‌کننده موفقیت نیست. در بازی شطرنج برنامه ای که برای رسیدن به هدف برای مات کردن حریف مقابل ترسیم می‌شود، به گونه مرتب و پیوسته با توجه به فعالیتهای تدافعی و تهاجمی رقبا می‌بایستی تغییر کند وگرنه با همان برنامه اولیه دستیابی به هدف ممکن نیست. شیوه‌های تدافعی و تهاجمی تبلیغات را می‌توان در تیزرهای تلویزیونی مشاهده کرد که رقبا بسیار سریع، نسبت به فعالیتهای همدیگر واکنش نشان می‌دهند و سعی در بهبود پیامها، تصویرها و تکنیک‌های تبلیغاتی دارند.
در تبلیغات و ارتباطات، برنامه‌های تنظیم شده برای دستیابی به هدفها می‌بایستی در دوره های مختلف مورد ارزیابی، کنترل و در صورت نیاز بهبود و تغییر قرار گیرند، همچنین عوامل عدم اجرای برنامه شناسایی و با تعریف اقدامات اصلاحی مؤثر، رفع شود. مونیتورینگ رسانه‌ها و شعارها و مخاطبان، یکی از مواردی است که به پایش و کنترل عناصر ارتباطات و تبلیغات کمک می کند.
صدایی که سالها بر روی تیزرهای تبلیغاتی شرکت مک دونالد بود، به علت بازنگری و نظرسنجی مخاطبان در سال ۲۰۰۴ تغییر یافت و صدای دیگری که بیشتر مزه غذاهای مک دونالد را نمایان می‌ساخت جایگزین آن شد.
۳- هدفمند بودن حرکت‌های تبلیغاتی و ارتباطی
یکی از تکنیک هایی که شطرنج بازان بزرگ به آن فکر می کنند، این است که اگر در صفحه شطرنج به‌گونه‌ای عمل کنید که در قلمرو حریف، محدوده مانور داشته باشید و احساس آرامش کنید، آنگاه می‌توانید او را در درون قلمرو خودش شکست دهید. این تکنیک بیشتر در تبلیغات اینترنتی کاربرد دارد و متخصصان با به کارگیری برنامه ها و مطالب ویژه به قلمرو سایت یک شرکت نفوذ کرده، ابتدا عضو آن می شوند و کم کم تبلیغات آن سایت را از آن خود می کنند.
هدف یک شطرنج باز از بازی، مات کردن حریف مقابل در کنار یک نرمش فکری است. برای هر مهره حرکتی با هدف گسترش بازی، تأمین امنیت شاه و آرایش مهره ها برای حمله یا دفاع تعریف شده است. مدیر تبلیغات و ارتباطات یک شرکت و سازمان نیز می بایستی هدفهای بلند و کوتاه مدت عناصر ارتباطی، رسانه‌ها و پیامهای خود را با توجه به وضعیت رقبا ترسیم کرده، برنامه‌های عملیاتی برای آن را مشخص و به صورت مداوم کنترل کنند.
در تعیین هدفهای تبلیغات وارتباطات انتخاب درست هدفها با توجه به تحلیل بازار و رقبا، مشخص کردن زمان، مجری، منابع، هزینه و تعیین شاخص به منظور اندازه گیری میزان دستیابی به هدفها می‌باشد.
۴- هدایت مهره های ارتباط بازاریابی و تبلیغات
به منظور مات کردن حریف، کافیست تمام مهره ها را به گونه ای کنار هم قرار دهید که ضمن پشتیبانی آنها از یکدیگر، خانه های حرکت شاه حریف مسدود شود. بدیهی است که شما بدون تعامل مهره ها با یکدیگر، به پیروزی نخواهید رسید. (کار گروهی و درک هدف توسط همه).
در تبلیغات وارتباطات نیز اگر عناصر مختلف تبلیغات و واحدهای مختلف سرگرم فعالیتهای خویش باشند و در یک راستا هدایت نشوند تبلیغات سازمان به هدفهای خویش نایل نخواهد شد.
هر بازیکن با توجه به قانون شطرنج می‌تواند شاه را با بهره جویی از تمامی مهره‌ها محصور و تهدید کند، به طور مسلم در این بازی برنده کسی خواهد بود که از حرکت مهره ها به گونه مطلوبتری استفاده کند. در تبلیغات وارتباطات نیز می‌توان با رسانه های مختلف، مانند: روزنامه ها، مجله‌ها، سایتهای اینترنتی، بیلبوردها، تلویزیون، رادیو، ایستگاه های اتوبوس و …. با یک تبلیغات تهاجمی، حریف را محاصره و مخاطبان را به سوی خود جذب کرد.
۵- حفظ مهره‌های تبلیغات
در شطرنج حفظ مهره‌ها بسیار مهم است چرا که هر مهره ارزش فردی و گروهی ویژه‌ای دارد. در بازاریابی، حفظ مشتریان از اصول حیاتی هر شرکت و سازمان است. در تبلیغات و ارتباطات نیزگاهی یک رسانه برای یک سازمان به اندازه‌ای حیاتی است که در صورت از دست دادن آن هیچ راهی برای ارتباط با مخاطب وجود ندارد. به همین دلیل شرکتها برای به‌دست آوردن و حفظ رسانه‌ها و کانال‌های ارتباطی و مخاطبان خود از استراتژی‌ها و تکنیک‌های مختلفی استفاده می کنند. رزروهای سالیانه برخی از رسانه های حیاتی با موقعیت مکانی و زمانی اثربخش از سوی سازمانها، می‌تواند به مسئله حفظ مهره ها در شطرنج اشاره داشته باشد. شرکتهای بزرگ گاهی برخی از برنامه‌های صدا و سیما یا استادیوم های ورزشی و بیلوردهای ویژه را برای زمانهای طولانی رزرو کرده، یا حتی اسپانسر آن می‌شوند.
۶- حمایت مهره‌ها و عناصر تبلیغات
اگر مهره سرباز، با حمایت و هدایت فکری قبلی به انتهای صفحه شطرنج برسد، تبدیل به مهره ارزشمندی چون وزیر می‌شود. در یک سازمان نیز اگر نیروهای انسانی به طور مناسبی از راه سیستم های آموزشی و انگیزشی رشد پیدا کنند، فواید بسیاری برای سازمان خواهد داشت. در تبلیغات، یک نام، نشان، پیام و شعار تبلیغاتی با گسترش و نفوذ در مخاطبان به یک مهره ارزشمند در بازاریابی می رسد و سود‌آوری بسیار زیادی برای سازمان خواهد داشت. برخی شعارهای تبلیغاتی به اندازه ای ارزشمند شده اند که به ارزشمندترین مهره ارتباطی و بازاریابی یک سازمان تبدیل شده است.
یکی از نکته‌های مهم حمایت‌های سازمانی در امر تبلیغ، حمایت از نیروهای خلاق سازمان وشرکت است، چرا که خلاقیت در تبلیغات یکی از مهره‌های برتر هر سازمان و شرکتی به حساب می‌آید.
۷- پیش بینی حرکتها
یکی از هدفهای تهیه کمپین تبلیغاتی، برنامه ریزی عناصر ارتباطات بازاریابی است اما نباید در زمان تهیه و ارایه کمپین، از حرکتهای رقبا غافل شد. اصلی ترین و مهمترین فن بازی شطرنج، بازی خوانی آن است. پیش از هر حرکت می بایستی دست‌کم چند حرکت خود و حریف را در ذهن بررسی و تجزیه و تحلیل کرد، سپس به بازی پرداخت. در برنامه ریزی استرات‍ژیک تبلیغات، تهیه جدول و ماتریس نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدید‌ها می تواند در پیش بینی حرکتهای رقیب کمک کند.
پیش بینی حرکات نباید فقط محدود به پیش بینی حرکات تبلیغاتی وارتباطی رقیب باشد. یک مجری و متخصص تبلیغات باید بتواند حرکات بعدی مخاطبان را نیز تجزیه تحلیل کند تا بر طبق تغییرات رفتاری، روحی و روانی پیامهایی متناسب با‌ آنها ارایه شود.
برخی از شرکتهای بزرگ، پیش بینی اثربخشی رسانه ها و پیام های ارتباطی و تبلیغاتی را نیز انجام می‌دهند. آنها برای پیش بینی دقیق عناصر تبلیغاتی خود و رقیب از نرم افزارهای ویژه‌ای نیز بهره می‌گیرند.
۸- به چنگ آوردن مهره‌ها
گرفتن مهره های حریف در بازی شطرنج، یک مزیت محسوب می شود. در این بازی بازیکن با تفکر و تکنیک های مختلف سعی در به چنگ آوردن مهره ها است. حتی گاهی مهره‌های خود را فدا می‌کند تا مهره های ارزشمند حریف را به چنگ آورد .در کمپین های تبلیغاتی که حریف اجرا می کند باید دقت کرد، چرا که شاید رقیب با یک حرکت تبلیغاتی سعی داشته باشد تا سازمان یا شرکت را به واکنشهایی به نفع خود وادارد.
در برخی موارد به دست آوردن امتیازهای تبلیغاتی رقبا، به نیروی بیشتر فکری و اجرایی نیاز دارد، به همین منظور شرکتهای مختلف سعی در استخدام نیرو های فکری و خلاق در واحد تبلیغات و روابط عمومی خود هستند.
در تبلیغات اینترنتی، این مسئله توسط موتورهای جستجو گر و با تکنیک های نرم‌افزاری و نام و نشان‌گذاری ویژه اجرا می‌شود تا نام و نشان شرکت در فهرست اولیه موتورهای جستجو گر باشد.
۹- پرهیز از حرکات اضافی
«Advertiming» نرم افزاری است که برخی از متخصصان برای زمانبندی تبلیغات آن را به بازار ارایه کرده اند. کنترل زمان تبلیغ و مدیریت زمان تبلیغ، یکی از نکته‌های مهم در تبلیغات اثربخش است.
داشتن مزیت زمانی و مکانی در تبلیغات باعث می شود که نسبت به رقبا پیشرو باشیم. در شطرنج بازی با مهره سفید، یک مزیت محسوب می شود، زیرا یک حرکت از مهره سیاه پیش است و قدرت تهاجم را در اختیار دارد. در بازی باید مراقب هر حرکت بود تا این مزیت حفظ شود و با استفاده از آن، بازی حریف را به دست گرفت.
۱۰- تحقیق و توسعه
در بازی شطرنج، به منظور استفاده از تمامی مهره ها، می بایستی آنها را به خانه هایی انتقال و گسترش داد که قابلیت حمله، دفاع و مانور بیشتری داشته باشند. حال اگر این گسترش بدون اندیشه باشد، موجبات از دست دادن بازی را فراهم می‌آورد.
در تبلیغات و ارتباطات تحقیق و گسترش عناصر و ابزارهای ارتباط و تبلیغ می توانند در افزایش بهره وری و کارآیی کمپین های تبلیغاتی، نقش مهمی داشته باشند.
۱۱- مراقبت از آچمز شدن
آچمز شدن، عبارت است از حمله ای که علیه شاه توسط طرف مقابل صورت می گیرد و در این حالت، شاه یکی از مهره‌های خود (فیل، اسب، رخ و یا حتی وزیر) را به اجبار برای محافظت در مقابل خود قرار می دهد.
همانند بازی شطرنج که تنها می بایستی مراقب آچمز شدن بود و از آن گریخت، در سازمانها نیز باید به فکر رویارویی با این گونه تهدیدها و حوادث غیر مترقبه، از جمله: تغییرات شرایط بازار، پایان عمر محصول، وضعیت رقبا، نارضایتی، ناکارآمدی رسانه ها، پیامهای نامفهوم و استعفای کارکنان و … بود و طرحهای واکنشی با این گونه تهدیدها تهیه کرد.
۱۲- شکست مقدمه پیروزی
همان‌گونه که یک شطرنج باز می‌بایستی از شکست های خود در بازی ناامید نشده، از آن درس گیرد، در تبلیغات و ارتباطات نیز باید به دنبال علتهای نارسایی پیام و ایجاد مشکل در کانالهای ارتباطی بود و با حذف آنها به طور ریشه‌ای موجبات پیروزی را فراهم آورد.
نتیجه‌گیری
در دنیای پر تلاطم رقابت امروزی، پیشی گرفتن از حریف در برنامه های بازاریابی و تبلیغات از موارد چالش برانگیز بسیاری از شرکت ها تبدیل شده است در این مقاله سعی شد تا یکی از تکنیک‌هایی که از بازی فکری شطرنج گرفته شده بود برای تبلیغات وارتباطات استفاده شود. محققان و متخصصان می‌توانند با الگو گرفتن از دانش‌های خلاقانه دیگر راهکارهای بهتری برای پیروزی بر رقبا بیابند.
منابع:
۱- sINTERNATIONAL CHESS MARKETING SEMINAR
HALKIDIKI, GREECE 3/4 MAY 2007
2- http://chess.maribelajar.com/category/chess-marketing/
3- BOOK REVIEWS: ‘CHESS FOR JUNIORS’ SERIES BY ROBERT M.SNYDER
4- BASIC PRINCIPLES OF CHESS STRATEGY, VOLUME 1, SOFTWARE ON CD,
5- ALEKSEY BARTASHNIKOV, CHESSBASE GMBH, 1999
6- http://chess.about.com/od/productbooks/gr/
7- http://www.chess.co.uk/bookreviewindex .html
دکتر احمد روستا roostaahmad@yahoo.com
مهندس علی خویهwww.khooyehali.blogfa.com
برگرفته از ماهنامه تدبیر
Related Posts:
مدیریت شطرنجی
تجارت الکترونیک چگونه شروع کنیم؟
رمزهای مدیریتی از ۴۵ کتاب مدیریت
تبلیغات و برنامه تبلیغاتی
تاثیر روابط عمومی در بازاریابی
 

ثبت نام تجاری، ثبت علامت تجاری ، ثبت علائم تجاری ، ثبت اسم تجاری، ثبت برند تجاری، ثبت لوگو، ثبت نام تجاری در ایران، ثبت نام تجاری محصول، ثبت نام تجاری کالا، مراحل ثبت نام تجاری، سازمان ثبت نام تجاری، اظهارنامه ثبت نام تجاری، فرم ثبت نام تجاری، اداره ثبت نام تجاری، هزینه ثبت نام تجاری، مدارک ثبت نام تجاری، شرایط ثبت نام تجاری، آدرس اداره ثبت نام تجاری، سامانه ثبت نام تجاری، نحوه ثبت نام تجاری، ثبت نام تجاری شرکت ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت نام صنعتی، ثبت نام تجاری در سیستم مادرید، ثبت نام تجارتی، ثبت علامت تجاری در ایران، ثبت علامت تجاری محصول، ثبت علامت تجاری کالا، مراحل ثبت علامت تجاری، سازمان ثبت علامت تجاری، اظهارنامه ثبت علامت تجاری، فرم ثبت علامت تجاری، اداره ثبت علامت تجاری، هزینه ثبت علامت تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، شرایط ثبت علامت تجاری، آدرس اداره ثبت علامت تجاری، سامانه ثبت علامت تجاری، نحوه ثبت علامت تجاری، ثبت علامت تجاری شرکت، ثبت علامت تجاری بین المللی ، ثبت علامت صنعتی، ثبت علامت تجاری در سیستم مادرید، ثبت علامت تجارتی، ثبت برند تجاری در ایران، ثبت برند تجاری محصول، ثبت برند تجاری کالا، مراحل ثبت برند تجاری، سازمان ثبت برند تجاری، اظهارنامه ثبت برند تجاری، فرم ثبت برند تجاری، اداره ثبت برند تجاری، هزینه ثبت برند تجاری، مدارک ثبت برند تجاری، شرایط ثبت برند تجاری، آدرس اداره ثبت برند تجاری، سامانه ثبت برند تجاری، نحوه ثبت برند تجاری، ثبت برند تجاری شرکت ، ثبت برند تجاری بین المللی ، ثبت برند صنعتی، ثبت برند تجاری در سیستم مادرید، ثبت برند تجارتی، ثبت علائم تجاری در ایران، ثبت علائم تجاری محصول، ثبت علائم تجاری کالا، مراحل ثبت علائم تجاری، سازمان ثبت علائم تجاری، اظهارنامه ثبت علائم تجاری، فرم ثبت علائم تجاری، اداره ثبت علائم تجاری، هزینه ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علائم تجاری، شرایط ثبت علائم تجاری، آدرس اداره ثبت علائم تجاری، سامانه ثبت علائم تجاری، نحوه ثبت علائم تجاری، ثبت علائم تجاری شرکت ، ثبت علائم تجاری بین المللی ، ثبت علائم صنعتی، ثبت علائم تجاری در سیستم مادرید، ثبت علائم تجارتی، ثبت اسم تجاری در ایران، ثبت اسم تجاری محصول، ثبت اسم تجاری کالا، مراحل ثبت اسم تجاری، سازمان ثبت اسم تجاری، اظهارنامه ثبت اسم تجاری، فرم ثبت اسم تجاری، اداره ثبت اسم تجاری، هزینه ثبت اسم تجاری، مدارک ثبت اسم تجاری، شرایط ثبت اسم تجاری، آدرس اداره ثبت اسم تجاری، سامانه ثبت اسم تجاری، نحوه ثبت اسم تجاری، ثبت اسم تجاری شرکت  ثبت اسم تجاری بین المللی ، ثبت اسم صنعتی، ثبت اسم تجاری در سیستم مادرید، ثبت اسم تجارتی، ثبت لوگو تجاری در ایران، ثبت لوگو تجاری محصول، ثبت لوگو تجاری کالا، مراحل ثبت لوگو تجاری، سازمان ثبت لوگو تجاری، اظهارنامه ثبت لوگو تجاری، فرم ثبت لوگو تجاری، اداره ثبت لوگو تجاری، هزینه ثبت لوگو تجاری، مدارک ثبت لوگو تجاری، شرایط ثبت لوگو تجاری، آدرس اداره ثبت لوگو تجاری، سامانه ثبت لوگو تجاری، نحوه ثبت لوگو تجاری، ثبت لوگو تجاری شرکت ، ثبت لوگو تجاری بین المللی ، ثبت لوگو صنعتی، ثبت لوگو تجاری در سیستم مادرید، ثبت لوگو ، تجارتی،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری

نوشته شده در تاریخ جمعه 9 تیر 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

اخطار رفع نقص جهت ثبت علایم تجاری

 هر اظهارنامه ثبت علامت تجارتی ظرف ٤٥ روز از تاریخ وصول مورد بررسی قرار می گیرد. چنانچه نقصی در اظهارنامه ثبت علامت تجارتی مشاهده شود مراتب طی اخطاری به نشانی متقاضی ثبت اعلام خواهد شد و ساكنین ایران ظرف ١٠ روز و ساكنین خارج از كشور ظرف یکماه باید اقدام به رفع نقص نمایند.

مهلت های مذكور در صورت استمهال برای یك بار دیگر تمدید خواهد شد و بنابراین ساكنین ایران حداكثر ٤ ماه و ساكنین خارج از ایران حداكثر ١٢ ماه باید در رفع نقص اقدام لازم را به عمل آورند در غیر این صورت تقاضای آنان رد خواهد شد. در صورت رد تقاضا متقاضی می تواند دادخواستی دایر بر شكایت از تصمیم اداره به دادگاههای حقوقی ایران تقدیم نماید.

 

دلایل رد علائم تجاری 

 در موارد زیر تقاضای ثبت علامت تجارتی رد خواهد شد :

١- در صورتی كه علامت مخالف مقررات قانون باشد.

٢-  در صورتی كه علامت قبلا به اسم شخص دیگری ثبت شده باشد.

٣- در صورتی كه شباهت علامت با علامت دیگری كه ثبت شده به اندازه ای باشد كه مصرف كنندگان عادی یعنی اشخاص را كه اطلاعات مخصوصی ندارند به اشتباه اندازد.

٤- علائمی كه مخل انتظامات عمومی یا منافی عفت باشد.

٥- در صورتی كه در علامت از علامات مؤسسات رسمی دولتی استفاده (تقلید) شده باشد.

٦- در صورتی كه در علامت از پرچم دولت جمهوری اسلامی ایران یا پرچم سایر كشورها استفاده شده باشد.

٧-  نشانها و مدالها و انگهای دولت جمهوری اسلامی ایران.

٨- كلمات یا عباراتی كه موهم انتساب به مقامات رسمی ایران باشد.

٩-  تمثالها (مگر با اجازه مخصوص).

١٠-علامت از نظر شكل ظاهر یا تلفظ یا كتابت یا به هر كیفیت دیگر كه مصرف كنندگان عادی را به اشتباه اندازد.

 شکایت از رد علامت تجاری

 در صورتی كه در اظهارنامه تقدیمی به اداره مالكیت صنعتی، موارد فوق در علامتی یافت شود اخطاری دایر بر رد علامت صادر و به متقاضی ثبت ابلاغ و علل رد صریحا ذكر می گردد. تقاضا كننده می تواند از این تصمیم ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ به دادگاههای حقوقی تهران شكایت نماید.

  نقل و انتقال علامت تجاری ثبت شده

 در صورتی كه علامت به طریق قانونی مورد انتقال قرار گیرد در اظهارنامه مربوط به تغییر نام صاحب علامت نكات ذیل صریحا باید قید شود.

١-  شماره ثبت علامت در ایران. ٢- نام و اقامتگاه و تابعیت مالك جدید. ٣- نام و نشانی نماینده قانونی مالك در ایران.

مدارك قانونی انتقال (سند انتقال) و وكالت نامه (در صورتی كه وكیل، متكفل امر انتقال می باشد) و تصدیق ثبت علامات در ایران باشد ضمیمه اظهارنامه شود.

تذكر ١- تصدیق ثبت بعد از بررسی و ظهرنویسی بنام مالك جدید به صاحب آن مسترد خواهد شد.

تذكر ٢- در صورتی كه انتقال در خارجه به ثبت رسیده باشد رونوشت مصدق (تایید شده) مستخرجه ثبت اداره ثبت علایم خارجی كافی خواهد بود.

 

استفاده شخص دیگر از علامت ثبت شده

 صاحب علامت می تواند اجازه استفاده از علامت را به شخص ثالثی اعطا نماید. این اجازه در صورتی معتبر خواهد بود كه اجازه نامه مربوطه در ایران به ثبت رسیده باشد.

تذكر –در مواردی كه اجازه استفاده از علامت تجارتی به امضای صاحب علامت و شخص استفاده كننده رسیده باشد ثبت اجازه نامه مذكور با تقاضای كتبی صاحب علامت یا نماینده مجاز او یا استفاده كننده صورت خواهد گرفت.

 اعتراض به ثبت علامت تجاری

 در صورتی كه شخصی آگهی ثبت علامت تجارتی را در روزنامه رسمی مشاهده و یا به طریقی از وجود آن مطلع شود در حالی كه آن را علامت تجارتی خود (به شرط اینكه قبلا به ثبت رسیده باشد) می داند یا اینكه آن علامت را با علامت تجارتی خود با اندازه ای شبیه بداند كه باعث گردد مصرف كنندگان عادی به اشتباه بیفتند، می تواند ظرف مدت سی روز ار تاریخ انتشار تقاضای ثبت علامت تجارتی در روزنامه رسمی اعتراض خود را، نسبت به ثبت كتبا به اداره مالكیت صنعتی تسلیم نماید. این تقاضا در دفتر اندیكاتور اداره باید ثبت شود. مسئول اداره این اعتراض را ظرف ده روز ار تاریخ وصول به متقاضی ثبت علامت تجارتی طی اخطاری ابلاغ خواهد نمود و چنانچه متقاضی با ملاحظه اعتراض، تمكین نماید و مراتب انصراف خود را از ثبت علامت كتبا به اداره مالكیت صنعتی اعلام دارد تقاضای وی كان لم یكن تلقی و بایگانی خواهد شد. در صورتی كه متقاضی با ملاحظه اعتراض تمكین ننماید مراتب عدم تمكین به معترض ابلاغ می شود و معترض باید برای اثبات ادعای خود دادخواستی با ضمیمه نمودن كلیه دلایل و مدارك مثبته تقدیم دادگاههای حقوقی تهران نماید و گواهی لازم را ظرف ٢ ماه به اداره مالكیت صنعتی جهت ضبظ در پرونده تسلیم دارد و در این مرحله كلیه عملیات ثبتی علامت تجارتی تا اعلام نظر دادگاه متوقف خواهد ماند.
در صورتی كه معترض اقدام لازم را برای پیگیری اعتراض خود به عمل نیاورد و گواهی لازم را ارائه ندهد متقاضی می تواند به دفتر دادگاههای حقوقی تهران مراجعه و گواهی دایر بر اینكه شخص معترض اصولا دادخواستی تقدیم ننموده یا دعوی خود را پیگیری نكرده اخذ و به دفتر اداره مالكیت صنعتی تسلیم دارد، آنگاه علامت به نفع متقاضی ثبت علامت، ثبت خواهد شد. در صورت مراجعه معترض جهت اقامه دعوی به دادگاههای حقوقی تهران هدایت كه دادخواست ابطال ثبت علامت تجارتی را تقدیم نماید.

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

طبقه بندی بین المللی علائم تجاری

 طبقه 1 – مواد شیمیایی مورد استفاده در صنایع، علوم، عكاسی و همچنین كشاورزی، باغبانی و جنگلبانی؛ رزین‌های مصنوعی پردازش نشده؛ پلاستیك‌های پردازش نشده؛ كودهای گیاه؛ تركیبات اطفاء حریق؛ مواد آبكاری و جوشكاری فلزات؛ مواد شیمیایی برای نگهداری مواد غذایی؛ مواد دباغی؛ چسب‌های صنعتی.
 
طبقه 2 – رنگ، روغن؛ جلا؛ لاك؛ موادضدرنگ زدگی و جلوگیری كننده از فاسد شدن چوب؛ مواد رنگی؛ مواد تثبیت رنگ، رزین یا صمغ‌های خام طبیعی؛ فلزات به صورت پودر یا ورق برای نقاشان ساختمان، چاپگرها و هنرمندان.

 
طبقه 3 – تركیبات سفیدكننده و سایر مواد مخصوص شستشوی لباس؛ مواد مخصوص تمیز كردن، براق كردن، لكه‌گیری و سائیدن؛ صابون؛ عطریات، روغن‌های اسانس، مواد آرایشی؛ لوسیون‌های مو؛ گرد و خمیر دندان.

 
طبقه 4 – روغن‌ها و گریس‌های صنعتی؛ روان‌كننده‌ها، تركیبات گردگیری، مرطوب كردن و جذب رطوبت؛ انواع سوخت (شامل سوخت موتور) و مواد روشنایی؛ انواع شمع و فتیله چراغ.

 
طبقه 5 – مواد داروئی و بیطاری؛ مواد بهداشتی برای مصارف پزشكی؛ مواد رژیمی برای مصارف پزشكی، غذای كودكان؛ انواع گچ شكسته‌بندی، لوازم زخم‌بندی؛ مواد پركردن دندان، موم د ندانسازی؛ ضدعفونی كننده‌ها؛ مواد نابودكننده حشرات موذی؛ قارچ كش، مواد دفع نباتات هرزه.

 
طبقه 6 – فلزات عادی و آلیاژهای آن‌ها؛ مواد ساختمانی فلزی؛ ساختمان‌های فلزی قابل حمل؛ مواد فلزی خطوط راه‌آهن؛ كابل و سیم‌های غیربرقی از جنس فلزات عادی؛ آهن‌آلات، اقلام كوچك فلزی؛ لوله و مجراهای فلزی؛ گاوصندوق؛ اجناس ساخته شده از فلزات عادی كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ سنگ‌های  معدنی فلزات.

 
طبقه 7 – انواع ماشین و ماشین‌های افزار؛ انواع موتور (به استثناء موتور وسائط نقلیه زمینی)؛ قفل و بست  حلقه‌های اتصال قطعات ماشین‌ها و قطعات انتقال قوه (به غیر از اتصالات و اجراء انتقال قوه وسائط نقلیه زمینی)؛ لوازم و ابزار كشاورزی (به استثنای ابزارهای دستی)؛ ماشین جوجه كشی.

 
طبقه 8 – انواع  ابزار و لوازم دستی (كه با دست كار می‌كنند)؛ سرویس كارد و قاشق و چنگال، سلاح كمری، تیغ.

 
طبقه 9 – اسباب و آلات علمی، دریانوردی، مساحی، عكاسی، سینمایی، بصری، وزن كردن، اندازه‌گیری، علامت دادن، كنترل و مراقبت (نظارت)، نجات و آموزش؛ اسباب و لوازم هدایت، قطع و وصل، تبدیل، ذخیره‌سازی، تنظیم یا كنترل جریان برق؛ آلات و اسباب ضبط، انتقال یا تكثیر صوت یا تصویر؛ اسباب ذخیره اطلاعات مغناطیسی، دیسك‌های قابل ضبط؛ ماشین‌های فروش خودكار و مكانیسم دستگاه‌هایی كه به سكه كار می‌كنند؛ صندوق‌های ثبت مبلغ دریافتی، ماشین‌های حساب، تجهیزات داده‌پردازی و رایانه‌ای؛ دستگاه آتش نشانی.

 
طبقه 10 – آلات و ابزار جراحی، پزشكی، دندانسازی و بیطاری، اندام‌های مصنوعی، دندان و چشم‌مصنوعی؛ اقلام ارتوپدی؛ مواد بخیه زنی.

 
طبقه 11 – دستگاه‌های روشنایی، حرارتی، مواد بخار، طبخ، خنك كردن، تهویه، تأمین آب بهداشتی.

 
طبقه 12 – وسائط نقلیه، دستگاه‌های حمل و نقل زمینی، دریایی یا هوایی.

 
طبقه 13 – اسلحه گرم؛ مهمات و انواع پرتابه (از قبیل موشك، خمپاره و غیره)؛ مواد منفجره؛ مواد وسایل آتشبازی.

 
طبقه 14 – فلزات گرانبها و آلیاژهای آن‌ها و كالاهایی كه با فلزات گرانبها ساخته شده یا با آن‌ها روكش شده‌اند و در سایر طبقات ذكر نشده‌اند؛ جواهرات، سنگ‌های گرانبها؛ اسباب و لوازم ساعت‌سازی و زمان سنجی.

 
طبقه 15 – آلات موسیقی.

 
طبقه 16 – كاغذ، مقوا و كالاهای ساخته شده از آن‌ها كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ مطالب چاپ شده، مواد صحافی؛ عكس؛ نوشت‌افزار؛ چسب برای مصارف تحریری یا خانگی؛ لوازم نقاشی؛ قلم مو نقاشی؛ ماشین تحریر و لوازم ملزومات دفتری (به استثنای مبلمان) مواد آموزشی و تدریس ( به استثنای دستگاه‌ها)؛ مواد پلاستیكی برای بسته‌بندی (كه در سایر طبقات ذكر نشده‌اند)؛ حروف و كلیشه چاپ.

 
طبقه 17 – لاستیك، كائوچو، صمغ، آزبست (پنبه نسوز)، میكا (سنگ طلق) و كالاهای ساخته شده از این مواد كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ پلاستیك دارای شكل و قالب خاص برای استفاده در تولید سایر كالاها؛ مواد بسته‌بندی، درپوش‌گذاری، انسداد و عایق‌بندی؛ لوله‌های قابل ارتجاع غیرفلزی.

 
طبقه 18 – چرم و چرم مصنوعی و كالاهای ساخته شده از آن‌ها كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ پوست حیوانات؛ چمدان، كیسه و كیف‌های مسافرتی؛ چتر، چتر آفتابگیر و عصا؛ شلاق، یراق و زین و برگ.

 
طبقه 19 – مواد و مصالح ساختمانی (غیرفلزی)؛ لوله‌های غیرفلزی سخت و غیرقابل انعطاف برای استفاده در ساختمان؛ آسفالت، قیر و قطران؛ ساختمان‌های متحرك غیرفلزی؛ بناهای یادبود غیرفلزی.

 
طبقه 20 – مبلمان و اثاثیه، آیینه، قاب عكس؛ كالاهای ساخته شده از چوب، چوب پنبه، نی، حصیر، شاخ، استخوان، عاج، استخوان آرواره نهنگ، صدف، كهربا، صدف مروارید، كف دریا و بدل كلیه این مواد یا ساخته شده از پلاستیك (كه در سایر طبقات ذكر نشده‌اند).

 
طبقه 21 – ظروف خانگی یا لوازم آشپزخانه (كه از فلزات قیمتی ساخته یا روكش نشده‌اند)؛ شانه و ابر و اسفنج؛ انواع برس  قلم مو(به استثنای قلم موهای نقاشی)؛ مواد ساخت برس؛ لوازم نظافت و تمیزكاری؛ سیم ظرفشویی؛ شیشه كار شده یا نیمه كار شده (به استثنای شیشه مورد استفاده درساختمان‌ها) شیشه آلات، اشیاء ساخته شده از چینی و سفال كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند.

 
طبقه 22 – طناب، رسیمان، تور، چادر، سایبان، برزنت (تارپولین)، بادبان و شراع، كیسه و گونی كه در طبقات دیگر ذكر نشده است؛ مواد لایی و لایه‌گذاری و پوشال (به استثنای لاستیك و پلاستیك)؛ مواد خام لیفی برای نساجی.

 
طبقه 23 – انواع نخ و رشته برای مصارف پارچه بافی و نساجی.

 
طبقه 24 – محصولات نساجی و پارچه‌ای كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ انواع روتختی و رومیزی.

 
طبقه 25 – انواع لباس و پوشاك، پاپوش و پوشش سر.

 
طبقه 26 – انواع توری و قلابدوزی، روبان، بند (نوار) حاشیه و قیطان؛ دكمه، قزن قفلی، سنجاق و سوزن ته‌گرد؛ گل‌های مصنوعی.

 
طبقه 27 – انواع فرش، قالیچه، حصیر و زیرانداز، لینولیوم و سایر كف پوش‌ها، آویزهای دیواری (غیرپارچه‌ای).

 
طبقه 28 – انواع بازی و اسباب بازی؛ لوازم ورزشی و ژیمناستیك كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ تزئینات درخت كریسمس.

 
طبقه 29 – گوشت، گوشت ماهی، گوشت طیور و شكار؛ عصاره گوشت؛ سزیجات و میوه‌جات به صورت كنسرو، خشك شده و پخته شده؛ انواع ژله، مربا و كمپوت؛ تخم مرغ، شیر و محصولات لبنی؛ روغن‌ها و چربی‌های خوراكی.

 
طبقه 30–  قهوه، چای، كاكائو، شكر، برنج، نشاسته كاسار یا مانیوك (تاپیوكا)، نشاسته نخل خرما (ساگو)، بدل قهوه؛ آرد و فراورده‌های تهیه شده از غلات، نان، نان شیرینی، شیرینی‌جات، شیرینی یخی؛ عسل، ملاس یا شیره قند؛ مایه خمیر، گرد مخصوص شیرینی‌پزی یا پخت نان؛ نمك، خردل؛ سركه، انواع سس (چاشنی) ادویه جات، یخ.

 
طبقه 31 – محصولات كشاورزی، باغداری و جنگلبانی و دانه‌هایی كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ حیوانات زنده؛ میوه و سبزیجات تازه؛ بذر؛ گیاهان و گل‌های طبیعی؛ غذای حیوانات؛ مالت (جو سبز خشك شده).

 
طبقه 32 –   ماءالشعیر؛ آب‌های معدنی وگازدار و سایر نوشیدی‌های غیرالكلی؛ آبمیوه و شربت‌های میوه‌ای؛ شربت و تركیبات مخصوص ساخت نوشابه.

 
طبقه 33 – ....

 
طبقه 34– تنباكو، لوازم تدخین؛ كبریت.

 
 

 
خدمات

 
طبقه 35 – تبلیغات؛ مدیریت تجاری؛ امور اداری تجارت؛ كارهای دفتری و اداری.

 
طبقه 36 – بیمه؛ امور مالی؛ امور پولی؛ امور مربو به معاملات املاك و مستغلات.

 
طبقه 37 – ساختمان‌سازی؛ تعمیر و بازسازی؛ خدمات نصب.

 
طبقه 38 – مخابرات از راه دور.

 
طبقه 39 – حمل و نقل؛ بسته‌بندی و نگهداری كالاها؛ تهیه مقدمات و ترتیب دادن مسافرت‌ها.

 
طبقه 40 – بهسازی و عمل‌آوری مواد.

 
طبقه 41 – آموزش و پروش؛ دوره‌های كارآموزی وتعلیمی؛ تفریح و سرگرمی؛ فعالیت‌های ورزشی و فرهنگی.

 
طبقه 42 – خدمات علمی و فناوری و تحقیق و پژوهش و طراحی در این زمینه؛ خدمات تجزیه و تحلیل و تحقیقات صنعتی؛ طراحی و توسعه نرم‌افزار و سخت افزارهای رایانه‌ای.

 
طبقه 43 – خدمات عرضه اغذیه و نوشابه؛ تأمین مسكن و محل اقامت موقت.

 
طبقه 44 – خدمات پزشكی؛ خدمات بیطاری؛ مراقبت‌های بهداشتی؛ و زیبایی برای انسان‌ها یاحیوانات؛ خدمات كشاورزی، باغداری و جنگلداری.

 
طبقه 45 – خدمات شخصی یا اجتماعی كه توسط دیگران برای رفع نیازهای افراد ارائه می‌شوند؛ خدمات امنیتی برای محافظت از افراد، اموال و دارایی‌ها؛ خدمات حقوقی

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: طبقه بندی نام و علامت تجاری،     |
نظرات() 

ثبت،برند،نام،علامت،علائم،تجاری،برندفروشی ثبت نام تجاری،علائم تجاری،اسم تجاری، برندتجاری،لوگو،فارسی + لاتین

ثبت،برند،نام،علامت،علائم،تجاری،برندفروشی
ثبت نام تجاری،علائم تجاری،اسم تجاری، برندتجاری،لوگو،فارسی + لاتین

جهت اشخاص حقیقی و حقوقی بصورت تخصصی توسط وکلای پایه یک دادگستری
جهت دریافت استاندارد و بهداشت
با قیمت مناسب و کمترین هزینه

تمدید علائم تجاری،اضافه کلا برای علامت های تجاری ثبت شده

ثبت طرح صنعتی، ثبت اختراع بصورت تخصصی



خرید و فروش نام و علامت تجاری،برند تجاری فروشی

برند تجاری خود را برای فروش به بسپارید تا با قیمت و زمان مناسب آنرا به فروش رسانیم
برای مشاهده لیست برندتجاری فروشی از سایت ما دیدن فرمایید

ثبت بین المللی نام و علامت تجاری در کشورهای مختلف دنیا از طریق سیستم مادرید

ارائه کلیه خدمات در تهران و شهرستانها

شرکت تدبیر تجارت اسپیدار
جهت راهنمایی بیشتر با ما تماس بگیرید

  44283872   44283672  021
09123707174
شکوهی

جهت اطلاع بیشتر از سایت ما دیدن فرمائید

  www.iranbc.ir


mahdi.shokouhi@gmail.com

آدرس:تهران خ ستارخان پ  469 واحد 5

اعتماد ، صداقت ، کیفیت و امانت از ویژگی های ماست

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری،     |
نظرات()