چگونه بازاریابی می تواند بر برند سازی تأثیر بگذارد

چگونه بازاریابی می تواند بر برند سازی تأثیر بگذارد
 
زمانی در ایالات متحده ، برندهائی نظیر Campbell’s ، Kodak، K-Mart ، Polaroid، Oldsmobile و Levi’s به عنوان شاخص های قدرت برند شناخته می شدند. اکنون همگی یا خیلی بیمار هستند و یا مانند Oldsmobile مرده اند؛ Levi’s طی هفت سال گذشته افولی نفس گیرو بی مهابا را تجربه کرده است. واقعاً وقتی برندهائی با چنین جایگاه قدرتمند، اینگونه و با این سرعت به چنین وضعی دچار می شوند، چه حرفی برای توان و قدرت مدیریت برند باقی می ماند. بحران تمایز در سال 2002، دو شرکت تحقیقاتی آمریکائی برای تحقیق در مورد اینکه "برندها در طبقه های گوناگون تا چه اندازه متمایز هستند؟"، خود را تجهیز کردند[1]. آنها 46 طبقه محصول/ خدمت را در اذهان مشتریان مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که 40 مورد از برندهای پیشرو در حال از دست دادن تمایز خود در اذهان مشتریان می باشند. چنین استنباط می شد که برندهای پیشرو در چهار طبقه به حفظ تمایز خود پرداخته و تنها در دو طبقه تمایز خود را بیشتر می کردند. در حمایت این مطلب،تحقیق Ernest & Young راجع به برندهای جدید نشانگر افزایش 80% ناتوانی بود. اولین دلیلی که برای ناتوانی مورد توجه قرار می گرفت کمبود تمایز بود. اکنون هر دانشجوی بازاریابی می تواند به شما بگوید که برندها بایستی با اهدافشان یکپارچه باشند و برای توفیق در بازار، از رقبایشان متمایز باشند، اما نشانه و شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه بازاریابی به نحوی ظرفیت ایجاد و مدیریت برندهای متمایز را از دست داده است. این فقدان تمایز موجب گردیده است تا برندها به سمت رقابت در حوزه های قیمت سوق داده شوند و چرائی اولویت برندها ، مورد خدشه قرار گیرد. ناتوانی در ایجاد تمایز، به این نکته اشاره دارد که افول ما در حوزه بازاریابی ناشی از فقدان یک تفکر اصیل در مورد آن است یعنی فقدان خلاقیت در موضوعات استراتژیک. یک استراتژی ناب برای برند، از الزامات ایجاد تمایز است. بنابراین خلاقیت برای توفیق در استراتژی برند( جایگاه سازی یا برند سازی آنطور که ما آن را می نامیم) امری حیاتی است. بیشتر مواقع بازاریابها تلاش می نمایند تا با درخواست ساخت تبلیغات منحصر به فرد از شرکتهای تبلیغاتی خود، یک استراتژی "من هم همینطور" مبتنی بر منافع حاصل از طبقه محصول / خدمت برای مشتری را، اتخاذ نمایند. مسئله اینجاست که یک استراتژی از کارافتاده موجب می گردد تا کلیه افراد دست اندرکار اجرای آن نیز از حرکت باز بایستند. بحران تمایز مسئله اجرائی نیست. با تمام اینها به نظر می رسد که بازاریابها به هنگام فرموله کردن استراتژی برند، توان تفکر خلاقانه خود را از دست داده اند یا شاید ما محدود به نوعی سیستم اعتقادی (پارادایم[2]) هستیم که با تفکر غائی آن در تقابل است. چهار انگاره اصلی علم بازاریابی علم بازاریابی مشتمل بر خوشه ای از فرآیندها و اعتقادات است که برخاسته از نیاز مکاتب تجاری و کسب و کارهای بزرگ برای نظام مند کردن فعالیتهای بازاریابی، می باشد. این علم در ارتباط با بودجه بندی، مدیریت ترویج، قیمت گذاری و بسیاری ابعاد عملیاتی بازاریابی، از عملکردی عالی برخوردار بوده است اما وقتی موضوع ایجاد و مدیریت برند به میان می آید می بینیم که انگاره های اصلی علم بازاریابی بشدت با نیاز اصلی برندها یعنی تمایز، بیگانه بوده است. انگاره های ناگفته تضعیف کننده علم بازاریابی به شرح زیر می باشد: 1. به فرآیندها بیش از ایده ها اهمیت دادن اعتقادی وجود دارد مبنی بر اینکه یک فرآیند خوب سازمان داده شده می تواند عملاً تمامی مسائل پیچیده کسب و کار را حل کند. مکاتب تجاری به مدیران می آموزند که چگونه از یک روند کلی برای حل مسائل و از روندهای تخصصی در زمینه های خاص نظیر عملیات، مالی و بازاریابی استفاده کنند. این فرآیندها به همراه برخی اصول بنیادین را مدیریت می نامند. مدیران فرآیندها، می آموزند که به ایجاد شفافیت کمک کنند و تصمیم گیری را روان و منطقی نمایند. ما همگی عاشق تحلیل منطقی و سیستماتیک مبتنی بر اعداد و ارقام هستیم و بدینترتیب نهایتاً بالا پائین کردن و آزمودن اولویتها و راه حلها، از ایجاد راه حلهای خوب مهمتر شده اند. بناچار فرآیند از پردازش ایده ها اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا سیستماتیک کردن ایده ها سخت است و سیاه و سفید کردن ایده ها کار آسانی نیست. البته صادقانه بایستی اذعان کرد که قضاوت کردن راحت تر از مورد قضاوت قرار گرفتن است. 2. اگر پای تحقیقات کمّی در میان باشد، حقیقت دارد واگرنه ..... در علم بازاریابی مثل روز روشن است که "حقیقت در اعداد نهفته است". در نتیجه تحقیقات بازار کمّی تنها تحقیقی است که در فرهنگ امروزی کسب و کار قابل دفاع می باشد و مدیریت ارشد به آن نیازمند است زیرا نزدیک ترین چیز به واقعیت است. 3. بهترین امتیاز یعنی بهترین ایده امتیازهای آزمونهای کمّی در علم بازاریابی بیانگر واقعیتهای مربوط به خود می باشند. طرح یک ایده به همین راحتی،کاری غیر مسئولانه است. هر چیزی بایستی با محک کمّیت سنجیده شود و دارای نمونه های قابل اطمینان آماری باشد. اما نتیجه؟ وقتی که در اندازه گیری یک ایده جایگاه یابی یا ابتکار بازاریابی برای برخی شرکتهای بسته بندی کالا به امتیازات خوبی می رسید، همینطوری هم ارزیابی می شوید اما نتایج واقعی بازار در برابر این امتیازات در درجه دوم قرار می گیرند. این موضوع اغلب به طرفهائی ختم می شود که دارای ارتباط قوی تری با "طرفهای آزمون گیرنده" هستند تا ایده پردازها ( شرکتهای تبلیغاتی و نظیر آن). به فرض دو انگاره اول، جای تعجب ندارد که ارزیابی ها بیشتر از ایده پردازی ها با ارزش تلقی گردند. 4. اگر از پشتیبانی تحقیقات بازار استفاده نکنید، برند سازی می تواند برای کسب و کارتان خطرناک باشد بازار مکانی پیچیده و در حال تغییر است. کارها ممکن است اشتباه از آب در آید اما اگر تمامی کارهای لازم برای آزمون را به اجراء در آوردید و اگر امتیاز خوبی گرفتید، واقعاً چه کسی می تواند شما را سرزنش نماید؟ هرکس که در یک شکست درگیر باشد می تواند به امتیازها اشاره کند و بپرسد "کی میدانست که ...؟" زمان عقب نشینی است به نظر ما با مشاهده تحقیقات و نتایج دست اول بدست آمده از علم بازاریابی، عاقلانه است که یافته های اخیر روانشناسی، عصب شناسی و تحقیقات بازار را برای درک اینکه کجا ممکن است با چنین چارچوبه فکری از قافله عقب بیفتیم، مورد رسیدگی و ممیزی قرار دهیم. آموخته های ما از این اقدام فوق، انگشت اشاره به سمت اوضاع کمّی و فرآیند محور علم بازاریابی دارد. درحالیکه ناتوانی های علم بازاریابی دارای مدارک و شواهد مستندی است، به نظر می رسد فرآیندها و نظام ارزشی هدایت کننده این نتایج در حال شکوفائی باشد. در واقع سیستم ارزشی موجود در قلب علم بازاریابی روز، به الگوی رفتاری خاصی منجر گردیده است که عملاً غیر عاقلانه است یعنی انجام مکرر یک کار و انتظار نتایج مختلف. ما در این مقاله می توانیم به تعداد محدودی از یافته های حاصل از ممیزی خود که اعتبار علم بازاریابی تا آنجا که به برند مربوط می شود را مورد تردید قرار داده است، اشاره نمائیم. اثر زایونس[3] رابرت زایونس دانشمند روانشناس از دانشگاه استانفورد دریافته است که انسانها مقدمتاً پدیده های نادر و ناآشنا را دوست ندارند. علاوه بر این، ما هر چه بیشتر یک چیز را ببینیم، بیشتر از آن خوشمان می آید. راز بقای انسان نیز با پرهیز وی از موارد آزمون نشده و ناآشنا بی ارتباط نیست. اگر برندها موفق شوند بایستی متمایز و مبتنی بر استراتژیهای ناآشنا باشند. بدبختانه اینها همان ایده هائی هستند که مردم مقدمتاً از آنها خوششان نمی آید. به همین علت است که آزمون کمّی ایده های جایگاه یابی به احتمال قوی به طور نظام مند ایده های اصیل را می کشد، و مردم ایده هائی را ترجیح می دهند که به آنچه می دانند نزدیک باشد. بازاریابی که از این نوع آزمون استفاده می نماید، ناخواسته راهبردی را برمی گزیند که تفاوت زیادی نداشته و نهایتاً در بازار با شکست مواجه می گردد. شاید به همین علت باشد که برندهای بسیار متمایز و موفقی نظیرWalkman،Absolut Vodka، نمایش تلویزیونی Seifeld و Baileys همگی در آزمون "شکست" خوردند. مدتها طول کشید تا Seinfeld شروع به پرواز کند، اما اکنون خیلی ها آن را به عنوان بهترین و موفق ترین برنامه تلویزیونی آمریکا مورد تمجید قرار می دهند. هر تحقیق کمّی واقعاً کیفی و ذهنی است هر محقق بازار، بخوبی می داند که تصمیمات ذهنی زیادی در روند تصمیم گیریها و تفسیر یک تحقیق کمّی دخالت دارند: در طراحی خود تحقیق، در جمله بندی پرسشنامه، و در ارائه نتایج. این کار مانند نوعی هنرمندی و هنرنمائی و به راحتی فعالیتهای ذهنی درگروه کانون است. به عنوان مثال نامگذازی بخش های بازار پس از تکمیل مطالعه بخش بندی کمّی. به بخشهائی که بایستی هدف گذاری شوند هرگز نامهائی نظیر "طرفداران استیک های خطرناک" یا "بی سوادهای تنها" داده نمی شود. به آنها "نخبگان درحال ظهور" یا دیگر اسامی مثبت که مبین آن بخش باشد، اعطاء می گردد. پایائی آماری پایائی آماری همانند حقیقت نیست. با اینحال غالباً اینگونه نشان داده می شود. اگر یک سئوال را از افراد زیادی بپرسیم، بدانمعنی نخواهد بود که به احتمال قوی می تواند حقیقت را به ما بگوید. در واقع ما به طور ریشه ای از مردم می خواهیم در مورد رفتارهائی پیش بینی و اظهار نظرکنند که آنان قادر به پیش گوئی در مورد آن به طور دقیق نمی باشند. مردم نمی توانند دقیقاً به ما بگویند که چه چیزی را در مورد خودشان نمی دانند. آقای Paul Leinberger از NOP World به ما گفت: در بیشتر تحقیقات نگرش مصرف کننده ای که طی بیش از 50 سالها به اجراء در آورده ام، موارد بسیار زیادی است که بین آنچه مردم می گویند می خواهند انجام دهند با آنچه که واقعاً انچام می دهند، همبستگی ناچیزی وجود دارد. جای تعجب نیست زیرا دکتر عصب شناس Richard Restak می گوید: "دلایلی در دست است که آگاهی کامل از انگیزه ها، هیجانات، و دیگر فعالیتهای ذهنی توسط افراد را مورد تردید قرار می دهد". اقتصاددان Robert Chambers گفته است: کمّی کردن اعتبار می آورد اما ارقام و جداول ممکن است اغواء کننده باشند. ارقام واقعیت مربوط به خودشان را بیان می کنند. بنابراین آنچه که می تواند اندازه گیری شود و ازکار بیرون آید نه تنها به عنوان واقعیت دیده می شود، بلکه به عنوان تنها و یا تمام واقعیت دیده می شود. آنچه به حساب آمده به رقم تبدیل شده و فقط ارقام به حساب آمده اند. علم، دیگر علم بازاریابی را حمایت نمی کند اگر چنین منابع معتبری رفتار جاری ما را به چالش بکشانند، چرا باید گوشمان را برای شنیدن مطالب بیشتر در مورد آن ببندیم؟ اولاً همانطور که استدلال شد، فرهنگ تجاری بشدت بر ارقام تکیه دارد. ارقام به عنوان حقیقت انگاشته می شوند و بیشتر مدیران ارشد هرگز در تمام زندگی خود یک دوره تحقیقات بازار را نگذرانده اند. مدیران میانی که سعی می کنند ایده های خود را بفروشند نیز مجبور به استفاده از نوعی آزمون کمّی برای اثبات مشروعیت طرز فکر خود می شوند. ثانیاً به نظر می رسد جامعه تحقیقات بازار انگیزه ناچیزی در طرح این مطالب داشته باشد. این بدانمعنی نیست که محققین بازار کمّی فاقد انگیزه و اعتقاد به مطرح نمودن این مباحث هستند بلکه درست بعکس ما در ممیزی خود دریافتیم عده بسیاری دارای انگیزه بالا برای پیش کشیدن این مطالب هستند. مسئله بجای مانده در ذهن جامعه تحقیقات این است که مشتریان،آماده خرید متدولوژیها ی منحصر به فرد یا گوناگون نیستند. ما به دور و تسلسل خود ادامه می دهیم. به نظر می رسد که تنها راه شکستن این دور باطل آن است که سراغ مدیران ارشد اجرائی برویم. آنها تقاضای ارقامی را می نمایند که غالباً شبهه انگیز است. آنان بر روی صندلی داغ برندهای شکست خورده و رشد محدود درآمد سازمانی نشسته اند. شاید آنها نیز تقاضای رویکردهای مختلفی را برای استفاده در ایجاد برند و ابتکارات جدید جایگاه یابی داشته باشند. با رشد مشاوره برند، دریافتیم که مدیران ارشد اجرائی مقتدرترین حامیان ما هستند.وقتی واقعیتهائی در مورد چالش علم بازاریابی را با آنها در میان بگذاریم آنها بیشتر از هر کس دیگر آماده دریافت ایده ها و رویکردهای جدید هستند. مدیران ارشد اجرائی بیش از هر کس دیگر آماده شنیدن مسائل برند و بازاریابی هستند اگر بازاریابی بخواهد دوباره به موتور خلاق رشد در آمد سازمانها تبدیل گردد، بایستی به فراتر از فرآیند مدیریتی بیندیشد. افرادی که در دپارتمانهای بازاریابی اشتغال دارند می باید ایده پرداز باشند نه متخصص آزمون فرآیندهای مدیریتی. مدیران بازاریابی و مدیران ارشد اجرائی باید راجع به تجدید جایگاه ذهنی دپارتمان بازاریابی، چاره ای بیندیشند زیرا بنظر می رسد اهمیت موضوع در بسیاری از شرکتها جدی گرفته نمی شود. دیدگاه مدیران ارشد اجرائی در خصوص این دپارتمان بایستی به عنوان منبع ایده سازی کسب و کار تغییر پیدا کند، تمایزی که به نظر می رسد در بیشتر موارد نادیده گرفته می شود. یک برند همان حکم آبرو و حیثیت یک محصول، خدمت و یا شرکتی را دارد که به نحوی مربوط به آن است. بطور مثال زمانی که Nike (درست یا غلط) متهم به استفاده از نیروی کار در شرایط نا مناسب برای تولید محصولاتش شد، برند آن به علت یک تصمیم گیری که مربوط به تولید بود، تحت تأثیر قرار گرفت. این مثال نشانگر ضرورت همگامی نزدیک مأموریت یک شرکت با جایگاه ذهنی مورد علاقه اش در بازار است. این برند بایستی به یک اصل فراگیر سازمانی و فیلتر استراتژیک برای تصمیم گیری در تمامی ابعاد کسب و کار تبدیل گردد. ما از واژه "تم برند" به منظور توضیح مفهومی استفاده می کنیم که حیثیت مورد نظر در اذهان مشتریان و همچنین مأموریت شرکت در اذهان کارکنان را توضیح می دهد. بدینترتیب با بردن مفهوم "برند" به فراتر از دپارتمان بازاریابی، اهمیت تصمیم گیری در مورد برند را برای مدیران ارشد اجرائی به تصویر می کشیم. تم برند به مدیران ارشد اجرائی اجازه می دهد تا هدف اصلی کسب و کار خود را تعریف نمایند و باعث می شود تا واحد بازاریابی دوباره به مرکز ثقل کسب وکار تبدیل گردد. عصر یکه تازی علم بازاریابی بایستی به پایان برسد وقتی برندها به مدیران ارشد کسب و کارها محول گردید، آنها علم بازاریابی را به چالش می کشانند. وقتی مدیر ارشد اجرائی تغییر را بخواهد، انرژی و خلاقیت همه افراد درگیر به نظر می رسد که آزاد شود. ما در اعلام ضرورت یک عصر جدید برای برند سازی و مدیریت، تنها نیستیم.Mark Earls کتابی را در مورد آنچه که وی "عصر خلاقیت می نامد[4]" به رشته تحریر در آورده است. وی در این کتاب از برندها به عنوان "جنبش یا انقلاب" سخن به میان می آورد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

اخطار رفع نقص جهت ثبت علایم تجاری

 هر اظهارنامه ثبت علامت تجارتی ظرف ٤٥ روز از تاریخ وصول مورد بررسی قرار می گیرد. چنانچه نقصی در اظهارنامه ثبت علامت تجارتی مشاهده شود مراتب طی اخطاری به نشانی متقاضی ثبت اعلام خواهد شد و ساكنین ایران ظرف ١٠ روز و ساكنین خارج از كشور ظرف یکماه باید اقدام به رفع نقص نمایند.

مهلت های مذكور در صورت استمهال برای یك بار دیگر تمدید خواهد شد و بنابراین ساكنین ایران حداكثر ٤ ماه و ساكنین خارج از ایران حداكثر ١٢ ماه باید در رفع نقص اقدام لازم را به عمل آورند در غیر این صورت تقاضای آنان رد خواهد شد. در صورت رد تقاضا متقاضی می تواند دادخواستی دایر بر شكایت از تصمیم اداره به دادگاههای حقوقی ایران تقدیم نماید.

 

دلایل رد علائم تجاری 

 در موارد زیر تقاضای ثبت علامت تجارتی رد خواهد شد :

١- در صورتی كه علامت مخالف مقررات قانون باشد.

٢-  در صورتی كه علامت قبلا به اسم شخص دیگری ثبت شده باشد.

٣- در صورتی كه شباهت علامت با علامت دیگری كه ثبت شده به اندازه ای باشد كه مصرف كنندگان عادی یعنی اشخاص را كه اطلاعات مخصوصی ندارند به اشتباه اندازد.

٤- علائمی كه مخل انتظامات عمومی یا منافی عفت باشد.

٥- در صورتی كه در علامت از علامات مؤسسات رسمی دولتی استفاده (تقلید) شده باشد.

٦- در صورتی كه در علامت از پرچم دولت جمهوری اسلامی ایران یا پرچم سایر كشورها استفاده شده باشد.

٧-  نشانها و مدالها و انگهای دولت جمهوری اسلامی ایران.

٨- كلمات یا عباراتی كه موهم انتساب به مقامات رسمی ایران باشد.

٩-  تمثالها (مگر با اجازه مخصوص).

١٠-علامت از نظر شكل ظاهر یا تلفظ یا كتابت یا به هر كیفیت دیگر كه مصرف كنندگان عادی را به اشتباه اندازد.

 شکایت از رد علامت تجاری

 در صورتی كه در اظهارنامه تقدیمی به اداره مالكیت صنعتی، موارد فوق در علامتی یافت شود اخطاری دایر بر رد علامت صادر و به متقاضی ثبت ابلاغ و علل رد صریحا ذكر می گردد. تقاضا كننده می تواند از این تصمیم ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ به دادگاههای حقوقی تهران شكایت نماید.

  نقل و انتقال علامت تجاری ثبت شده

 در صورتی كه علامت به طریق قانونی مورد انتقال قرار گیرد در اظهارنامه مربوط به تغییر نام صاحب علامت نكات ذیل صریحا باید قید شود.

١-  شماره ثبت علامت در ایران. ٢- نام و اقامتگاه و تابعیت مالك جدید. ٣- نام و نشانی نماینده قانونی مالك در ایران.

مدارك قانونی انتقال (سند انتقال) و وكالت نامه (در صورتی كه وكیل، متكفل امر انتقال می باشد) و تصدیق ثبت علامات در ایران باشد ضمیمه اظهارنامه شود.

تذكر ١- تصدیق ثبت بعد از بررسی و ظهرنویسی بنام مالك جدید به صاحب آن مسترد خواهد شد.

تذكر ٢- در صورتی كه انتقال در خارجه به ثبت رسیده باشد رونوشت مصدق (تایید شده) مستخرجه ثبت اداره ثبت علایم خارجی كافی خواهد بود.

 

استفاده شخص دیگر از علامت ثبت شده

 صاحب علامت می تواند اجازه استفاده از علامت را به شخص ثالثی اعطا نماید. این اجازه در صورتی معتبر خواهد بود كه اجازه نامه مربوطه در ایران به ثبت رسیده باشد.

تذكر –در مواردی كه اجازه استفاده از علامت تجارتی به امضای صاحب علامت و شخص استفاده كننده رسیده باشد ثبت اجازه نامه مذكور با تقاضای كتبی صاحب علامت یا نماینده مجاز او یا استفاده كننده صورت خواهد گرفت.

 اعتراض به ثبت علامت تجاری

 در صورتی كه شخصی آگهی ثبت علامت تجارتی را در روزنامه رسمی مشاهده و یا به طریقی از وجود آن مطلع شود در حالی كه آن را علامت تجارتی خود (به شرط اینكه قبلا به ثبت رسیده باشد) می داند یا اینكه آن علامت را با علامت تجارتی خود با اندازه ای شبیه بداند كه باعث گردد مصرف كنندگان عادی به اشتباه بیفتند، می تواند ظرف مدت سی روز ار تاریخ انتشار تقاضای ثبت علامت تجارتی در روزنامه رسمی اعتراض خود را، نسبت به ثبت كتبا به اداره مالكیت صنعتی تسلیم نماید. این تقاضا در دفتر اندیكاتور اداره باید ثبت شود. مسئول اداره این اعتراض را ظرف ده روز ار تاریخ وصول به متقاضی ثبت علامت تجارتی طی اخطاری ابلاغ خواهد نمود و چنانچه متقاضی با ملاحظه اعتراض، تمكین نماید و مراتب انصراف خود را از ثبت علامت كتبا به اداره مالكیت صنعتی اعلام دارد تقاضای وی كان لم یكن تلقی و بایگانی خواهد شد. در صورتی كه متقاضی با ملاحظه اعتراض تمكین ننماید مراتب عدم تمكین به معترض ابلاغ می شود و معترض باید برای اثبات ادعای خود دادخواستی با ضمیمه نمودن كلیه دلایل و مدارك مثبته تقدیم دادگاههای حقوقی تهران نماید و گواهی لازم را ظرف ٢ ماه به اداره مالكیت صنعتی جهت ضبظ در پرونده تسلیم دارد و در این مرحله كلیه عملیات ثبتی علامت تجارتی تا اعلام نظر دادگاه متوقف خواهد ماند.
در صورتی كه معترض اقدام لازم را برای پیگیری اعتراض خود به عمل نیاورد و گواهی لازم را ارائه ندهد متقاضی می تواند به دفتر دادگاههای حقوقی تهران مراجعه و گواهی دایر بر اینكه شخص معترض اصولا دادخواستی تقدیم ننموده یا دعوی خود را پیگیری نكرده اخذ و به دفتر اداره مالكیت صنعتی تسلیم دارد، آنگاه علامت به نفع متقاضی ثبت علامت، ثبت خواهد شد. در صورت مراجعه معترض جهت اقامه دعوی به دادگاههای حقوقی تهران هدایت كه دادخواست ابطال ثبت علامت تجارتی را تقدیم نماید.

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

طبقه بندی بین المللی علائم تجاری

 طبقه 1 – مواد شیمیایی مورد استفاده در صنایع، علوم، عكاسی و همچنین كشاورزی، باغبانی و جنگلبانی؛ رزین‌های مصنوعی پردازش نشده؛ پلاستیك‌های پردازش نشده؛ كودهای گیاه؛ تركیبات اطفاء حریق؛ مواد آبكاری و جوشكاری فلزات؛ مواد شیمیایی برای نگهداری مواد غذایی؛ مواد دباغی؛ چسب‌های صنعتی.
 
طبقه 2 – رنگ، روغن؛ جلا؛ لاك؛ موادضدرنگ زدگی و جلوگیری كننده از فاسد شدن چوب؛ مواد رنگی؛ مواد تثبیت رنگ، رزین یا صمغ‌های خام طبیعی؛ فلزات به صورت پودر یا ورق برای نقاشان ساختمان، چاپگرها و هنرمندان.

 
طبقه 3 – تركیبات سفیدكننده و سایر مواد مخصوص شستشوی لباس؛ مواد مخصوص تمیز كردن، براق كردن، لكه‌گیری و سائیدن؛ صابون؛ عطریات، روغن‌های اسانس، مواد آرایشی؛ لوسیون‌های مو؛ گرد و خمیر دندان.

 
طبقه 4 – روغن‌ها و گریس‌های صنعتی؛ روان‌كننده‌ها، تركیبات گردگیری، مرطوب كردن و جذب رطوبت؛ انواع سوخت (شامل سوخت موتور) و مواد روشنایی؛ انواع شمع و فتیله چراغ.

 
طبقه 5 – مواد داروئی و بیطاری؛ مواد بهداشتی برای مصارف پزشكی؛ مواد رژیمی برای مصارف پزشكی، غذای كودكان؛ انواع گچ شكسته‌بندی، لوازم زخم‌بندی؛ مواد پركردن دندان، موم د ندانسازی؛ ضدعفونی كننده‌ها؛ مواد نابودكننده حشرات موذی؛ قارچ كش، مواد دفع نباتات هرزه.

 
طبقه 6 – فلزات عادی و آلیاژهای آن‌ها؛ مواد ساختمانی فلزی؛ ساختمان‌های فلزی قابل حمل؛ مواد فلزی خطوط راه‌آهن؛ كابل و سیم‌های غیربرقی از جنس فلزات عادی؛ آهن‌آلات، اقلام كوچك فلزی؛ لوله و مجراهای فلزی؛ گاوصندوق؛ اجناس ساخته شده از فلزات عادی كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ سنگ‌های  معدنی فلزات.

 
طبقه 7 – انواع ماشین و ماشین‌های افزار؛ انواع موتور (به استثناء موتور وسائط نقلیه زمینی)؛ قفل و بست  حلقه‌های اتصال قطعات ماشین‌ها و قطعات انتقال قوه (به غیر از اتصالات و اجراء انتقال قوه وسائط نقلیه زمینی)؛ لوازم و ابزار كشاورزی (به استثنای ابزارهای دستی)؛ ماشین جوجه كشی.

 
طبقه 8 – انواع  ابزار و لوازم دستی (كه با دست كار می‌كنند)؛ سرویس كارد و قاشق و چنگال، سلاح كمری، تیغ.

 
طبقه 9 – اسباب و آلات علمی، دریانوردی، مساحی، عكاسی، سینمایی، بصری، وزن كردن، اندازه‌گیری، علامت دادن، كنترل و مراقبت (نظارت)، نجات و آموزش؛ اسباب و لوازم هدایت، قطع و وصل، تبدیل، ذخیره‌سازی، تنظیم یا كنترل جریان برق؛ آلات و اسباب ضبط، انتقال یا تكثیر صوت یا تصویر؛ اسباب ذخیره اطلاعات مغناطیسی، دیسك‌های قابل ضبط؛ ماشین‌های فروش خودكار و مكانیسم دستگاه‌هایی كه به سكه كار می‌كنند؛ صندوق‌های ثبت مبلغ دریافتی، ماشین‌های حساب، تجهیزات داده‌پردازی و رایانه‌ای؛ دستگاه آتش نشانی.

 
طبقه 10 – آلات و ابزار جراحی، پزشكی، دندانسازی و بیطاری، اندام‌های مصنوعی، دندان و چشم‌مصنوعی؛ اقلام ارتوپدی؛ مواد بخیه زنی.

 
طبقه 11 – دستگاه‌های روشنایی، حرارتی، مواد بخار، طبخ، خنك كردن، تهویه، تأمین آب بهداشتی.

 
طبقه 12 – وسائط نقلیه، دستگاه‌های حمل و نقل زمینی، دریایی یا هوایی.

 
طبقه 13 – اسلحه گرم؛ مهمات و انواع پرتابه (از قبیل موشك، خمپاره و غیره)؛ مواد منفجره؛ مواد وسایل آتشبازی.

 
طبقه 14 – فلزات گرانبها و آلیاژهای آن‌ها و كالاهایی كه با فلزات گرانبها ساخته شده یا با آن‌ها روكش شده‌اند و در سایر طبقات ذكر نشده‌اند؛ جواهرات، سنگ‌های گرانبها؛ اسباب و لوازم ساعت‌سازی و زمان سنجی.

 
طبقه 15 – آلات موسیقی.

 
طبقه 16 – كاغذ، مقوا و كالاهای ساخته شده از آن‌ها كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ مطالب چاپ شده، مواد صحافی؛ عكس؛ نوشت‌افزار؛ چسب برای مصارف تحریری یا خانگی؛ لوازم نقاشی؛ قلم مو نقاشی؛ ماشین تحریر و لوازم ملزومات دفتری (به استثنای مبلمان) مواد آموزشی و تدریس ( به استثنای دستگاه‌ها)؛ مواد پلاستیكی برای بسته‌بندی (كه در سایر طبقات ذكر نشده‌اند)؛ حروف و كلیشه چاپ.

 
طبقه 17 – لاستیك، كائوچو، صمغ، آزبست (پنبه نسوز)، میكا (سنگ طلق) و كالاهای ساخته شده از این مواد كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ پلاستیك دارای شكل و قالب خاص برای استفاده در تولید سایر كالاها؛ مواد بسته‌بندی، درپوش‌گذاری، انسداد و عایق‌بندی؛ لوله‌های قابل ارتجاع غیرفلزی.

 
طبقه 18 – چرم و چرم مصنوعی و كالاهای ساخته شده از آن‌ها كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ پوست حیوانات؛ چمدان، كیسه و كیف‌های مسافرتی؛ چتر، چتر آفتابگیر و عصا؛ شلاق، یراق و زین و برگ.

 
طبقه 19 – مواد و مصالح ساختمانی (غیرفلزی)؛ لوله‌های غیرفلزی سخت و غیرقابل انعطاف برای استفاده در ساختمان؛ آسفالت، قیر و قطران؛ ساختمان‌های متحرك غیرفلزی؛ بناهای یادبود غیرفلزی.

 
طبقه 20 – مبلمان و اثاثیه، آیینه، قاب عكس؛ كالاهای ساخته شده از چوب، چوب پنبه، نی، حصیر، شاخ، استخوان، عاج، استخوان آرواره نهنگ، صدف، كهربا، صدف مروارید، كف دریا و بدل كلیه این مواد یا ساخته شده از پلاستیك (كه در سایر طبقات ذكر نشده‌اند).

 
طبقه 21 – ظروف خانگی یا لوازم آشپزخانه (كه از فلزات قیمتی ساخته یا روكش نشده‌اند)؛ شانه و ابر و اسفنج؛ انواع برس  قلم مو(به استثنای قلم موهای نقاشی)؛ مواد ساخت برس؛ لوازم نظافت و تمیزكاری؛ سیم ظرفشویی؛ شیشه كار شده یا نیمه كار شده (به استثنای شیشه مورد استفاده درساختمان‌ها) شیشه آلات، اشیاء ساخته شده از چینی و سفال كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند.

 
طبقه 22 – طناب، رسیمان، تور، چادر، سایبان، برزنت (تارپولین)، بادبان و شراع، كیسه و گونی كه در طبقات دیگر ذكر نشده است؛ مواد لایی و لایه‌گذاری و پوشال (به استثنای لاستیك و پلاستیك)؛ مواد خام لیفی برای نساجی.

 
طبقه 23 – انواع نخ و رشته برای مصارف پارچه بافی و نساجی.

 
طبقه 24 – محصولات نساجی و پارچه‌ای كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ انواع روتختی و رومیزی.

 
طبقه 25 – انواع لباس و پوشاك، پاپوش و پوشش سر.

 
طبقه 26 – انواع توری و قلابدوزی، روبان، بند (نوار) حاشیه و قیطان؛ دكمه، قزن قفلی، سنجاق و سوزن ته‌گرد؛ گل‌های مصنوعی.

 
طبقه 27 – انواع فرش، قالیچه، حصیر و زیرانداز، لینولیوم و سایر كف پوش‌ها، آویزهای دیواری (غیرپارچه‌ای).

 
طبقه 28 – انواع بازی و اسباب بازی؛ لوازم ورزشی و ژیمناستیك كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ تزئینات درخت كریسمس.

 
طبقه 29 – گوشت، گوشت ماهی، گوشت طیور و شكار؛ عصاره گوشت؛ سزیجات و میوه‌جات به صورت كنسرو، خشك شده و پخته شده؛ انواع ژله، مربا و كمپوت؛ تخم مرغ، شیر و محصولات لبنی؛ روغن‌ها و چربی‌های خوراكی.

 
طبقه 30–  قهوه، چای، كاكائو، شكر، برنج، نشاسته كاسار یا مانیوك (تاپیوكا)، نشاسته نخل خرما (ساگو)، بدل قهوه؛ آرد و فراورده‌های تهیه شده از غلات، نان، نان شیرینی، شیرینی‌جات، شیرینی یخی؛ عسل، ملاس یا شیره قند؛ مایه خمیر، گرد مخصوص شیرینی‌پزی یا پخت نان؛ نمك، خردل؛ سركه، انواع سس (چاشنی) ادویه جات، یخ.

 
طبقه 31 – محصولات كشاورزی، باغداری و جنگلبانی و دانه‌هایی كه در طبقات دیگر ذكر نشده‌اند؛ حیوانات زنده؛ میوه و سبزیجات تازه؛ بذر؛ گیاهان و گل‌های طبیعی؛ غذای حیوانات؛ مالت (جو سبز خشك شده).

 
طبقه 32 –   ماءالشعیر؛ آب‌های معدنی وگازدار و سایر نوشیدی‌های غیرالكلی؛ آبمیوه و شربت‌های میوه‌ای؛ شربت و تركیبات مخصوص ساخت نوشابه.

 
طبقه 33 – ....

 
طبقه 34– تنباكو، لوازم تدخین؛ كبریت.

 
 

 
خدمات

 
طبقه 35 – تبلیغات؛ مدیریت تجاری؛ امور اداری تجارت؛ كارهای دفتری و اداری.

 
طبقه 36 – بیمه؛ امور مالی؛ امور پولی؛ امور مربو به معاملات املاك و مستغلات.

 
طبقه 37 – ساختمان‌سازی؛ تعمیر و بازسازی؛ خدمات نصب.

 
طبقه 38 – مخابرات از راه دور.

 
طبقه 39 – حمل و نقل؛ بسته‌بندی و نگهداری كالاها؛ تهیه مقدمات و ترتیب دادن مسافرت‌ها.

 
طبقه 40 – بهسازی و عمل‌آوری مواد.

 
طبقه 41 – آموزش و پروش؛ دوره‌های كارآموزی وتعلیمی؛ تفریح و سرگرمی؛ فعالیت‌های ورزشی و فرهنگی.

 
طبقه 42 – خدمات علمی و فناوری و تحقیق و پژوهش و طراحی در این زمینه؛ خدمات تجزیه و تحلیل و تحقیقات صنعتی؛ طراحی و توسعه نرم‌افزار و سخت افزارهای رایانه‌ای.

 
طبقه 43 – خدمات عرضه اغذیه و نوشابه؛ تأمین مسكن و محل اقامت موقت.

 
طبقه 44 – خدمات پزشكی؛ خدمات بیطاری؛ مراقبت‌های بهداشتی؛ و زیبایی برای انسان‌ها یاحیوانات؛ خدمات كشاورزی، باغداری و جنگلداری.

 
طبقه 45 – خدمات شخصی یا اجتماعی كه توسط دیگران برای رفع نیازهای افراد ارائه می‌شوند؛ خدمات امنیتی برای محافظت از افراد، اموال و دارایی‌ها؛ خدمات حقوقی

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: طبقه بندی نام و علامت تجاری،     |
نظرات() 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic