تبلیغات
فروش برند 09123707174,ثبت،برند،نام،علامت،علائم،تجاری،برندفروشی،ثبت نام تجاری،علائم تجاری،اسم تجاری، برندتجاری،لوگو،فارسی + لاتین

ثبت،برند،نام،علامت،علائم،تجاری،برندفروشی ثبت نام تجاری،علائم تجاری،اسم تجاری، برندتجاری،لوگو،فارسی + لاتین

ثبت،برند،نام،علامت،علائم،تجاری،برندفروشی
ثبت نام تجاری،علائم تجاری،اسم تجاری، برندتجاری،لوگو،فارسی + لاتین

جهت اشخاص حقیقی و حقوقی بصورت تخصصی توسط وکلای پایه یک دادگستری
جهت دریافت استاندارد و بهداشت
با قیمت مناسب و کمترین هزینه

تمدید علائم تجاری،اضافه کلا برای علامت های تجاری ثبت شده

ثبت طرح صنعتی، ثبت اختراع بصورت تخصصی



خرید و فروش نام و علامت تجاری،برند تجاری فروشی

برند تجاری خود را برای فروش به بسپارید تا با قیمت و زمان مناسب آنرا به فروش رسانیم
برای مشاهده لیست برندتجاری فروشی از سایت ما دیدن فرمایید

ثبت بین المللی نام و علامت تجاری در کشورهای مختلف دنیا از طریق سیستم مادرید

ارائه کلیه خدمات در تهران و شهرستانها

شرکت تدبیر تجارت اسپیدار
جهت راهنمایی بیشتر با ما تماس بگیرید

  44283872   44283672  021
09123707174
شکوهی

جهت اطلاع بیشتر از سایت ما دیدن فرمائید

  www.iranbc.ir


mahdi.shokouhi@gmail.com

آدرس:تهران خ ستارخان پ  469 واحد 5

اعتماد ، صداقت ، کیفیت و امانت از ویژگی های ماست

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری،     |
نظرات() 

ثبت علامت تجاری و ثبت برند

ثبت علامت تجاری و ثبت برند

علامت تجاری چیست؟                            44283672  021             44283872   021

علامت تجاری نشانی میباشد که میتواند اغلام تولبد شده و خدمت هایی که بوسیله فرد و یا شرکت ارائه میشود از سایر افراد و شرکت ها متفاوت میکند بنا بر ماده 30 قانون علامت یعنی هر نشان قابل رؤیتی كه بتواند كالاها یا خدمات اشخاص حقیقی یا حقوقی را از هم متمایز سازد. 
علامت جمعی یعنی هر نشان قابل رؤیتی كه باعنوان علامت جمعی در اظهارنامه ثبت معرفی شود و بتواند مبدأ و یا هرگونه خصوصیات دیگر مانند كیفیت كالا یاخدمات اشخاص حقیقی و حقوقی را كه از این نشان تحت نظارت مالك علامت ثبت شده جمعی استفاده می‌كنند متمایز سازد. نام تجارتی یعنی اسم یا عنوانی كه معرف و مشخص‌كننده شخص حقیقی یاحقوقی باشد

فرایند ثبت علامت

  • امضاء وکالتنامه توسط موکل وتنظیم قرارداد
  • بررسی مدارک و شرایط موکل برای ثبت علامت تجاری
  • قبل شروع شدن پروسه ثبت علامت تجاری اگر نیاز به استعلام باشد، و موکل درخواست استعلام را بدهد ابتدا ، برند استعلام می کنیم.
  • ظرف 2 الی 3 روز کاری روی سیستم اداره ثبت مالکیت صنعتی ارجاع شده بصورت رسمی و پرونده تشکیل می شود.
  • تایید : پرونده و اطلاعات هیچ نقصی ندارد، مشابهت ومغایرت ندارد و برای صدور آگهی تقاضای ثبت علامت تجاری اقدامات بعدی انجام می شود. ثبت علامت تجاری نیاز به 3 آگهی دارد که این مرحله اولین آگهی خواهد بود.
    • تایید : پرونده و اطلاعات هیچ نقصی ندارد، مشابهت ومغایرت ندارد و برای صدور آگهی تقاضای ثبت علامت تجاری اقدامات بعدی انجام می شود. ثبت علامت تجاری نیاز به 3 آگهی دارد که این مرحله اولین آگهی خواهد بود.
      • در این مرحله باید روزنامه رسمی انجام شود، یعنی درخواست تایید شده پرونده شما در روزنامه های کثیرالانشار چاپ می شود. توجه داشته باشید صدور روزنامه رسمی حدود 10 الی 15 روز کاری زمان خواهد برد.
      • پس از روزنامه رسمی اول یک ماه زمان برای اعتراض وجود خواهد داشت تا اگر کسی ادعایی در خصوص علامت تجاری مورد درخواستی شما داشته باشد اعتراض خود را اعلام کند.
      • • پس از گذشت 30 روز اگر هیچ اعتراضی نبود ، خیلی سریع درخواست آگهی دوم داده میشود. آگهی دوم به معنی داشتن شماره ثبت علامت تجاری است.
      • آگهی دومی که صادر شد و مشکلی نبود سریعا برای چاپ در روزنامه رسمی کثیر الانشار اقدام می شود. (تا این مرحله روزنامه رسمی دوم انجام شده است)
      • پیگیری روزنامه رسمی داخل سایت 10 الی 15 روز کاری زمان خواهد برد تا چاپ شود
      • با ارسال روزنامه رسمی دوم از طریق وکیل درخواست آگهی انحصاری 10 ساله ثبت علامت را به اداره مالکیت صنعتی می دهیم.
      • پس از 2 الی 3 روز کاری پرونده بصورت کامل انجام شده و آماده تحویل به موکل می باشد
      • چیزی در حدود 5 الی 6 ماه کل این پروسه به طول خواهد انجامید.
    • رد کامل : پرونده دچار نقص است و قابلیت پیگیری ندارد.
    • • مشابهت یا نقص پرونده مشابهت : این احتمال وجود دارد مجوز، یا مدارک دچار مشکل شده باشد و یا تکمیل نباشد، در این مرحله باید پیگیری شود و برای رفع نقص اقدام شود. و دیگر احتمالات که بصورت جزئی در این مرحله به شما اعلام می شود. پس از رفع نقص و مشکل مانند مرحله نوع 1 که تایید بود عمل می شود. با این تفاوت که اطلاعات و مدارک تکمیل خواهد شد.

چرا ثبت علامت انجام میدهیم

همیشه برند(علامت تجاری) ستون یک کسب و کار و به لحاظ تداوم در تجارت یک نام یا نشان ماندگار بسیار مهم است. بر این اساس شرکت های بسیاری هستند که تلاش دارند تا نام یا نشانی که برایش برنامه ریزی کرده اند به سلامت به مسیر موفقیت و پیشرفت خود ادامه دهد. نام یا نشان خود را به ثبت می رسانند. ثبت علامت تجاری فقط به ثبت رسیدن آن نیست، قوانین استفاده، نگهداری و مسائل آن بسیار مهم می باشد. از این رو موسسه تلاش کرده است تا اطلاعات دقیق و مهمی نسبت به ثبت برند، علامت تجاری، لوگو، ثبت نام تجاری و دیگر موارد به موکلین خود اطلاع رسانی و در صورتی که آنها نیاز به ثبت علامت تجاری داشتند، از مرحله 0 تا 100 آنها را راهنما و مجری باش

جدول مدارک مورد نیاز ثبت علامت تجاری

 ثبت علامت فارسیثبت علامت لاتین
شخصیکپی شناسنامه
کپی کارت ملی 
کپی پروانه کسب،پروانه بهره برداری،جوازتولید،مجوز مرتبط
  • نمونه برند طراحی شده 6*6
کپی شناسنامه
کپی کارت ملی 
کپی پروانه کسب 
نمونه برند طراحی شده 6*6 
کارت بازرگانی
شرکتی
      آگهی و روزنامه تاسیس شرکت و هرنوع تغییرات
      مجوزهای لازم،پروانه بهره برداری،جوازتولید،مجوز مرتبط
      کپی شناسنامه و کارت ملی مدیرعامل
      یک نمونه از برند طراحی شده 6*6
    آگهی و روزنامه تاسیس شرکت و هرنوع تغییرات
    مجوزهای لازم
    کپی شناسنامه و کارت ملی مدیرعامل
    یک نمونه از برند طراحی شده 6*6
    کارت بازرگانی

_ارائه کارت بازرگانی به نام خود شخص برای علامت تجاری شخصی که حروف لاتین بکار رفته است.

_مجوزهای لازم:

    • جواز تاسیس
    • پروانه بهره برداری (تولید یا صنایع)
    • پروانه اشتغال به کار رئیس هیئت مدیره یا مدیرعامل

5-زمان ثبت علامت تجاری

    • دوماه از مرحله تکمیل مدارک و شروع به کار
    • چهار ماه و نیم تا صدور پروانه 10 ساله اولیه

فرایند تمدید علامت تجاری

تمام مراحل اجرایی همانند ثبت اولیه برند (علامت تجاری) است و همان هزینه را در بر دارد.

چارت ثبت علامت تجاری

فرایند ثبت توسط گروه مشاورین ثبت اسپیدار انجام شودبا توجه به مدارک و مجوز های لازم ظرف 2 الی 3 روز کاری
طی 2ماه پیگیری مرتب بابت ثبت و اقدامات لازم ثبتیدر صورت وجود نقص به صورت (تخصصی و حقوقی) از طریق قانونی انجام می شود.
ظرف 3 الی 4 روز کاری انجام گرفته وگواهی ارائه میگرددظرف 1 الی 2 روز کاری حضورا انجام می شود و واریزی آن نیز پرداخت میگردد.
ظرف 10 الی 15 روز کاری پیگیری و از سیستم و حضوری از اداره دریافت میگرددپس از گذشت مدت 30 روز برای اعتراضات از طریق اسپیداره داخل پرونده ارائه داده می شود برای اعلام هزینه نهایی ثبت
پس از واریز هزینه از طریق اینترنتی آگهی دوم ازاداره ثبت مراجعه به ساختمان روزنامه رسمی برای انجام و واریز هزینهروزنامه رسمی اسکن و وارد پرونده می شود ظرف چند روز کاری بدون تاخیر و از طریق وکیل به اداره مالکیت صنعتی ارجاع داده می‌شود
برای دریافت پروانه انحصاری رنگی مراجعه می شوداقدامات لازم در فرایند ثبت
ارجاع سیستمی از طریق اسپیدارپیگیری از طریق اسپیداره
یکی از مهمترین قسمت های ثبت رفع نقص هاصدور آگهی و تشکیل پرونده
روزنامه رسمی اولیهپیگری اسپیداره ای
ارجاع روزنامه از طریق اسپیداره برای اعلام هزینه دومروزنامه دوم رسمی
ارجاع روزنامه داخل پرونده اسپیداره (پس از چاپ روزنامه دوم)ارسال روزنامه رسمی دوم برای گرفتن پروانه انحصاری ده ساله (پایان ثبت علامت تجاری)

نکاتی که برای ثبت برند باید

    • بر خلاف تصور عامه مردم علامت تجاری مشمول هیچگونه مالیاتی نمی باشد.
    • علامتی که در کشور دیگری ثبت شده است در صورتی که ثبت بین المللی شده باشد نمیتوانید در ایران نیز آن را ثبت کنید و در صورت ارجاء آن به ثبت پرونده رد خواهد شد.
    • علامت تجاری میتواندهم نماد شرکت باشد هم اسم شرکت.

مزایای ثبت علامت تجاری

    • ضمانت میکند که مشتریان بتوانند محصول ها و کالا ها را از هم متمایز کند.
    • این حق را به شرکت ها میدهد که کالاهایشان را نبست به هم متفاوت کند.
    • وسیله ای برای بازاریابی و پایه ای برای مشهور شدن شرکتها میشود.
    • به افراد ثالت این اجازه را میدهد که از علامت تجاری استفاده کنند و درآمد از محل حق امتیاز ها میباشد.
    • ز اجزاء لازم توافقنامه های اعطای نمایندگی میباشد.
    • امکان دارد از اموال دارای ارزش درآمد باشد.
    • علامت تجاری به شرکت ها را انگیزه می دهد که برای بهبود بخشیدن و حفظ کیفیت کالاهای خود تلاش و سرمایه گذاری کنند.
    • امکان دارد برای اعضای وام مفید باشد.

انتقال علامت تجاری صلح علامت :

      • کپی کارت ملی و شناسنامه افرادی که قصد انتقال علامت را دارند.
      • امضا وکالت نامه وکیل در موسسه جهت پیگیری صلح علامت
      • ارایه اصل تصدیق نامه
      • در صورت شرکتی بودن ،آگهی ثبت شرکت و تغییرات ضمیمه مدارک شود
      • ارایه اصل سند صلح
      • -جهت انتقال علامت تجاری ثبت شده نیاز به تنظیم سند رسمی صلح در دفاتر اسناد رسمی می باشد که در آن علامت مربوطه به شخص دیگری واگذار می گردد .
      • استعلام از اداره ثبت علامت برای تایید سابقه ثبت علامت تجاری مورد نظر.
      • نقل و انتقال در دفترخانه

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 اردیبهشت 1395    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری،     |
نظرات() 

برند چیست و داشتن برند چه مزایایی دارد ؟

برند چیست و داشتن برند چه مزایایی دارد ؟

برند چیست ; یک نام تجاری که به اختصار می تواند یک علامت یا آرم و اصلاح و … باشد ، تا یک کالا و یا خدمات که از طریق یک فرد و یا یک گروه به افراد ارائه می گردد، به صورت کاملا حقوقی شناسایی شود و با محصولات و خدمات دیگر رقبا ایجاد تمایز می نماید.

برند چیست و داشتن برند چه مزایایی دارد ؟موقعیت یک برند چیست ؟
موقعیتی خاص از یک تصویر ذهنی در ذهن مشتریان

تصویر یک برند چیست؟
تصویر خاصی که از به میان آمدن نام برند در ذهن مشتریان ایجاد می شود.

هویت یک برند چیست ؟
موقعیت خاصی که یک سازمان در میان نام های تجاری رقبا دارد.

تصویر شرکت برای یک برند چیست؟
ایجاد یک تصویر درست در ذهند اعضای داخلی شرکت

شخصیت شرکت برای یک برند چیست؟
ایجاد ارزش درونی برای شرکت و نمایش آن در رفتار و حرکات اعضا و کارکنان داخلی شرکت

هویت شرکت برای ثبت برند چیست؟
همگام سازی تصویری و ذهنی برای اعضای شرکت

شهرت شرکت برای یک برند چیست؟
هویت همگام سازی شده درون شرکت و شرکت های زیر مجموعه تحت لیسانس مربوط به شرکت

برند شرکت چیست؟
همگام سازی کلیه هنجارهای درون و بیرون شرکت برای نیل به اهداف شرکت

مزیت های داشتن یک برند یا نام تجاری
مزیت های داشتن یک نام تجاری عبارتند از: آن چیزی که مخاطبان نیاز دارند و برند به آنها ارائه می نماید. عموما برندها برای مخاطبانشان بسیار با اهمیت هستند زیرا جزء منش اصلی هر محصول و یا خدمات به حساب می آیند و تمامی اطلاعات را برای آنها پردازش و ساده می کنند.

مزیت های به وجود آمدن یک برند بر سه قسم می باشد:
1- کاربردی بودن آنها
2- تجربی بودن آنها
3- نمادین بودن آنها

مزایای کاربردی بودن برند
1- یکی از مزیت های کاربردی بودن نامه های تجاری این است که کلیه نیازها، جهت رفع مشکلات بودجود آمده برای محصولات و یا خدمات را برآورده می کند و به طور کلی مربوط به صفات کلی محصولات و خدمات می باشد.
2- چنانچه افراد مصرف کننده محصولات نیازهای شخصی داشته باشند، برندها آنها را برآورده کردو این نوع مزیت ها مشابه ویژگی های محصولات است، اما به صورت شخصی ارزیابی می شوند

مزایای تجربی بودن برند ها برای بازاریابی کدامند؟
1- این مزیت مربوط به برندهایی است که یک تجربه و یا یک خاطره خوب از استفاده محصولات و خدمات در ذهن مشتری باقی می گذارند و احساسات یک مشتری را درگیر می نمایند.

2- یکی دیگر از مزایای تجربی بودن برند ها مربوط به حسی است که از آن برند در وجود مشتری باقی می گذارد، یعنی مشتریان در زمان استفاده از این برند چه حسی دارند؟!

مزایای نمادین بود برندها:
مزیت نمادین بودن برندها در مواقعی نمود پیدا خواهد کرد که افراد با استفاده از محصولات و خدمات آن برند بخواهند، خودنمایی کنند و یا به جلوه دادن خود در مقابل دیگران بپردازند. این نیاز به صفات محصولات مرتبط نمی باشد.
مزیت دیگر نمادین بودن برندها مواقعی است که طبق اجتماعی و کلاس افراد را تعیین کند.

برای تماس با ما جهت ثبت برند تجاری با شماره های زیر تماس بگیرید

44283672   44283872  021

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 آذر 1394    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

ثبت نشان جغرافیایی ایران

ثبت نشان جغرافیایی ایران

کشور ما ایران به جهت قدمت تاریخی ، تنوع آب و هوایی، تنوع قومی و موقعیت جغرافیایی (چهارراه تجارت و ارتباطات دنیای قدیم قرار داشت براینکه جاده ابریشم از نیمه شمالی کشور جاده ادویه از نیمه جنوبی کشور عبور می کرده است) موجب شده که محصولات کشاورزی و فرآورده های جانبی و همچنین منابع ژنتیک آن بسیار متنوع گردد. و این برای مردم ما فرصت منحصر به فردی ایجاد می کند که بتواند یکی از مراکز تولید ، فرآوری و صادرات محصولات کشاورزی شود. لذا باید ضمن ایجاد بسترهای حقوقی لازم یاد بگیریم که چگونه از ظرفیتهای، حقوق مالکیت معنوی (صنعتی) چه در سطح ملی و چه بین المللی حداکثر استفاده ببریم.

خوشبختانه با تصویب قانون حمایت از نشانه های جغرافیایی مصوب 1383 و آئین نامه اجرایی آن نشانه های جغرافیایی در ایران پس از طی تشریفات قانونی ثبت سپس حمایت می گردد.

باتوجه به اینکه کشور ما عضو کنوانسیون پاریس راجع به حمایت از نشان جغرافیایی می باشد می‌توان این نشان های جغرافیایی را در سایر کشورهای عضو ثبت و تحت حمایت قرار داد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 مهر 1393    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

برند (BRAND) چیست؟

برند (BRAND) چیست؟
در میان چندین هزار محصولی که در طول تاریخ و به ویژه در عصر صنعتی اختراع، ابداع و ایجاد شده تعداد محدودی توانسته اند نه تنها در بازار داخلی بلکه در عرصه های جهانی نیز نفوذ یافته و حضوری پایدار بیابند فاکتورهایی چون کیفیت، قیمت و خدمات بعد از فروش، ارزش اعتباری و اجتماعی خاص و غیرسرمایه ای و غیر سخت افزاری این گونه کالا و خدمات موجب گردیده که اصطلاحاً آنها را «برند» بنامند.
به طور خلاصه برند دارایی نامشهود (نهفته) یک محصول یا یک خدمت می باشد که شامل پارامترهای زیادی از جمله نام، اصطلاح، علائم، نماد، آرم، طرح، سابقه ذهنی مشتریان و مصرف کنندگان، ماندگاری در بازار، اصالت (کپی صرف نبودن)، و داشتن اعتماد و اعتبار ماندگار نزد مشتریان می باشد. برند مختص سازه و کالا نمی باشد بلکه خدمات از نوع بانک، بیمه، مقوله مدیریت و سیستم های پولی و نرم افزاری را نیز در بر می گیرد.
محصولی را می توان برند نامید که از ارزش اعتباری و اجتماعی بالا برخوردار باشد و با رعایت اصول متنوعی که منجر به رضایت مستمر مشتریان می شود، اعتماد بازار مصرف را به خود جلب کرده باشد.کیفیت و ثبات کیفی، قیمت مناسب و نوسان پایین آن، دسترسی آسان به خدمات بعد از فروش، عدم نگرش سودآوری صرف مالکین در عرضه عمومی محصول و به طور کلی توانمندی و صداقت حرفه ای دست اندرکاران می تواند محصولی را به یک  برند تبدیل نماید.
امروزه، ممالکی را توسعه یافته و دارای اقتصاد قوی می بینیم که در چرخه تولید آنها محصولات و خدماتی که به یک برند تبدیل شده باشند، زیاد می شود. کشور آلمان به اتکاء برندهایی چون مرسدس بنز (MERCEDES BENZ) و بی، ام، و (B.M.W)؛ انگلستان در سایه برندهای بیمه ای و بانکی خود چون لویدز ( LLOYDS) ؛ کره با برندهایی چون هیوندایی ( HYUNDAI) ، ال، جی (LG) و سامسونگ ( SAMSUNG)؛ ژاپن با برندهایی چون تویوتا ( TOYOTA) ، سونی (SONY)، پاناسونیک (PANASONIC) ؛ و فرانسه با برندهایی چون ایرباس (AIRBUS)، صنعت عطر و ادکلن و لباس، پژو (PEUGEOT) و پورشه ( PORSCHE)؛ و آمریکا با برندهایی چون جنرال موتور (ْGM)، جنرال الکتریک ( GE)، کاترپیلار(CATERPILLAR)،کوکاکولا (COCACOLA)،  مایکروسافت ( MICROSOFT)، آی.بی.ام (IBM)، بوئینگ (BOEING)؛ فنلاند بر مبنای برندی چون نوکیا  (NOKIA)؛ سوئد با برندی چون IKEA؛  هلند با برندی چون فیلیپس (PHILIPS) ؛ سوئیس بابرندی چون نستله (NESTLE) ؛ و هند بر مبنای صنعت چای و برنج خود برندهایی از این دست، حجم عظیمی از بازار مصرف را در اختیار خود گرفته اند. و توانسته اند تا عمق جنگل های دور افتاده آفریقا و محل سکونت اسکیموها در قطب جنوب و شمال نفوذ نمایند.از 21 برند خوشنام در جهان 12 برند آمریکایی، 3 مورد ژاپنی، 3 مورد آلمانی و بقیه متعلق به سایر کشورها می باشد. ارزش برند   (BRAND VALUE) کوکاکولا در سال 2009 شصت و هشت میلیارد، گوگل 32 میلیارد، تویوتا 32 میلیارد، دایملر بنز 24 میلیارد، سامسونگ 5/17 میلیارد و فراری 5/3 میلیارد دلار بوده است.
بی تردید در هر سرزمین و بر مبنای مزیت های خدادادی و عمدتاً اکتسابی و تحصیلی، امکان بوجود آمدن برند وجود دارد ولیکن مستلزم آگاهی، مدیریت، هدایت و پشتیبانی برای ایجاد برند می باشد.
در کشور عزیز ما ایران علیرغم اینکه زمینه ها و زیر ساخت ها و استعدادهای زیادی برای شکل گیری و شکل دادن به موضوع «برند» وجود دارد ولیکن بدلیل عدم نگرش سیستمی به این مقوله ارزشمند شاهد بی ترتیبی های فراوان و از دست رفتن فرصت های بیشمار در این زمینه می باشیم.
عده ای به اتکاء منابع پولی ارزان محصولی را کپی و حتی با ساخت آن در سایر کشورها و ورود به عنوان محصولی داخلی و باز در سایه همان منابع به تبلیغات رنگارنگ، برگزاری همایش ها و مراسم خود فرمایشی و خرید و غصب عناوینی چون اولین، بهترین، قهرمان قهرمانان و نمونه، مشتری و مصرف کننده را به گمراهی و بیراهه می کشانند و چند صباحی در بازار مصرف می تازند و گرد و خاک می نمایند. لیکن تعدادی هستند که صبورانه به تولید اصولی محصول و خدمات ارزشمند می پردازند و صبورانه لیک به دلیل عدم توسل به جوسازی ها و ارتباطات ویژه در سایه به راه خود ادامه می دهند.
بی تردید در صورت شناسایی این پدیده ها و دادن فرصت لازم به آنها و پشتیبانی و راهنمایی آنها می توان گام های بزرگی در راستای «برند» سازی در کشور و نفوذ به بازارهای رقابتی بین المللی برداشت برای سامان بخشی به نیازهای پیش گفته و بر مبنای تصمیم نمایندگان رئیس جمهور در کار گروه کنترل بازار (وزیر بازرگانی، وزیر صنایع، وزیر جهاد کشاورزی و وزیر دادگستری) که براساس اصل 127 قانون اساسی رسمیت یافته است.
کمیسیونی در سازمان توسعه تجارت بنام کمیسیون «برند» شکل گرفته که در آن نمایندگانی از وزارتخانه های بازرگانی، صنایع، جهاد کشاورزی، دادگستری، وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی، ثبت و اسناد، صدا و سیما، و بالاخره اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران و اتاق تعاون شکل گرفته که امید می رود به اتکاء اختیارات قانونی بتواند به آشفتگی در این مقوله پایان بدهند و دستاوردهای قابل قبولی برای احقاق حقوق واجدین شایستگی برای «برند» شدن و کسب حقوق حقه خود در بازارهای بین المللی بردارند.بی تردید همکاری همه اندیشمندان، کارشناسان و دست اندرکاران، به توفیق مورد انتظار از این هسته کمکی شایان می نماید.

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 آذر 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری،     |
نظرات() 

علامت تجاری فروشی

بدلیل زمان بر بودن مراحل ثبت علائم تجاری

معمولاً متقاضیان درخواست همزمان چند نام تجاری را داده تا از بین آنها بالاخره یکی تایید گردد

بدینصورت احتمال قبولی یکی از نام ها پس از گذشت دو ماه بالا رفته

و در صورتی که چند نام تجاری تایید گردد میتوان یکی از آنها را جهت تامین هزینه ها

به فروش رسانید و به شخص یا شرکت دیگری واگذار نمود تا بدینوسیله هم کار اشخاص دیگر راه افتاده

و هم هزینه های ثبتی خود شخص جبران میگردد


کلید واژه ها: علامت تجاری،09123707174،برند،علامت،علائم،علایم،لوگو،آرم،ثبت علامت،ثبت علامت تجاری،ثبت علایم تجاری،ثبت علائم تجاری،ثبت برند،ثبت لوگو،ثبت آرم،ثبت برند تجاری،ثبت لوگو تجاری،ثبت آرم تجاری،مدارك لازم جهت علامت تجاری،مدارك لازم جهت ثبت علایم تجاری،مدارك لازم جهت ثبت علائم تجاری،مدارك لازم جهت ثبت برند،مدارك لازم جهت ثبت لوگو،مدارك لازم جهت ثبت آرم،طرح صنعتی،ثبت بین المللی علامت تجاری،ثبت بین المللی توسط سیستم مادرید،سیستم مادرید،ثبت بین المللی برند،ثبت بین المللی لوگو،ثبت بین المللی آرم،ثبت طرح صنعتی،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتی،نحوه ثبت علامت،نحوه ثبت علامت تجاری،نحوه ثبت برند،نحوه ثبت لوگو،نحوه ثبت آرم،نحوه ثبت طرح صنعتی،نحوه ثبت اختراع،نحوه ثبت علایم تجاری،نحوه ثبت علائم تجاری،نام تجاری،اسم تجاری،نشان تجاری،ثبت اسم تجاری،ثبت نشان تجاری،ثبت نام تجاری،نحوه ثبت نشان تجاری،نحوه ثبت نام تجاری،نحوه ثبت اسم تجاری،نحوه ثبت بین المللی علامت تجاری،نحوه ثبت علامت تجاری بین المللی،نحوه ثبت برند بین المللی،نحوه ثبت بین المللی برند،ثبت علامت بین المللی،ثبت بین المللی علامت،نحوه ثبت بین المللی توسط سیستم مادرید،مدارک لازم جهت ثبت برند تجاری،مدارک لازم جهت ثبت لوگو تجاری، مدارک لازم جهت ثبت آرم تجاری، مدارک لازم جهت ثبت بین المللی برند تجاری،مدارک لازم جهت ثبت اسم تجاری،مدارک لازم جهت ثبت آرم تجاری، مدارک لازم جهت ثبت نشان تجاری، مدارک لازم جهت ثبت نام تجاری،نحوه ثبت برند تجاری،نحوه ثبت آرم تجاری،نحوه ثبت لوگو تجاری، مدارک لازم جهت ثبت لوگو تجاری،نحوه ثبت در سیستم مادرید،نحوه ثبت بین المللی برند تجاری،چگونگی ثبت برند، چگونگی ثبت برند تجاری، چگونگی ثبت علامت، چگونگی ثبت علامت تجاری، چگونگی ثبت لوگو، چگونگی ثبت لوگو تجاری، چگونگی ثبت آرم، چگونگی ثبت آرم تجاری، چگونگی ثبت طرح صنعتی، چگونگی ثبت اختراع، چگونگی ثبت نام تجاری،اعتراض  به ثبت علامت تجاری، اعتراض  به ثبت برند، اعتراض  به ثبت علامت، اعتراض  به ثبت برند تجاری، اعتراض  به ثبت نام تجاری،نحوه اعتراض  به ثبت علامت تجاری، نحوه اعتراض  به ثبت علامت، نحوه اعتراض  به ثبت برند، نحوه اعتراض  به ثبت برند تجاری،شکایت از ثبت علامت تجاری، شکایت از ثبت برند، شکایت از ثبت علامت، شکایت از ثبت برند تجاری،درخواست ثبت علامت، درخواست ثبت علامت تجاری، درخواست ثبت برند، درخواست ثبت برند تجاری، درخواست ثبت لوگو،درخواست ابطال علامت تجاری، درخواست ابطال علامت،طبقه بندی علایم تجاری،طبقه بندی علائم تجاری،طبقه بندی علامت تجاری،طبقه بندی طرح صنعتی،اداره ثبت علائم تجاری،اداره ثبت علایم تجاری،اداره ثبت علامت تجاری،اداره ثبت طرح صنعتی،کمسیون ماده 7،خصوصیات علامت تجاری،نکات ثبت علامت تجاری،نکات ثبت برند،اخطار رفع نقص علامت تجاری،رفع نقص علامت تجاری،ثبت برند در تهران،ثبت برند در شهرستان ها،ثبت علامت در تهران،ثبت علامت در شهرستان ها،ثبت علامت تجاری در تهران،ثبت علامت تجاری در شهرستان ها،ثبت لوگو در تهران،ثبت لوگو در شهرستان ها،ثبت آرم در تهران،ثبت آرم در شهرستان ها،ثبت طرح صنعتی در تهران،ثبت طرح صنعتی در شهرستان ها،ثبت اختراع در تهران،ثبت اختراع در شهرستان ها،ثبت برند در ایران،ثبت علامت تجاری در ایران،ثبت علامت در ایران،ثبت لوگو در ایران،ثبت آرم در ایران،ثبت برند در خارج از کشور،ثبت علامت در خارج از کشور،ثبت علامت تجاری در خارج از کشور،ثبت لوگو در خارج از کشور،ثبت آرم در خارج از کشور،ثبت علامت در خارج از ایران،ثبت علامت تجاری در خارج از ایران،ثبت برند در خارج از ایران،ثبت لوگو در خارج از ایران،ثبت آرم در خارج از ایران

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 آبان 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری،     |
نظرات() 

شبكه های بیسیم RFID برای سیستم های بلادرنگ ارتباط با مشتری

شبكه های بیسیم RFID برای سیستم های بلادرنگ ارتباط با مشتری
مدیریت فروش و بازاریابی
 

بسیاری از فروشندگان جلسات زیادی برای متقاعد كردن مشتری می گذارند و از كارشان هم ابراز رضایت می كنند اما فروشی صورت نمی دهند؟اشكال كار آنها در این است كه فرآیند مذاكره فروش را نصفه و نیمه رها می كنند . آنها در مذاكرات تجاری یا جلسات فروش ، پس از تشریح كامل مزایای محصولات یا خدماتشان ، هرگز از مشتری درخواست سفارش نمی كنند .

ساعتها وقت خود را به پیدا كردن مشتری ، تنظیم قرار با وی و گفتگو با او صرف می كنیم اما از موضوع اصلی یعنی درخواست سفارش به او غافل می شویم . خوب در این لحظه باید از خود بپرسیم پس این همه رنج و زحمت برای چیست؟

بیائیم از بچه ها بیاموزیم آنها الگوهای بسیار خوبی در این مورد برای ما هستند .

در یك روز داغ تابستان در حال بازی تنیس در یكی از زمین های مجموعه ورزشی انقلاب تهران هستیم . در گوشه ای از زمین و پشت حصارهای سیمی اطراف آن ، دختری 10 یا 11 ساله به همراه پسركی 5 یا 6 ساله كه دو پارچ پلاستیكی بزرگ در دست دارند ، ایستاده اند .
برای استراحتی كوتاه به كنار زمین آمدیم . دختر پارچ بدست در حالیكه لبخندی بر لب دارد ، می پرسد ؟ حالا كه دارید استراحت می كنید كمی نوشیدنی خنك میل دارید؟
هوا بسیار گرم است و ما نیز حسابی تشنه شده ایم ، پس به آنطرف فنس ها می رویم . او می پرسد ؟ لیموناد میل دارید یا شربت پرتغال ؟ پس از اینكه نوشیدنی هایمان را انتخاب می كنیم ، او نوشیدنی ها را می ریزد و در حالیكه دستش را جلو آورده است می گوید : هر كدام 800 تومان می شود، لطفاً .

ما نیز 4000 تومان به او می دهیم ، او نیز بعد از آنكه پولها را با دقت تا كرده و در جیبش می گذارد ، نوشیدنی ها را به ما می دهد و می گوید : روز خوبی داشته باشید ، و مابقی پول را نیز نمی دهد و می رود . هیچ یك از ما هم گله ای نمی كند .

آیا تصور نمی كنیم این روش حرفه ای عرضه كالا آنهم از یك دخترك 10 یا 11 ساله ، ارزش 800 تومان انعام را نیز داشته باشد ؟
مدیران بسیاری را می شناسم كه در جلسات مذاكرات تجاری بسیار بزرگی حاضر می شوند اما چون از استراتژی مشخصی برای هدایت فرآیند مذاكره بهره نمی برند ، متأسفانه پس از ماهها مذاكره همچنان موفق به عقد قرارداد نمی شوند .  
به درخواست مدیر سازمانی در یك مذاكره تجاری نسبتاً بزرگ شركت كرده بودم . مذاكره ای كه ماهها بطول انجامیده بود. با اطلاعاتی كه از ایشان گرفتم با یك پلان مشخص وارد جلسه شدیم و با تكنیك قیمت گذاری چند گزینه ای ، مشتری را متقاعد كردیم و وی نیز یكی از قیمت ها را برگزیده و جلسه با عقد قرارداد به اتمام رسید .به نظر بنده اصلاً مشكلی وجود نداشت ، صرفاً پافشاری طرفین بر روش ارائه یك نوع خدمات خاص مانع از این می شد كه بحث به ارائه قیمت و درخواست سفارش منتهی شود. در پایان جلسه نیز هر دو طرف اذعان داشتند كه منافعشان بخوبی در قرارداد تأمین گردیده است .

اگر به این نكته توجه داشته باشیم كه برای لحظه به لحظه یك مذاكره تجاری بایستی طرح و برنامه داشت و متفكرانه گام برداشت ، دیگر مذاكره نصفه و نیمه رها نخواهد شد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 1 مهر 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری،     |
نظرات() 

فرصت ها و چالش ها در تبلیغات اینترنتی

فرصت ها و چالش ها در تبلیغات اینترنتی
 
1- مقدمه و تاریخچه‌ و تعریف‌ تبلیغات‌ 
2- تبلیغات اینترنتی چیست ؟ 
3- ویژگی تبلیغات اینترنتی
4- مزایا و معایب تبلیغات اینترنتی
5- نكات طلایی در تبلیغات اینترنتی
6- تبلیغات ایرانیان در اینترنت


- مقدمه 
تبلیغات جمع تبلیغ و به معنی ابلاغ و رساندن پیام است. ابلاغ در لغت به معنی رساندن است و تبلیغ رسانندگی و مبلغ رساننده است. 
پروفسور حمید مولانا، استاد ایرانی ارتباطات بین المللی در تعریفی از تبلیغات می‌گوید:« تبلیغ عبارت است از نشر و پخش یك اصل و مقصود نهائی از طریق افزایش یا گسترش و تكثیر طبیعی در شرایط زمانی و مكانی مخصوص».


نقش تبلیغات 
تبلیغات هنگامی كه جنبه آموزشی و ترویج مطالب اخلاقی، مذهبی، علمی داشته باشد ، امری مشروع است. هنگامی كه نقش بازگوكننده، عقاید گروهها و جمعیت‌ها یا توضیح دهنده پیشرفت ها و كاركردها و اطلاعات واقعی رویداد را داشته باشد، راهنما و اطلاع رساندن محسوب می‌شود.
اماگاهی این واژه در اذهان عمومی با سوء ظن همراه است و این در مواردی است كه مخاطبین پیام را مشكوك، دروغ و معرضانه می‌پندارند به هرحال نقش تبلیغات ، جهت دادن به جریانات از پیش موجود است. تبلیغات عبارت است از «اعمال نظریات یا اعلان اطلاعات خاص به منظور كسب آراء یا تمایلات مطلوب.»

انواع تبلیغات 
تبلیغات را می‌توانیم از لحاظ شیوه های اجرایی و القائی به دو گروه ، مستقیم و غیرمستقیم و از لحاظ موضوع به دو بخش تجاری و سیاسی تقسیم كنیم.

اهمیت تبلیغات 
تبلیغات در تحولات عمومی جهان، در همه امور جاری فعالیت‌های بشری اعم از علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، شخصی و جمعی تاثیر فراوان دارد. تبلیغات در تمام تارو پود زندگی انسانها گره خورده است . تبلیغات در وجه مثبت خود یك ضرورت است و در حقیقت بوجودآورندة ارتباطات لازم و منطقی است. 
انقلابات مشهور جهانی با تبلیغات نضج گرفته، رشد كرده و به ثمر رسیده است. البته ابزار تبلیغات در اعصار مختلف ، متفاوت بوده است . پیروزی باند نازی ها در آلمان با تكیه بر فعالیت‌های شدید تبلیغاتی انجام گرفت. هنرها و ادبیات، بویژه سینما و مطبوعات به وضع ماهرانه و عجیبی در خدمت تبلیغات قرار گرفته و توجیه سیاست‌های فاشیستی را به عهده داشتند. در جریان جنگ‌های كره و ویتنام همه نوع ترفندهای تبلیغاتی برای توجیه لزوم ادامه جنگ بكار می‌رفت. در جنگ خلیج فارس شدت سانسور و تحریف وقایع از طرف آمریكا و متحدانش به حدی بود كه بعد از خاتمه جنگ، این شیوه از طرف بسیاری از مفسرین و رسانه‌های جمعی دنیا یك رسوایی آشكار تبلیغاتی تلقی شد. 
در جریان برگزاری انتخابات در كشورها به ویژه در ممالك غربی و بالاخص آمریكا، با اطمینان می‌توان گفت كه پیروزی از آن كسی است كه از موهبت تبلیغات گسترده‌تر و مؤثرتر برخوردار بوده باشد. در مجموع می‌توان گفت : تبلیغات با وجوه متضاد خود هم می‌سازد و هم می‌سوزاند، آگاه می‌كند و گمراه می‌كند، موجب ترقی و تعالی و پیروزی می‌شود و باعث خمودی و شكست و فراموشی می‌گردد، اما هرچه كه هست حضور دارد و اگر این عصر را عصر تبلیغات بنامیم سخنی به گزاف نگفته‌ایم. 
این طنز تاریخ است كه «روزگار بدون تبلیغات نمی‌گذرد،»

 

تاریخچه‌ و تعریف‌ تبلیغات‌ 
تاریخچه‌ 
‌سابقه‌ تبلیغات‌ به‌ زمان‌های‌ گذشته‌ بر می‌گردد. مثلاًباستان‌ شناسان، از میان‌ ویرانه‌های‌ بابل‌ لوحه‌هایی‌ یافته‌اند كه‌ از تبلیغات‌ حكایت‌ می‌كند. این‌ لوحه‌ها كه‌ متعلق‌ به‌ سه‌ هزار سال‌ پیش‌ از میلاد است، تبلیغی‌ در مورد نوعی‌ پماد روغنی‌ و همچنین‌ تعریف‌ از كسی‌ است‌ كه‌ در دوختن‌ كفش‌ مهارت‌ داشته‌ است‌ و یا در سرزمین‌های‌ اطراف‌ مدیترانه، آثاری‌ یافته‌اند كه‌ مؤ‌ید تبلیغات‌ برای‌ تماشای‌ جنگ‌ گلادیاتورها و با تبلیغ‌ در مورد ابزار برای‌ فنیقی‌ها و یا حتی‌ تشویق‌ مردم‌ برای‌ رأی‌ دادن‌ به‌ یك‌ سیاستمدار بوده‌ است. در كشور ما نیز، فروشندگان‌ دوره‌ گرد، مزیت‌های‌ كالای‌ خود را با صدای‌ بلند در كوچه‌ها تبلیغ‌ می‌كردند.
‌در قرن‌ بیست‌ و یكم، با رشد گسترده‌ وسایل‌ ارتباط‌ جمعی، نظیر روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون‌ و... تبلیغات‌ اهمیت‌ بسیار زیادی‌ یافته‌ است. اگر چه‌ بخش‌ خصوصی‌ بیشتر از تبلیغات‌ استفاده‌ می‌كند، ولی‌ دولت‌ها حتی‌ در كشورهای‌ سوسیالیستی‌ نیز از این‌ ابزار بهره‌ می‌گیرند. از این‌ ابزار برای‌ تبلیغ‌ فروش‌ یك‌ محصول، معرفی‌ كاندیدا برای‌ نمایندگی‌ مجلس‌ و یا ریاست‌ جمهوری، ایجاد ترس‌ در مورد كشیدن‌ سیگار، كنترل‌ جمعیت، و... استفاده‌ می‌شود. ‌اولین‌ پوستر تبلیغاتی‌ در سال‌1740 میلادی‌ در لندن‌ به‌ دیوار چسبانده‌ شد كه‌ در مورد مطلب‌ ذخیره‌ كردن‌ بود. مهمترین‌ واسطه‌ تبلیغاتی، اختراع‌ ماشین‌ چاپ‌ توسط‌ گوتنبرگ‌ بود كه‌ یكی‌ از پیامدهای‌ سهل‌ شدن‌ چاپ، انتشار روزنامه‌ بود. با انتشار روزنامه‌ این‌ انگیزه‌ در مردم‌ ایجاد شد تا آنانی‌ كه‌ هنری‌ برای‌ عرضه‌ یا كالایی‌ بر فروش‌ داشتند، به‌ اطلاع‌ دیگر همشهریان‌ خود برسانند.

 

تعریف‌ تبلیغ‌ 
‌در زبانها و فرهنگها، اصطلاحات‌ گوناگونی‌ به‌ منظور بیان‌ مفهوم‌ تبلیغ‌ استعمال‌ می‌گردد. مثلاً‌ در لغت‌ عرب‌ «تبلیغ»، دعوت، اعلام‌ و دعایه‌ و امثال‌ آنها، در فرهنگ‌ غربی‌ معمولاً‌ واژه‌ پروپاگاند و یا ایندوكتری‌ نیشن‌ مورد استفاده‌ قرار می‌گیرد. پروپاگاند از ریشه‌ لغت‌ لاتینی‌ پروپاگاره‌ مشتق‌ شده‌ است‌ كلمه‌ پروپاگاره‌ به‌ معنای‌ نشا كردن‌ برای‌ تولید مجدد گیاه‌ و به‌ تبع‌ تولید كردن‌ و تولید مثل‌ است‌ و معنی‌ وسیع‌تر و كلی‌تر آن‌ پخش‌ كردن‌ و افزودن‌ است. بنابراین‌ از نظر ریشه‌ لغت‌ پروپاگاند تولید اجباری‌ است‌ و به‌ معنی‌ تولید خودبخودی‌ نیست. ‌ساده‌ترین‌ تعریف‌ از تبلیغ‌ از دكتر دانیل‌ استاریچ‌ ارایه‌ شده‌ است‌ وی‌ كه‌ معتقد است: " آگهی‌ نمایشی‌ است‌ كه‌ به‌ وسیله‌ یك‌ شخص‌ یا یك‌ مؤ‌سسه‌ معین‌ انتشار می‌یابد و هدف‌ آن‌ نفوذ در عقاید و اعمال‌ مردم‌ است‌ ".
‌در تعریف‌ دیگر، " تبلیغ‌ بعنوان‌ روش‌ یا روش‌های‌ بهم‌ پیوسته‌ (در قالب‌ یك‌ مجموعه) برای‌ بسیج‌ و جهت‌ دادن‌ نیروهای‌ اجتماعی‌ و فردی‌ از طریق‌ نفوذ در شخصیت، افكار و عقاید و احساسات‌ آنها جهت‌ رسیدن‌ به‌ یك‌ هدف‌ مشخص‌ كه‌ این‌ هدف‌ ممكن‌ است‌ سیاسی، نظامی، فرهنگی‌ و... مشروع‌ و نامشروع‌ باشد. " برخی‌ از تحلیل‌ گران‌ تبلیغ‌ را نوعی‌ كار آموزشی‌ می‌دانند و این‌ نوع‌ را بهترین‌ روش‌ تبلیغ‌ بر شمرده‌اند اگر چه‌ ماهیت‌ تبلیغ‌ با آموزش‌ تفاوت‌ روشن‌ دارد. ولی‌ بسیاری‌ بر این‌ عقیده‌اند كه‌ تبلیغات‌ و آموزش‌ در تعامل‌ با همدیگر معنا دارند كه‌ تعریف‌ ذیل‌ معطوف‌ به‌ این‌ موضوع‌ است: " تبلیغ‌ در بهترین‌ و اصولی‌ترین‌ شكل‌ آن‌ یك‌ فعالیت‌ آموزشی‌ است‌ كه‌ به‌ منظور نشر دانش‌ و آگاهی‌های‌ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی‌ و نشر ارزش‌ها و سجایای‌ اخلاقی‌ صورت‌ می‌گیرد. در تبلیغات‌ گذشته‌ از انتقال‌ پیام‌ از پیام‌ دهنده‌ به‌ پیام‌ گیرنده‌ كه‌ در حقیقت‌ یك‌ حركت‌ آموزشی‌ وجود دارد، مسأله‌ تعمیق‌ پیام‌ در جامعه‌ پیام‌ گیرندگان‌ و در نتیجه‌ بسیج‌ افكار عمومی‌ نیز مطرح‌ است‌ كه‌ تحت‌ عنوان‌ " تنفیذ " مورد دقت‌ قرار خواهد گرفت. 
" تونیس‌ " تبلیغات‌ را تلاشی‌ برای‌ اشاعه‌ افكار فاقد حقیقت‌ و دقت‌ می‌داند. 
‌بعضی‌ها منظور از تبلیغ‌ با پروپاگاندا(propaganda) را كه‌ خود از نام‌ و عملكرد"conqreqatio de opaagqndqfl" یا " مجمع‌ تبلیغ‌ و ترویج‌ ایمان‌ " مشتق‌ شده‌ است، (2) به‌ معنی‌ پخش‌ یا تحریك‌ و یا به‌ حركت‌ واداشتن‌ اندیشه‌های‌ ویژه‌ می‌دانند. آنان‌ بر این‌ باورند كه‌ پروپاگاندا به‌ معنی‌ دروغ، تحریف، فریب، جنگ‌ روانی‌ و شستشوی‌ مغزی‌ به‌ كار می‌رود و هویت‌ یك‌ پیام‌ به‌ عنوان‌ پروپاگاندا، از معنای‌ منفی‌ و نادرست‌ آن‌ شناسایی‌ می‌شود.

" گارث. اس. جاوت‌ " و " ویكتوریا ادراس‌ " با چنین‌ دیدگاهی، تبلیغ‌ را به‌ پنج‌ نوع‌ تقسیم‌ می‌كنند. تقسیم‌ بندی‌ آنان‌ به‌ این‌ شرح‌ است: 
1 - تبلیغ‌ آشوب‌ آفرین‌ یا هیجانی: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ سعی‌ می‌شود مخاطب‌ به‌ سوی‌ اهداف‌ معین‌ هدایت‌ شود.
2 - تبلیغ‌ وحدت‌ بخش: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ تلاش‌ منبع‌ در راستای‌ منفعل‌ كردن‌ مخاطب‌ است. 
3 - تبلیغ‌ سفید: در این‌ نوع‌ تبلیغ‌ علی‌ رغم‌ اینكه‌ منبع‌ مشخص‌ است‌ و اطلاعات‌ پیام‌ ارسالی‌ از طرف‌ او صحت‌ دارد، تلاش‌ منبع‌ ایجاد اعتبار در نزد مخاطب‌ است. 
4 - تبلیغ‌ خاكستری: در این‌ تبلیغ‌ ممكن‌ است‌ منبع‌ مشخص‌ و یا نامشخص‌ باشد و احتمال‌ دارد اطلاعات‌ پیام‌ نیز درست‌ و یا نادرست‌ باشد.
5 - تبلیغ‌ سیاه: در این‌ نوع‌ تبلیغ، اطلاعات‌ پیام‌ نادرست‌ و ساختگی‌ بوده‌ و هدف‌ منبع‌ نیرنگ‌آمیز است.

اگر در هر یك‌ از انواع‌ تبلیغات‌ دقت‌ كنیم، در می‌یابیم‌ كه‌ مهمترین‌ ویژگی‌ آنها نادیده‌ انگاشتن‌ نقش‌ مخاطب‌ است. همچنین‌ بعضی‌ها معتقدند كه‌ در تبلیغ‌ سعی‌ می‌شود اراده‌ مردم، تفكر، نگرش‌ و جهان‌ بینی‌ آنان‌ به‌ سوی‌ عوامل‌ تبلیغ‌ جلب‌ شود ؛ یعنی‌ مبلغ‌ به‌ جای‌ مخاطب‌ خود فكر می‌كند و عقاید خود را به‌ آنان‌ تحمیل‌ می‌كند.

" ژان‌ ماری‌ دمناچ‌ " پنج‌ قاعده‌ را برای‌ تبلیغات‌ بر می‌شمارد كه‌ شامل‌ بیان‌ هر چه‌ ساده‌تر عقاید، دستكاری‌ اطلاعات، تأكید مكرر بر موضوعات‌ بنیادی‌ و اصلی‌ توجه‌ به‌ مخاطبان‌ مطلوب‌ و القای‌ وجود اتفاق‌ نظرها هستند. " گوبلز " با مطرح‌ كردن‌ تبلیغات‌ اعلام‌ می‌كند هر نوع‌ ابزاری‌ كه‌ به‌ هدف‌ تسلط‌ بر توده‌ها كمك‌ می‌كند خوب‌ است. " هانت‌ " و " گرونیك‌ " نیز در توضیح‌ الگوهای‌ روابط‌ عمومی‌ با اشاره‌ به‌ الگوی‌ یكسویه‌ نامتقارن‌ یا ناهمسنگ‌ می‌گویند: «در این‌ نوع‌ ارتباط‌ پیامی‌ كه‌ از طرف‌ منبع‌ به‌ مخاطب‌ منتقل‌ می‌شود دارای‌ سمت‌گیری‌ جانبدارانه‌ یا نفع‌ پرستانه‌ است‌ و تنها به‌ منافع‌ مؤ‌سسه‌ فكر می‌شود.»
‌مرحوم‌ " علی‌ اسدی‌ " در كتاب‌ " افكار عمومی‌ و تبلیغات‌ " ضمن‌ اشاره‌ به‌ تعاریف‌ مربوط‌ به‌ تبلیغات‌ در نظریات‌ خوش‌ بینانه‌ و بدبینانه‌ در بخش‌ نتیجه‌گیری، ویژگی‌های‌ تبلیغات‌ نوین‌ را شامل‌ عینیت، عدم‌ دلبستگی، پنهان‌ كاری‌ و ظرافت‌های‌ علمی‌ عنوان‌ می‌كند.

‌تبلیغات‌ را می‌توان‌ در خلاصه‌ترین‌ شكل، این‌ گونه‌ تعریف‌ كرد:
‌فرآیند روشمند ارایه‌ اطلاعات‌ مناسب‌ در مورد كالاها و خدمات‌ به‌ مشتریان‌ و ترغیب‌ و متقاعد كردن‌ مؤ‌ثر مصرف‌ كنندگان‌ به‌ خرید كالاها و خدمات. ‌واژه‌ها و عبارات‌ «روشمند»، «اطلاعات‌ مناسب» و «ترغیب‌ و متقاعد كردن‌ مؤ‌ثر»، همگی‌ ناظر بر انجام‌ برنامه‌ ریزی‌ در فرآیند تبلیغات‌ است. 
‌برنامه‌ ریزی‌ در تبلیغات‌ نیز مستلزم‌ شناخت‌ عینی‌ رفتار مشتریان، به‌ ویژه‌ رفتار مصرف‌ كنندگان‌ و سایر اجزأ مرتبط‌ و مهم‌ در بازار (كالا و خدمات، رقبا و محیط‌ بازار) یا به‌ عبارتی‌ تحقیقات‌ بازاریابی‌ و همچنین‌ انجام‌ انواع‌ آزمون‌ها و ارزیابی‌ هایی‌ است‌ كه‌ بخش‌ عمده‌ «تحقیقات‌ تبلیغات» را تشكیل‌ می‌هد.
‌هدف‌ اساسی‌ تبلیغات‌ در درجه‌ اول، ایجاد تصویری‌ مطلوب‌ از نشانه‌ كالا و خدمت‌ در اذهان‌ مخاطب‌ هدف‌ است. ‌تبلیغات‌ یكی‌ از روش‌های‌ تشویق‌ و ترغیب‌(Promotion) است‌ كه‌ از عناصر چهارگانة‌ بازاریابی، بعد از محصول (‌Product)، قیمت‌(Price) و توزیع‌ (مكان(Place) محسوب‌ می‌شود

 

- تبلیغات اینترنتی چیست ؟ 
منظور از تبلیغات اینترنتی نمایش دادن نامها وعلائم تجاری، شعارها و تصاویر تبلیغاتی در سایتها (پایگاهها)ی پربیننده اینترنت است، به نحوی كه به تحقق اهداف عمومی تبلیفات كمك نماید و كاربران (مخاطبان) را به سایت مورد نظر آگهی دهنده هدایت كند. 
آگهی اینترنتی (بنر) معمولا" در ابعاد استاندارد ساخته وعرضه میشود. بنر به صورت نوشته یا تصویر ثابت یا متحرك است. هر بنر ممكن است به صورت ثابت در سایت یا سایتهای مشخص نمایش داده شود یا همراه مجموعه ای از بنرهای دیگر، به صورت متناوب، به نمایش درآید. در هر صورت پس از اتصال مخاطب به سایت آگهی دهنده اطلاعات كامل به وی داده می شود و در صورت لزوم امكاناتی مانند پست الكترونیكی ، فرمهای درخواست اطلاعات ، فرمهای سفارش كالا یا خدمات ، در اختیار او فرار می گیرد .

 

2-1 تبلیغات از طریق Banner چیست؟ 
بسیاری از ابزارهای معرفی بر روی اینترنت نظیر موتورهای جستجو و دایرکتوریها، ساز و کار (مکانیزم) هایی هستند که بر اساس تقاضای اولیه کاربران اینترنت عمل می‌کنند. این ابزارها فقط هنگامی کاربران را به وب سایت شما هدایت می نمایند که فعالانه در جستجوی سایت،‌ خدمات یا محصولات شما باشند. به عبارت روشنتر اگر برای جلب مشتری تنها به این ابزارها اکتفا کنید،‌ باید به انتظار مشتری بنشینید و بسیار خوش اقبال باشید که مشتری از میان عرضه کنندگان متعدد کالاها و خدمات مشابه، نام شما را انتخاب کند. طبیعی است اگر نام شما برای مشتری ناآشنا باشد یا در بازاری پر رقابت فعالیت کنید یا نامتان در رده‌های پایین صفحات نتیجه جستجو، یا انتهای فهرستها درج شده باشد،‌ از این ابزارها بهره چندانی حاصل نمی‌شود. در این مواقع، قبل از آنکه رقبا مشتریان را جذب و شما را از بازار خارج کنند، باید نام تجاری (Brand) و محصول یا خدمات خود را به مشتریان معرفی کنید و منتظر نمانید که مشتری به جستجوی شما برآید.
بنرهای تبلیغاتی بهترین وسیله برای این منظورند و ضمن معرفی نام تجاری و ایجاد نیاز برای کالا یا خدمات جدید، می‌توانند مشتریان بالقوه را به خریداران بالفعل تبدیل نمایند.

بنر چیست؟
بنر پیامی است که به شکلی هنری، شامل تصاویر و متون زیبای ثابت یا متحرک، روی صفحات وب سایتها ظاهر می شود و بینندگان را به سایت آگهی دهنده هدایت می‌نماید. بنر استاندارد 468 پیکسل پهنا و 60 پیکسل ارتفاع دارد و معمولا در بالای صفحه وب قرار می گیرد. بنرهای کوچکتر، که به بنر "بند انگشتی" یا "تمبر پستی" معروفند، معمولا در نقاط دیگر (حاشیه راست یا چپ) صفحه جای داده می شوند. بنر ها را می‌توان به صورت ثابت، چرخشی(Rotation)، یا از طریق سیستمهای مدیریت پخش آگهی روی صفحات وب قرار داد. در حالت اخیر، که بنرها از طریق سیستم مدیریت بنر پخش می‌شوند، مدیریت سیستم، آگهی‌دهنده(Advertiser) و پخش‌کننده آگهی (Publisher) می‌توانند بر چگونگی پخش بنرها نظارت و آن را اداره کنند. سیستمهای مدیریت پخش بنر این نوع تبلیغات را از صورت غیرحرفه‌ای خارج و آن را در سطحی گسترده، نظارت پذیر و حرفه‌ای مطرح می‌کنند. مزیت مهم بنر این است که به صورت فعال عمل می‌کند و مشتری را به سایت آگهی دهنده می‌کشاند. تهیه بنر به سرعت و با هزینه کم امکانپذیر است و در طراحی آن می‌توان از جاذبه ها و تکنیکهای مختلف مانند گرافیک، عکس و انیمیشن استفاده کرد. بعلاوه به کمک سیستمهای خودکار تحت وب، نظارت و مدیریت پخش بنر بسیار دقیق و آسان است.

برخی مزایای تبلیغات از طریق بنر با استفاده از این سیستمها آگهی‌دهنده می‌تواند در هر لحظه به صورت Online به اطلاعاتی نظیر تعداد پخش بنر، تعداد کلیک روی هر بنر، تاریخ، زمان و حتی کشور فرد کلیک کننده دست یابد و پس از مدت کوتاهی (معمولاً چند ساعت) بر اساس نتایج بدست آمده تبلیغات را به نحوی که بهترین نتیجه را حاصل کند تغییر دهد. بعلاوه در یک سیستم مدیریت پخش،‌ که سایتهای پخش کننده متعددی در آن عضویت دارند (مانند پارس ادز)، می توان با دسته‌بندی سایتهای پخش کننده آگهی مخاطبان را هدفگیری نمود. مثلا‍ً آگهی دهنده می تواند انتخاب کند که بنرهای او در سایتهای خبری، هنری،‌ ورزشی، تجاری و امثال آن پخش شود. 
در حقیقت سیستمهای مدیریت بنر اطلاعات کامل و امکانات متعددی را در اختیار آگهی دهندگان می گذارند که در هیچیک از رسانه‌های سنتی به این دقت و گستردگی قابل دسترس نیست.

2-1-1 بهره مندی بیشتر از تبلیغات با بنر
گه گاه در رسانه های مختلف به اظهار نظرهای نادرست و حتی مغرضانه ای برمی خوریم که اثربخشی بنرهای تبلیغاتی را مورد سئوال قرار می دهند! هر چند تبلیغات از طریق بنر تنها راهکار تبلیغ نیست و این روش هم مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارد، ولی تجربه نشان می دهد که استفاده هوشمندانه از بنر بویژه در معرفی نام تجاری (برند) و پیشبرد فروش بسیار موثراست. 
فرانک کاتالانو مشاور برجسته بازاریابی در سیاتل آمریکا میگوید: "اگر بخواهیم میزان آشنایی با تبلیغات بنر را به مراحل مختلف شناخت افراد تشبیه کنیم ،‌ مثل این است که بگوئیم اکنون در پنجمین جلسه ملاقات با بنر قرار داریم؛ اولین جلسه ملاقات با اشخاص جدید معمولا" جلسه آشنایی است و در جلسات بعد بتدریج اطلاعات بیشتری در باره ملاقات شونده پیدا می کنیم و خصوصیات او را بهتر می شناسیم." سخن او اشاره به این نکته است که: بسیاری از آگهی دهندگان به شناخت کاملتری از تبلیغات بنر (Banner Advertising ) نیاز دارند تا بتوانند بخوبی از آن استفاده کنند.
بر اساس آمار سازمان بین المللی تبلیغات( IAB )،‌ در سال 2000 میلادی، تبلیغات از طریق بنر 47٪ کل تبلیغات آنلاین را تشکیل داده است. بویژه اگر توجه کنیم که رقم کل تبلیغات آنلاین در این سال 2/8 میلیارد دلار بوده، بیشتر به اهمیت این نوع تبلیغات پی می بریم.
بنابراین تبلیغات از طریق بنر می تواند و می بایست بخشی از استراتژی تبلیغاتی شما باشد، به شرط آنکه به این موارد توجه کنید:
1- برای بنرهای خود پیامهای جذاب و کوتاه تهیه کنید
بنرهای تبلیغاتی با بیلبوردهای خیابانی قابل مقایسه اند.این آگهیها باید نظر بیننده را به مدتی کوتاه جذب کنند. بنرخواه در بالای صفحه باشد، یا در وسط و کناره های آن، باید با چند کلمه یا تصویر مختصر پیام خود را انتقال دهد. این آگهیها بخصوص در معرفی نام و مارکهای تجاری بسیار موفق عمل می کنند، زیرا نامها یا تصاویر کوتاه بخوبی در ذهن جای می گیرند. اگرشرکت کوچکی دارید ومی خواهید مستقیما به تبلیغ کالاو خدمات خود بپردازید(یعنی هدفتان معرفی نام تجاری نیست) باز هم بهتر است همین رویه را در پیش گیرید،یعنی کلام و تصویری را انتخاب کنید که به زیبایی و در کمال اختصار پیام شما را انتقال می دهد.
2- اطمینان یابید که بنرها مخاطب را به جای درستی هدایت می کنند. اگر از بنر برای معرفی سایت خود استفاده می کنید، قابل قبول است که مخاطبان را به صفحه اصلی ( home page) سایت بفرستید. اما بنرهایی که برای پیشبرد فروش و ارائه پیشنهادات خاص طراحی شده اند، ممکن است باهدایت مخاطبان به صفحه اصلی سبب سردرگمی ایشان شوند. در این موارد، بخصوص اگر پیام یا راهنمای تصویری مناسبی برای هدایت این بازدید کنندگان در صفحه اصلی پیش بینی نکرده باشید، احتمالا آنها را از دست خواهید داد.
کریس ماهر، مدیر شرکت بازاریابی M2k در آستین تکزاس می گوید: " اگر کاربر را خسته و سردرگم کنیم، بدون آنکه از ما خرید کند، به سایت دیگری خواهد رفت. این یکی از خطاهای مهمی است که آگهی دهندگان مرتکب میشوند."
بنابراین، بجای آنکه مخاطب را به صفحه اصلی سایت بفرستیم، بهتر است او را مستقیما" به صفحه ای که برای پیشبرد فروش طراحی شده ـ و بنر ها را به آن مرتبط ( لینک ) کرده ایم – هدایت نمائیم. در این صفحه باید محصول یا پیشنهاد خود را به صورت مشروح معرفی کنیم و از مخاطب بخواهیم که با پر کردن فرم محصول را سفارش دهد یا با ما تماس بگیرد. به این ترتیب اگر مخاطب فرم را هم پر نکند، مطمئن هستیم که پیام ما را دریافت کرده است.
3- تبلیغات خود را هدفگیری کنید. منظور از تبلیغات هدفگیری شده، پیام رسانی به مخاطبانی است که دارای علائق مشترک شغلی، تخصصی، هنری، ورزشی و امثال آن هستند. در تبلیغات از طریق بنر این گروهها را می توان با دسته بندی سایتهای نمایش دهنده آگهی از یکدیگر تفکیک کرد، بطوریکه هر آگهی برای گروه خاصی از مخاطبان پخش شود. نا گفته پیداست که به این ترتیب هزینه ها کاهش و بازدهی تبلیغات به میزان درخور توجهی افزایش می یابد.
4- تبلیغات خود را با گروههای کوچک محک بزنید.
یک وجه امتیاز یا زیبایی تبلیغات اینترنتی این است که با هزینه ناچیزی می توانید آگهی های خود را با گروه کوچکی از مخاطبان بیازمائید. همچنین می توانید بنرهایی با شکلها، رنگها، متنها و اندازه های مختلف تهیه و اثر بخشی آنها را با هم مقایسه کنید. با کمی دقت و حوصله می توانید پیشنهاد های فروش را بگونه‌ای تنظیم نمائید که با خصوصیات وعلائق گروهی مخاطبان سازگارتر شده و بیشترین نتیجه را به بار آورد. 
در ایران متوسط هزینه نمایش 1000 بنر در حدود 1200 تومان است، که رقم بسیار کمی است و امکان هر نوع آزمایشی را فراهم می کند. این آزمایشها اطلاعات فراوانی به آگهی دهنده می دهد که ارزش آن دهها و گاه صدها برابر هزینه های مربوطه است. حتی می توانید هزینه و اثر بخشی تبلیغات بنر را، برای کالا یا خدمات مورد نظر، با سایر انواع تبلیغات سنتی و اینترنتی مقایسه کنید. در این صورت ملاحظه خواهید کرد که تبلیغات بنر در مورد بسیاری از محصولات ارزانتر تمام می ‌شود و نتیجه بهتری دارد.
5- بخشی از استراتژی کلی تبلیغات خود را به بنر اختصاص دهید. تبلیغات معمولا وقتی بیشترین نتیجه رابه بار می آورد که از رسانه ها و روشهای مختلف برای رساندن پیام به مخاطب استفاده کنیم. سازمانها و شرکتهای بزرگ و با سابقه این مطلب را می دانند و می کوشند پیامهای خود را با رسانه های مختلف به مخاطبان برسانند. این شرکتها معمولا" از رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات، تبلیغات محیطی‌ ( پوستر، بیلبورد، اتوبوس،...) بخوبی استفاده می کنند و در سالهای اخیر روشهای مختلف تبلیغات آنلاین را هم به این مجموعه افزوده اند. 
اگر بودجه شما کفاف تبلیغ در رسانه های گرانقیمت را نمی دهد، از سایر انواع تبلیغات آنلاین استفاده کنید. درج آگهی در خبرنامه های آنلاین و ارسال ای میلهای تبلیغاتی از نمونه هائی است که درکنار تبلیغات بنر می تواند به شما کمک کند.
6- درطراحی بنر از گرافیک، انیمیشن، و سایر جلوه های بصری بهره بگیرید. ترکیب بندی، رنگ، نور، حرکت، حروف و خطوط زیبا اثر محسوسی بر جلب توجه بینندگان و موفقیت بنرهای شما دارد. نثر زیبا و روان ( که پیشتر به آن اشاره شد) نیز در ترکیب با این عوامل اثرگذارتر میشود. این مجموعه ممکن است مدتها در ذهن بیننده بماند و به اهداف آگهی دهنده کمک کند. 
برای طراحی بنر ها از افراد متخصص و با تجربه استفاده کنید. هزینه طراحی بنر رقم درخور توجهی نیست اما اثر مهمی بر تبلیغات شما دارد.

 

----------------------------- 
فهرست منابع و مآخذ 
1- اسدی ، علی . افکار عمومی و تبلیغات . – تهران : انتشارات سروش ،1371
2- آرون ، ریمون . مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی، ترجمه باقر پرهام . جلد دوم .- تهران : 1363.
3. بازدار، الهه . تبلیغات ابزار ساماندهی افكار عمومی در خدمت روابط عمومی، ناشر انجمن روابط عمومی ایران ، 13811 
4. علوی، پرویز، ارتباطات سیاسی ، نشر علوم نوین ، چاپ اول ، 1375
5. متولی، كاظم ، روابط عمومی و تبلیغات ، انتشارات بهجت، چاپ اول، 1372.
6. میرسعید قاضی، علی، تئوری و عمل در روابط عمومی و ارتباطات، ناشر مبتكران، چاپ اول، 1370

 

References
1. Advertising On The Network, Seminar at JUSW 2000
URL: http://www.ukoln.ac.uk/web-focus/events/workshops/jusw-2000/workshop

 
 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 شهریور 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

مدیریت زمان چیست و روشهای آن کدامند؟

 مدیریت زمان چیست و روشهای آن کدامند؟

آیا شما هم به این فکر می‌کنید که کاش زمان بیشتری برای انجام کارهای‌تان داشتید؟ آیا به این فکر می‌کنید که کاش می‌توانستید وقت خود را به کارهای مفیدتری بپردازید؟ آیا شما هم با کمبود وقت شدید درگیر هستید؟ ...
    نمایش اندازه واقعی

مدیریت زمان عنوان مهارتی است که به شما کمک می‌کند تمام کارهای خود را سر وقت و به موقع انجام دهید و هیچ گاه دچار کمبود زمان نشوید. اما به دست آوردن این مهارت که فکر می‌کنم تک تک ما به شدت دنبال آن هستیم خیلی ساده نیست.

اگر با دیدن تیتر چشم‌های‌تان برق زد خوشحال باشید. در ادامه 11 قانون طلایی مدیریت زمان را که برگرفته از این مقاله فوق‌العاده است با هم مرور خواهیم کرد.

یک/ باور داشته باشید مدیریت زمان یک افسانه است!

خوب این خیلی عنوان خوبی برای اولین قانون یک مقاله درباره مدیریت زمان نیست. اما شما که نمی‌خواهید خود را گول بزنید؟ برای شروع باید باور داشته باشید شما به هیچ عنوان نمی‌توانید مدیریت زمان داشته باشید!

در واقع یک روز فقط و فقط 24 ساعت است و این 24 ساعت هم خواه ناخواه می‌گذرد. شما به جای تلاش برای مدیریت زمان، باید «خودتان را مدیریت کنید» برای انجام به موقع کارها. این راز بسیار مهم شما را وادار می‌کند به شخصیت خودتان دقیق‌تر بشوید.

دو/ به دنبال جاهایی بگردید که زمان را تلف می‌کنید.

اولین قدم این است که به دنبال سارقین زمان بگردید. ببینید کجا وقت‌تان به صورت نادرست هدر میرود و شما نمی‌توانید از آن زمان‌ها استفاده مناسبی در جهت بهره‌وری ببرید.

خیلی وب‌گردی الکی می‌کنید؟ همیشه تلفن می‌سوزانید؟ به خداوندگار SMS تبدیل شدید؟ برای وقت‌گذاری کارتون‌هایی مانند فوتبالیست ها را هم نگاه می‌کنید؟ انتظار هم دارید وقت کم نیاورید؟ بحث طولانی می‌شود، برای همین توضیح روش‌های محاسبه وقت مصرفی برای کارهای روزمره را به نوشته‌های بعدی موکول می‌کنیم.

سه/ برای تلاش‌هایتان برای مدیریت زمان هدف بگذارید.

یادآوری می‌کنم، توجه مدیریت زمان روی تغییر رفتارهای شماست و نه تغییر زمان  [گام شماره یک].  یکی از بهترین جاها برای شروع این تغییر رفتار تلاش برای حذف جاهایی است که وقت شما الکی تلف می‌شود [گام شماره دو]

برای مثلا یک هفته سعی کنید یک هدفی بگذارید و حتما هم انجامش بدهید. نگاه نکردن برنامه عمو پورنگ که سخت نیست! هدف می‌تواند نزدن SMS برای یک هفته باشد.

چهار/ برنامه‌های مدیریت زمان‌تان را اجرایی و گسترده کنید.

این شاید یک جورهایی با گام شماره سه از یک رده باشند. شما توانستید یک هدف را برای یک مدت محدود تنظیم کنید و به آن عمل کنید. در این گام شما باید یک خورده به خودتان فشار بیاورید. نترسید به ذخایر چربی شما آسیبی وارد نمی‌شود.

شما کم‌کم باید این زمان‌های محدود را افزایش بدهید و در عین حال تعداد اهداف را هم زیاد کنید. برای مثال برای یک ماه نه SMS بزنید. نه برنامه‌های وقت‌گیر و بعضا وقت تلف‌کن تلوزیون را نگاه کنید. نه وبگردی بیهوده کنید و نه …

طبیعتا وقتی قدم سوم را با موفقیت برداشتید با کمی تلاش این قسمت را هم می‌توانید پشت سر بگذارید. هر چند شاید خیلی ساده به نظر نرسد!

پنج/ از ابزارهای مدیریت زمان استفاده کنید.

خوب بدیهی است که حتی یک برگ کاغذ هم می‌تواند ابزار مدیریت زمان باشد، اگر شما کارهای‌تان را مرتب و منظم روی آن بنویسید و تحلیل کنید. در حقیقت قسمت مهم کار هم همین جاست.

چه نرم افزارهای بسیار پیشرفته و چه Outlook ساده همه می‌توانند شما را در رسیدن به مقصودتان کمک کنند. مهم این است که شما خودتان بتوانید به نوبه خودتان کمک کنید. با استفاده از ابزارهای زیادی که وجود دارد زمان بندی روزانه خودتان را بنویسید و کلاه‌تان را قاضی کنید ببینید کجای کار را اشتباه کردید و کجاها را هم درست رفتید. پشت گوش نندازید خیلی زود عیب و ایرادهای کارتان را متوجه می‌شوید.

شش/ بی‌رحمانه اولویت‌ بندی کنید.

ممکن است شما 10 تا کار داشته باشید. آیا شما انسانی هستید که بتوانید در یک لحظه هر 10 کار را انجام دهید؟ اگر می‌توانید انسان نیستید. فرشته‌ای چیزی هستید احتمالا!

کارهای‌تان را اولویت‌بندی کنید. مسلما به کارهایی برمی‌خورید که سریع‌تر باید انجام شوند یا کارهایی که اگر عقب بیافتند ضرر بیشتری را به شما تحمیل می‌کنند. یادتان باشد اگر اشتباه اولویت‌بندی کنید ضرر می‌کنید پس برای جلوگیری از آسیب‌های زمانی هم که شده است بی‌رحم و خشن باشید.

هفت/ «به دیگران محول کردن» را یاد بگیرید.

این بیشتر برای بیزینس و مدیریت تجاری کاربرد دارد اما می‌شود به زندگی شخصی هم تعمیمش داد.

شما مدیر شرکت هستید و نه کسی که بخواهد همه فن حریفی خود را به رخ دیگران بکشد. سعی کنید یاد بگیرید چطور بار کارها را میان افرادی که سوپروایزر یا سرپرستشان هستید تقسیم کنید. Decide To Delegate یک منبع انگلیسی خوب برای آشنایی با مبانی تقسیم کار به این سبک است.

هشت/ یک برنامه روزمره تنظیم کنیم.

یک برنامه روزمره برای خودتان درست کنید. برای مثال فکر کنید صبح که بیدار شدید کار شماره یک را بکنید ( مثلا ایمیل چک کردن ) و سپس کار شما دو را بکنید ( مثلا رفتن به بانک برای امور مالی ) و … در آخر هم یک برنامه جمع‌بندی داشته باشید

در مواقع پیدایش بحران‌های زمانی اگر بتوانید هر چه بیشتر به برنامه روزمره خود وفادار بمانید، کمتر دچار مشکل می‌شوید. حالا شما کم‌کم به یک مدیر زمان موفق تبدیل می‌شوید.

نهم/ عادت بدهید به قرار دادن زمان‌های محدودی در میانه فعالیت‌ها

خودتان را عادت بدهید بین کارهایی که می‌کنید یک زمان محدود هم در نظر بگیرید برای یک سری کارهای خاص. بگذارید مثال بزنم.

شما نمی‌توانید کل روز را به ایمیل جواب دادن بگذرانید. ولی می‌توانید بین فعالیت‌های‌تان زمان‌های کوتاه 15 دقیقه‌ای به پاسخ دادن به Email اختصاص بدهید. همان 15 دقیقه هم باید اصولی پاسخ داد و بی‌جهت ایمیل چک کردن را کش نداد! یک زمانی قصد داشتم یک راهنمای سریع ایمیل پاسخ دادن هم بنویسم ولی از آنجایی که حدس می‌زنم اکثر شما تعداد ایمیل‌تان بسیار کم ( مثلا 7 یا 8 ) در روز باشد زیاد کاربردی نمی‌شود.

دهم/ مطمئن بشوید همه چیز مرتب و منظم است.

از کودکی همیشه به ما یاد داده‌اند که هر چیز را که بر می‌دارید سر جای خود بگذارید یا همه چیز را در جای مناسب خود قرار دهید اما ما وقتی کمی مشغولیت پیدا می‌کنیم دیگر این دو اصل را فراموش می‌کنیم.

برای مثال همیشه به دنبال فایل‌ها در کامپیوتر خود می‌گردیم در حالی که اگر یک بار آنها را در کامپیوتر مرتب کرده بودیم و نظم بخشیده بودیم دیگر هر بار این همه دچار اتلاف وقت نبودیم. همین را تعمیم بدهید به چیزهای دیگر در محیط کار.

نظم و ترتیب بزرگترین عامل در جلوگیری از سرقت وقت شما توسط خودتان است. به زیردستان خود ( مثلا به بچه‌ها وقتی مادر آنها هستید یا کارگران وقتی سرکارگر هستید ) یاد دهید چگونه با نظم در بهینه‌سازی وقت کل سیستم یاری‌گر باشند.

یازدهم/ وقت‌تان را طوری تنظیم کنید که اسیر انتظار نشوید.

شما می‌توانید به مطب دندان‌ پزشک تان بروید و منتظر بمانید تا وقت ویزیت‌تان برسد. اما راستش را بخواهید شما اصلا نیازی ندارید بروید آنجا و با انگشت‌های‌تان بازی کنید یا مجلاتی بخوانید که تاریخشان حداقل برای سال 85 است.

با موبایل یا  PDA یک لیست از کارهایی که باید بکنید درست کنید. برای یک زن خانه‌دار این می‌تواند خرید مایحتاج، تلفن زدن به مادر مثلا، انجام کارهای خانه، رفتن دنبال بچه‌ها یا کارهایی از این دست باشد که بعضا بسیار وقت‌گیر هم هست.

حالا خیلی راحت‌تر هستید که طوری برنامه‌ریزی کنید در صف یا انتظار نایستید یا حداقل از قبل بتوانید پیش‌بینی درستی از شرایط پیش رو داشته باشید. تکنولوژی به کمک شما می‌آید.

دیگر شما هستید که باید تلاش کنید این 11 گام را به ترتیب در زندگی پیاده کنید و تاثیرات شگفت‌انگیز آن را در طولانی مدت ببینید.

  

فروش برند،خرید برند،فروش علامت،خرید علامت،برند فروشی،خرید علامت تجاری،علامت تجاری فروشی،فروش علامت تجاری،فروش برند تجاری،خرید برند تجاری،برند تجاری فروشی،ثبت برند تجاری،مدارك لازم جهت ثبت،ثبت علائم تجاری،ثبت علامت تجاری،هزینه ثبت،اداره ثبت علائم تجاری،هزینه ثبت،طبقه بندی،خرید نام تجاری،فروش نام تجاری،ثبت برند تجاری،ثبت برند،ثبت علائم،ثبت نشان تجاری،مالکیت صنعتی،نام تجاری فروشی،خرید و فروش،نقل و انتقال،اضافه کالا،اضافه طبقه،مدارك لازم جهت ثبت برند،تمدید،مدارك لازم جهت ثبت علامت تجاری،ثبت طرح صنعتی،مدارك لازم جهت ثبت طرح صنعتی،اختراع،ثبت اختراع،طرح شبنم،ثبت طرح شبنم،مدارك لازم جهت ثبت طرح شبنم،كالاهای مشمول طرح شبنم،كارت بازرگانی،ثبت كارت بازرگانی،مدارك لازم جهت ثبت كارت بازرگانی

نوشته شده در تاریخ شنبه 25 شهریور 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

پنج توصیه ثروتمندترین مرد جهان برای موفقیت در كسب و كار

بیل گیتس ثروتمندترین مرد جهان است که 11 سال متوالی برنده این عنوان بوده و دارایی او در حدود 51 میلیارد دلار تخمین زده می شود. گیتس در سن 43 سالگی ثروتمندترین مرد جهان بود. او از سن 20 سالگی تاکنون رئیس شرکت مایکروسافت بوده است که ارزش آن چیزی در حدود 50 بیلیون دلار است. گیتس با دگرگونى مایكروسافت و تبدیل آن به یك بازیگر مهم در صنعت كامپیوتر و استفاده از جایگاه برتر جدید براى ایجاد بسترى جهت رشد خیلى زیاد در برنامه‌هاى كاربردى فكر خود را به منصه ظهور گذاشت. گیتس از همان ابتدا و خیلى زود دریافت كه اگر بخواهد فكرش را به نتیجه برساند، لازم و ضرورى است كه یك استاندارد صنعتى ایجاد شود. او همچنین مى‌دانست كه اگر هركسى زودتر و قبل از همه‌ به آنجا برسد فرصت و شانس مهم‌ترى براى داشتن قدرت در صنعت كامپیوتر خواهد داشت.

ثروت گیتس به اندازه ای است که خارج از درک ما است و این خود هم مایه رشک ما است و هم کنجکاوی ما را بر می انگیزاند. اما آنچه مهم می نماید شیوه کسب و کار گیتس است که در آن گیتس به مدیران هشدار مى دهد؛ «به همه کسب و کارها هشدار می دهم که حتی اگر تاکنون در صنعت خود بی رقیب هستید، ممکن است به زودی مورد هجوم بازیگران داد و ستد اینترنتی قرار بگیرید!» 

در واقع گیتس پدیده قرن بیستم یعنی بزرگترین غول کامپیوتری است که طلوع برق آسای وی همراه با شهرت و اقبالش، موید ظهور یک نظم تجارت جهانی جدید است. گیتس در شیوه كسب و كار خود به مدیران توصیه مى كند كه با «الگوى زندگى اینترنتی» آشنا شوند؛ « دستهاى خود را بكار اندازید! بایستى با پست الكترونیك و دیگر ابزار دیجیتالى كار كنید و با روش كار آنها خوب آشنا شوید. باید به چشم ببینید كه «سایت» اینترنتى رقیبان چگونه است. بایستى خود از كاربران اینترنت گردید؛ چندین كتاب در این زمینه بخوانید و سفر با شبكه جهانى را آغاز كنید!»

توصیه اول: جریان اطلاعات‏ را خون زندگى بخش بدانید
گیتس عقیده دارد كه شایسته ترین راه شاخص نمودن شركت در میان رقیبان‏ و بهترین راه پیش افتادن از دیگران، بهره بردارى كارآمد از «اطلاعات» است و چگونگى و روش گردآوری، مدیریت و كاربرد اطلاعات است كه سرنوشت برد و یا باخت ما را رقم مى زند. به نظر گیتس برندگان آنهایى خواهند بود كه با برپا كردن یك «دستگاه عصبى دیجیتالى سراسری»، جریان اطلاعات را در میان همكاران و مشتركهاى وابسته به خود، ساده و روان نمایند و در سایه آن، به بهینه سازى و یادگیرى پیوسته بپردازند. 
گیتس براى روان ساختن جریان پیوسته اطلاعات در سازمان ها، دوازده گام بنیادین را برمى شمارد: 

در انجام ارتباطات سازمانى از راه «پست الكترونیكی» پافشارى كنید، زیرا مى توانید در برابر خبرهاى تازه با شتاب بازتاب هاى عصبى واكنش نشان دهید. 
داده ها و اطلاعات فروش را همواره به صورت «در خط» (مستقیم) – از روى نمایشگر رایانه ـ بررسى كنید تا به آسانى به سهم و روند بازار آگاه شوید. به روند كلى و همچنین خدمات موردى مشتریان توجه نمایید. 
در تجزیه و تحلیل وضعیت كسب و كار، از رایانه شخصى (‍PCS) بهره بگیرید و كاركنان فرهیخته را در بخشهاى نیازمند به سطح فكرى بالا در زمینه تولید، خدمات، و سودآورى بگمارید. 
به یارى ابزار دیجیتالی، «تیم هاى نمادین (مجازى) فراسازمانی» بیافرینید تا اعضا بتوانند آگاهیهاى همدیگر را در سراسر جهان و به هنگام بیفزایند. 
همه فرآیندهاى «كاغذی» را به «دیجیتالی» تبدیل كنید و تنگناهاى ادارى را برطرف نمایید. بدین گونه‏ كاركنان فرهیخته براى انجام وظیفه هاى مهمتر آزاد مى شوند. 
با بكارگیرى ابزار دیجیتالى از فعالیتهاى «تك- وظیفه‌ای» بكاهید و یا آنها را به فعالیتهاى «ارزش‌افزا» تبدیل كنید، تا مهارتهاى كاركنان فرهیخته را خوب بكار گیرید. 
یك جریان «بازخورد» دیجیتالى بوجود آورید تا به افزایش كارآیى فعالیتهاى كمی، و كیفیت كالاها و خدمات، بیفزاید. بایستى همه كاركنان به آسانى بتوانند كه رعایت معیارها و استانداردهاى اصلى را پیگیرى كنند. 
نظام دیجیتالى را براى انتقال دیدگاهها و شكایتهاى مشتریان به كاركنانى كه مسئولیت و توان بهسازى فرآورده ها را دارند‏، بكار گیرید. 
به یارى ارتباطات دیجیتالی، طبیعت و چگونگی، مرزها، و پیرامون كسب و كار خود را دوباره بررسى كرده و خوب بشناسید. با دریافت اخطارهاى ناشى از دگرگونى وضعیت مشتریان، سازمان را بزرگتر و مهمتر/ یا كوچكتر و خودمانى‌تر (صمیمى‌تر و نزدیكتر به هر مشترى) كنید. 
اطلاعات بازرگانى را با شتاب انتقال دهید. با بكارگیرى روش جابجایى دیجیتالی، چرخه داد و ستد اسناد را با تامین كنندگان و شریكان، كوتاه كنید و در همه موارد به هنگام باشید. 
فرآورده ها (كالا/ خدمات) را با كمك روشهاى دیجیتالى به مشتریان برسانید و دست واسطه ها را كوتاه كنید. چنانچه كسب و كار شما خود جنبه واسطه گرى دارد، با بكارگیرى ابزار دیجیتالی، ارزش و اهمیت داد وستد را در نزد مشترى بالا ببرید. 
با كمك ابزار دیجیتالی، مشتریان را در حل مشكلات خود راهنمایى كنید. دیدارهاى حضورى را به پاسخگویى به نیازمندیهاى پیچیده و پرارزش تر مشتریان اختصاص دهید. 
توصیه دوم: بازرگانى اینترنت را بشناسید و به كار گیرید
گیتس مى گوید كه شركتها و سازمان هاى تجارى در دهه آینده ابزارهاى دیجیتالى را به خدمت خواهند گرفت چرا كه تصمیم گیرى هاى پرشتاب، واكنشهاى كارآمد و تماس هاى بى واسطه با مشتریان، از ویژگیهاى شركتها و سازمانهاى سده بیست و یكم است كه در آنها بسیارى از داد و ستدها به صورت «خودخدمتی» (سلف سرویس) دیجیتالى درخواهند آمد، واسطه ها یا به فعالیتهاى ارزش آفرین رو خواهند آورد و یا میدان را خالى خواهند كرد‏، واحد «خدمات مشتریان» پیشاهنگ فعالیتهاى ارزش افزا در هر كسب و كارى خواهد شد. بنابراین تیم مدیریت یك شركت و یا سازمان تجارى باید خود را با اینترنت آشنا كرده و زمانى را صرف آماده ساختن دیدگاهى از دهه آینده و دگرگونى هاى رخ داده در كسب و كار كند و راههاى پیاده كردن چنین دیدگاهى را با گروه «فن آورى اطلاعات» شركت در میان بگذارد. 

گیتس عقیده دارد كه اینترنت با ارتباط دادن مستقیم خریداران و فروشندگان راه رسیدن به «سرمایه‌دارى بى دردسر» را هموار خواهد ساخت و با كاستن از هزینه هاى داد و ستد، واسطه را از میان خواهد برد. تنها دسته كوچكى از دارندگان كسب و كارها با برگزیدن قیمت هاى بسیار پایین به پیروزى خواهند رسید و بسیارى دیگر باید راهبرد خدمت بهتر به مشتریان را پیشه كنند. پس با توجه به نظر گیتس در این مورد، اگر بخواهیم در دهه آینده براى موفقیت سازمان به كارهاى خدماتى سرگرم شویم، باید كاركنان فرهیخته را با ابزار دیجیتالى اطلاعات مجهز كنیم تا بدان وسیله بتوانند با مشتریان ارتباط تنگاتنگى برقرار نمایند. 

بیل گیتس مى گوید كه براى بهره گیرى از توانمندى هاى بى مانند اینترنت در آفرینش پیوند دو سویه با مشتریان باید یك «سایت» در شبكه جهانى برپا سازیم كه این امر خود نیازمند به پشتیبانى بى‌دریغ مدیریت ارشد و شناخت ایشان از فن‌آورى اینترنتى مى باشد. به نظر گیتس یك شبكه خوب جهانى مى‌تواند فروشندگان را به مشاوران مشترى تبدیل كند. از سوى دیگر بخش بزرگى از ارتباطهاى دوسویه اینترنتى با مشتریان مربوط به عرضه خدمات و پشتیبانى از فعالیت ایشان است. چنانچه كیفیت خدمات پایین باشد، موجب بدنامى گسترده و شكست مى شود؛ زیرا گستره اینترنت فراوان است. بنابراین باید نظام دیجیتالى شركت و سازمان تجارى ما، توان عرضه خدمات ویژه شخصى به مشتریان را داشته باشد‏، این فرصت را فراهم كند كه اطلاعات را جانشین دارایى‌هاى عینى نماید و همچنین زیربناى نظام دیجیتالى ما ، كاربرد ابزار صوتی، تصویرى و حركتى (ویدیویى) را در آینده ممكن سازد. 

گیتس توصیه مى كند كه ما با «الگوى زندگى تار عنكبوتی» سازگار شویم كه در آن شبكه جهانى از راه اینترنت با هم پیوند مى خورد. در «الگوى زندگى تار عنكبوتی» گیتس حركت در شبكه اینترنت همانند حركت عنكبوت در تور خود است كه مى‌تواند در همه جهات و با شتاب حركت كند. بنابراین توصیه گیتس به ما این است كه بازرگانى اینترنتى را بشناسیم و الگوى زندگى تار عنكبوتى را به كار گیریم تا در شبكه اینترنت در همه جهات و با شتاب حركت كنیم.

بنابراین ما باید ارتباط دو سویه با مشتریان خود را به كمك اینترنت از همین امروز آغاز كنیم و ابزارها و نظامهاى دیجیتالى مشتریان را كه به هنگام روى آوردن از نظام سنتى به الگوى اینترنتى نیاز دارند‏، برآورد كنیم.
به نظر گیتس فن آورى «الگوى تار عنكبوتی» ایجاب مى‌كند كه نظام دیجیتالى ما باید این امكان را داشته باشد كه ما با افراد حرفه‌اى «برون سازمانی» مانند وكیلان دادگسترى و حسابداران ارتباط مستقیم و پیوسته داشته باشیم و همچنین در این نظام دیجیتالى بیشتر به كارهاى اصلى و شایستگى‌هاى ویژه سازمان بپردازیم و بقیه كارها را به پیمانكار بدهیم. 

گیتس مى گوید كه در هر كسب و كارى «نخستین» باشید و پیش از دیگران به بازار وارد شوید تا موقعیت رقابتى شركت را بهبود بخشید. اما نكته اى كه گیتس در این میان مطرح مى‌كند‏، این است كه «شتاب» و «نخستین» بودن در كسب و كار بیشتر فرهنگى است تا فنی؛ یعنى باید دست‌اندركاران را قانع كنیم كه ادامه كار پیروزمندانه سازمان، در گرو حركت پرشتاب همگانى است. گیتس در همین خصوص توصیه مى‌كند كه براى رسیدن به برگشت سریع سرمایه، كیفیت برتر و بهاى ارزان فرآورده‌ها از جریان روان داده‌هاى دیجیتالى استفاده كنیم و در میان سازندگان، تامین كنندگان، بخش فروش و دیگر فعالیتها … ارتباط الكترونیكى برقرار سازیم تا برنامه‌ریزى را هر چه سنجیده‌تر نماید و به تغییرات پیش‌آمده در تولید، در همان نوبت هشت ساعته كاری، واكنش نشان دهد. 

توصیه سوم: دانش و آگاهی را به خدمت اندیشه های راهبردی درآورید
توصیه سوم بیل گیتس، ثروتمندترین مرد جهان و غول کامپیوتری قرن بیست و یکم، برای موفقیت در کسب و کار این است که دانش و آگاهی را به خدمت اندیشه های راهبردی درآوریم و برای این منظور گیتس، رعایت نکات زیر را ضرورى مى داند:

خبرهای ناگوار را با شتاب پخش کنید
گیتس عقیده دارد که یکی از ویژگیهای هر مدیر خوب اینست که بتواند به جای انکار خبرهای بد، با آنها کنار بیاید و چگونگی خبرها را به خوبی شناسایی کند. پس مدیران عامل، باید خبرهای بد را جستجو و پذیرش کنند و سازمان را به پاسخگویی مناسب بدان تشویق کنند و به این مهم اطمینان داشته باشند که خبرهای بد نیز همانند خبرهای خوش در مدیریت خریدار دارد. همچنین به نظر گیتس توانایی یک شرکت در میدان رقابت به توان پاسخگویی آن شرکت در برابر رخدادهای برنامه ریزی نشده (خوب و یا بد) بستگی دارد، گیتس توصیه می کند باید اشتباه های ارزشمند –تجربه های شکست خورده در راهی درست- را ارج بنهیم و به آنها پاداش دهیم. 
گیتس در برخورد با خبرهای ناگوار توصیه می نماید که نظامهای دیجیتالی را در سراسر سازمان به وجود آوریم تا به ما در شناخت ابعاد گوناگون رخدادهای بد در سراسر سازمان و آگاه ساختن پرشتاب مدیریت از آنها کمک کند. این نظام دیجیتالی باید ما را در گردآوری داده های مورد نیاز و تشکیل تیمهای مشکل گشا، یاری رساند. همچنین گیتس توصیه می کند که از افرادی در واحدهای مختلف و نقاط جغرافیایی دور از هم، تیمهای نمادین (مجازی) تشکیل دهیم تا در وضعیت بحران سازمان به کمک مدیریت بشتابند. 

 خبرهای بد را به خوب تبدیل کنید
گیتس عقیده دارد که برای موفقیت در کسب و کار باید به پیشواز خبرهای بد برویم تاجاهایی را که نیاز به بهسازی دارند بشناسیم و خبرهای بد را به پیامدهای خوب تبدیل کنیم. گیتس برای موفقیت در این امر توصیه می کند که «ناخشنودترین مشتریان» را به عنوان بزرگترین منبع یادگیری مدیریت دریابیم و در کسب و کار خود ساختار و سیاست هایی پیاده کنیم که شکایتها را با شتاب و بی‌واسطه با راه حلها پیوند دهند. برای این منظور می توانیم یک نظام دیجیتالی را ایجاد کنیم تا بتوانیم اطلاعات بازخوردی از مشتریان را با ابزار الکترونیکی دریافت و تجزیه و تحلیل کنیم تا دریابیم که آنها از ما چه می خواهند؟، این نظام دیجیتالی باید شکایتهای دریافتی از مشتریان را با شتاب به افراد مسئول برساند تا اشکالات را برطرف سازند. همچنین این نظام دیجیتالی باید توان پاسخگویی به پرسش کنندگان را به هنگام و در زمان مناسب داشته باشد. توصیه دیگر گیتس در این خصوص این است که پرسشهای عادی و تکراری را در «سایت» شبکه‌ای پاسخ دهیم و تلفن را برای تماس های ضروری و دشوار نگه داریم. 

از آمارهای خود آگاه باشید
برای آنکه به اهمیت آمار در مدیریت واقف شویم به این سخن «ویلیام گرلی» در کتاب «بالای سر جمعیت» اشاره می کنیم که می گوید: « برای رسیدن به نور رستگاری، باید اطلاعات دقیقی از سفارش خریدهای همه مشتریان (تازه و قدیمی) و هر گونه اموال شرکت (ثابت و عینی و موجودیهای گوناگون) داشته باشید. چگونه می توانید چنین کنید؟ فن آوری اطلاعات و بکارگیری دلیرانه آن، چنین امکانی را برای شما فراهم می آورد.»
گیتس نیز عقیده دارد که آگاهى از اعداد و تحلیل و فهم آنها بنیان شناخت هر كسب و كار است و مى‌گوید: آگاهی به عدد و رقم های سازمان، چیزی بیش از تراز کردن ماهانه دفترهای حسابداری است. این داده ها در بازاریابی و امور مالی هم به درد می خورند. عددها بر کاغد حالت ایستاد و مرده دارند اما داده های دیجیتالی آغازگر اندیشیدن و حرکت هستند. آمار و عددهای درست و تازه، ما را به پاسخگویی به هنگام به مشتریان و شریکان وا می دارند. بنابراین گیتس توصیه می کند که نظام دیجیتالی که ما در سازمان به وجود آورده ایم باید بتواند داده های مربوط به کسب و کار را بی‌درنگ و از نقطه داد و ستد با مشتریان و شریکان دریافت کند. داده های متعلق به شریکان را با داده های ما یک کاسه کند و همه نیازها را برآورده سازد. 

انسانها را به کارهای فکری بکشانید
گیتس می گوید که باید نرم افزارهای تحلیلگری را ارایه دهیم که به ما این فرصت را بدهد تا نیروی انسانی ارزشمند خود را از گردآوری اطلاعات رهانیده و به فعالیتهای ارزش آفرین بگمارد، تا این نیروها بازده شگرفی داشته باشند. تجزیه و تحلیل های نرم افزاری خود را باید ابتدا در جاهایی بکار بگیریم که نتیجه های مشخص ببار آورند و حرکت را از بازاریابی و تبلیغات توده وار و همگانی به سوی تبلیغات هدفدار و بر روی گروهی مشخص آغاز کرده و ادامه دهیم. برای رسیدن به این اهداف گیتس توصیه می کند که نظام دیجیتالی ما باید توان تجزیه و تحلیل پیچیده الگوهای خرید مشتریان را داشته باشد، به گونه ای که بتواند در به نتیجه رساندن خدمات ویژه فردی به مشتریان، یاور سازمان باشد. این نظام دیجیتالی باید بتواند به کمک داده های جمعیتی، مانند درآمدها، گروه سنی، توزیع جغرافیایی، و یا آمارهای دیگر، گروههای مشتریان سودآور و گروههای کم بازده را شناسایی کند. همچنین این نظام دیجیتالی باید بتواند این امکان را برای کارکنان فراهم کند تا آنها از کار عادی و تکراری، به فعالیتهای اسثنایی بپردازند. این کارکنان باید به آسانی به عددها و داده های دیجیتالی دسترسی داشته باشند و از سرفصلها و چکیده ها به ریز داده بروند و داده‌ها را از جهتهای مختلف دیده و بررسی کنند.

بهره هوشی سازمان خود را بالا ببرید
این بحث را با سخنی از «جک ولش» رئیس هیات مدیره جنرال الکتریک آغاز می کنیم که می‌گوید: «توان یادگیری و به عمل درآوردن پرشتاب آموخته ها، بزرگترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان می‌گذارد.»
گیتس برای آنکه بهره هوشی سازمان خود را بالا ببریم، توصیه می کند که از «مدیریت دانایی» استفاده کنیم؛ یعنی اطلاعات را گردآوری و سازماندهی کرده و سپس به کاربرانی که بدان نیاز دارند برسانیم و برای بهسازی پیوسته اطلاعات از راه تجزیه و تحلیل داده ها با دیگران همکاری داشته باشیم، به واکنش مشتریان شتاب ببخشیم و آموزش را بی دردسر کنیم به گونه ای که به افراد این امکان را بدهیم تا در خانه و یا محل کارشان، در پشت میز خود و هر گاه که برنامه هایشان اجازه دهد، به آموختن بپردازند. باید بر روی بزرگترین دارایی یعنی «افراد باهوش» سرمایه گذاری کنیم و افراد هوشمند را به استخدام سازمان درآوریم. 

گیتس نقش مدیر عامل را در بالا بردن بهره هوشى سازمان بسیار موثر می داند و عقیده دارد که نقش مدیر عامل در بالا بردن بهره هوشی شرکت حکم می کند تا محیط کار را به گونه ای بیافریند، که همکاری و مشارکت در اندوخته های علمی را برای کارکنان فراهم سازد؛ نقاطی را که در آنها هم‌اندیشی و همکاری سودمند است، نشان دهد؛ ابزار دیجیتالی به منظور آسان ساختن پخش مهارتها و مشارکت در دانسته ها را فراهم نماید؛ و به کارکنان در برابر همکاریها و از خود گذشتگی هایی که برای آموزش دیگران از خود نشان می دهند، پاداش مناسب بدهد. 

به یاد داشته باشید كه بردهای بزرگ با خطرهای بزرگ همراهند
به نظر گیتس در آغوش کشیدن پیروزی های بزرگ، گاهی به خطر کردنهای بزرگ نیاز دارد و باید در صنعت، اطلاعات را جانشین موجودی انبارها کنیم و در فعالیتهای دانش بر، اطلاعات را در برابر خطرها قرار دهیم. گیتس در این خصوص می گوید: «دور بودن از اطلاعات در میدان کارهای دانش‌بر، همانند جدا کردن مغز از پیک دانشمند فرهیخته است». بنابراین گیتس توصیه می کند که یک نظام دیجیتالی را در سازمان به وجود آوریم و این نظام را دربست در اختیار خود قرار دهیم تا بتواند مدیریت دانایی، عملیات سازمان و نظامهای بازرگانی را آنچنان به هم پیوند زند که با همدیگر یک نظام یکپارچه دیجیتالی بیافریند، این نظام دیجیتالی باید بتواند توان آزمایش فرآورده ها بر مبنای استانداردها و پذیرش جهانی را داشته باشد و ضمن بازنگری های لازم، مهار کار را از دست ندهد. 

توصیه چهارم: به عملیات سازمان بینش بیفزایید
یكى دیگر از توصیه هاى بیل گیتس براى موفقیت در كسب و كار این است كه به عملیات سازمان بینش بیفزایم. گیتس در این خصوص نیز رعایت موارد زیر را توصیه مى‌كند:

فرآیندهایی را برگزینید که به کارکنان اختیار می دهند
گیتس عقیده دارد که باید به نیروی ابتکار فرد میدان داده شود و کارکنانی که نسبت به نظامهای تولید و طرز کار آنها آگاهی بیشترس دارند، بهتر و هوشمندانه تر بکار گرفته شوند. گیتس در این خصوص مى گوید:« من سخت اعتقاد داریم كه اگر شركتها به كاركنان خود آگاهى و اختیار لازم و ابزار بكارگیرى آنها را بدهند، دستاوردهاى شگفت انگیز و آفرینشهاى چشمگیرى از آن جوانه خواهد زد.» بنابراین باید کارکنان فرهیخته ای به کار گرفته شوند تا شغلهای وظیفه محور از میان برود و یا در فرآیندهای گسترده ای ادغام شود. برای این منظور گیتس توصیه می کند که کارکنان خط تولید به داده های به هنگام دسترسی داشته باشند تا به کمک آنها بتوانند کیفیت فرآورده ها را بهتر کنند و نظام تولید و ساخت فرآورده ها را با دیگر نظامها یکپارچه سازند.

به یاری فن آوری اطلاعات به مهندسی دوباره بپردازید
«پاول اونیل» رئیس هیات مدیره و مدیر عامل «الکوا» (CEO Alcoa) می گوید: «من به فن‌آوری اطلاعات به چشم یک نظام مستقل می نگرم. از دید من، این نظام یک رهگشای پرارزش است. شاید مهمترین اثرش اینست که ما را به چنین پرسشی وا می دارد: چرا، چرا، چرا؟»

گیتس عقیده دارد که فن آوری اطلاعات عصای دست فرآیندهای کارآمد است که این فرآیندها در زمان و منابع دیگر تا ده برابر از پیش، صرفه جویی می کنند. گیتس می گوید که باید همه فرآیندها را باز ارزشیابی کنیم و فرآیندهایی بیافرینیم که ساده و موثر باشند و همه مانع ها را دور بریزیم. برای حل بسیار از مشکلات باید فرآیندها را در جهت عرضه اطلاعات روان و بهینه، از نو طراحی کنیم. شمار افراد درگیر در یک فرآیند و نیز شمار دست به دست شدن کار را کاهش دهیم تا مسایل کم و ساده شوند. باید رهبران کسب و کارها، را برای تصمیم گیری در کنار مدیران فن آوری اطلاعات، در زمینه نیازهای شرکت به کار بگیریم. 

به نظر گیتس پیچیدگی سبب مرگ برنامه های مهندسی دوباره می شود، بنابراین باید یک نظام دیجیتالی را ایجاد کنیم که به رشد پرشتاب راه‌حلها در بستر زمان کمک کند، امکان پیگیری وضعیتهای گوناگون را به کاربران بدهد، روند پیشرفت کارها و آنجاهایی را که به تصمیم گیری مدیریتی نیاز هست، نشان دهد، یک فرآیند بزرگ را به چندین زیر مجموعه مستقل تبدیل کرده و نتیجه کار آنها را بهم ارتباط دهد تا یک نظام کارآمد بوجود آید، از یک جریان روان اطلاعات دیجیتالی برای ساده کردن سراسر فرآیند کار بهره بگیرد و با آفرینش ابزارها و راه حلهای کوچکتر و سراسر دیجیتالی، از روی آوردن به چرخه های گسترده و دراز مدت حل مسایل، خودداری کند. 

فن آوری اطلاعات را منبعی راهبردی به حساب آورید
بیل گیتس عقیده دارد که مدیرعامل باید به فن آوری اطلاعات به چشم منبعی راهبردی بنگرد که به افزایش درآمد شرکت کمک می کند. باید مدیرعامل فن آوری اطلاعات را نیز همپای دیگر فعالیتهای شرکت به خوبی بشناسد و مدیر ارشد فن آوری اطلاعات (CIO) باید خود عنصری از گروه گسترش راهبردهای شرکت باشد تا بتواند نظام اطلاعات را در خدمت اجرای راهبردها سامان دهد. 

گیتس توصیه می کند که نظام دیجیتالی ما هر ساله بخش اندکی از بودجه را صرف امور جاری و بخش بزرگتر را در راه گسترش نظام اطلاعات و دستیابی به ابزار بهتر هزینه کند. همچنین این نظام دیجیتالی باید چند ابزار درجه یک در اختیار داشته باشد و در مواقع لزوم پاره ای ابزار کار تازه به نظام کنونی افزوده شود. 

توصیه پنجم: در انتظار غیر منتظره ها باشید
«جك ولش» مدیر عامل شركت جنرال الكتریك مى گوید: «هر دگرگونی، با خود فرصتى به همراه مى آورد. بنابراین سازمانها باید به جاى رخوت، از دگرگونى‌ها نیرو بگیرند.»

بیل گیتس نیز از دگرگونى ها استقبال كرده و عقیده دارد كه رهبران پیروزمند آنهایى هستند كه به پیشواز روشهاى نوین كسب و كار مى روند بنابراین گیتس توصیه مى كند كه براى آینده دیجیتالى محور خود را آماده سازیم تا از فن آورى بالاترین بازده را بدست آوریم. 

اما آنچه كه گیتس بیش از همه بر روى آن تاكید دارد این است كه باید بپذیریم كه در عصر دیجیتالى زندگى مى كنیم تا از پیامدهاى مثبت و توانمندیهاى آن بهره بگیرم؛ گیتس خود مى گوید كه من فرد خوش بین هستم و به پیشرفت اعتقاد دارم. من از اینكه در چنین دوره اى از تاریخ زندگى مى كنم خشنودم؛ ابزار دوران صنعتى به كمك ماهیچه هاى ما آمدند، ابزار دوران دیجیتالى میدان فعالیت و توان مغز و اندیشه ما را گسترش مى دهند. بسیار خوشحالم كه فرزندانم در این دوران رشد مى‌نمایند.»

بیل گیتس عقیده دارد براى آنكه بتوانیم با دگرگونى ها كنار آمده و این دگرگونى ها را به خدمت بگیریم باید ابزارهاى دیجیتالى را براى بازآفرینى روش كار خود به خدمت بگیریم تا به یارى یك سیستم عصبى دیجیتالى با شتاب اندیشه به كسب و كار بپردازیم.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 شهریور 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

بازاریابی عصبی


بازاریابی عصبی، neuromarketing

 بازاریابی عصبی، علم در خدمت خرید و فروش کالا،شناخت ذهن برای خلق ثروت
بازاریابی عصبی یک علم جدید است که هدف آن کمک به بازاریابی و فروش محصولات با استفاده از علم عصب شناسی است.

سال 2004 یک پژوهشگر آمریکایی نتیجه تحقیقاتش را در زمینه بازاریابی عصبی منتشر کرد. او برای این کار تحقیقی، یک نمونه کلاسیک و همیشگی رقابت بین پپسی و کوکاکولا را انتخاب و تاثیر تبلیغات را روی واکنش های عصبی و امواج مغز بررسی کرد. نتیجه تحقیق نشان داد که تبلیغات تاثیر زیادی در انتخاب مردم برای خرید کالاها دارد. در بیمارستانی در بروکسل این پژوهش هم اکنون نشان داده که قدرت تبلیغات و آگهی بازرگانی حتی تاثیر بیشتری از طعم و مزه کالا دارد. نکته جالب این است که با استفاده از دستگاه ام آر آی، دانشمندان نشان داده اند که احساسات ما بیشتر از منطق در انتخاب و تصمیم گیری تاثیر دارد. بازاریابی عصبی هم اکنون در بعضی از مدارس مهم بازرگانی تدریس می شود و عصب شناسان به بسیاری از شرکت های بزرگ تجاری خدمات مشاوره ای می دهند.

رای بسیاری از ما اتفاق افتاده است که در موقع خرید و در آخرین لحظات، تصمیم خود را عوض کرده ایم. شاید یادآوری یک خاطره، یا شاید هم یک حرف کوچک از طرف فروشنده تصمیم ما را به طور کل عوض کرده است؟! بسیاری از اوقات هم شده که علیرغم اینکه خودمان می دانیم به چه چیزی احتیاج داریم اما کاملا متفاوت آن را برای فروشنده شرح می دهیم.

اگر قبول کنیم که هر کدام از ما در موقع خرید دست به یک عمل از نوع تصمیم  گیری می زنیم، پس در هر خرید، ما یک فعالیت ذهنی پیچیده انجام می دهیم. فعالیتی که به شدت درگیر مسائل روانی است.

حالا متخصصان علوم عصبی به کمک بازاریابان آمده اند تا آنها بتوانند ذهن مشتریان خود را بخوانند. آیا به زودی اجناسی در بازار ارائه خواهند شد که شما به هیچ وجه نمی توانید از خرید آن صرف نظر کنید؟! گفتن این حرف خیلی زود است چون برای شناخت یک سیستم پیچیده در حد و اندازه های مغز انسان -که به عنوان پیچیده ترین سیستم شناخته شده معرفی می شود- ما نیاز به سیستم پیچیده تری داریم و خوب حداقل می دانیم که چنین سیستمی الان موجود نیست. اما به هر حال بازاریابی عصبی نوید دهنده نوع جدیدی از بازاریابی است که کاملا ماهیت میان رشته ای دارد. جایی که علوم مدیریت، عصب شناسی، روانشناسی و شاید هم به نوعی هنر به هم پیوند می خورند تا به شرکت های ارائه دهنده خدمات و کالاها این امکان را بدهند که در بازار با رقابت تنگاتنگ امروز یک باکس محصول بیشتر بفروشند…….


چگونه با بازاریابی عصبی فروش خود را افزایش دهیم؟


بازاریابی عصبی در دنیا مورد استقبال فراوانی قرار گرفته است. بازاریابی عصبی بازاریابی است که با توجه به عملکرد مغز و سیستم اعصاب بدن طراحی شده است. شرکت‌های بزرگ بودجه‌های زیادی برای تحقیقات بازاریابی و طراحی سیستم‌های نظرسنجی اختصاص می‌دهند. سپس برمبنای اطلاعات ارائه‌شده توسط مخاطبان، اقدام به طراحی و ساخت محصولات جدید می‌کنند. سپس اتفاق بسیار عجیبی می‌افتد. همان افرادی که خودشان در نظرسنجی معیارهای یک محصول ایده‌آل را تعریف کرده‌اند، حاضر به خرید محصول نیستند. آقای مالکولم گلادول در کتاب معروفش با نام �نقطه واژگونی� به این پدیده می‌پردازد. او توضیح می‌دهد که افراد مختلف هنگام ورود به کافی‌شاپ در نظرسنجی شرکت کردند که قهوه مورد‌علاقه‌شان چه قهوه‌ای است. اغلب افرادی که در نظرسنجی اعلام کرده بودند به قهوه تلخ و غلیظ علاقه دارند، بعد از چند دقیقه در همان کافی‌شاپ قهوه خود را کاملا شیرین می‌کردند. بنابرین همیشه نمی‌توان به گفته‌های مشتریان اعتماد کرد. گاهی آنها درمورد محصول نظراتی می‌دهند که با خریدهای خودشان تناقض دارد. � سه بخش اصلی مغز همین موضوع ساده با توجه به ساختار مغز چگونه توضیح داده می‌شود؟ مغز سه بخش اساسی دارد که مغز جدید، مغز میانی و مغز قدیم نام دارند. مغز جدید معمولا انجام کارهای تحلیلی و پیچیده را برعهده دارد. تصمیمات منطقی، آموزش و کارهای ارادی ما با این فرماندهی این بخش مغز انجام می‌شود. مغز میانی بیشتر با موارد احساسی و همچنین حافظه درگیر است. مغز قدیم عهده‌دار فعالیت‌های اصلی ما برای بقا است. مثلا وقتی گرسنه می‌شویم مغز قدیم دستور می‌دهد که به این‌مورد رسیدگی شود. همچنین فعالیت‌های مانند تنفس و ... که برای ادامه حیات ضروری هستند توسط این بخش مغز مدیریت می‌شوند. نکته بسیار جالب آن است که اغلب تصمیمات غیرارادی و پایه‌ای توسط مغز قدیم گرفته می‌شود. در بازاریابی عصبی دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که اغلب تصمیمات خرید نیز توسط همین بخش مغز، یعنی مغز قدیم انجام می‌شود. پس اگر با عملکرد مغز قدیم بیشتر آشنا شویم می‌توانیم عملیات بازاریابی را طراحی کنیم که تاثیرگذارتر باشد. حال به این سوال برگردیم که چرا اغلب افرادی که ادعا می‌کنند قهوه تلخ و غلیظ دوست دارند، قهوه شیرین می‌خورند؟ دلیل آن است که وقتی مورد سوال قرار می‌گیریم معمولا از مغز جدید خود برای پاسخگویی استفاده می‌کنیم و سعی می‌کنیم بهترین و منطقی‌ترین جواب ممکن را ارائه دهیم. ولی وقتی در شرایط واقعی می‌خواهیم قهوه بخوریم، مغز قدیم تاثیر بیشتری بر عملکرد ما دارد! ورود به مغز انسان اگر مشتریان نیازهای واقعی خود را برزبان نمی‌آورند و همواره نمی‌توان به گفته‌های آنان اعتماد کرد، پس راه‌حل چیست؟ در سال‌های اخیر دستگاه‌هایی با نام fMRI ساخته شده که انواع کوچک و قابل‌حملی دارد که بر سر انسان نصب می‌شود و می‌تواند از مغز انسان عکس بگیرد. این دستگاه دریچه‌ای را برای ورود به مغز انسان باز کردند. دانشمندان و بازاریابان می‌توانند با بررسی عکس‌های مغر فردی که مثلا درحال تصمیم‌گیری خرید است به دیدگاه موثق‌تر و جدیدتری دست یابند. اگر خیلی ساده بخواهیم نحوه کار این دستگاه‌ها را درک کنیم، کافی است بدانیم که وقتی قسمت خاصی از مغز تحریک می‌شود، معمولا خون با اکسیژن بیشتر به آن بخش مغز منتقل می‌شود. بنابرین دستگاه‌های fMRI با عکسی‌ که از مغز تهیه می‌کنند، می‌توانند نقاط تحریک شده را مشخص کنند. بررسی الگوهای مختلف مغز حین انجام فعالیت‌های مختلف ما را به نتایج جالب و جدیدی سوق می‌دهد. مثلا از مغز افراد مختلف درحال پرداخت پول در فروشگاه عکس گرفته شده و الگوی به‌دست آمده با الگوهای دیگر مقایسه شده و نتیجه این بود که الگوی به‌دست آمده شباهت زیادی با عکس مغز وقتی که بدن در حال تحمل درد است دارد! بنابرین از این آزمایش به نتیجه بسیار جالبی می‌رسیم. فرد وقتی پول پرداخت می‌کند، در مغز بخش درد تحریک می‌شود و پرداخت پول برای مشتری معمولا دردناک است، حتی اگر مشتری این موضوع را بر زبان نیاورد! بنابرین با انجام آزمایشات مختلف و فراوان به اطلاعاتی دست می‌یابیم که می‌تواند در بازاریابی و فروش بهتر محصولات و خدمات به ما کمک کند. 3 نکته مهم درباره مغز قدیم همانطور که گفته شد اغلب تصمیمات خرید ما با مغز قدیم انجام می‌شود. پس بسیار مهم است که با عملکرد این بخش مغز بهتر آشنا شویم. هر بخش از سه بخش اصلی مغز بر بخش‌های دیگر تاثیرگذار است. 1. مغز قدیم با احساسات ترغیب می‌شود! اغلب تصمیمات ما به‌صورت احساسی گرفته می‌شوند و سپس با منطق توجیه می‌شوند. این جمله کلیشه‌ای در اغلب کتاب‌های بازاریابی موجود است. موضوع مهم‌تر آن است که احساسات ما تحت‌تاثیر چه مواردی هستند؟ یک عامل مهم و تاثیرگذار اطلاعاتی است که توسط حواس پنجگانه ما وارد مغز می‌شود. شرکت‌های موفق سعی می‌کنند حواس مختلف شخص را در محصول و همینطور در بازاریابی خود لحاظ کنند. مثلا شرکت اپل حتی بر بسته‌بندی محصولات خود کار می‌کند تا بازکردن بسته محصول احساس خوشایندی بر مخاطب بگذارد . مثلا صدای باز شدن جعبه صدایی دلپذیر باشد. آزمایشات مختلفی در فروشگاه‌ها انجام شده و نتایج نشان می‌دهند که پخش یک موسیقی خاص بر تصمیمات خرید مشتریان تاثیر می‌گذارد. حتی رایحه‌های مختلف باعث افزایش یا کاهش فروش می‌شوند. مثلا در یک لباس‌فروشی استفاده از بوی وانیل باعث دوبرابر شدن فروش ماهانه شد! البته می‌توان به‌طور مفصل درباره دلیل این امر صحبت کرد، ولی اگر خیلی خلاصه بگوییم: هر عاملی که باعث ایجاد احساس بهتری در ما شود می‌تواند فرایند تصمیم‌گیری خرید را ساده‌تر کند و باعث شود فرد راحت‌تر تصمیم خود را بگیرد. 2. معیار تصمیمات مغز قدیم کسب لذت و آسایش و دوری از درد و ناراحتی است! دو عامل بسیار پایه‌ای و مهم در تصمیمات ما کسب لذت و دوری از درد است. آفریدگار ما، بدن را طوری خلق کرده تا از آسیب‌های مختلف محافظت شود. مثلا وقتی دندان‌درد داریم، مغز قدیم یک وقفه به تمامی تصمیمات ما وارد می‌کند و ما را مجبور می‌کند که برای دوری از این درد اقدام کنیم. همینطور معمولا ما به‌دنبال لذت و آسایش هستیم. اگر اینطور نبود، غذاهای خوشمزه، کولرهای گازی، اتومبیل‌های گران‌قیمت و ... هیچ فروشی نداشتند. بنابرین در فروش و بازاریابی بسیاری از محصولات پرداختن به موارد و دلایل منطقی کافی نیست و باید به مخاطب نشان دهیم محصولات و خدمات ما چگونه آنها را از ناراحتی و درد محافظت می‌کند و به کسب آسایش و لذت بیشتر کمک می‌کند. برایان تریسی در کتاب جدید خود �قورباغه را ببوس!� که حدود دو ماه پیش چاپ شده می‌گوید: انگیزاننده دوری از درد و آسیب، 2.5 برابر قدرتمندتر از انگیزاننده کسب لذت است. 3. مغز قدیم با تصاویر ارتباط برقرار می‌کند! 65 درصد تمامی اطلاعاتی که به مغز منتقل می‌شوند از طریق بینایی است. تصاویر در بازاریابی اهمیت فراوانی دارند. ما معمولا در بازاریابی فقط بر واژگان تاکید می‌کنیم. واژگان با مغز جدید تحلیل می‌شوند، ولی تصوایر با مغز قدیم. بنابرین شاید ما در یک جلسه ساعت‌ها صحبت کنیم تا فروشی را انجام دهیم و شخص مقابل با دقت به حرف‌های ما توجه نکند و نتوانیم مذاکره را به نتیجه برسانیم. ولی اگر از تصویر مناسبی استفاده کنیم و آنرا با مطالب خود همراه کنیم، معمولا تاثیرگذاری بسیار بیشتر می‌شود، چون تصوایر می‌توانند توجه مغز قدیم را به خود جلب کنند. بسیاری از مدیران فکر می‌کنند راهکارهای بازاریابی عصبی فقط برای برندهای بزرگ با بودجه‌های زیاد قابل‌اجرا هستند، ولی اغلب ایده‌ها به‌راحتی در کسب‌و‌کارهای کوچک هم قابل‌اجرا هستند.

 

ثبت نام تجاری، ثبت علامت تجاری ، 09123707174,ثبت علائم تجاری ، ثبت اسم تجاری، ثبت برند تجاری، ثبت لوگو، ثبت نام تجاری در ایران، ثبت نام تجاری محصول، ثبت نام تجاری کالا، مراحل ثبت نام تجاری، سازمان ثبت نام تجاری، اظهارنامه ثبت نام تجاری، فرم ثبت نام تجاری، اداره ثبت نام تجاری، هزینه ثبت نام تجاری، مدارک ثبت نام تجاری، شرایط ثبت نام تجاری، آدرس اداره ثبت نام تجاری، سامانه ثبت نام تجاری، نحوه ثبت نام تجاری، ثبت نام تجاری شرکت ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت نام صنعتی، ثبت نام تجاری در سیستم مادرید، ثبت نام تجارتی، ثبت علامت تجاری در ایران، ثبت علامت تجاری محصول، ثبت علامت تجاری کالا، مراحل ثبت علامت تجاری، سازمان ثبت علامت تجاری، اظهارنامه ثبت علامت تجاری، فرم ثبت علامت تجاری، اداره ثبت علامت تجاری، هزینه ثبت علامت تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، شرایط ثبت علامت تجاری، آدرس اداره ثبت علامت تجاری، سامانه ثبت علامت تجاری، نحوه ثبت علامت تجاری، ثبت علامت تجاری شرکت، ثبت علامت تجاری بین المللی ، ثبت علامت صنعتی، ثبت علامت تجاری در سیستم مادرید، ثبت علامت تجارتی، ثبت برند تجاری در ایران، ثبت برند تجاری محصول، ثبت برند تجاری کالا، مراحل ثبت برند تجاری، سازمان ثبت برند تجاری، اظهارنامه ثبت برند تجاری، فرم ثبت برند تجاری، اداره ثبت برند تجاری، هزینه ثبت برند تجاری، مدارک ثبت برند تجاری، شرایط ثبت برند تجاری، آدرس اداره ثبت برند تجاری، سامانه ثبت برند تجاری، نحوه ثبت برند تجاری، ثبت برند تجاری شرکت ، ثبت برند تجاری بین المللی ، ثبت برند صنعتی، ثبت برند تجاری در سیستم مادرید، ثبت برند تجارتی، ثبت علائم تجاری در ایران، ثبت علائم تجاری محصول، ثبت علائم تجاری کالا، مراحل ثبت علائم تجاری، سازمان ثبت علائم تجاری، اظهارنامه ثبت علائم تجاری، فرم ثبت علائم تجاری، اداره ثبت علائم تجاری، هزینه ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علائم تجاری، شرایط ثبت علائم تجاری، آدرس اداره ثبت علائم تجاری، سامانه ثبت علائم تجاری، نحوه ثبت علائم تجاری، ثبت علائم تجاری شرکت ، ثبت علائم تجاری بین المللی ، ثبت علائم صنعتی، ثبت علائم تجاری در سیستم مادرید، ثبت علائم تجارتی، ثبت اسم تجاری در ایران، ثبت اسم تجاری محصول، ثبت اسم تجاری کالا، مراحل ثبت اسم تجاری، سازمان ثبت اسم تجاری، اظهارنامه ثبت اسم تجاری، فرم ثبت اسم تجاری، اداره ثبت اسم تجاری، هزینه ثبت اسم تجاری، مدارک ثبت اسم تجاری، شرایط ثبت اسم تجاری، آدرس اداره ثبت اسم تجاری، سامانه ثبت اسم تجاری، نحوه ثبت اسم تجاری، ثبت اسم تجاری شرکت  ثبت اسم تجاری بین المللی ، ثبت اسم صنعتی، ثبت اسم تجاری در سیستم مادرید، ثبت اسم تجارتی، ثبت لوگو تجاری در ایران، ثبت لوگو تجاری محصول، ثبت لوگو تجاری کالا، مراحل ثبت لوگو تجاری، سازمان ثبت لوگو تجاری، اظهارنامه ثبت لوگو تجاری، فرم ثبت لوگو تجاری، اداره ثبت لوگو تجاری، هزینه ثبت لوگو تجاری، مدارک ثبت لوگو تجاری، شرایط ثبت لوگو تجاری، آدرس اداره ثبت لوگو تجاری، سامانه ثبت لوگو تجاری، نحوه ثبت لوگو تجاری، ثبت لوگو تجاری شرکت ، ثبت لوگو تجاری بین المللی ، ثبت لوگو صنعتی، ثبت لوگو تجاری در سیستم مادرید، ثبت لوگو ، تجارتی،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 شهریور 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری،     |
نظرات() 

هفت روش بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک

هفت روش بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک

در این نوشته کوتاه، هفت نکته بازاریابی کم خرج ولی بسیار موثر برای کمک به کسب و کارهای کوچک جهت یافتن مشتریان و افزایش فروش محصولات و خدمات به آنان گردآوری شده است.

1. مانند شرکت های بزرگ تبلیغات نکنید:

هدف شرکت ها و سازمانهای بزرگ از انجام تبلیغات، اشاعه نام تجاری، و ایجاد شناخت، برای آینده است. اما کسب و کارهای کوچک، توان مالی انجام تبلیغات وسیع را ندارند.

در عوض، تبلیغاتتان را طوری طراحی کنید که فروش در زمان حال اثر بگذارد. یک روش برای اینکار، آنست که همواره در تبلیغات خود، پیشنهادهای تجاری به نفع مشتریانتان ارائه کنید. این یک راه مناسب برای جلب نظر مشتریان بالقوه است.

2. نسخه ارزانتری ارائه کنید:

برخی از افرادی که می توانند مشتری شما شوند، ممکن است نخواهند به اندازه ای که شما برای ارائه خدمات و یا فروش محصولاتتان در نظر دارید، مبلغی به شما پرداخت کنند. افرادی هم هستند که بیشتر از اینکه کیفیت برتر برایشان مهم باشد، قیمت کمتر، برایشان اهمیت دارد. برای اینکه این تعداد از مشتریان را از دست ندهید، می توانید نسخه ای کوچکتر و محدودتر از خدمات و یا محصولاتتان را با قیمت کمتری ارائه نمایید.

3. نسخه ای برتر ارائه کنید:

قانون بالا برای همه مشتریان صدق نمی کند. همه ی مشتریان دنبال قیمت های کمتر نیستند. بسیاری حاضرند قیمت بیشتری بپردازند تا محصول و یا خدمت برتری نسبت به دیگران از شما خریداری کنند. شما با ارائه نسخه ای برتر از خدمات و یا محصولات خود می توانید توجه این مشتریان را به خود جلب نمایید و در نتیجه، میزان متوسط درآمد خود را افزایش دهید. یک روش دیگر هم این است که تعدادی از محصولات و خدمات متفاوت خود را به هم ترکیب نمایید و به عنوان یک محصول ویژه با قیمت بالاتری ارائه نمایید.

 4. به دنبال راه های غیرمتعارف در بازاریابی و تبلیغات باشید:

در جستجوی روش هایی برای تبلیغات و بازاریابی باشید که رقبای شما ممکن است از قلم انداخته باشند و یا دست کم گرفته باشند. با کمی خوشفکری، همواره نکات و راه هایی ممکن است بیابید که بدور از ایجاد رقابت، درآمدتان را افزایش دهید. برای مثال تبلیغات تان را بر روی کارتهای تبریک و کارت پستال چاپ کنید و در موقعیت های مختلف؛ برای مشتریان هدف خود، ارسال نمایید. همین ایده ساده می تواند توجه و ترافیک زیادی را به سمت وب سایت شما که در آن محصولات و خدماتتان معرفی شده اند، ایجاد نماید.

5. تبلیغاتتان را محدود کنید:

سایز تبلیغاتتان را کوچک کنید طوری که بتوانید تبلیغات بیشتری انجام دهید. تجربه نشان داده است که برخی از تبلیغات کوچک، بازده بیشتری به نسبت تبلیغات بزرگتر، داشته اند.

6. با کسب و کارهای همکار، تبلیغات اشتراکی کنید:

با کسب و کارهای کوچک دیگرکه رقیبتان نیستند همکاری نمایید و پیشنهاد دهید که تبلیغات برای محصولات و خدماتتان، را با هم انجام دهید و هزینه ها را تقسیم نمایید. یا اینکه شما محصولات آنان را در کنار محصولات خود معرفی نمایید و آنان نیز این کار را برای محصولات و خدمات شما انجام دهند. تجربه نشان داده است که این روش، با هزینه ای کم، فروش زیادی را برای شرکت ها و کسب و کارهای همکار ایجاد کرده است.

7. از مشتریانتان استفاده نمایید:

از انجاییکه مشتریانتان در صورتیکه از محصول یا خدمات شما راضی باشند، به شما و کیفیت کار شما اعتماد دارند، بهتر است برای جلب مشتریان بیشتری، به آنها تکیه کنید تا غریبه ها. برای ترغیب مشتریان فعلی تان به افرادی که به صورت خواسته یا ناخواسته برای شما تبلیغات کنند، می توانید امکانات و روش های کاری ویژه ای برای آنان ایجاد نمایید. مانند تخفیف های ویژه ادامه کار با آنان. روش دیگر می تواند این باشد که محصولات و یا خدمات جدیدتان را پیش از اینکه اعلان عمومی نمایید، به آنان معرفی نمایید.

 

هر کدام از نکات ارائه شده در بالا می تواند یک روش ساده و ارزان برای هر کسب و کار کوچک برای جذب مشتریان بیشتر و افزایش درآمد در زمان کوتاهی باشد.

 

ثبت نام تجاری، ثبت علامت تجاری ، 09123707174,ثبت علائم تجاری ، ثبت اسم تجاری، ثبت برند تجاری، ثبت لوگو، ثبت نام تجاری در ایران، ثبت نام تجاری محصول، ثبت نام تجاری کالا، مراحل ثبت نام تجاری، سازمان ثبت نام تجاری، اظهارنامه ثبت نام تجاری، فرم ثبت نام تجاری، اداره ثبت نام تجاری، هزینه ثبت نام تجاری، مدارک ثبت نام تجاری، شرایط ثبت نام تجاری، آدرس اداره ثبت نام تجاری، سامانه ثبت نام تجاری، نحوه ثبت نام تجاری، ثبت نام تجاری شرکت ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت نام صنعتی، ثبت نام تجاری در سیستم مادرید، ثبت نام تجارتی، ثبت علامت تجاری در ایران، ثبت علامت تجاری محصول، ثبت علامت تجاری کالا، مراحل ثبت علامت تجاری، سازمان ثبت علامت تجاری، اظهارنامه ثبت علامت تجاری، فرم ثبت علامت تجاری، اداره ثبت علامت تجاری، هزینه ثبت علامت تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، شرایط ثبت علامت تجاری، آدرس اداره ثبت علامت تجاری، سامانه ثبت علامت تجاری، نحوه ثبت علامت تجاری، ثبت علامت تجاری شرکت، ثبت علامت تجاری بین المللی ، ثبت علامت صنعتی، ثبت علامت تجاری در سیستم مادرید، ثبت علامت تجارتی، ثبت برند تجاری در ایران، ثبت برند تجاری محصول، ثبت برند تجاری کالا، مراحل ثبت برند تجاری، سازمان ثبت برند تجاری، اظهارنامه ثبت برند تجاری، فرم ثبت برند تجاری، اداره ثبت برند تجاری، هزینه ثبت برند تجاری، مدارک ثبت برند تجاری، شرایط ثبت برند تجاری، آدرس اداره ثبت برند تجاری، سامانه ثبت برند تجاری، نحوه ثبت برند تجاری، ثبت برند تجاری شرکت ، ثبت برند تجاری بین المللی ، ثبت برند صنعتی، ثبت برند تجاری در سیستم مادرید، ثبت برند تجارتی، ثبت علائم تجاری در ایران، ثبت علائم تجاری محصول، ثبت علائم تجاری کالا، مراحل ثبت علائم تجاری، سازمان ثبت علائم تجاری، اظهارنامه ثبت علائم تجاری، فرم ثبت علائم تجاری، اداره ثبت علائم تجاری، هزینه ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علائم تجاری، شرایط ثبت علائم تجاری، آدرس اداره ثبت علائم تجاری، سامانه ثبت علائم تجاری، نحوه ثبت علائم تجاری، ثبت علائم تجاری شرکت ، ثبت علائم تجاری بین المللی ، ثبت علائم صنعتی، ثبت علائم تجاری در سیستم مادرید، ثبت علائم تجارتی، ثبت اسم تجاری در ایران، ثبت اسم تجاری محصول، ثبت اسم تجاری کالا، مراحل ثبت اسم تجاری، سازمان ثبت اسم تجاری، اظهارنامه ثبت اسم تجاری، فرم ثبت اسم تجاری، اداره ثبت اسم تجاری، هزینه ثبت اسم تجاری، مدارک ثبت اسم تجاری، شرایط ثبت اسم تجاری، آدرس اداره ثبت اسم تجاری، سامانه ثبت اسم تجاری، نحوه ثبت اسم تجاری، ثبت اسم تجاری شرکت  ثبت اسم تجاری بین المللی ، ثبت اسم صنعتی، ثبت اسم تجاری در سیستم مادرید، ثبت اسم تجارتی، ثبت لوگو تجاری در ایران، ثبت لوگو تجاری محصول، ثبت لوگو تجاری کالا، مراحل ثبت لوگو تجاری، سازمان ثبت لوگو تجاری، اظهارنامه ثبت لوگو تجاری، فرم ثبت لوگو تجاری، اداره ثبت لوگو تجاری، هزینه ثبت لوگو تجاری، مدارک ثبت لوگو تجاری، شرایط ثبت لوگو تجاری، آدرس اداره ثبت لوگو تجاری، سامانه ثبت لوگو تجاری، نحوه ثبت لوگو تجاری، ثبت لوگو تجاری شرکت ، ثبت لوگو تجاری بین المللی ، ثبت لوگو صنعتی، ثبت لوگو تجاری در سیستم مادرید، ثبت لوگو ، تجارتی،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری

نوشته شده در تاریخ شنبه 4 شهریور 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری،     |
نظرات() 

مفهوم كمپین تبلیغاتی بازاریابی چیست؟

مفهوم كمپین تبلیغاتی بازاریابی چیست؟

برنامه‌ جامع بازاریابی (كمپین بازاریابی) چیزی نیست که زیر دوش حمام! به فکر شما بیاید (بر خلاف ارشمیدس). برنامه‌های موفق ببلیغات بازاریابی با انجام تحقیقی دقیق، تفکری قوی و متمرکز بر جزئیات، اجرائی منحصر به فرد و سریع‌تر از دیگران، همراه با ایده‌ای شایسته‌، امکان‌پذیر است. 


برنامه‌ریزی برای یک کمپین بازاریابی با فهمیدن موقعیت شما در بازار شروع شده و با تعیین برنامه‌های جزئی تبلیغاتی پایان می‌یابد و حتی ممکن است شما تصمیماتی در مورد متحدالشکل کردن لباس‌ها، لوازم اداری مورد استفاده، دکور دفتر و شبیه اینها را در برنامه‌ی بازاریابی خود ببینید. نگه‌داشتن برنامه‌ی در ذهن نیز ایده‌ی خوبی نیست؛ برای ایجاد تغییرات مورد نظر بهتر است اتاق کار خود را ترک کنید چرا که هیچ برنامه‌ای نمی‌تواند به‌صورت محدود و بسته، به شکلی عالی اجرا شود. 

همچنین شما اگر می‌خواهید رشدی پایدار به‌دست آورید، بایستی توان ایجاد تعهدی کامل برای اجرای برنامه‌هایتان یا زیرشاخه‌هائی از آن را در آینده داشته باشید. بازنگری در برنامه‌ی بازاریابی بازارهای رو به گسترش نه تنها به طرح‌های تجاری قوی نیاز دارند بلکه، به طرح‌های قوی بازاریابی نیز نیازمندند. قدم‌های بازنگری در طرح‌های بازاریابی شبیه به هم هستند؛ مثلاً با روشی مشابه قبلی شما نخواهید توانست به بازارهای جدید و مشتریان جدید برسید. البته معنی این جمله این نیست که یک صفحه آگهی کامل در یك روزنامه مشهور یا ۶۰ ثانیه تبلیغات تلویزیونی در طول یک برنامه‌ی پر بیننده داشته باشید. حتماً همانند بسیاری از شرکت‌های کوچک شما هم به رشد به‌وسیله‌ی فعالیت در یک بازار مطمئن و نه پوشش و فروش به تمام قسمت‌های بازار علاقه دارید.

 

با وجود این، سن و درآمد، علائق و سایر اطلاعات مشتریان به شما خواهد گفت که چه رسانه‌ای می‌تواند به آنها دسترسی پیدا کند. مسیرهای مستقیم‌تر و کم‌عرض‌تر ممکن است شما را به بهترین مشتریان برساند، سپس به تدریج عریض‌تر کردن آن شما را به مشتریان جدید خواهد رساند. به‌عنوان مثال اگر شما فروشنده‌ی لوازم شبکه‌ی کامپیوتر به شرکت‌های کوچک بودید ممکن بود در مجله‌‌های تخصصی مرتبط تبلیغ کنید که یکی از بهترین مجله‌های تجاری در حوزه‌ی کامپیوتر است و اگر شما قصد داشتید بازار را بین کاربران خانگی شبکه نیز گسترش دهید بایستی رسانه‌های هدفمند خانگی (ویدئوهای خانگی) را نیز به آنها اضافه کنید. همانند جنبه‌های مختلف اجرای یک تجارت، بازاریابی هم با یک سعی و خطای قابل اندازه‌گیری مرتبط است. سپس در شرایط تجاری رشد، باید به سرعت متوجه شوید که کدام رسانه‌ی تبلیغاتی بیشتر اثربخش است و به مشتریان بیشتری دسترسی می‌یابد. تبلیغات چاپی آگهی‌های چاپی زیربنای فعالیت‌های تبلیغاتی هستند.

در گروه‌های مختلف تبلیغات سه وجه اساسی وجود دارد: 
1. شما نیاز به بازشناسی خدمات و محصولاتتان دارید؛ شرح خصوصیات و مزایای محصولات و خدمات‌تان، تمرکز و توجه به چگونگی ایجاد تفاوت با رقبا، تمرکز بر خصوصیات کلیدی مثل قیمت‌گذاری خدمات، توزیع و جایگاه‌یابی از مهم‌ترین اصول این کار به شمار می‌آیند. به عبارت دیگر دانستن اینکه حالا شما قصد دارید چه چیز را بیشتر بفروشید و چرا بیشتر مردم قصد خرید آن را دارند، بسیار مهم است.

2. توجه به قسمت‌های مختلف بازار که می‌خواهید شرکت و محصولات خود را آنجا معرفی کنید و برای محصولتان ایجاد تقاضا کنید. تعیین اینکه چه دسته‌ای از خریداران تمایل بیشتری به خرید محصولتان دارند و بعد تعیین و دسته‌بندی مشتریان هدف از نظر جغرافیائی، سن، جنس، خانواده، درآمد، موقعیت جغرافیائی، سبک زندگی، الگوی خرید، هدف‌های خرید و علائق و در نهایت اینکه رشد و پیشرفت کار شما را چه کسی هدایت خواهد کرد.

3. ایجاد تمایز در پیامی كه قصد دارید به مشتری و مخاطب خود منتقل كنید. این كار باعث می‌شود هم پیام و تبلیغ شما در ذهن او باقی بماند و هم بصورت خودآگاه (در كوتاه مدت) و ناخودآگاه (در بلندمدت) در تصمیم‌گیری خرید او اثر بگذارید
 

ثبت نام تجاری، ثبت علامت تجاری ، 09123707174,ثبت علائم تجاری ، ثبت اسم تجاری، ثبت برند تجاری، ثبت لوگو، ثبت نام تجاری در ایران، ثبت نام تجاری محصول، ثبت نام تجاری کالا، مراحل ثبت نام تجاری، سازمان ثبت نام تجاری، اظهارنامه ثبت نام تجاری، فرم ثبت نام تجاری، اداره ثبت نام تجاری، هزینه ثبت نام تجاری، مدارک ثبت نام تجاری، شرایط ثبت نام تجاری، آدرس اداره ثبت نام تجاری، سامانه ثبت نام تجاری، نحوه ثبت نام تجاری، ثبت نام تجاری شرکت ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت نام صنعتی، ثبت نام تجاری در سیستم مادرید، ثبت نام تجارتی، ثبت علامت تجاری در ایران، ثبت علامت تجاری محصول، ثبت علامت تجاری کالا، مراحل ثبت علامت تجاری، سازمان ثبت علامت تجاری، اظهارنامه ثبت علامت تجاری، فرم ثبت علامت تجاری، اداره ثبت علامت تجاری، هزینه ثبت علامت تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، شرایط ثبت علامت تجاری، آدرس اداره ثبت علامت تجاری، سامانه ثبت علامت تجاری، نحوه ثبت علامت تجاری، ثبت علامت تجاری شرکت، ثبت علامت تجاری بین المللی ، ثبت علامت صنعتی، ثبت علامت تجاری در سیستم مادرید، ثبت علامت تجارتی، ثبت برند تجاری در ایران، ثبت برند تجاری محصول، ثبت برند تجاری کالا، مراحل ثبت برند تجاری، سازمان ثبت برند تجاری، اظهارنامه ثبت برند تجاری، فرم ثبت برند تجاری، اداره ثبت برند تجاری، هزینه ثبت برند تجاری، مدارک ثبت برند تجاری، شرایط ثبت برند تجاری، آدرس اداره ثبت برند تجاری، سامانه ثبت برند تجاری، نحوه ثبت برند تجاری، ثبت برند تجاری شرکت ، ثبت برند تجاری بین المللی ، ثبت برند صنعتی، ثبت برند تجاری در سیستم مادرید، ثبت برند تجارتی، ثبت علائم تجاری در ایران، ثبت علائم تجاری محصول، ثبت علائم تجاری کالا، مراحل ثبت علائم تجاری، سازمان ثبت علائم تجاری، اظهارنامه ثبت علائم تجاری، فرم ثبت علائم تجاری، اداره ثبت علائم تجاری، هزینه ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علائم تجاری، شرایط ثبت علائم تجاری، آدرس اداره ثبت علائم تجاری، سامانه ثبت علائم تجاری، نحوه ثبت علائم تجاری، ثبت علائم تجاری شرکت ، ثبت علائم تجاری بین المللی ، ثبت علائم صنعتی، ثبت علائم تجاری در سیستم مادرید، ثبت علائم تجارتی، ثبت اسم تجاری در ایران، ثبت اسم تجاری محصول، ثبت اسم تجاری کالا، مراحل ثبت اسم تجاری، سازمان ثبت اسم تجاری، اظهارنامه ثبت اسم تجاری، فرم ثبت اسم تجاری، اداره ثبت اسم تجاری، هزینه ثبت اسم تجاری، مدارک ثبت اسم تجاری، شرایط ثبت اسم تجاری، آدرس اداره ثبت اسم تجاری، سامانه ثبت اسم تجاری، نحوه ثبت اسم تجاری، ثبت اسم تجاری شرکت  ثبت اسم تجاری بین المللی ، ثبت اسم صنعتی، ثبت اسم تجاری در سیستم مادرید، ثبت اسم تجارتی، ثبت لوگو تجاری در ایران، ثبت لوگو تجاری محصول، ثبت لوگو تجاری کالا، مراحل ثبت لوگو تجاری، سازمان ثبت لوگو تجاری، اظهارنامه ثبت لوگو تجاری، فرم ثبت لوگو تجاری، اداره ثبت لوگو تجاری، هزینه ثبت لوگو تجاری، مدارک ثبت لوگو تجاری، شرایط ثبت لوگو تجاری، آدرس اداره ثبت لوگو تجاری، سامانه ثبت لوگو تجاری، نحوه ثبت لوگو تجاری، ثبت لوگو تجاری شرکت ، ثبت لوگو تجاری بین المللی ، ثبت لوگو صنعتی، ثبت لوگو تجاری در سیستم مادرید، ثبت لوگو ، تجارتی،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 شهریور 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری،     |
نظرات() 

فرهنگ برندسازی در ایران

فرهنگ برندسازی در ایران 

منابع محدود و تقاضای نامحدود در حوزه اقتصاد كه موسوم به قانون كمیابی است باعث شده نظام‌های مدیریتی فراوانی پدید آیند تا زمینه‌های تسلط بیشترانسان بر منابع اقتصادی دراختیار را فراهم آورند.

نظام بهره‌وری، نظام پیشنهاد ها،نظام مدیریت كیفیت،نظام برنامه‌ریزی استراتژیك،نظام تولید بدون انبار و نظام مدیریت سرمایه‌های انسانی از جمله ابزارهایی هستند كه امروزه برای رسیدن به هدف غایی رهبری تحول در سازمان‌ها بكار می‌روند.

اگر وجه مشترك تمامی سازمان‌ها و نهادهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را تولید و ارایه خدمات و محصولات به مشتریان عام و خاص خود در بازارهای محلی و جهانی بدانیم، باید اذعان كرد كه برخی از این سازمان ها از موفقیت های چشمگیری در این راه برخوردار شده اند.نام‌ها و اسامی برخی كالاها و خدمات پس از نسل های متمادی همچنان در اذهان مردم می‌درخشند و درمقابل از صاحبان برخی از كالاها و خدمات نیز نامی باقی نمانده، یا صنعت و حرفه آنان روبه نابودی رفته است یا اثر فراگیری از آنها دیده نمی‌شود.

تفاوت دو سر این طیف در چیست؟رمز ماندگاری و دوام برخی نام‌ها و علائم تجاری را در چه عواملی می‌بینید؟ قیمت مناسب،كیفیت بالا،شكل ظاهری،خدمات پس از فروش،اصالت كالا، نام و علامت تجاری آن،مشتری مداری،قدرت رقابت، آرم و طرح زیبا یا عواملی از این قبیل باعث شده‌اند تا طی نسل‌های متمادی مردم به برخی كالاها و خدمات اقبال نشان داده و همچنان مصرف‌كننده آنها باشند؟ نویسنده معتقد است نظام مدیریت برند در سازمان‌ها اعم از اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به پیوستگی و درهم تنیدگی تمامی این عوامل و به وجود نگاهی جامع در فرایندهای تصمیم‌گیری بستگی دارد و توجه به نقش محوری مشتریان و مخاطبان سازمان به ویژه آنان كه بر سایرین تاثیرات فكری عمیقی می‌گذارند از راهبردهای تعیین كننده است.

در یك رابطه ماتریسی، این مشتری است كه سایر عوامل را ارزیابی می‌كند. قیمت،كیفیت، شكل ظاهری،خدمات پس از فروش، اصالت كالا، نام و علامت آن،مشتری مداری،قدرت رقابت، آرم و طرح زیبا و در یك عبارت برند كالا و خدمات را مخاطب و بازار مصرف ارزیابی و تعیین می‌كند.

امروزه تمامی این مفاهیم زیبا و متغیرهای سازمانی را در چارچوب نظام رهبری تحول در سازمان‌ها می‌توان تعریف كرد. این نظام بر پایه چهار بعد معنایی شامل چشم‌انداز، اهداف استراتژیك،اهداف تاكتیكی و راهكارهای رسیدن به اهداف و بعد ساختاری شامل پشتیبانی‌های نرم اعم از قوانین و مقررات، فناوری اطلاعات، نظام منابع انسانی و رویه‌ها و دستورالعمل‌ها و پشتیبانی‌های سخت اعم از زیرساخت‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و تكنولژیك و بعد محتوایی یا نیروی انسانی شامل انگیزش، ارتباطات، ادراك، رهبری و تصمیم گیری و بعد چهارم كه از جمله مهمترین آنها نیز بشمار می‌رود بعد زمینه‌ای است كه فرهنگ و محیط را دربر می‌گیرد.رابطه فرهنگ و محیط با كل این عوامل شاید بیانگر همان رابطه ظرف و مظروف باشد.

در كشور ما،مفهوم بومی سازی در هنگام استفاده از نظریات، الگوها و تجارب دیگران در داخل بسیار بكار می‌رود.

این دقیقاً نشاندهنده تاثیر قاطع بعد زمینه‌ای و عوامل فرهنگ و محیط در پذیرش پدیده‌های جدید است.

برندسازی بعنوان جدیدترین رهاورد تحول در سازمان‌ها از این قاعده مستثنی نیست. اشاعه فرهنگ برندسازی در كشور نیازمند نگاهی راهبردی و هوشمندانه و مستلزم اهتمام جدی به حوزه‌ها و شاخه‌هایی از علم و تكنولوژی است كه باید در زمره مزیت‌های نسبی جامعه بصورت بالفعل یا حتی بالقوه قرار داشته باشند. سرمایه گذاری در بخش هایی كه قیمت تمام شده محصول و خدمات را به بالاترین حد ممكن می‌رساند و توان رقابتی را كاهش می‌دهد فاقد توجیهات فنی و اقتصادی لازم است و فقط در شرایط خاصی كه منطق سیاسی قوی و قابل اثباتی پشت آن باشد و دیدگاه‌های كلان اقتصادی نیز آن را تایید كند در عمل امكان پذیر خواهد بود.كالاها و خدماتی كه در بازار مصرف داخلی، برند هستند و در بازارهای جهانی حضور نمی‌یابند یا امكان و توان رقابت با رقبای خارجی را ندارند به معنای حرفه ای نمی توان آنها را برند نامید.

برندسازی اگر مطالعه شده و جامع نگرانه صورت گیرد و سپس از حمایت‌های قانونی برخوردار گردد ریسك و خطر ناشی از سرمایه گذاری را نه تنها برای كشور به حداقل می‌رساند بلكه بازده سرمایه را نیز افزایش می‌دهد و به جهانی شدن مزیت‌ها و توانایی‌های ملی می‌انجامد.

مزیت‌های نسبی ایرانیان در تمامی عرصه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی وجود دارند و به كمك مطالعات استراتژیك قابل جستجو و سرمایه‌گذاری هستند و برخی از این مزیت‌ها به شرط فرهنگ سازی مناسب در جامعه، توانایی برندسازی در سه سطح به هم پیوسته محلی،منطقه‌ای و جهانی را نیز دارند.
نویسنده : علیرضا سعیدآبادی
 

ثبت نام تجاری، ثبت علامت تجاری ، 09123707174,ثبت علائم تجاری ، ثبت اسم تجاری، ثبت برند تجاری، ثبت لوگو، ثبت نام تجاری در ایران، ثبت نام تجاری محصول، ثبت نام تجاری کالا، مراحل ثبت نام تجاری، سازمان ثبت نام تجاری، اظهارنامه ثبت نام تجاری، فرم ثبت نام تجاری، اداره ثبت نام تجاری، هزینه ثبت نام تجاری، مدارک ثبت نام تجاری، شرایط ثبت نام تجاری، آدرس اداره ثبت نام تجاری، سامانه ثبت نام تجاری، نحوه ثبت نام تجاری، ثبت نام تجاری شرکت ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت نام صنعتی، ثبت نام تجاری در سیستم مادرید، ثبت نام تجارتی، ثبت علامت تجاری در ایران، ثبت علامت تجاری محصول، ثبت علامت تجاری کالا، مراحل ثبت علامت تجاری، سازمان ثبت علامت تجاری، اظهارنامه ثبت علامت تجاری، فرم ثبت علامت تجاری، اداره ثبت علامت تجاری، هزینه ثبت علامت تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، شرایط ثبت علامت تجاری، آدرس اداره ثبت علامت تجاری، سامانه ثبت علامت تجاری، نحوه ثبت علامت تجاری، ثبت علامت تجاری شرکت، ثبت علامت تجاری بین المللی ، ثبت علامت صنعتی، ثبت علامت تجاری در سیستم مادرید، ثبت علامت تجارتی، ثبت برند تجاری در ایران، ثبت برند تجاری محصول، ثبت برند تجاری کالا، مراحل ثبت برند تجاری، سازمان ثبت برند تجاری، اظهارنامه ثبت برند تجاری، فرم ثبت برند تجاری، اداره ثبت برند تجاری، هزینه ثبت برند تجاری، مدارک ثبت برند تجاری، شرایط ثبت برند تجاری، آدرس اداره ثبت برند تجاری، سامانه ثبت برند تجاری، نحوه ثبت برند تجاری، ثبت برند تجاری شرکت ، ثبت برند تجاری بین المللی ، ثبت برند صنعتی، ثبت برند تجاری در سیستم مادرید، ثبت برند تجارتی، ثبت علائم تجاری در ایران، ثبت علائم تجاری محصول، ثبت علائم تجاری کالا، مراحل ثبت علائم تجاری، سازمان ثبت علائم تجاری، اظهارنامه ثبت علائم تجاری، فرم ثبت علائم تجاری، اداره ثبت علائم تجاری، هزینه ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علائم تجاری، شرایط ثبت علائم تجاری، آدرس اداره ثبت علائم تجاری، سامانه ثبت علائم تجاری، نحوه ثبت علائم تجاری، ثبت علائم تجاری شرکت ، ثبت علائم تجاری بین المللی ، ثبت علائم صنعتی، ثبت علائم تجاری در سیستم مادرید، ثبت علائم تجارتی، ثبت اسم تجاری در ایران، ثبت اسم تجاری محصول، ثبت اسم تجاری کالا، مراحل ثبت اسم تجاری، سازمان ثبت اسم تجاری، اظهارنامه ثبت اسم تجاری، فرم ثبت اسم تجاری، اداره ثبت اسم تجاری، هزینه ثبت اسم تجاری، مدارک ثبت اسم تجاری، شرایط ثبت اسم تجاری، آدرس اداره ثبت اسم تجاری، سامانه ثبت اسم تجاری، نحوه ثبت اسم تجاری، ثبت اسم تجاری شرکت  ثبت اسم تجاری بین المللی ، ثبت اسم صنعتی، ثبت اسم تجاری در سیستم مادرید، ثبت اسم تجارتی، ثبت لوگو تجاری در ایران، ثبت لوگو تجاری محصول، ثبت لوگو تجاری کالا، مراحل ثبت لوگو تجاری، سازمان ثبت لوگو تجاری، اظهارنامه ثبت لوگو تجاری، فرم ثبت لوگو تجاری، اداره ثبت لوگو تجاری، هزینه ثبت لوگو تجاری، مدارک ثبت لوگو تجاری، شرایط ثبت لوگو تجاری، آدرس اداره ثبت لوگو تجاری، سامانه ثبت لوگو تجاری، نحوه ثبت لوگو تجاری، ثبت لوگو تجاری شرکت ، ثبت لوگو تجاری بین المللی ، ثبت لوگو صنعتی، ثبت لوگو تجاری در سیستم مادرید، ثبت لوگو ، تجارتی،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری،     |
نظرات() 

بازاریابی تلفنی

چكیده
طبق تحقیقات به عمل آمده، با رقابتی تر شدن كسب و كارها، اهمیت ارتباط موثر با مشتریان نیز بیشتر می شود در این فضا از بین شیوه های مختلف ارتباط با مشتری نظیر تبلیغات، روابط عمومی، فروش شخصی، پیشبرد فروش و بازاریابی مستقیم، شیوه های ارتباط دوطرفه نظیر فروش شخصی و بازاریابی مستقیم موثرتر خواهند بود، و علت آن هم تعامل دوطرفه ای است كه بین بنگاه اقتصادی و مشتریان صورت می گیرد. در این ارتباط، علاوه بر اینكه بنگاه تبلیغاتی و اقتصادی در شناساندن خویش به مشتری تلاش می كند تا بتواند تقاضای او را به سمت بنگاه سوق دهد، فرصتی فراهم می شود تا صدای مشتری را نیز بشنود كه نتایج آن برای رقبا و گسترش كسب و كار حائزاهمیت است به طوری كه بنگاه می تواند مشتری را بشناسد و نیاز او را بداند و در راستای كسب رضایت مشتری با نگرش برد دوجانبه حركت كند. یكی از راههای بازاریابی مستقیم، بــازاریابی تلفنی است كه بهره گیری صحیح از تلفن علاوه بر نكات پیش گفته در راستای مدیریت زمان نیز به بازاریابان در دنیای شلوغ و پیچیده امروزی كمك می كند. در این مقاله به بازاریابی تلفنی و مهارتهای لازم برای نیل به موفقیت درمذاكرات تلفنی پرداخته شده است.

مقدمه
یكی از تاكتیك های مهم متقاعد كردن مشتریان آگاه امروزی كه حق انتخاب آنان به علت گسترش رقابت، پیوسته روبه افزایش است، ترویج (PROMOTION) است كه خود از پنج ابزار تبلیغات، پیشبرد فروش، روابط عمومی، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم تشكیل می شود. ازطرفی، باتوجه به بالارفتن ارزش وقت و لزوم مدیریت زمان برای نیل به اهداف بنگاههای اقتصادی و همچنین اثربخشی بیشتر شیوه های ارتباطی دوطرفه (نظیر فروش شخصی و بازاریابی مستقیم) در این مقاله، به یكی از كانال های بازاریابی مستقیم یعنی بازاریابی تلفنی پرداخته شده است. 

بازاریابی تلفنی
 اگر بدون وقت قبلی به محل استقرار مشتری مراجعه كنید، زمان زیادی را در راه صرف می كنید و امكان دارد طرف در محل حاضر نباشد و یا اینكه ممكن است مدتی را در انتظار باشید ولی بازهم شما را نپذیرد. پس بهتر است ملاقاتهای حضوری حتی الامكان با وقت قبلی باشد. تلفن را دست كم نگیرید. از تلفن استفاده كنید. این وسیله سرعت كار شما را افزایش می دهد و اگر هم مشتری نبود زمان اندكی را از دست داده اید. بدانید كه تلفن برای شروع ارتباط بسیار مناسب است (مگر برای مشتریان قدیمی كه با تلفن سفارش می دهند).
برای برقراری ارتباط با افراد مهم یكی از بهترین زمانهای تماس تلفنی، صبح زود است و یكی آخر وقت كه منشی ها رفته اند. منشی ها بسیار خوب هستند اما باید پذیرفت كه بعضی از مواقع مانع برقراری تماس می شوند. باید تكنیك های بازاریابی تلفنی را یاد بگیرید و از آنها استفاده كنید.
به موارد زیر توجه كنید و آنها را به كار ببرید:
- كار با تلفن باید هدفمند باشد؛
- قبل از گرفتن شماره، خود را كاملاً آماده كنید. این آمادگی شامل سرحال بودن، به كاربردن عبارات كلیــــــدی مثبت نظیر اینكه: الان می خواهم یك بازاریابی تلفنی موفق داشته باشم آراسته بودن، لبخند زدن، فراهم بودن ابزار كار نظیــــر قلم، اطلاعات موردنیاز و... می شود. معطل گذاشتن مشتری برای پیدا كردن خودكار، آمار و... پسندیده نیست. اطمینان داشته باشید تمام ارقام و مدارك به روز است؛
- صبح زود شروع كنید، كسب و كار از ساعت 8 شروع می شود، ضمن اینكه خیلی از مدیران موفق قبل از ساعت 8 صبح در محل كارشان حضور دارند. سحر خیزباش تا كامروا شوی؛
- یك عدد آئینه روی میزتان قرار دهید تا در هنگام مكالمه به آن نگاه كنید و لبخند بزنید. حالت چهره شما در صدایتان منعكس می شود، به یاد داشته باشید كه در بازاریابی تلفنی تنها سلاح شما صداست، پس این سلاح را درست به كار گیرید؛
- برای هر یك از مكالمات تلفنی خود از قبل برنامه ریزی كنید، اول تمام مكالمه را در ذهنتان تمرین كنید، مجسم سازید كه پیشاپیش در این كار موفق شده اید و حالا فقط می خواهید این موفقیت را تكرار كنید؛
- نام مخاطب را پرسیده و درست تلفظ كنید؛
- در مذاكرات تلفنی مهم، ایستاده صحبت كنید. در این صورت آدرنالین بیشتری از مغز ترشح می شود و تسلط شما را بالا می برد؛
- دست نوشته داشته باشید. متنی را از قبل آماده كنید تا در شروع مذاكرات از آن استفاده كنید. این متن باید شما و شركت را معرفی كند، مقصود شما را از تلفن زدن بیان كند و مزایای محصول و وجه تمایزتان را نشان دهد. چنان ماهرانه از متن استفاده كنید كه طرف مقابل متوجه روخوانی تان نشود؛
- مشتری باید در تن و لحن صدای شما شادابی را احساس كند. معایب تلفن به عنوان یك عامل ارتباطی شامل فقدان ارتباط چشمی و احتمال آماده نبودن طرف مقابل یا منحرف شدن توجه او به دلیل سایر فعالیتها (یا شلوغی جاده در صورتی كه طرف در جاده باشد) می شود. لذا تمام این نقایص را باید صدای گرم و جذاب شما جبران كند؛
- با مشتــــری گفتگو كنید نه اینكه به طور یك جانبه مطالبی را به آنها بگویید؛
- برای وقت مشتری ارزش قائل شوید و در صورت عدم تمایل او وقت دیگری را برای مذاكره درخواست كنید؛
- حوصله داشته باشید؛
- در هنگام صحبت با تلفن چای نخورید، سیگار نكشید، روزنامه نخوانید و... و حواس خود را فقط روی گفتگو متمركز كنید؛
- بی جهت روی بعضی از مواضع پافشاری نكنید؛
- به آداب و اعتقادات طرف مذاكره كننده احترام بگذارید؛
 - تلفن را درست نگه دارید تا صدای شما واضح باشد. كلمات را واضح و با تلفظ صحیح به كار ببرید؛
- تصویر درستی از خود ارائه دهید، نه خود را كوچك بشمارید و نه غلوآمیز صحبت كنید؛
- با سرعت مناسب صحبت كنید، به طوری كه تاثیر خوبی داشته باشد؛ 
- اگر در مكالمه های تلفنی طرف مقابل شما فریاد می كشد و سر شما داد می زند، هرگز مقاله به مثل نكنید. بلكه آرام و نرم و با ملایمت صحبت كنید، در این گونه مواقع هم بهتر است بایستید و به مكالمه ادامه بدهید؛ 
- شاید طرف صحبت شما سوالهای غیرمرتبط و یا حتی خصوصی مطرح كند، خونسرد باشید و عصبانی نشوید، مدیریت ارائه اطلاعات داشته باشید، لازم نیست به همه سوالها پاسخ دهید، گاهی خود را به نشنیدن بزنید و مجدداً موضوع اصلی را پیش بكشید و گاهی هم شوخی كنید و سوالها را با ظرافت رد كنید به هرحال، سعی كنید مؤدبانه برخورد كنید و با سیاست و بازی با لغات مكالمه را به اتمام برسانید. درهمه حال مواظب شخصیت مشتری باشید، یادتان باشد هدف بازاریابی، رسیدن به تعامل است نه مشغول شدن به تقابل، كه نتیجه مثبتی برای كسب و كار ندارد؛
- مراقب كلام خود باشید، و در حذف كلمات كلیشه ای و عباراتی كه تكیه كلام شما شده اند ولی خیلی پسندیده نیستند تلاش كنید. خانمها از اصطلاحات مردانه و آقایان از اصطلاحات زنانه نباید استفاده كنند؛ 
- هدف از بازاریابی تلفنی گرفتن وقت از مخاطب برای ملاقات حضوری است، لذا از ارائه اطلاعات زیاد خودداری كنید،‌در ملاقات حضوری شما علاوه بر صدا، ابزارهای دیگری هم برای تاثیرگذاشتن بر مشتری دراختیار دارید نظیر زبان، تاثیرات تیپ ظاهری، نمونه كالا، كاتالوگ، فیلم و... ، لذا هدف اساسی تان گرفتن وقت ملاقات باشد
- صدایتان را ضبط كنید و به آن گوش دهید، این كار باعث می شود تا عیوب كارتان را پیدا كنید و با تمرین و مهارت آنها را برطرف سازید؛
- سعی كنید سوالها و اعتراضات مشتریان را پیش بینی كنید و فهرست سوالهای احتمالی خود را كامل كنید. جوابهای آنها را آماده كنید. این كار میزان آمادگی شما را در مذاكرات بعدی افزایش می دهد؛
- حرفه ای عمل كنید، از تلفن به عنوان یك وسیله كاری استفاده كنید، زود بروید سر اصل مطلب و از تعارفات كم كنید. اختلالاتی را كه مكالمات تلفنی در كارتان ایجاد می كند را به حداقل برسانید. وسط حرف مشتری ندوید، مهارتهای سخنرانی و گوش كردن را در خودتان بالا ببرید. پرشور باشید، با اعتماد به نفس صحبت كنید، از موضوع اصلی خارج نشوید؛ 
- ویژگی محصولتان را بیان كنید اما این ویژگیها را با منافع و مزایایی كه برای مشتری دارد پیوند دهید و تایید دیگران را درجهت بالابردن اطمینان مشتری بیان كنید تا اعتبارتان افزایش یابد؛
- یادداشت برداری كنیــــــد، این كار باعث می شود چیزی را از قلم نیندازید اما مواظب باشید یادداشت برداری به مذاكرات شما لطمه نزند. تندنویسی را تمرین كنید و نكات كلیدی را یادداشت كنید؛ 
- تعداد تلفن زدن هایتان را افزایش دهید، قرار نیست تمام تماسهای شما به قرار ملاقات یا معامله منجر شود اما هر چقدر تعداد تماسهای شما بیشتر باشد و تسلط تان بالاتر برود قطعاً تعـــداد قرارملاقاتها و معاملات هم افزایش می یابد، رابطه مستقیم بین مشتری یابی امروز و منافع فردا وجود دارد؛
- مراحل مشتری یابی از طریق تلفن را فراگیرید. ابتدا توجه طرف مقابل را جلب كنید، سپس خود و شركت را معرفی كنید، آنگاه از یك عبارت كلیدی مثبت استفاده كنید و با قرار ملاقات گذاشتن مكالمه را به پایان برسانید؛
- به منشی ها خیلی احترام بگذارید، اینها انسانهای مهمی هستند و می توانند دوست شما برای برقراری تماس به مدیرشان باشند یا اینكه مانع شما بشوند. در اولین تماسها با منشی جمله ای كه می گویند، امری مؤدبانه و سریع باشد تا او را وادار به حركت سریع كند. نظیر سلام، آقای محسنی، لطفاً . جمله شروع نباید از ناحیه ضعف و با عبارات دارای بار روانی منفی مثل ببخشید مزاحم شدم یا خسته نباشید همراه باشد، به علاوه اینكه قاطع و با اعتماد به نفس صحبت كنید و من و من نكنید؛احترام به منشی ها عامل مهمی است
- در كتـــــابهای نویسندگان خارجی تاكید می شود كه شما برای مشتری وقت ملاقات تعیین كنید مثلاً بگویید سه شنبه ساعت 5 بعدازظهر چطور است؟ یا سه شنبه ساعت 5 بعدازظهر من آنجا خواهم بود ولی این روش در ایران جواب نمـــــی دهد و به مشتری برمی خورد. بهتر است از او بخواهید وقت ملاقات را تعیین كندسپس به تنظیم وقت بپردازید. یادتان باشد كه مشتری رئیس است؛
- موفقیت و شكستهایتان را در بازاریابی تلفنی تجزیه و تحلیل كنید و از آنها درس بگیرید، یكی از بهترین معلم ها تجربه است. هر بار كه گوشی را برمی دارید باید خود را از نو بسازید اجازه ندهید تكراری بودن امور، شما را خسته كند، بــاید هر روز دوباره درمورد آنچه انجام می دهید فكر كنید؛ خلاق باشید؛
- در پایان هر مذاكره سعی كنید خیلی كوتاه خلاصه مذاكرات را بیان كنید و برای آن از مشتری تاییدیه بگیرید تا مبادا موضوعی برداشت مشترك نشده باشد؛
- سوال كردن در جای درست برای فهمیدن صحیح موضوع، مناسب است و ایرادی ندارد؛
- اطلاعات شما از رقبا میزان حرفه ای بودنتان را نشان می دهد و باعث می شود در مدیریت مكالمات تلفنی قویتر عمل كنید. این اطلاعات مربوط به مواردی ازجمله محصولات آنها، قیمتهایشان، بازار هدف شان، پور سانتاژ بازارشان، تعداد نیروی فروش، میزان تخفیف، استراتژی فروش، دید رقبا نسبت به شما و... می شود؛
- در پایان مذاكرات تلفنی شما بعداز طرف مقابل، گوشی را زمین بگذارید؛
- تاریخ، ساعت، مكان و هدف قرارتان را یادداشت كنید؛
- در كلاسها و سمینارهای آموزشی بازاریابی تلفنی شركت كنید تا احتمال موفقیت خود را بالا ببرید. مطالعه پیوسته كتابهای مربوطه هم فراموش نشود. درجلب رضایت مشتری از طریق تلفن كاملاً مهارت پیدا كنید. یاد بگیرید مانند یك نوازنده ماهر كه با ساز خود هنرنمایی می كند، شما هم با تلفن هنر بازاریابی تلفنی خود را به نمایش گذارید؛
- بی تردید در فرایند هر گفتگو ممكن است ایرادهایی از سوی مشتری مطرح شود. مسلماً هر ایرادی یك مانع است و باید پاسخی برای آن طراحی شود. در چنین موقعیتی بیهوده دلواپس نشوید، سعی كنید دلواپسی های خود را كنترل كنید. در اغلب موارد مشخص شده است كه دلایل دلواپسی افراد را می توان به نحو زیر طبقه بندی كرد:
الف) 40 درصد دلواپسی های افراد درمورد مسائلی است كه هرگز اتفاق نمی افتند؛
ب) 40 درصد دلواپسی ها درمورد چیزهایی است كه نمی توان آنها را تغییر داد؛
ج) 12 درصد دلواپسی ها درارتباط سلامتی است؛
د) 8 درصد دلواپسی ها به طور اصولی صحیح و واقعی اند.
بنابراین، میان دلواپسی ها باید فرق گذاشت و از آنجا كه در تماس تلفنی نسبت به تماس حضوری تنها از كانالهای مشخصی برای ارتباط استفاده می كنید، در آن صورت در موقعیتهایی كه سرحال نیستید، سریعاً صدای شمــا حالت درونیتان را منعكس كرده و دلواپسی های شما را لو می دهد. بنابراین، زمانی كه ایرادی از شما گرفته می شود، دلواپس نشوید و آن را یك حسن نظر تلقی كنید، زیرا درهمین ایرادهاست كه مسائل و نیازهای مشتری آشكار می گردد؛
- اقدام كنید، بهترین راه برای غلبه بر شك و ترس حركت است. اقدامات فوق را رعایت كنید و ابزارتان را آماده سازید، با تمرین، ایرادتان را برطرف كنید، مهارتهایتان را بالا ببرید، از دوستانتان بخواهید شما را راهنمایی كنند، به صدای خود گوش كنید و از همه چیز یاد بگیرید اما با تمام اینها تا اقدام نكنید موفق نمی شوید، با آمادگی، گوشی را بردارید و شروع كنید؛
- فرم مذاكرات تلفنی را تنظیم كرده و تاریخ تماس، ساعت تماس، نام مخاطب، شركت مخاطب، خلاصه مذاكره و اقدام بعدی كه باید صورت گیرد را یادداشت كنید. و در پیگیریها از این فرم استفاده كنید.

نتیجه گیری
بازاریابی تلفنی یكی از كانال های بازاریابی مستقیم است كه در صورت كسب مهارتهای لازم جهت استفاده صحیح از تلفن میزان توفیق فروشندگان در نیل به اهداف فروش بازاریابی را افزایش می دهد. در این مقاله اصول بازاریابی تلفنی جهت استفاده صحیح از زمان و تاثیرگذاری مثبت بر مشتریان موردبررسی قرار گرفته است
منابع و مأخذ:
1 - كاتلر، فیلیپ، (1382). مدیریت بازاریابی، ترجمه بهمن فروزنده، تهران، انتشارات آتروپات، چاپ اول.
2 - فورسایت، پاتریك، (1381)، 101 راه برای فروش بیشتر ترجمه علی ضرغام، تهران، انتشارات قدیانی، چاپ سوم.
3 - تریسی، برایان. (1383)،رموز فروش موفق ترجمه اشرف رحمانی و كورش طارمی، تهران، انتشارات راشین، چاپ اول.
4 - شیفمن، استفن. (1382)، فنون بازاریابی تلفنی، ترجمه كامران پروانه، تهران، انتشارات اردیبهشت، چاپ دوم.
5 - فورسایت، پاتریك. (1380)، فروش تلفنی موفق، ترجمه گروه كارشناسان ایران، انتشارات كیفیت و مدیریت، چاپ اول.
6 - آتش پور، حمید. جنتیان، سمیرا. (1382)، روانشناسی رفتار مصرف كننده، تهران انتشارات روزآمد، چاپ اول.
7 - درگی، پرویز. (1383)، جزوه درسی مدیریت فروش در دوره مدیریت بازرگانی سازمان مدیریت صنعتی.
8 - حقگو، علیرضا. (1382)، هفت راز منشی موفق تهران، ناشر مؤلف، چاپ اول.
9 - باترا، پرمودا. (1382)، راههای ساده برای منشی حرفه ای، ترجمه طوبی یكتایی، تهران، انتشارات كتابسرای تندیس، چاپ اول.
10 - میرابراهیمی، سیدمحسن. (1381)، چگونه منشی موفقی باشیم، تهران، ناشر نویسنده، چاپ اول.
11 - حیدری، مسعود. (1383)، جزوه درسی اصول و فنون مذاكره در سازمان مدیریت صنعتی.
12 - DOUGLAS J.DALRYMPLE, WILLIAM L.CRON AND THOMAS E.DECARLO, SALES MANAGEMENT, JOHN WILEY & SONS, INC. U.S.A, 2004. 
پرویز درگی: مدرس بازاریابی در دوره كارشناسی ارشد سازمان مدیریت صنعتی

منبع سایت: http://www.imi.ir

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

استراتژی مارک گذاری یا برندینگ استراتژی

استراتژی مارک گذاری یا برندینگ استراتژی
شرکت ها برای مارک گذاری می توانند از استراتژی متعددی استفاده کنند. این استراتژی ها عبارتند از: مارک گذاری تولید کننده، مارک گذاری عمده فروشان و خرده فروشان، شیوه های مارک گذاری مختلط و مارک گذاری ژنریک (روستا 1377) 

الف) مارک گذاری تولید کننده: در این شیوه تولید کننده از دو روش مارک گذاری می تواند استفاده کند. روش اول مارک گذاری واحد برای چند محصول است. این روش غالبا استراتژی مارک گذاری خانوادگی نامیده می شود، مانند تولید مهرام، یک و یک و ویتانا. 
 روش دیگر انتخاب مارک ها و نام های مختلف برای محصولات متفاوت است. در این شیوه برای هر محصول مارک مجزایی اتخاب می شود. 
 این استراتژی وقتی مفید است که هر مارک محصول در بخشی از بازار، عرضه شود. مانند گروه صنعتی بهشهر که مارک هایی مانند نسیم و پونه برای خمیر دندان و نام های مختلفی باری شوینده ها، شامپو و اقلام دیگر انتخاب کرده است. (روستا 1377) 

مزیت های اتخاذ استراتژی مارک گذاری واحد
 خلق یک مارک واحد برای مجموعه ای از محصولات شرکت، رویکرد نسبتا جدیدی در دنیای کسب و کار امروز است. می توان آن را به چسبی تشبیه کرد که تمام محصولات شرکت را به هم می چسباند و تمامی آنها را به صورت یکپارچه در می آورد. البته شرکت های بزرگی هم هستند که بیشتر از آن که با نام کمپانی شان معروف باشند، با انواع محصولاتشان شناخته می شوند. اما به هر حال، هر روزه تعداد بیشتری از شرکت ها به ارزش استراتژی مارک گذاری واحد پی می برند. 
 1) مارک گذاری واحد، هزینه ها را کاهش می دهد. 
 2) مارک گذاری واحد، به مصرف کنندگان احساس همبستگی می دهد. 
3) مارک گذاری واحد، به مشابه مهر تایید برای محصولات عمل می کند. 
 4) مارک گذاری واحد، یک مفهوم فراگیر جهانی خلق می کند. (اسفرجانی 1380) . 

ب) مارک گذاری خصوصی: در این روش شرکت ها محصولات تولید شده را با مارک مورد درخواست عمده فروش یا خرده فروش عرضه می کنند، برای مثال در فروشگاه های سپه بسیاری از اقلام با نام و مارک مورد نظر آنها تهیه و عرضه می شود. این اقلام شامل کفش، پوشاک و حتی ساعت است. تولیدکنندگان وقتی از شیوه مارک گذاری استفاده می کنند که خرده فروشان دارای شعبه های زیادی بوده، حسن شهرت داشته باشند. مزیت استفاده از این شیوه برای تولید آن است که هزینه های توزیع فروش به خرده فروشی یا عمده فروشی منتقل می شود.

ج) مارک گذاری مختلط: استراتزی مارک گذاری مختلط روشی است بین دو روشی که قبلا تشریح شد. بعضی از تولیدکنندگان محصولات خود را با مارک شرکت خود و خرده فروش یا عمده فروش مارک گذاری می کنند. زیرا خریدارانی که از مارک شرکت تولید کننده راضی هستند با خریدارانی که از خرده فروشی یا عمده فروشی ها محصولات را خریداری می کنند، تفاوت دارند. 

د) مارک گذاری ژنریک (بدون مارک) : در این شیوه، تولیدات بدون مارک خاص و فقط با ذکر مشخصات مانند قارچ، لوبیا ونخود فرنگی به بازار عرضه می شوند. یعنی روی بسته بندی محصول، شرح محتویات آن نوشته می شود و محصول مورد نظر فاقد هرگونه مارک یا علامتی است. 
 مزیت اصلی این روش آن است که می توان قیمت ها را با تخفیف چشمگیری عرضه کرد. در سال های گذشته در ایران از این استراتژی مارک گذاری برای عرضه دارو استفاده شده است. بعضی از شرکت ها از این نوع مارک گذاری برای فروش محصولات انبار شده یا غیر مرغوب استفاده می کنند (روستا 1377) .

تهیه و تنظیم: مظاهر یوسفی، علی اصغر ضیاچی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

بازاریابی مویرگی

بازاریابی مویرگی
توزیع، رساندن محصول مناسب در زمان مناسب و مکان مناسب، به مشتریان هدف است. توزیع یکی از ارکان اساسی تاکتیکهای بازاریابی است که به همراه دیگر عوامل همچون محصول، قیمت، و ارتباطات، برای متقاعد‌ ساختن مشتریان به کار گرفته می‌شود. توزیع مؤثر می‌تواند مزیت رقابتی یک بنگاه اقتصادی نسبت به رقبای خودش باشد .‌
یک سیستم توزیع باید ۵ دسته‌ی اصلی از وظایف را به انجام رساند که عبارتند‌‌‌‌‌از :‌
-‌ ذخیره‌سازی و انبار کالا برای توزیع
- دریافت سفارش از مشتریان
- تحویل کالا به مشتریان
- وصول مطالبات
- کنترل و دریافت اطلاعات از بازار
در شماره‌ی نخست مجله‌ی “توسعه مهندسی بازار” و همچنین یکی از فصول کتاب “مباحث و موضوعات مدیریت بازاریابی”، به تفصیل در خصوص مدیریت توزیع با نگرش بازار ایران نوشته بودم .‌
اما نکته‌ی قابل توجه، تحقق هرچه بیشتر پیش‌بینی صورت گرفته از قبل بود؛ برای مثال از چند سال قبل پیش‌بینی شده بود که فروشگاههای خرده‌فروشی بزرگ در ایران گسترش می‌یابند و حالا شاهد هستیم که درکنار فروشگاههای شهروند و رفاه، امروزه فروشگاههای زنجیره‌ای نظیر هایپراستار، پروما، صرفه، و… نقش خاصی در نظام توزیع خرده‌فروشی ایفا می‌کنند .‌
همچنین پیش‌بینی شده بود که عمده‌فروشان با اقبال کمتری مواجه خواهند شد و علت آن ارتباط هرچه بیشتر بنگاههای اقتصادی تولیدکننده‌ی محصولات و روی‌ آوردن آنها به سمت راه‌اندازی سازمانهای توزیع است و چون به این طریق تعامل بین خرده‌فروشیها و بنگاههای اقتصادی بیشتر شده است بنابر این بنکداران و عمده‌فروشان می‌بایست در فکر چاره باشند و با تغییر در تفکرات و اقداماتشان، به سمت سایر بخشهای زنجیره‌ی ارزش‌آفرینی حرکت کنند. منظورم راه‌اندازی سازمانهای توزیع به وسیله‌ی عمده‌فروشان و بنکداران و تغییر در الگوهای ارتباط با بازارشان است .‌

پیش‌بینی دیگر گسترش خرید از محل خانه است که آن هم با شدت در بازار ایران در حال جا افتادن است. ما شاهد تمام موارد زیر در زندگی خودمان هستیم :‌
- سفارش از طریق اینترنت و تحویل در‌ منزل یا محل کار‌
- بازاریابی و فروش تلفنی با دفاتر کار و منازل
- تعامل‌ مشتری و بنگاه اقتصادی از طریق ارسال کاتالوگ‌
- خرید به کمک برنامه‌های تلویزیونی
- پیشنهادهای فروش در رادیو، روزنامه، و …‌
- و …
به هر حال نظامهای توزیع که شاید از بین تمام تاکتیکهای بازاریابی (سیاستهای محصول، قیمت، ارتباطات، و…) بیشترین وابستگی با فرهنگ و سنت ایران را داشته باشد نیز درحال دگرگونی است. و بنگاههای اقتصادی چاره‌ای ندارند جز اینکه متناسب عصر حرکت کنند.‌و یکی از مهمترین تغییرات در نظام توزیع، مربوط به توزیع مویرگی است که موضوع اصلی این سرمقاله است .‌
توزیع مویرگی :‌
توزیع مویرگی رساندن محصولات تا آخرین فروشنده است. مویرگها، رگهای کوچکی هستند که وظیفه‌ی رساندن خون به سلولها را به عهده دارند و با این استعاره، نظام توزیع مویرگی شکل گرفته است .‌
توزیع مویرگی نظام و تفکری است که می‌بایست در تمام بنگاههای اقتصادی مورد توجه جدی قرار گیرد. توزیع مویرگی فقط خاص شرکتهای عرضه‌کننده‌ی محصولات صنایع غذایی و بهداشتی و آرایشی نیست .‌
امروزه تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان تجهیزات آشپزخانه، لوازم خانگی، مبلمان، انواع ابزارآلات صنعتی و مصرفی و… می‌توانند با پیاده‌سازی مدیریت توزیع مویرگی از مزایای فراوان آن خودشان را بهره‌مند سازند.‌ نکته‌ی مهم طراحی درست این نظام و تعهد و حمایت مدیران ارشد برای اجرای آن است .‌
مزایای اصلی توزیع مویرگی :‌
توزیع مویرگی به شرط زمینه‌سازی و پیاده‌سازی درست آن در مرحله‌ی تدوین استراتژی و همخوانی آن با سایر تاکتیکها نظیر ارتباطات، قیمت‌گذاری، و… و از همه مهمتر جذب و آموزش صحیح منابع
انسانی شایسته، مزایای فراوانی خواهد داشت که عبارتند از :‌
۱-‌ جمع‌آوری اطلاعات دقیقتر و به‌روزتر از بازار
نیروهای شاغل در توزیع مویرگی چون با آخرین حلقه‌ی نظام توزیع یعنی خرده‌فروشان ارتباط دارند و حتی هنگامی که در محل کسب خرده‌فروشان هستند امکان ارتباط آنها با مصرف‌کنندگان و شنیدن صدای آنها بیشتر است، در معرض اطلاعات دقیقتر و به‌روزتر هستند .‌
فقط لازم است نیروها با چشم باز، گوش شنوا، و مغز فرصت‌سنج در کسب اطلاعات کوشا باشند و بتوانند با گزارش‌نویسی دقیق و گزارش‌دهی شایسته
این اطلاعات را به مدیران خویش جهت تصمیم‌گیری منتقل سازند .‌
قبول کنیم که نمایندگیها و عمده‌فروشان به اندازه‌ی نیروهای خود شرکت
در ارائه‌ی اطلاعات موفق نیستند یا بخشی از آن را سانسور می‌کنند .‌
۲- پوشش بیشتر بازار
تفکر توسعه‌ی بازار بر این است که برای بلندمدت کار کند و بسترهایی را فراهم سازد تا در طولانی‌مدت در بازار حضور داشته باشد؛ یکی از این راهها، شناخت بیشتر بازار هدف از شرکت مربوطه و محصولات آن است. برای همین است که شرکتها هزینه‌های سرسام‌آور تبلیغات و ارتباطات را می‌پذیرند .‌
حال یکی از بهترین راهها، در معرض دید مشتریان و مصرف‌کنندگان بودن محصولات است .‌
با به‌کارگیری نظام توزیع مویرگی، با هدف قرار دادن محصولات در ویترین فروشگاهها، حتی آنهایی که فروش پایینی دارند، عملا پوشش بازار بیشتری خواهید
داشت و به این طریق اقدامی در ماندن در بلندمدت انجام شده است .‌
۳- ارتباطات گسترده‌تر با مشتریان :
با تهیه‌ی بانک اطلاعاتی از تمام خرده‌فروشان، امکان ارتباطات بیشتر با آنها را فراهم می‌سازید؛ برای مثال از طریق ایمیل، تلفن، و فکس آخرین اطلاعات را به ایشان منتقل می‌کنید تا دریافت کنند. همچنین با خیال راحت‌تر مشوقهای انگیزشی خودتان را به آنها می‌رسانید .‌
۴- کاهش ریسک از دست‌ ‌دادن مشتری‌
هنگامی که شما یک بنکدار یا عمده‌فروش را از دست می‌دهید، ممکن است درصد قابل توجهی از سهم بازارتان را از دست داده باشید، اما اگر به هر دلیل ارتباط شما با یک خرده‌فروش قطع شود، فقط درصد ناچیزی از سهم بازار کم می‌شود و امکان جایگزینی آن نیز سریعتر و ساده‌تر خواهد بود .‌
۵- کاهش سوختی پول
در کنار توضیحات ارائه‌شده، اگر با یک عمده‌فروش یا بنکدار مشکل مالی پیدا کنید یا خدای‌نکرده ایشان ورشکست شوند، بخش قابل توجهی از سرمایه‌ی شما درگیر می‌شود. اما این احتمال در هنگام مواجهه با خرده‌فروشان بسیار پایین است .‌
۶- افزایش قدرت چانه‌زنی شرکت
عمده‌فروشان به دلیل خریدهای کلان، قدرت چانه‌زنی بیشتری داشته و امتیازات بزرگتری از شرکتها دریافت می‌کنند که میزان آن برای خرده‌فروشان بسیار پایین بوده و شما خودتان را اسیر شبکه‌ی توزیع نکرده‌اید .‌
۷- کاهش احتمال شکل‌گیری رقبای جدید
در بازار شاهد هستیم که شرکتها با اسیرکردن خودشان در دست عمده‌فروشان و بنکداران عملاً با خرده‌فروشان ارتباطی ندارند و چون این توزیع‌کنندگان بزرگ هستند که بازار را در دست دارند، زمانی می‌رسد که آنها با داشتن سرمایه‌ی بالا و دکان، خودشان را از شرکت تولیدکننده بی‌نیاز می‌بینند و بنابراین خودشان با احداث یا خرید کارخانه و معرفی برند خودشان رقیب قدری برای آن شرکتی می‌شوند که از بازار توزیع هم بی‌خبر است .‌
اخیراً با شکل‌گیری دهکده‌‌ی جهانی و تعاملات روزافزون و ساده شده‌ی کشورها، دیگر بنکداران و عمده‌فروشان خودشان را از روی آوردن به سمت تولید و درگیرشدن در پیچ و خمهای آن نیز خلاص می‌کنند و با عقد قرارداد با تولیدکنندگان خارجی بخصوص چینی‌ها، تولید را به‌صورت مدیریت بدون کارخانه پیش می‌برند و خودشان با تیزهوشی قابل تحسین در مدیریت برند، مدیریت نوآوری، و مدیریت بازاریابی و فروش، انرژیشان را صرف می‌کنند .‌
پس شرکتها هم باید مواظب رقیب‌پروری از سوی خودشان باشند .‌
۸- کاهش امکان زیرفروشی
بنکداران و عمده‌فروشان چون به‌صورت کلان خرید می‌کنند و بنابراین از تخفیفات لازم برخوردار می‌شوند، بعضی از مواقع از شرکت تولیدکننده به‌عنوان بانک راحت خود استفاده می‌کنند، به این معنی که پس از تهیه‌ی جنس آن را زیر قیمت مقرر شده به بازار عرضه می‌کنند و عملاً با کاهش سود، خودشان یا در مواردی گذشت از سود، تأمین نقدینگی‌شان را انجام می‌دهند .‌
حال این شرکت اصلی است که با معضلاتی چون چندنرخی شدن جنس در بازار، کاهش قدرت فروش خودش، در اختیار قراردادن بازار به رقبا و … مواجه می‌شود .‌
۹- جریان دائم نقدینگی
با پیاده‌سازی و اجرای نظام توزیع مویرگی، شرکتها درگیر خرده‌پول بیشتری نسبت به قبل می‌شوند، و رقم چکها کم می‌شود. اما درکنار کاهش ریسک که توضیح داده شد، جریان دائم و هر روزه‌ی پولی به شرکت است که خود در مدیریت پول و نقدینگی در بازار امروزه حائز اهمیت است .‌
۱۰- ‌امکان تفویض اختیار بیشتر به شعبات :
شرکتها با به‌کارگیری نظام توزیع مویرگی با راه‌اندازی شعبات در سراسر کشور که گاه با ده شعبه‌ی کل کشور قابل پوشش است، و ارائه‌ی اختیارات به مدیران شعبات درست انتخاب شده و درست آموزش دیده شده، امکان مدیریت بر بازار با به‌کارگیری اصول سرعت، دقت، و کیفیت را مهیا می‌سازند .‌
سایر مزایای توزیع مویرگی 
درکنار مزایای اصلی یاد شده برای نظام توزیع مویرگی، این سیستم، مزایای دیگری هم دارد که به ذکر عناوین آنها (به جهت طولانی نشدن سرمقاله) اکتفا می‌کنم .‌
- گسترش سهم بازار در بین عاملان فروش بیشتر و یاوران بیشتر در بازار
- افزایش سود در بلندمدت به دلیل کم کردن هزینه‌های توزیع سیستم بنکداری و عمده‌فروشی و کاهش سوختی پول، و …‌
- افزایش چابکی سازمان و امکان سریعتر پیاده‌ شدن تفکرات شرکت در بازار
- پیشینه‌سازی فروش با به‌کارگیری نیروهای شایسته و آموزش مناسب آنها
- ارائه‌‌ی خدمات بهتر و بیشتر به مشتریان با سرعت مناسب‌
- افزایش انعطاف‌پذیری در برابر تغییرات احتمالی بازار
- کنترل بیشتر بر هویت برند
- همترازی بیشتر هدفهای شرکت با هدفهای مشتریان‌
- ساختن زیرساختهای محکم در بازار
- سرعت عمل در رساندن محصولات به خرده‌فروشان و حذف یا کم کردن هزینه‌های انبارداری آنها
- قابلیت حمل مستقیم و کاهش ضایعات حل مجدد
- حمایت بیشتر از خرده‌فروشان
- ارتقا‌‌ی برنامه‌های ضمانت‌
- ارتقا‌‌ی امکان ترویج در محل خرده‌فروشیها
- مدیریت بهتر و بیشتر بر موجودی کالا و برنامه‌های انبارگردانی
- مدیریت بهتر مرجوعی‌ها
- پشتیبانی فروش
- امکان بیشتر تولید سفارشی
- آموزش مرتبط با محصول و تکنیکهای فروش برای خرده‌فروشان
- ارتقا‌‌ی حس همدلی بیشتر بین شرکت و خرده‌فروشان‌
- کنترل عملکرد توزیع مویرگی با گفتگوی دوطرفه با خرده‌فروشان
- دقت بیشتر در انتخاب شرکای تجاری با حضور مرتب در بازار
- ارتقای دیدگاه فعالیت تیمی و نگرش سیستمی در سازمان
- مدیریت شایسته‌تر تغییر با درک بهتر از بازار و عملکرد رقبا
- و کاهش امنیت روانی برای مدیران شرکت
نتیجه :‌
می‌دانم تغییر در سیستم توزیع که سالیان سال با آن خو گرفته‌ایم، سخت است و می‌دانم بسیاری از شرکتها پس از مدتی با ترس از دست دادن سهم بازار در جهت نگرانی و ترسی که بنکداران و عمده‌فروشان برای آنها ایجاد می‌کنند، مجدداً به ساختارهای گذشته بازمی‌گردند، اما آینده‌ی نظام توزیع بازار ایران روی آوردن به سه عامل است :‌
- گسترش نظام توزیع مویرگی تا سطح آخرین فروشنده
- فروش خانه به خانه و بازاریابی تک به تک با بهره‌گیری از اینترنت، تلفن، و مراجعه‌ی حضوری‌
- گسترش فروشگاههای خرده‌فروشی بزرگ
امیدوارم شما شرکتی باشید که این توصیه‌ها را جدی بگیرید و پس از چند سال از ثمرات و برکات آن منتفع شوید و شرکتی نباشید که نخواهید بیدار شوید .‌
 

ثبت نام تجاری، ثبت علامت تجاری ، 09123707174,ثبت علائم تجاری ، ثبت اسم تجاری، ثبت برند تجاری، ثبت لوگو، ثبت نام تجاری در ایران، ثبت نام تجاری محصول، ثبت نام تجاری کالا، مراحل ثبت نام تجاری، سازمان ثبت نام تجاری، اظهارنامه ثبت نام تجاری، فرم ثبت نام تجاری، اداره ثبت نام تجاری، هزینه ثبت نام تجاری، مدارک ثبت نام تجاری، شرایط ثبت نام تجاری، آدرس اداره ثبت نام تجاری، سامانه ثبت نام تجاری، نحوه ثبت نام تجاری، ثبت نام تجاری شرکت ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت نام صنعتی، ثبت نام تجاری در سیستم مادرید، ثبت نام تجارتی، ثبت علامت تجاری در ایران، ثبت علامت تجاری محصول، ثبت علامت تجاری کالا، مراحل ثبت علامت تجاری، سازمان ثبت علامت تجاری، اظهارنامه ثبت علامت تجاری، فرم ثبت علامت تجاری، اداره ثبت علامت تجاری، هزینه ثبت علامت تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، شرایط ثبت علامت تجاری، آدرس اداره ثبت علامت تجاری، سامانه ثبت علامت تجاری، نحوه ثبت علامت تجاری، ثبت علامت تجاری شرکت، ثبت علامت تجاری بین المللی ، ثبت علامت صنعتی، ثبت علامت تجاری در سیستم مادرید، ثبت علامت تجارتی، ثبت برند تجاری در ایران، ثبت برند تجاری محصول، ثبت برند تجاری کالا، مراحل ثبت برند تجاری، سازمان ثبت برند تجاری، اظهارنامه ثبت برند تجاری، فرم ثبت برند تجاری، اداره ثبت برند تجاری، هزینه ثبت برند تجاری، مدارک ثبت برند تجاری، شرایط ثبت برند تجاری، آدرس اداره ثبت برند تجاری، سامانه ثبت برند تجاری، نحوه ثبت برند تجاری، ثبت برند تجاری شرکت ، ثبت برند تجاری بین المللی ، ثبت برند صنعتی، ثبت برند تجاری در سیستم مادرید، ثبت برند تجارتی، ثبت علائم تجاری در ایران، ثبت علائم تجاری محصول، ثبت علائم تجاری کالا، مراحل ثبت علائم تجاری، سازمان ثبت علائم تجاری، اظهارنامه ثبت علائم تجاری، فرم ثبت علائم تجاری، اداره ثبت علائم تجاری، هزینه ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علائم تجاری، شرایط ثبت علائم تجاری، آدرس اداره ثبت علائم تجاری، سامانه ثبت علائم تجاری، نحوه ثبت علائم تجاری، ثبت علائم تجاری شرکت ، ثبت علائم تجاری بین المللی ، ثبت علائم صنعتی، ثبت علائم تجاری در سیستم مادرید، ثبت علائم تجارتی، ثبت اسم تجاری در ایران، ثبت اسم تجاری محصول، ثبت اسم تجاری کالا، مراحل ثبت اسم تجاری، سازمان ثبت اسم تجاری، اظهارنامه ثبت اسم تجاری، فرم ثبت اسم تجاری، اداره ثبت اسم تجاری، هزینه ثبت اسم تجاری، مدارک ثبت اسم تجاری، شرایط ثبت اسم تجاری، آدرس اداره ثبت اسم تجاری، سامانه ثبت اسم تجاری، نحوه ثبت اسم تجاری، ثبت اسم تجاری شرکت  ثبت اسم تجاری بین المللی ، ثبت اسم صنعتی، ثبت اسم تجاری در سیستم مادرید، ثبت اسم تجارتی، ثبت لوگو تجاری در ایران، ثبت لوگو تجاری محصول، ثبت لوگو تجاری کالا، مراحل ثبت لوگو تجاری، سازمان ثبت لوگو تجاری، اظهارنامه ثبت لوگو تجاری، فرم ثبت لوگو تجاری، اداره ثبت لوگو تجاری، هزینه ثبت لوگو تجاری، مدارک ثبت لوگو تجاری، شرایط ثبت لوگو تجاری، آدرس اداره ثبت لوگو تجاری، سامانه ثبت لوگو تجاری، نحوه ثبت لوگو تجاری، ثبت لوگو تجاری شرکت ، ثبت لوگو تجاری بین المللی ، ثبت لوگو صنعتی، ثبت لوگو تجاری در سیستم مادرید، ثبت لوگو ، تجارتی،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    | طبقه بندی: ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، طبقه بندی نام و علامت تجاری،     |
نظرات() 

چگونه یک طرح تجاری موفق بنویسیم؟

اگر قصد دارید فعالیت جدیدی را در دنیای تجارت آغاز کنید، من از این تصمیم حمایت می کنم. اما آیا برنامه ای مشخص برای این کار در نظر گرفته اید؟ منظورم یک" برنامه" با حرف "ب" بزرگ و برجسته است. در غیر این صورت اقدام شما چیزی جز خیال پردازی بیهوده نخواهد بود. 

باور کنید مساله را بیش از حد بزرگ نمی کنم. برنامه  و طرح تجاری  شما بانک ها و سازمان های گوناگون را وادار می کند به شما وام پرداخت کنند. درواقع با تنظیم راه کارهای مناسب موفقیت شرکت خود را تضمین می کنید و مطابق برنامه ای مشخص گام برمی دارید. 

اگر با هزینه ای اندک شرکت خود را راه انداخته اید، به بسیاری ازاین رهنمودها نیازی ندارید.
 اما در هر صورت باید برنامه ای طراحی کنید که خطوط کلی اهداف، هزینه های احتمالی، روش های بازاریابی و راه های گریز از مشکلات فرضی را در بر داشته باشد. این برنامه نقشه‌ عبور موفق یا انحراف از جاده در فعالیت شغلی است. 

در ادامه 9 روش سودمند برای تضمین موفقیت در این راه به شما پیش نهاد می کنم: 

1. تهیه خلاصه ای دقیق از اهداف مورد نظر شغلی. این خلاصه روند فعالیت شغلی شما را به اطلاع موسسات مالی و اعتباری می رساند و در واقع مهم ترین معرف شما به این مراکز است. اگر نتوانید اهمیت شغل خود را به مامور مربوطه بقبولانید کاری از پیش نمی برید. این برنامه هم چنین ابزار ارتباطی کارکنان و مشتریان احتمالی شما به عنوان پشتیبان فعالیت های شما است.

2. تاریخچه ی مختصر شرکت. تاریخچه  فعالیت و نحوه  پیدایش شرکت را به وضوح توضیح دهید.

3. اهداف شرکت.در چند پاراگراف کوچک اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را بیان کنید: فکر می کنید درچه مدت به رشد نهایی مورد نظر خود برسید؟ مشتریان احتمالی شما چه کسانی هستند؟ 

4. بیوگرافی تیم مدیریت. در این مرحله باید نام و سوابق گروه مدیریت و مسئولیت های این افراد را در دسترس و اطلاع عموم قرار دهید. 

5. خدمات یا تولیدات احتمالی مورد نظر شرکت. در این بخش باید به بررسی تفاوت های تولیدات شما با محصولات موجود در بازار بپردازید. 

6. پاسخ بازار با تولیدات یا خدمات شرکت. به خاطر داشته باشید که شما باید موسسات مالی، کارکنان و دیگران را قانع کنید که بازار تولیدات شما رشدی فراوان خواهد داشت. برای این کار باید تحقیق کنید. اگر شرکت کوچکی را اداره می کنید باید میزان استقبال مشتریان را در شعاع بی نهایت برآورد کنید. اگر شرکت شما خدمات روی خط ارایه می کند یا شیوه  تجارت کهن را با این روش درآمیخته است، باید با تبلیغ مناسب، میزان تقاضا را افزایش دهید. یک گزارش تحقیقاتی از موسسه  تحقیق فورستر هزاران دلار هزینه در بر دارد. با این حال شما می توانید اطلاعات ابتدایی و پایه ای را از موتورهای جستجو و دایرکتوری ها به دست آورید. 

7. برنامه ای مشخص برای بازاریابی. آیا شما چگونه حضور خود را در عرصه  تجارت به اطلاع جهان تجارت می رسانید؟ آیا فقط به روش بازاریابی دهان به دهان اکتفا می کنید؟(من این روش را توصیه نمی کنم مگر آن‌که به اندازه  کافی مشهور باشید) آیا در روزنامه، تلویزیون یا صفحات وب تبلیغ می کنید؟( یا در هر سه رسانه). آیا از ابزارهای بازاریابی الکترونیکی برای عضویت شرکت خود در موتورهای جستجو استفاده می کنید؟ هم چنین شما باید از همین ابتدا مشخص کنید که چه میزان بودجه برای این بخش در نظر گرفته شده است؟ 

8. پیش بینی 3 یا 5 ساله  وضعیت مالی شرکت. این بخش در واقع برآورد مالی چند ساله و روش تحقق این پیش بینی ها است. هم چنین باید میزان وام مورد نیاز شرکت را در این قسمت ذکر کنید. صحت این برآورد موفقیت یا شکست مالی شرکت را تعیین می کند. اگر در انتخاب الگوی مناسب مالی شرکت دچار تردید هستید می توانید از کارشناسان امور مالی کمک بگیرید. این کار ارزش هزینه کردن را دارد. 

9. تنظیم برنامه ای برای گریز از خطرات احتمالی. تمام شرکت های بزرگ و موفق روش هایی برای اجتناب از وضعیت خطر و نجات از آن در نظر می گیرند. در این بخش باید رشد درآمد، بازدهی، موفقیت و عدم موفقیت در بازار را در نظر بگیرید. 
 
 

ثبت نام تجاری، ثبت علامت تجاری ، 09123707174,ثبت علائم تجاری ، ثبت اسم تجاری، ثبت برند تجاری، ثبت لوگو، ثبت نام تجاری در ایران، ثبت نام تجاری محصول، ثبت نام تجاری کالا، مراحل ثبت نام تجاری، سازمان ثبت نام تجاری، اظهارنامه ثبت نام تجاری، فرم ثبت نام تجاری، اداره ثبت نام تجاری، هزینه ثبت نام تجاری، مدارک ثبت نام تجاری، شرایط ثبت نام تجاری، آدرس اداره ثبت نام تجاری، سامانه ثبت نام تجاری، نحوه ثبت نام تجاری، ثبت نام تجاری شرکت ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت نام صنعتی، ثبت نام تجاری در سیستم مادرید، ثبت نام تجارتی، ثبت علامت تجاری در ایران، ثبت علامت تجاری محصول، ثبت علامت تجاری کالا، مراحل ثبت علامت تجاری، سازمان ثبت علامت تجاری، اظهارنامه ثبت علامت تجاری، فرم ثبت علامت تجاری، اداره ثبت علامت تجاری، هزینه ثبت علامت تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، شرایط ثبت علامت تجاری، آدرس اداره ثبت علامت تجاری، سامانه ثبت علامت تجاری، نحوه ثبت علامت تجاری، ثبت علامت تجاری شرکت، ثبت علامت تجاری بین المللی ، ثبت علامت صنعتی، ثبت علامت تجاری در سیستم مادرید، ثبت علامت تجارتی، ثبت برند تجاری در ایران، ثبت برند تجاری محصول، ثبت برند تجاری کالا، مراحل ثبت برند تجاری، سازمان ثبت برند تجاری، اظهارنامه ثبت برند تجاری، فرم ثبت برند تجاری، اداره ثبت برند تجاری، هزینه ثبت برند تجاری، مدارک ثبت برند تجاری، شرایط ثبت برند تجاری، آدرس اداره ثبت برند تجاری، سامانه ثبت برند تجاری، نحوه ثبت برند تجاری، ثبت برند تجاری شرکت ، ثبت برند تجاری بین المللی ، ثبت برند صنعتی، ثبت برند تجاری در سیستم مادرید، ثبت برند تجارتی، ثبت علائم تجاری در ایران، ثبت علائم تجاری محصول، ثبت علائم تجاری کالا، مراحل ثبت علائم تجاری، سازمان ثبت علائم تجاری، اظهارنامه ثبت علائم تجاری، فرم ثبت علائم تجاری، اداره ثبت علائم تجاری، هزینه ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علائم تجاری، شرایط ثبت علائم تجاری، آدرس اداره ثبت علائم تجاری، سامانه ثبت علائم تجاری، نحوه ثبت علائم تجاری، ثبت علائم تجاری شرکت ، ثبت علائم تجاری بین المللی ، ثبت علائم صنعتی، ثبت علائم تجاری در سیستم مادرید، ثبت علائم تجارتی، ثبت اسم تجاری در ایران، ثبت اسم تجاری محصول، ثبت اسم تجاری کالا، مراحل ثبت اسم تجاری، سازمان ثبت اسم تجاری، اظهارنامه ثبت اسم تجاری، فرم ثبت اسم تجاری، اداره ثبت اسم تجاری، هزینه ثبت اسم تجاری، مدارک ثبت اسم تجاری، شرایط ثبت اسم تجاری، آدرس اداره ثبت اسم تجاری، سامانه ثبت اسم تجاری، نحوه ثبت اسم تجاری، ثبت اسم تجاری شرکت  ثبت اسم تجاری بین المللی ، ثبت اسم صنعتی، ثبت اسم تجاری در سیستم مادرید، ثبت اسم تجارتی، ثبت لوگو تجاری در ایران، ثبت لوگو تجاری محصول، ثبت لوگو تجاری کالا، مراحل ثبت لوگو تجاری، سازمان ثبت لوگو تجاری، اظهارنامه ثبت لوگو تجاری، فرم ثبت لوگو تجاری، اداره ثبت لوگو تجاری، هزینه ثبت لوگو تجاری، مدارک ثبت لوگو تجاری، شرایط ثبت لوگو تجاری، آدرس اداره ثبت لوگو تجاری، سامانه ثبت لوگو تجاری، نحوه ثبت لوگو تجاری، ثبت لوگو تجاری شرکت ، ثبت لوگو تجاری بین المللی ، ثبت لوگو صنعتی، ثبت لوگو تجاری در سیستم مادرید، ثبت لوگو ، تجارتی،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری

نوشته شده در تاریخ شنبه 14 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

هوش هیجانی عاملی در جهت موفقیت تیم و رهبر تیم

 هوش هیجانی عاملی در جهت موفقیت تیم و رهبر تیم


چکیده:

مهمترین دارایی یک سازمان نیروی انسانی ان می باشد . کیفیت و توانمندی نیروی انسانی ، مهمترین عامل بقا و حیات سازمان بوده و این نیروی انسانی توانمند است که سازمان توانمند را به وجود می اورد. سازمان توانمند محیطی است که در آن افراد توانمند در تیم های مختلف با یکدیگر همکاری می کنند. وجود تیم در سازمان ها عاملی در جهت موفقیت سازمان ها قلمداد می شود بطوریکه اگر این تیم ها از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشند باعث بهبود عملکرد سازمان و اثر بخشی ان خواهند شد در این مقاله ، مزیت هوش هیجانی رهبر به عنوان یک عامل تأثیر گذار بر هوش هیجانی گروه / تیم و در نهایت اثر بخشی سازمان قلمداد شده است و همچنین معیارهایی به منظور آزمایش هوش هیجانی رهبر/ گروه و تیم نیز پیشنهاد گردید است.

کلمات کلیدی: هوش هیجانی ، مهارت روابط اجتماعی، رهبر تیم، کار تیمی، عملکرد تیم.


مقدمه:

از سالها پیش روان شناسان متوجه شده اند که برای کسب موفقیت تنها دارا بودن ظرفیتهای هوش عقلانی قوی (IQ) کفایت نمی کند. مطالعات نشان می دهد ، تعداد زیادی از افراد دارای هوش عقلانی و شناختی بالا نتوانسته اند در زمینه شغلی ، زندگی زناشویی ، ایجاد روابط با دیگران و حتی زمینه های تحصیلی موفق باشند. پس از آن نظر دانشمندان از جمله پیتر سالوی و جان مایر به توانمندیهای دیگری جلب شد که بیشتر از جنس هیجانات بودند تا شناختها. این توانمندی که از این پس هوش هیجانی نامیده می شود به توانایی های آموخته شده ای اشاره دارد که به ما کمک می کند تا احساسات و هیجانات خود را درک کرده و کنترل نماییم تا به نفع ما کار کنند نه بر علیه ما. به بیان دیگر هوش هیجانی بیانگر آن است که در روابط اجتماعی در شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. یعنی اینکه فرد در شرایط مختلف بتواند امید را در خود همیشه زنده نگه دارد، با دیگران همدلی نماید، احساسات دیگران را بشنود، برای به دست آوردن پاداش بزرگتر، پاداش‌های کوچک را نادیده انگارد، نگذارد نگرانی قدرت تفکر و استدلال او را مختل نماید، در برابر مشکلات پایداری نماید و در همه حال انگیزه خود را حفظ نماید. هوش هیجانی نوع استعداد عاطفی ا ست که تعیین می‌کند از مهارت‌های خود چگونه به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم و حتی کمک می‌کند خرد را در مسیری درست به کار گیریم.

معیارهای هوش هیجانی

هوش هیجانی از پنج مهارت ۱) خود آگاهی:شناخت احساسات و هیجانات خود به طور آنی و عمیق و استفاده از آن برای راهنمایی در تصمیم گیری های مناسب.۲) مهارت خود نظم دهی:توانایی مهار و مدیریت هیجانات و حفظ آرامش برای کمک به تصمیم گیری و بهره گیری از توانمندیهای شناختی به نحو مناسب. هماهنگی با هیجاناتمان به نحوی که به جای اختلال در کارها ، در تسهیل آن به ما یاری رساند.۳) خود انگیختگی:استفاده از عمیقترین علایق خود برای حرکت دادن و هدایت به سمت اهداف تا کمک کند پیش قدم شده و در جهت تکامل و پیشرفت تلاش کنیم ، نه اینکه منتظر مانده تا یک واقعه یا شخص باعث ایجاد انگیزه و حرکت در ما گردد.۴) همدلی:درک آنچه افراد احساس می کنند ، توانایی در نظر گرفتن دیدگاه های دیگران و توسعه حسن تفاهم و هماهنگی با انسان های گوناگون به منظور ارتقای کار گروهی (بویژه در محیط کاری و سازمانی).۵) ارتباطات اجتماعی: در روابط با دیگران ، به خوبی کنار آمدن با عواطف خود و دیگران. فهم دقیق موقعیتها و شبکه های اجتماعی. مهارت خوب گوش کردن، و خوب ابراز وجود کردن ، حل تضادها و تعارض ها و استفاده از این مهارتها برای متقاعد سازی ، رهبری و مدیریت(Stubbs,2005,Golemn,1998,Boyatzis,1982).

.مهارت خود نظم دهی بمنظور کنترل هیجانات ، مهارت خودشناسی برای درک بهتر لایه های زیرین احساسات ، رنجش ها ، تمایلات و افکار ، و مهارت خود انگیختگی در جهت ایجاد امید و رفتاری که به آن پشتکارنیز

می گویند برای یک مدیر از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. آنگاه که مدیر با شناخت عمیق احساسات و مدیریت هیجانات خود ،‌و با شناسایی اموج احساسات و هیجانات جاری سازمان خود ، با رفتاری حاکی از همدلی با این امواج هماهنگ می گردد ، به رهبری مبدل خواهد شد که بر دل ها حکومت می کند ، نه بر سِمت ها و پستهای سازمانی.

معیارهای هوش هیجانی در سطح تیمی

Druskat and Wolff(1999) معیارهایی را به عنوان شایستگی هوش هیجانی یک تیم که هوش هیجانی را در مسیرایجاد شایستگی هیجانی وتوسعه سرمایه اجتماعی قرار می دهدو اثر بخشی را منتج می شود، بیان داشتند.آنها معیارهایی را مرتبط با فرد، گروه و سازمان نشان دادندکه در هر سه سطح حداقل یک معیار به عنوان شاخص آگاهی و یک معیار به عنوان شاخص قانونمند درنظر گرفته شده است.معیارهای شایستگی هوش هیجانی را در سطح فرد می توان به خود آگاهی و خود مدیریتی افراد به معنی تفهیم احساسات ابراز شده و ابراز نشده، علایق، ترجیحات، نقاط قوت و ضعف تک تک افراد تیم،و در سطح گروه به خود مدیریتی و خود آگاهی گروه به معنی خود درمانی تیم ، جمع آوری اطلاعات در زمینه عملکرد و مقایسه آن اطلاعات با تیم های دیگردر راستای رسیدن به عملکرد بالاتر تیم و پذیرش احساسات به عنوان قسمتی از کار گروهی و در تهایت در سطح سازمان به خود مدیریتی و خود آگاهی سازمان در شناخت محیط و سیستم سازمانی که تیم قسمتی از آن به شمار می اید و تمایل تیم در کمک به ایجاد روابط مثبت با ذیتفعان به منظور پشتیبانی و امنیت درمالکیت منابع برشمرد(Stubbs,2005, Hamme,2003).

به سادگی می توان گفت که در هر گروه انسانی ، رهبر، حداکثر قدرت را برای تاثیر گذاری بر هیجانات داراست. اگر هیجانات افرادتوسط رهبر به سمت اشتیاق کشیده شود ، عملکرد به اوج خواهد رسید اگر افراد به سمت کینه و اضطراب سوق یابند ، از پیشرفت باز خواهند یافت. این امر جنبه ی دیگری از رهبری پایه ای را نشان می دهد، که آثارش فراتر از تعیین کردن اینکه آیا یک وظیفه به خوبی انجام می شود ، می رود. پیروان نیز برای ارتباط هیجانی حمایت گرانه و همدلی ، نگاه خود را به رهبر معطوف می کنند.


هوش هیجانی و مدیریت بازار

استفاده از هوش هیجانی در تجارت ایده‌ای نوین می‌باشد. در واقع بیشتر مدیران ترجیح می‌دهند برای انجام کارها از مغزشان استفاده کنند تا از قلبشان. نگرانی اصلی آنها آن است که احساس همدلی و دلسوزی با همکاران و مشتریان آنها را از پرداختن به اهداف سازمان دورمی نماید. سیستم بازاریابی فرایندی کامل است که موجب هماهنگی شرکت با بهترین فرصت‌های بازار می‌شود.

فرایند کلی مدیریت بازار شامل ۴ مرحله اصلی است که عبارتند از:


-تجزیه و تحلیل بازار: معمولاً شامل سیستم‌های اطلاعاتی و تحقیقاتی بازار و بررسی بازارهای مصرف کننده و بررسی بازارهای سازمانی می‌باشد. محیط پیچیده و در حال تغییر است و همواره فرصت‌ها و تهدیدهای جدیدی به همراه می‌آورد. شرکت و سیستم استراتژیک آن باید محیط را همواره تحت نظر داشته باشند که این تحت نظر گرفتن محیط مستلزم دریافت اطلاعات زیادی می‌باشد. اطلاعاتی در مورد مصرف کنندگان و نحوه خرید آنها.


-انتخاب بازارهای هدف: هیچ شرکتی توانایی تأمین رضایت تمام مصرف کنندگان را ندارد. وجود شرکت‌های مختلف و قوی در تولید کالاهای مشابه بیانگر تنوع و تشتت سلایق بین مصرف کنندگان می‌باشد. هر شرکتی برای اینکه بتواند بهترین استفاده را از توانایی‌های بالقوه خود نماید و بهترین جایگاه را در بازار انتخاب نماید و در وضعیت بهتری قرار گیرد نیازمند بررسی چهار مرحله‌ای می‌باشد که شامل اندازه گیری و پیش بینی تقاضا تقسیم بازار، هدف‌گیری در بازار و جایگاه‌یابی در بازار می‌باشد.

-تهیه ترکیب عناصر بازاریابی: یکی از اساسی‌ترین مفاهیم در بازاریابی نوین همین مفهوم آمیخته بازاریابی می‌باشد. مجموعه‌ای از متغیرهای قابل کنترل که شرکت آنها در بازار هدف و برای ایجاد واکنش مورد نیاز خود ترکیب می‌کند. این ترکیب در واقع ابزار دست تاجر می‌باشد برای اینکه بازار را تحت تأثیر قرار دهد. این ترکیب که شامل طراحی محصول ،توزیع کالا، قیمت‌گذاری و تبلیغات پیشبردی می‌باشد کلید اصلی تجارت در بازارهای نوین می‌باشد.

-تلاش‌های بازاریابی: این مرحله شامل تجزیه و تحلیل رقبا و خط مشی‌های رقابتی بازار و برنامه‌ریزی ،اجرا و سازماندهی و کنترل برنامه‌های بازاریابی است. شرکت‌ها وجه مهمی از بررسی‌های خود را باید روی رقبا بگذارند و به طور مداوم محصولات و قیمت‌ها و شیوه توزیع و تبلیغات پیشبردی رقبا را از نزدیک پی بگیرند و بدانند که در چه وضعی هستند. مدیریت در رأس هرم سازمان بایستی برنامه‌های بازاریابی را تنظیم نماید و بعد با برانگیختن همه افراد در همه سطوح برنامه را اجرایی نموده و برای اطمینان از اجرای برنامه‌ها و رسیدن به اهداف کنترل داشته باشد و ممیزی بازاریابی را نیز فراموش ننماید.

در لایه‌های مختلف فرایند بازاریابی توجهی ویژه به مشتریان به عنوان شرکای سازمان می‌شود. به انسان‌هایی که دارای عواطف هستند و هر چه شرکت‌ها به سمت فعالیت‌های خدماتی می‌روند این حساسیت بیشتر می‌شود.

مدیران و تجاری که هوش هیجانی بالایی دارند یعنی کسانی که احساسات خود را به خوبی می‌شناسند و هدایت می‌کنند و احساسات دیگران را نیز درک می‌کنند و هدفمند با آن برخورد می‌کنند در اداره بازار متمایزترند. این افراد حتی در زندگی فردی نیز خرسند و کارآمدند و توانی را در اختیار دارند که موجب می‌گردد افرادی مولد باشند.

چهار توانایی مجزایی را که به عنوان مؤلفه‌های هوش بین فردی شامل:۱)سازماندهی گروه: داشتن ابتکار عمل در هماهنگ ساختن تلاش‌های گروهی از مردم است. این مهارت برای رهبران ضروری است و در رهبران کارآمد هر نوع سازمان تجاری مشاهده می‌شود. ۲)ارائه راه حل: استعداد میانجیگری، اجتناب از تعارض‌ها یا حل تعارض‌هایی که به وجود آمده است. افرادی که این توانایی را در سطح بالا دارند در جوش دادن معاملات و داوری کردن و وساطت توانایی زیادی دارند. ۳)ارتباط فردی: دارا بودن این استعداد رویارویی با دیگران یا شناخت و پاسخ دادن مناسب به احساسات و علایق مردم را آسان می‌سازد. این افراد همکاران تجاری خوبی هستند و در دنیای تجارت به عنوان فروشنده یا مدیر موفق می‌باشند و در زمینه دریافتن احساسات دیگران از طریق حالت‌های چهره بسیار موفقند و از محبوبیت زیادی برخوردارند. ۴)تجزیه و تحلیل اجتماعی: به معنای توانایی دریافت احساسات، انگیزش ها، علایق دیگران و داشتن درکی عمیق از آنهاست. این آگاهی از احساسات دیگران باعث می‌شود این افراد به راحتی با دیگران صمیمی شوند. در بهترین حالت می‌توان گفت فردی با این توانایی مشاور تجاری خوبی می‌تواند باشد.۵)خوش بینی و امید :. امید نقش مهمی در موفقیت تجاری و مدیریتی افراد دارد و زندگی حرفه‌ای هر کس که به کسب و کار تجاری می‌پردازد به نحو چشمگیری وابسته به میزان امید اوست. امید چشم‌انداز و دورنمایی روشن و پرنوری است که نشان می‌دهد در نهایت همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت. اشنایدر، امید را این گونه تعریف می‌کند: اعتقاد به این امر که هدفتان هرچه باشد هم اراده دستیابی به آن را دارید و هم راه آن مقابلتان گشوده است. افراد پرامید که امیدشان تمامی ندارد وقتی در دستیابی به هدفی مثلاً در انعقاد قرارداد معامله‌ای شکست می‌خورند بر این باورند که سخت تر کار و تلاش کنند و به مجموعه کارهایی می‌اندیشند که می‌توانست سبب موفقیت آنها در معامله مذکور شود و از آنها درس می‌گیرند(Gardner,2001).

در تحقیقی که سیلکمن بر روی بازاریاب‌های شرکت بیمه مت لایف انجام داد مشخص شد که بازاریاب‌هایی که به طور ذاتی خوش بین هستند در سال اول کار خود به طور متوسط ۳۷ درصد بیشتر از افراد بدبین افراد را بیمه کرده‌اند و رها کردن کار در سال اول در بین افراد بدبین دو برابر افراد خوش بین بوده است. توانایی افراد در شنیدن و پذیرش پاسخ منفی با رویی گشاده در تمام زمینه‌های فروش و بده بستان تجاری توانی سرنوشت ساز است.

هوش هیجانی و رفتار سیاسی


سازمانها پدیده کلیدی جوامع امروزی هستند. زیرا تأثیر مستقیم بر نهادهای اجتماعی، سیاست ، اقتصاد،و حتی قوانین و خانواده ها را دارد( Daft,1992).رفتار سیاسی مسبب رضایت شغلی، بهبود عملکرد سازمان و بهره وری می شود.

هوش هیجانی مطلوب می تواند به توسعه خردمندی سیاسی در فرآیند تصمیم گیری، تغییر و تحول سازمان ، افزایش رضایت شغلی، اندازه گیری اثربخشی سازمان، به کار گیری مدیریت مشارکتی و افزایش قدرت کارکنان مؤثر واقع شود.در سازمان و مدیریت، رفتار سازمانی مطلوب یک فرآیند طبیعی در سازمان هاست که به وسیله آن تعارض و اختلاف بین گروه های ذی نفع را از طریق گفت و گو، مذاکره، چانه زدن حل می شود. امروزه به دلیل اهداف مبهم، پیچیدگی سازمانها و محیط نامطمئن رفتار سیاسی از اهمیت بالایی برخوردار است . هوش هیجانی می تواند به مدیران را در تصمیم گیری، افزایش قدرت کارکنان، بالا بردن بهره وری سازمان یاری رساند. به منظور استفاده از رفتار سیاسی به عنوان یک عامل مثبت در ارتقاء هوش هیجانی تاکتیک های مشورت، متقاعد سازی منطقی، متوسل شدن به ارزش ها و اعتقادات، ائتلاف، توسل به مقامات عالی، داد و ستد، حمله به دیگران یا سرزنش انها،استفاده از اطلاعات به عنوان ابزار سیاسی، ایحاد تصویری مطلوب از خود،ایجاد پایگاه حمایتی برای خود، ائتلاف با افراد قوی و با تفوذ، تاکتیک های فشار، توجه به حالات روانی فرد، بازی سیاسی، کنترل پارامترهای تصمیم گیری و تاکتیک تعریف و تمجیدپیشنهاد گردیده است(Kumar,2004).

هدف از این مقاله بررسی رابطه بین مزیت هوش هیجانی رهبران تیم، سطوح هوش هیجانی و عملکرد تیم هاست. همچنین ارتباط بین هوش هیجانی رهبر، هوش هیجانی گروه و در نهایت ارتباط ایندو را با عملکرد تیم بیان

می دارد.

تعاریف مفاهیم و واژه ها:

تیم/ گروه: تیم به عنوان انتخابی از افراد است که به فعالیت خودشان وابسته بوده و مسئولیتها را بین خود تقسیم می نمایند. همچنین یک تیم به عنوان قسمتی از فرآیند اجتماعی تلقی می شود و دارای ارتباطات با افراد داخل و خارج سازمان می باشد.

اثربخشی تیم: اثربخشی تیم به عنوان یک ساختار چند بعدی است. که هم مشخصه های مشتری و هم توانایی کار گروهی را در آینده در برمیگیرد.در حقییقت تیم ها فقط به رضایت مشتری توجه ندارندبلکه به رضایت اعضای گروه نیز توجه دارند.

هوش هیجانی در گروه:هوش هیجانی گروه بر فرآیند احساسات در راه بنا کردن ظرفیت احساسی و توسعه سرمایه اجتماعی تأثیر گذار است و به اثر بخشی منجر می شود.


بیان مسئله:


رهبران تیم مسئول موفقیت تیم خود هستند. بنابراین آنها فقط مسئول هیجانات خود نبوده بلکه مسئول هیجانات تیمی هستند که رهبری می کنند. به منظور تأثیر گذاری و برانگیختن افراد، مهمترین مسئله مزیت دانش و مهارت است که می توان به عنوان خصوصیاتی که به عملکرد اثربخش منتهی می شود بیان داشت.. به نتایج مطالعه بر روی شصت و دو مدیر ارشد و تیم مدیریت نشان دادکه مدیران ارشد نشان داد هرچه حالات کلی افراد در تیم مدیریت ارشد مثبت تر باشد ، آنان با همکاری بیشتری با یکدیگر کار خواهند کرد ، و نتایج کار شرکت بهتر خواهد بود. به عکس، هر چه یک شرکت مدت زمان بیشتری توسط تیم مدیریتی ای که متناقض اداره شود بازده آن شرکت پایین تر است..بنابراین می بیینیم ، رهبرانی که می دانند چگونه تمرکز گروه را در کار جاری ، با توجه به کیفیت روابط اعضا متعادل کنند به طور طبیعی فضایی دوستانه اما اثر بخش را ایجاد می کنند که روحیه همه را بالا می برد. در همین راستا گولمن و ویلیام بیان داشتند که وجود رهبرانی که دارای هوش هیجانی هستند برای توسعه محیطی که در ان کارکنان از بالاترین قابلیت و توانایی خود استفاده می کنند، حیاتی است. هنگامیکه رهبر تیم به توسعه تیم کمک می کند، معیارهای آن همگی با خصوصیات رهبر تیم بازگو می گردد. اگر توسعه معیارها نمایانگر شخصیت رهبر باشد می توان گفت که وجود هوش هیجانی در تیم ها می تواند مزیت هوش هیجانی رهبر را ایجاب کند.

به منظور بیان رابطه بین متغیرهای هوش هیجانی رهبر ، هوش هیجانی گروه و بهبود عملکرد تیم فرضیه های پژوهش بیان گردید (نمودار۱).

فرضیه اول: رابطه مثبت و معنی داری میان میزان هوش هیجانی رهبرومعیارهای هوش هیجانی گروه وجود دارد

فرضیه دوم: رابطه مثبت و معنی داری بین هوش هیجانی گروه و عملکرد تیم وجود دارد.

TMBA

حسین وظیفه دوست – دکترای مدیریت بازرگانی ، استاد یار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشکده مدیریت واقتصاد، گروه مدیریت اجرایی، تهران

شادی ادیبی فرد – دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی – گرایش بازاریابی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، دانشکده مدیریت و اقتصاد(نویسنده مسئول)

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

تاثیر تبلیغات و شخصیت برند بر تصمیم خرید

تاثیر تبلیغات و شخصیت برند بر تصمیم خرید


مقدمه
این یک عقیده رایج در میان مدیران شرکت های چند ملیتی است که تبلیغات نقش محوری در ایجاد برند بازی می کند.توسعه و ،یک برند قوی نیازمند تفکر استراتژیک به طوری که ابزارهای برند ادراک ارزش وعده داده شده برای مشتریان را انتقال می دهند و سپس اطمینان حاصل می کنند که وعده داده شده عملی می شود. ساختن یک برند قدرتمند نیازمند تعیین ویژگیهای منافع ملموسی که برند با خود حمل می کند و مزایای مشتریان از افزوده شدن آن منافع و مزایای روانی یا احساسی محصول است.این مفهوم ممکن است برای یک مشتری وفادار تحت عنوان ارزش معنی شود.
در بازار انبوه عموما استعداد خرده فروشی به عنوان یک منبع ارزشمند جهت ساختن برند می باشد به طوری که کیفیت خدمات ارائه شده توسط خرده فروشان به افتخارات برند افزوده می شود.ممکن است شرکت ها خود را برای بازار انبوه جایگاه یابی کنند به وسیله فراهم کردن تعاملات با مشتریان مهمی که منافع و ارزش های برند را بهینه می کنند. بحث زیر در این مقاله تاثیر شیوه های تبلیغاتی در توسعه شخصیت برند وتاثیر آنها بر رفتار خرید مصرف کنندگان را تجزیه و تحلیل می کند. بحث ها را در این مقاله پیرامون مسائل مربوط به تبلیغات به عنوان محرک های برند ، نوع شناسی برند، رابطه شناختی بین رفتار مصرف کننده، ارتباط و ادرکات برند می باشد.این مقاله همچنین برای هماهنگ کردن پیشنهادات به عنوان مفاهیم مدیریتی برای شخصیت برند با در نظر گرفتن متغیرهای شناختی متقابل رفتار مصرف کننده تلاش می کند.
کلید واژه: ادراک ، رفتار مصرف کننده ، تصویر برند ، تحقیق تبلیغات ، مدیریت برند

ارزش ویژه برند در بازار رقابتی
مفهوم ارزش ویژه برند مشتری محور به عنوان اثر تفاضلی (افتراقی) که شناخت برند بر پاسخ مصرف کننده به فعالیت های بازاریابی آن برند دارد تعریف شده است.یک گفته می شود که ارزش ویژه برند مشتری محور مثبت (یا منفی) دارد وقتی که مصرف کنندگان بیشتر (یا کمتر) به فعالیت آمیزه بازاریابی برند واکنش مساعد نشان می دهند، در مقایسه با زمانی که فعالیت بازاریابی یکسانی نسبت به یک نسخه فرضی ویا بی نام از محصول و یا خدمت انجام می شود.واکنش مصرف کننده به فعالیت های بازاریابی برای برند رقیب یا یک برند جایگزین مشخص می تواند معیار مفیدی باشند (به عنوان مثال برای تعیین یگانکی تداعی معانی برند و هزینه فرصت توسعه برند ، به ترتیب).ارزش ویژه برند مشتری محور زمانی مفهوم می یابد که مصرف کنندگان با برند اشنا باشند و برخی تداعی معانی های مطلوب و منحصر به فرد با برند در حافظه داشته باشند.
مصرف کنندگان فقط یک تصویر از یک برند دارند، که توسط دارایی های برند در اختیار شما می باشد: نام ، سنت ، بسته بندی ، تبلیغات ، وضع ارتقاء ، قیمت گذاری ، پذیرش تجارت ، نظم و انضباط نیروی فروش ، رضایت مشتری ، الگوهای تکرار خرید ، و غیره ایجاد شده .واضح است که برخی از دارایی ها برای بازاریابان محصول نسبت به بازاریابان خدمات مهمتر هستند ، و بالعکس. کیفیت و قیمت به عنوان مفاهیم جدا از هم در ذهن مصرف کنندگان وجود ندارد و مرتبط(وابسته به هم) هستند.تحقیقات نشان داده اند که تخفیف های زیاد سبب می شود که مصرف کنندگان به این که چیزی اشتباه است اعتقاد پیدا کنند. تنزیل مکرر خدمات کاهش می دهد ارزش برند را به دلیل یک عکس العمل تقریبا ناخودآگاه توسط صرف کننده زیرا که معتقد است کیفیت نیز کاهش یافته است.برند سپس تنها در یک معامله خریداری می شد.این مقاله تلاش می کند برای کشف مکانیسم های مختلفی که کمک می کند به ساختن شخصیت برند از طریق ارتباطات بازاریابی مانند تبلیغات ، دهان به دهان و غیره.
ارزش ویژه برند و رابطه مشتری
ارزش ویژه برند قدرتمند اجازه می دهد تا شرکت ها بهتر مشتریان را حفظ کنند، به نیازهایشان با اثربخشی بیشتر رسیدگی کنند ، و سود(منافع) را افزایش دهند.ارزش ویژه برند می تواند با پیاده سازی موفق و مدیریت تلاش بازاریابی ارتباطی مداوم به وسیله ارائه ارزش به مشتری، و گوش دادن به نیازهای آنان افزایش یابد.بی توجهی به نکاتی که رابطه برند-مشتری ارائه نموده در بازار و به کار نگرفتن این منافع و خوش بینی که به اینکه رابطه یقینا در دراز مدت ایجاد خواهد شد منجربه شکت می شود.ایده اصلی برند ممکن است بین مشتری کامل و احتمالی قرار داشته باشد، اما مجموع کلی ایده برند یا ادراک ریشه در تجربیات مشتریان با برند خود و همه پیغام هایش و تعاملات و مانند آن دارد.در بازار یک برند برحسب ارزش ویژه بالایش، یک برند قوی در نظر گرفته خواهد شد.ارزش ویژه برند بالاتر خواهد بود اگر وفاداری، آگاهی، کیفیت ادراک شده ، روابط کانال قوی و تداعی معانی برند نیز بالاتر باشند. ارزش ویژه بالای برند مزایای رقابتی بسیاری را برای شرکت فراهم می کند. ارزش ویژه برند ممکن است به عنوان بالاترین ارزش پرداخت شده برای برند در جریان(طی)خرید-پرداخت بدیهی باشد. این مفهوم ممکن است به عنوان ارزش افزوده یک کسب و کار بالاتر از ارزش دارایی های فیزیکی آن به سبب جایگاه بازار به دست آمده توسط برند و توسعه پتانسیل برند تعریف شود. (Tauber ,1998).

تشخیص شخصیت برند

شخصیت برند یک مفهوم جذاب و خوش آیند در بازاریابی امروز است.آکر(Aaker) آن را به عنوان یکی از ابعاد هسته ای هویت برند و اتفاقا به عنوان نزدیکترین متغیربه فرآیند تصمیم گیری مصرف کننده برای خرید توصیف کرده است. ایده شخصیت واکنشی است به گرایش به ارزش روابط شخصی در جامعه معاصر. آن همچنین به این ایده که روابط در زندگی اجتماعی مهم هستند، اشاره دارد.برحسب سلسله مراتب نیاز های مازلو،آن تلاش می کند تا محصولات خود را به سطوح بالاتری از رضایت نیاز، مثل تعلق ، عشق و اعتماد به نفس بالا ببرد. شخصیت برند در روش های مختلف و با ابزارهای مختلف آفریده شده است.به هر حال ، همیشه ایجاد(آفریدن) شامل ارتباطات فعال همراه شرکت است: شخصیت باید منتشر شود تا زنده بماند. تحقیقات ارزش ویژه برند تلاش برای مطرح کردن یک ارزش به اتکاء یک برند در بازار است به همان شکلی که سهام / انبارها ارزش شرکت در چشم سرمایه گذاران است.در واقع، تحقیقات ارزش ویژه برند نشان داده اند که این دو با یکدیگر رابطه دارند — رشد در ارزش ویژه برند با رشد ارزش سهام، و همچنین فروش ها، سود ها، قیمت حق بیمه و رضایت کارمندان ارتباط دارد(همبستگی دارد). تحقیق ارزش ویژه برند دو عنصر دارد:

نقشه برش نما(نمودار) برند-جایی که برند و رقبایش با مجموعه ای از ارزش ها و ویژگی ها نمایش داده می شوند.شاخص ها معمولا در مدل ثابت هستند، اما ویژگی ها ممکن است خاص آن برند یا طبقه باشند.
مدل تبدیلی-جایی که مدل درجه قوت یا آسیب پذیری که شما بر مبنای مشتریانتان در رابطه با رقابت دارید ارزیابی می کنند.

تبلیغات به عنوان یک محرک برند

تبلیغات به شدت در روند ایجاد شخصیت برای برند استفاده می شود. این منطقا از این واقعیت که شخصیت های برند برای ایجاد تداعی معانی برند مفید هستند نتیجه می شود. تداعی معانی های برند بر مرحله ارزیابی جایگزین ها در مدل های رفتاری خرید مصرف کنندگان اساسی تاثیر گذار است. در این مرحله، و برای این اهداف، تبلیغات موثر ترین ابزار ارتباطی در نظر گرفته می شود.شاید مشهود ترین و شناخته شده ترین راه برای ایجاد شخصیت برای برند استفاده از تایید کننده مشهور است. قهرمانان عمومی، افراد ورزشی، ستاره های موسیقی پاپ و ستارگان سینما استخدام می شوند برای قرض(اجاره) دادن شخصیتشان به یک برند برای یک مدت طولانی و این عمل کماکان در حال رشد است. با این حال، اساسا تمامی تبلیغات تاثیرگذارند بر شخصیت برند، نه فقط هنگامی که یک ستایش (تایید) کننده استفاده می شود. در فرایند ایجاد شخصیت، در مراجعه به تبلیغات و بازاریابی، روش های ارتباطی به طور گسترده برای ایجاد شخصیت برند مورد استفاده قرار می گیرند. بسیاری از محققان از جمله اردوغان و بیکر یافتند که برندها حساس هستند به ارتباطات و مراجعی که رفتار مصرف کننده را تسریع می کنند. ممکن است در برخی از مطالعات مشاهده شود که یک مدل کلی از تبلیغات با یک مدل از ایجاد شخصیت برای برند یکپارچه شده است. بر اساس آن مدل یک تعدادی از پیشنهادات از طریق تجزیه و تحلیل نقش شخصیت برند در ایجاد ارزش ویژه برند مشتق و ارائه شده اند، در نتیجه ارتباط موضوعی هسته ای است و به یکی از پر اهمیت ترین موضوعات تبدیل شده است.
مدیریت برند برای استفاده از وسایل بازاریابی وفاداری جدید توسعه داده شده است. بالدیگنر و رابینسون (۱۹۹۶) مشاهده کرده اند که، مدیران برند تبلیغات انبوه رسانه ای خود را با ارتباطات مستقیم، از طریق روش های مستقیم و تعاملی ایجاد و حفظ مصرف کنندگان وفادار تکمیل می کنند. با این حال، به طور همزمان، مدیران تجاری با تهدیدهای بیشترمارک های خود، به خصوص به واسطه واکنش های رقبا رودر رو می شدند. وفاداری برند می تواند مزایای بازاریابی از جمله کاهش قابل توجه هزینه های بازاریابی ، اهرم تجاری بیشتر(بزرگتر) ، مقاومت مصرف کنندگان وفادار به پیشنهاد های رقبا، و سود بالاتر را ثمر دهد. اولویت برای راحتی کار، چیز تازه، شانس برخوردار بودن و مجموعه رفتارهای خرید تنها برخی از دلایل این هستند. رویکرد جدید برای اندازه گیری، تجزیه و تحلیل و پیش بینی ارزش ویژه برند در بازار محصول تعریف می کند ارزش ویژه برند را در سطح شرکتی به عنوان سود افزایشی به دست آمده در هر سال توسط برند در مقایسه با یک برند مشابه با محصول و قیمت مشابه ولی با حداقل تلاش های ایجاد برند. در سطح مشتری، آن تفاوت بین یک احتمال کلی انتخاب شخصی مشتری برای برند و احتمال انتخاب او برای محصول صرفا مبتنی بر فشار در دسترس بودن و آگاهی تعیین می کند. این رویکرد سه منبع ارزش ویژه برند را در نظر می گیرد – آگهی برند، ویژگی تعصبات قوه ی ادراک و ترجیحات بی نشان- و نشان می دهد چه مقدار هر یک از این سه منبع برای ارزش ویژه برند کمک می کنند(شرکت دارند). علاوه بر این، روش پیشنهادی تاثیر ارزش ویژه برند را بر افزایش مقبولیت برند ترکیب می کند. این روش امکانات تحلیل شرط و جزا را برای پیش گویی اثرات احتمالی روش های جایگزین برای افزایش ارزش ویژه برند را فراهم می کند.
روابط بین شخصیت مصرف کننده و شخصیت برند
مصرف کنندگان اغلب با اعطاء ویژگی های شخصیتی به برندها برای آنها جنبه های انسانی قایل می شوند، و بازاریابان اغلب این ادراکات را با جایگاه یابی برند ایجاد یا تقویت می کنند. ویژگی های شخصیتی برند معنای نمادین یا ارزش احساسی فراهم می کند که می تواند به ترجیحات برند مصرف کنندگان کمک کند و می تواند پایدارتر از ویژگی های عملکردی باشد. جایگاه یابی موفق شخصیت یک برند در یک رده محصول نیازمند مدل های اندازه گیری است که قادر به تفکیک کردن ویژگی های شخصیتی منحصر به فرد یک برند از آن ویژگی هایی که وجه مشترک همه نام های تجاری درآن رده محصول است باشد.مصرف کنندگان درک می کنند یک برند را با ابعادی که نوعا از شخصیت افراد می گیرند، و تعمیم می دهد آن را به حوزه برند ها. ابعاد شخصیت برند با تعمیم ابعاد شخصیت انسانی به حوزه برندها تعریف شده است.

ویژگی های شخصیتی در برند
ویژگی های شخصیتی انسانی توسط عوامل چند بعدی مانند رفتار فردی، ظاهر، نگرش و اعتقادات، و خصوصیات دموگرافیک مشخص می شود. بر اساس نظریه صفت، مشاهده می شود که پنج بعد شخصیتی پایدار وجود دارد، همچنین این ابعاد شخصیت انسان را ”پنج بزرگ” نامیدند. Batra et al. 1993)) ”پنج بزرگ” ابعاد شخصیت انسانی برون گرایی / درون گرایی ، سازگاری ، آگاهی (هوشیاری)، ثبات عاطفی(استواری هیجانی) ، و فرهنگ هستند. بر اساس این ابعاد شخصیت انسان ،آکر ابعاد جدید : ”پنج بزرگ” مربوط به نام های تجاری را شناسایی کرد .اینها صداقت،هیجان،شایستگی،پیچیدگی(دلفریبی)،و نا همواری(پستی و بلندی) هستند.این الگو نشان می دهد که این ابعاد شخصیتی برند ممکن است به روش های مختلف بر اولویت مصرف کننده به دلایل مختلف عمل کنند یا تاثیر بگذارند. صداقت، هیجان، و شایستگی بخشی ذاتی از شخصیت انسانی را نشان می دهند در حالی که پیچیدگی و ناهمواری ابعادی از تمایلات فردی هستند. از این رو، گزاره زیر در نظر گرفته شده است به عنوان نام های تجاری آشنای مشتریان که شباهت دارد به شخصیت خودشان و نشان داد نزدیکی واژه های روان شناختی و ویژگی های عاطفی(هیجانی).
برندها بر تصمیمات مصرف کننده برای خرید در هر یک از روش های فوق، یا از طریق ترکیبی از آنها تاثیرمی گذارند.تداعی معانی برند-شخص همچنین می تواند ماهیت شخصی بیشتری داشته باشد.برندها می توانند با مردمی که استفاده می کنند یا استفاده کرده اند از آن برند خاص تداعی شوند، به عنوان مثال دوست نزدیک یا یکی از اعضای خانواده. همچنین، برندهای دریافت شده به عنوان هدیه نیز می تواند تداعی معانی شودند با شخص به واسطه آن کسی که از او هدیه را دریافت کرده است. این تداعی معانی های شخصی برای جان بخشیدن برند به عنوان یک وجود دارای حیاط(موجود زنده) در اذهان مصرف کنندگان به کار می رود. شخصیت برند مارلبورو یک مثال خوبی از نحوه ای است که یک شرکت درک می کند و ترکیب می کند عناصر جسمی(فیزیکی) و احساسی را که درخواست تجدید نظر به مشتریان خاص که زندگی می کنند و یا دوست دارند که سبک خاصی زندگی کنند. محصولاتی مانند کارت های اعتباری طلایی، ساعت ها یا آیتم های پرستیژی کمک می کنند به مردم برای ابراز خودشان به دیگران با نشان دادن اینکه آنها متفاوت هستند و به چیزهایی دست یافته اند. آنها به عنوان الحاقی های شخصیت عمل می کنند، بنابراین آن واقعا ”خیالی” است، و کلید مدیریت و توسعه برند درک روشن از منافعی است که مشتری در جستجوی آن است.بپرسید از مشتریان چه چیزی به ذهنشان می آید وقتی که آن ها نام برندهای بزرگی مانند بی ام و و گوسی را می شنوند، آنها با لیستی از ویژگی ها که فراتر می رود از جنبه های ملموس فیزیکی محصول و تحویل پاسخ خواهند داد، اما اگر یک کلمه وجود داشته باشد که به ارمغان آورد همه این چیزها را با هم در ذهن مردم، این کلمه ارزش است. بارها و بارها، تحقیقات نشان داده اند که نیروی محرکه واقعی پشت رهبری بازار ارزش درک شده است- نه قیمت یا ویژگی های ذاتی محصول. تا زمانی که یک برند به مشتری یک ارزش درک شده برتر را ارائه می کند، عملکرد خوب بازار را به دنبال خواهد داشت، که باعث ثبات(سازگاری) یک ویژگی بسیار مهم رفتار برند می شود. از این رو این ممکن است که ترویج روابط مصرف کنندگان با برندهایی که در شیوه زندگی ، جنسیت ، سن ، سوابق تحصیلی ، ارزشهای اجتماعی و فرهنگ درگیر است، بیان شود.
برندها و دانش متعارف(شناخت قراردادی)
برندها یی موفق هستند که مردم آنها را به محصولات معمولی ترجیح می دهند. علاوه بر عوامل روانی اشاره شده پیش از این، برندها به مصرف کنندگان معنایی را می دهند که به موجب آن آنها میتوانند انتخاب و قضاوت کنند. بر اساس این تجربیات، پس مشتریان می توانند در انتخاب برندها به استانداردهای تضمین کیفیت و خدمات تکیه کنند، که باعث کاهش ریسک شکست در خرید می شوند. جهان امروز با تکنولوژی پیچیده تر شناخته شده است، و این می تواند بسیار گیج کننده باشد برای مردمی که متمایل نیستند به تکنولوژی. برندها می تواند نقش مهمی در اینجا با ارائه سادگی و اطمینان آفرینی، ارائه سریع، راهنمای روشن برای تنوع محصولات رقابتی و کمک به مصرف کنندگان برای دسترسی بهتر، و تصمیمات سریعتر بازی کنند. شرح داده جان بخشیدن را به عنوان یکی دیگر از روند های مکانیزمی که به طور مستقیم توضیح می دهد راه های خاصی را که نیروی حیاتی برند را می توان متوجه شد. با گذشت زمان، شخصیت سخنگویان به برند تسری داده می شود. بدیهی است که، این جنبه کمتر تحت کنترل بازاریابان است. به طور غیر مستقیم، شخصیت برند با تمام عناصر آمیخته بازاریابی ایجاد شده. نشان می دهند که شخصیت یک برند در طول زمان توسط تمام اجزای اصلی آمیخته بازاریابی ایجاد می شود.
گونه شناسی روابط برند
یک رابطه بین برند به شخص و مشتری وجود دارد، که مشابه به رابطه بین دو نفر است. شخصیت برند عمق، احساسات و تمایل به ارتباط را فراهم می کند. ارتباط دوستانه می تواند شخصیت های بسیار متفاوت برند را درگیر کند. برخی از دوستان سرگرم کننده و بی ادب هستند.سایرین جدی و مورد احترام هستند. سایرین قابل اعتماد و بی تکلف هستند. با این حال دیگرانی راحت برای نزدیک بودن هستند. تمرکز بر رابطه دوستی به جای شخصیت برند می تواند محدوده و انعطاف پذیری بیشتر در اجرای هویت برند اجازه دهد. تمرکز، بیشتر بر ادراکات مصرف کننده، نگرش ها، و رفتار نسبت به برند است؛ نگرش هاو ادراکات از خود برند پشت درهای بسته سازمان پنهان است. با این حال رابطه با فرد دیگر با آنچه که آن شخص فکر می کند درباره شما عمیقا متاثر است. به طور مشابه، رابطه برند – مشتری خواهد داشت یک شریک فعال در هر پایان، برند بعلاوه مشتری. بنابراین کاوش داده ها و تنظیم کردن فرضیه در مورد انواع روابطی که وجود دارد ضروری است.در مرحله بعد(دوم) ممکن است پاسخ دهندگان به طبقات(رده های) ارتباطی بر اساس گروه بندی های رابطه فرض شده تخصیص داده شوند. در این روند، گونه شناسی رابطه تصفیه شده است. سپس روابط به مشخصات فرمول بندی می شوند ، و کدگذاران پاسخ دهندگان به آن روابط را طبقه بندی می کنند. سپس گروه ها شکل داده می شوند. اغلب رابطه ها به دوست داشتن، دوست نداشتن و قسمت های(خنثی)بخش های بی طرف گروه بندی می شوند. این بحث نشان می دهد که سرمایه گذاری بیشتر در روابط مصرف کننده-برند وفاداری بیشتر در محیط رقابتی را به همراه دارد.
نوع ارتباطی که مشتریان با برند بر اساس سطوح وفاداری دارند یک پارامتر بسیار قابل توجهی برای بازاریابان است. دانکن اشاره می کند که هر یک از روش های نسل جدید بازاریابی شامل (مشتری محوری) مشتری، محرک های بازار، وارونه، بازاریابی یک به یک(نفر به نفر)، بازاریابی داده محور، بازاریابی رابطه ای، بازاریابی یکپارچه ،و ارتباطات بازاریابی یکپارچه که تاکید دارد بر ارتباط دو طرفه از طریق گوش دادن بهتر به مشتریان و ایده آن ارتباطات قبل، در طی و بعد از معاملات که می توانند بسازند و یا نابودکنند روابط تجاری مهم را متمرکز شده است. راهی که مصرف کنندگان درک می کنند برندها را یک کلید تعیین کننده روابط بلندمدت مصرف کننده تجارت است. بخش بزرگی از ادراک برند مصرف کننده به دست آمده تحت شرایط درگیری کم و بنابراین توسط مغز مصرف کننده آگاهانه پردازش نشده اند. این چنین تداعی معانی هایی تمایل دارند به ذخیره شدن در واژه های استعاره ها، آنها به تراکم در خوشه ها تمایل دارند.
شخصیت برند دارای ویژگی های محصول، تصویر شرکت و ویژگی های برند حاصل از دو متغیر دیگر است. نیازهای مشتری، ارزش استفاده درک شده همراه با محصول، و متغیرهای نگرش مشتری هسته شخصیت مشتری را شکل می دهد. رابطه بین شخصیت مشتری و برند سه بعد — قوی، متوسط و ضعیف دارد. حفظ رابطه قوی منجر می شود به توسعه وفاداری در حالی که پیوندهای ضعیف ارتباط گسسته را شکل می دهند. بعد متوسط متعلق به ترویج ریسک(خطر) سوئیچ کردن برند به دلیل عدم اطمینان تصمیم مصرف کننده برای به دست آوردن ارتباط با برند است.

تاثیر رسانه ها در توسعه رابطه برند
شخصیت برند اشاره دارد به جنبه احساسی تصویر برند. این به وسیله تمام تجربیات مصرف کنندگان با یک برند ایجاد شده است، اما تبلیغات نقش عمده ای در ایجاد شخصیت بازی می کند. در نهایت برندهای موفق این فرصت را دارند که جایگاه های رهبری برند را به دست آورند. اغلب این در تبلیغات به عنوان یک محرک برتری محصول بیان شده و آن هنگامی که اغلب مصرف کنندگان ترجیح می دهند رهبر بازار را به دلیل اینکه آنها فرض میکنند که آن بهتر است عملی می شود. موقعیت های تجاری قوی می تواند بر روی هر چیز پایداری ساخته شود، از جمله تصاویر و یا به سادگی بزرگترین فروش. پیام باید به طور مداوم در تمام طرح های بازاریابی ارائه شود. دو عنصر مرکزی شخصیت های برند وجود دارند : نوع مزایای ارائه شده توسط برند و نوعی که مصرف کننده به آنها ارزش خواهد داد. تبلیغاتی که نشان می دهند تنها(خصوصیات- ویژگی های) محصول را برای جذب مصرف کننده عقلانی تلاش می کنند. معمولا تمرکز به پیشنهاد فروش منحصر به فرد یا یک ایده فروشی خواهد بود که بتواند متمایز کند برند را از رقبایش. مشاهده شده است که مصرف کنندگان فکر خواهند کرد توصیفاتی مانند لذت مفرح-محبت آمیز، لذت. علاوه بر این، هر کس چیزی را می خواهد که تصویر خود را بتواند منعکس کند و یا بهبود دهد؛ شخصیت برند که ایجاد شده و درک شده است از طریق تبلیغات تبدیل شده به یک دغدغه اساسی در تصمیم گیری های خرید ما. تبلیغات تصویری احساسی از برند ایجاد می کنند و همبسته های متعلق به شخصیت برند عمق- احساسات و میل به ارتباط فراهم می کنند. بدین گونه شخصیت برند می تواند یک برند را جذاب تر و به یاد ماندنی تر کند و آن را به یک وسیله برای ابراز هویت مشتری تبدیل کند. با در نظر گرفتن بحث بالا می توان مشخص کرد که تبلیغات یا ارتباطات بازار کمک می کند به ساختن شخصیت برند محصول زمانی که مصرف کننده ویژگی های انسانی به محصولات مرتبط می کند.

نایل شدن به برند
صدای ” یک برند” بخشی از وعده و تجربه یک برند است. مشتریان صدا را در سیستم های خدمات اوتوماتیک(خودکار) ، در خرده فروشی ها، در رسانه ها و جاهای دیگر می شنوند. لحن، محتوا و تفاوت های ظریف از صدا بسیار مهم هستند. معنا یا درک کاربر درباره محصول نیز یک منبع مهم دیگر از ایجاد شخصیت برند در تبلیغات یا هر نوع ارتباط رسانه ای دیگر می باشد. ارتباطات معانی محصول- تصویر ادعا شده محصول را نشان می دهد. با وجودی که تعریف تبلیغات از یک دیدگاه ماورایی بیان می کند که که تبلیغات نشان می دهند تصویر محصول واقعی را، تبلیغات نشان می دهند محصول را تنها زمانی که هماهنگی بین تصویر واقعی و ادعا شده از محصول وجود دارد. سخنگو یا مرجع در تبلیغات مستقیم ترین راه را برای ایجاد رابطه با مصرف کنندگان وساختن پل بین برند و ذهن مصرف کننده فراهم می کند. این فرآیند ترکیب مصرف کننده با برند است که منجر به رفتار پویای برند در بازار کوتاه مدت و بلند مدت می شود. عملکرد کلیدی تبلیغات برقراری ارتباط برند و وعده ایست که می تواند به مشتریان تحویل داده شود. تبلیغات محصول دارای دو بعد است – نشان دادن وعده های اصلی محصول و ایجاد شخصیت مصرف کننده با انتقال صفات شخصیتی. این روند افزایش می دهد ارتباط مشتری –برند را. تجسم شخصیت برند از طریق تبلیغات و یا ارتباطات بازار زمانی عملی است که مطابقت بین شخصیت محصول تبلیغ شده و مشتری وجود داشته باشد.
رابطه مصرف کننده-برند تابعی پس از خرید توسط مشتری در فرصت مناسب تحقق می شود. فرصت ممکن است نتیجه شود از طریق اجزای بازاریابی مانند در دسترس بودن، طرح های مالی برای خرید و خدمات قبل و بعد از فروش. وجود دارند مدل هایی که دنبال همان گونه استدلالات هستند که ورودی، تحول، و خروجی وجود دارد. ورودی مدل اشاره دارد به مواجهه با تبلیغات، تحول اشاره دارد به پردازش تبلیغات، و خروجی اشاره دارد به پاسخ های تبلیغات. برندگذاری با ادراکات مشتری و رفتار های زمان خرید آنها مرتبط است؛ این مشخصه یک محصول، طراحی گرافیک، شرکت یا یک رده نیست. در برندگذاری واژه ” رسانه ” اشاره دارد به ابزارهای ارتباطی مانند روزنامه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، بیلبوردهای تبلیغاتی و پست مستقیم. تبلیغ کنندگان از رسانه برای انتقال پیام های بازرگانیشان به مخاطبان هدف خود استفاده می کنند،و رسانه وابسته است به درجات متفاوت درآمدهای تبلیغاتی برای پوشش هزینه عملیات آنها.

مفاهیم مدیریتی
درک تنوع فزاینده و پیچیده ی عوامل اساسی موثر بر ارتباطات بین برندها و روابط مشتری از عوامل حیاتی برای پژوهشگران آتی و دست اندرکاران می باشد. در این زمینه اهمیت مدیریتی موضوع به نظر می رسد آشکار است.تبلیغات بمراتب مهمترین ابزار ارتباطاتی در بازاریابی است، و با هر تبلیغاتی شخصیت برند ساخته می شود. درک اینکه چطور شخصیت برند در ذهن مصرف کنندگان ایجاد شده برای استفاده موثر از ابزارهای بازاریابی شرکت ضروری می باشد. مدیریت اثربخش برند، فراگیر شدن شخصیت برند در رسیدن به اهداف کلی شرکت یعنی رضایتمندی، وفاداری ، و سودآوری خیلی مهم است. اثربخشی رسانه در اشاره به شخصیت برند و پاسخ مشتری به برندها برای ایجاد استراتژی های بلند مدت مطالعه شده بود. اثربخشی هر تبلیغ را می توان در دو سطح متفاوت اندازه گیری کرد: قبل از درج و بعد از درج تبلیغات در رسانه ها همراه با برنامه های آگاهی دهنده ی برند برای تاثیر موثر ارتباطات بر مشتریان.
تبلیغات را می توان به عنوان یک سرمایه گذاری در برندها که تولید درآمد فروش اضافی می کند، توصیف کرد. کشش برند با اثربخشی تبلیغ مرتبط است. شرکت ها برای واکنش های شناختی سریع مشتریان ممکن است، ارائه تبلیغ در ابعاد جذاب تر را انتخاب کنند. شرکت های متعددی در اروپا ظهور کردند با رویکردهای ساخت برندجایگزین و بطوریکه در انگلستان برند نستله از طریق برنامه های تلویزیونی که چگونگی پخت غذای ایتالیایی را به انگلیسی ها می آموخت شهرت یافت. به طور مشابه، بادی شاپ اقدام به توسعه وفاداری مشتری از طریق ایجاد ارتباط درعلل زیست محیطی و اجتماعی نمود. اگرچه، به طور کلی شناسایی یک بازار مناسب و شروع یک ارتباط معنی دار با استفاده از محتوای مناسب و سرگرم کننده یک تاکتیک بیشتر فوتی و فوری برای ایجاد مشتریان وفادار است.
همچنین برندهایی موفق هستند که مردم آنها را بر محصولات معمولی ترجیح می دهند. علاوه بر عوامل روانی که قبلا اشاره شد، برندها به مشتریان توانلیی هایی می دهند که به موجب آن مشتریان می توانند انتخاب و قضاوت کنند. بر اساس این تجربیات، مشتریان می توانند در انتخاب برندها به استانداردهای تضمین کیفیت و خدمات تکیه کنند، که ریسک ناشی از شکست در خرید(خرید محصول معیوب) را کاهش می دهد. جهان امروز با تکنولوژی پیچیده توصیف شده، و این می تواند برای مردمی که نا آشنا هستند با تکنولوژی بسیار گیج کننده باشد. برندها در اینجا می توانند نقش مهمی را بازی کنند با ارائه سادگی و اطمینان، ارائه سریع، راهنمایی روشن برای تنوع محصولات رقابتی و کمک به مصرف کنندگان برای رسیدن به تصمیمات سریعتر و بهتر.

نتیجه گیری
قدرت و صلابت یک برند ریشه در ارزش های اکتسابی آن که از طریق ویژگی های ملموس مانند وابستگی نام برند و مزایای مربوط به آن است، دارد. معمولا مصرف کنندگان برند را درک می کنند از طریق ابعادی که از شخصیت افراد می گیرند و به قلمرو برندها تعمیم می دهند. ابعاد شخصیت نام تجاری با گسترش ابعاد شخصیت انسانی به حوزه ی برندها تعریف شده است. ایجاد شخصیت برند شامل ارتباطات فعال شرکت است و نیاز دارد که برای تنوع چرخه عمر برند تنظیم گردد. از این رو، یک شرکت ممکن است در فرایند ایجاد شخصیت موثر برند برای اشاره به صداقت، هیجان، شایستگی، و پیچیدگی، ازاستراتژی های جذاب تبلیغاتی برای مشتریان استفاده کند.
ارزش ویژه برند مشتری محور اجازه می دهد تا شرکت توابع متفاوتی از آمیخته بازاریابی مطلوب را استخراج کند و ارزش ویژه قوی برند به نگهداری مشتری و نیز کاهش ریسک سوییچینگ ناگهانی برند کمک می کند. به طور عمده رابطه بین برند و مشتری توسط متغیرهای روانشناسی که می تواند توسط نزدیکی و دوری از شخصیت های برند و مشتری اندازه گیری شود کنترل شود.در آخر می توان بیان داشت که کلید اثربخشی رابطه بلندمدت با مشتریان مدیریت بینش های ادراکی مصرف کنندگان از برندها است.

TMBA
درس : رفتار مصرف‌کننده (دکتر کامبیز حیدرزاده عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی)
صائب شکرگذار-دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد قزوین-گرایش بازاریابی
زمستان ۱۳۸۹
    
 

ثبت نام تجاری، ثبت علامت تجاری ، 09123707174,ثبت علائم تجاری ، ثبت اسم تجاری، ثبت برند تجاری، ثبت لوگو، ثبت نام تجاری در ایران، ثبت نام تجاری محصول، ثبت نام تجاری کالا، مراحل ثبت نام تجاری، سازمان ثبت نام تجاری، اظهارنامه ثبت نام تجاری، فرم ثبت نام تجاری، اداره ثبت نام تجاری، هزینه ثبت نام تجاری، مدارک ثبت نام تجاری، شرایط ثبت نام تجاری، آدرس اداره ثبت نام تجاری، سامانه ثبت نام تجاری، نحوه ثبت نام تجاری، ثبت نام تجاری شرکت ، ثبت نام تجاری بین المللی ، ثبت نام صنعتی، ثبت نام تجاری در سیستم مادرید، ثبت نام تجارتی، ثبت علامت تجاری در ایران، ثبت علامت تجاری محصول، ثبت علامت تجاری کالا، مراحل ثبت علامت تجاری، سازمان ثبت علامت تجاری، اظهارنامه ثبت علامت تجاری، فرم ثبت علامت تجاری، اداره ثبت علامت تجاری، هزینه ثبت علامت تجاری، مدارک ثبت علامت تجاری، شرایط ثبت علامت تجاری، آدرس اداره ثبت علامت تجاری، سامانه ثبت علامت تجاری، نحوه ثبت علامت تجاری، ثبت علامت تجاری شرکت، ثبت علامت تجاری بین المللی ، ثبت علامت صنعتی، ثبت علامت تجاری در سیستم مادرید، ثبت علامت تجارتی، ثبت برند تجاری در ایران، ثبت برند تجاری محصول، ثبت برند تجاری کالا، مراحل ثبت برند تجاری، سازمان ثبت برند تجاری، اظهارنامه ثبت برند تجاری، فرم ثبت برند تجاری، اداره ثبت برند تجاری، هزینه ثبت برند تجاری، مدارک ثبت برند تجاری، شرایط ثبت برند تجاری، آدرس اداره ثبت برند تجاری، سامانه ثبت برند تجاری، نحوه ثبت برند تجاری، ثبت برند تجاری شرکت ، ثبت برند تجاری بین المللی ، ثبت برند صنعتی، ثبت برند تجاری در سیستم مادرید، ثبت برند تجارتی، ثبت علائم تجاری در ایران، ثبت علائم تجاری محصول، ثبت علائم تجاری کالا، مراحل ثبت علائم تجاری، سازمان ثبت علائم تجاری، اظهارنامه ثبت علائم تجاری، فرم ثبت علائم تجاری، اداره ثبت علائم تجاری، هزینه ثبت علائم تجاری، مدارک ثبت علائم تجاری، شرایط ثبت علائم تجاری، آدرس اداره ثبت علائم تجاری، سامانه ثبت علائم تجاری، نحوه ثبت علائم تجاری، ثبت علائم تجاری شرکت ، ثبت علائم تجاری بین المللی ، ثبت علائم صنعتی، ثبت علائم تجاری در سیستم مادرید، ثبت علائم تجارتی، ثبت اسم تجاری در ایران، ثبت اسم تجاری محصول، ثبت اسم تجاری کالا، مراحل ثبت اسم تجاری، سازمان ثبت اسم تجاری، اظهارنامه ثبت اسم تجاری، فرم ثبت اسم تجاری، اداره ثبت اسم تجاری، هزینه ثبت اسم تجاری، مدارک ثبت اسم تجاری، شرایط ثبت اسم تجاری، آدرس اداره ثبت اسم تجاری، سامانه ثبت اسم تجاری، نحوه ثبت اسم تجاری، ثبت اسم تجاری شرکت  ثبت اسم تجاری بین المللی ، ثبت اسم صنعتی، ثبت اسم تجاری در سیستم مادرید، ثبت اسم تجارتی، ثبت لوگو تجاری در ایران، ثبت لوگو تجاری محصول، ثبت لوگو تجاری کالا، مراحل ثبت لوگو تجاری، سازمان ثبت لوگو تجاری، اظهارنامه ثبت لوگو تجاری، فرم ثبت لوگو تجاری، اداره ثبت لوگو تجاری، هزینه ثبت لوگو تجاری، مدارک ثبت لوگو تجاری، شرایط ثبت لوگو تجاری، آدرس اداره ثبت لوگو تجاری، سامانه ثبت لوگو تجاری، نحوه ثبت لوگو تجاری، ثبت لوگو تجاری شرکت ، ثبت لوگو تجاری بین المللی ، ثبت لوگو صنعتی، ثبت لوگو تجاری در سیستم مادرید، ثبت لوگو ، تجارتی،برند لباس،تاپ برند، نام برند،برندها،انواع برند،برندهای معروف،دانشگاه برند، برند برتر،نام های تجاری

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات() 

10 روش برای طراحی موفق آرم تجاری

10 روش برای طراحی موفق آرم تجاری

مشتریان اغلب به آرم شرکت‌ها توجه زیادی نشان می‌دهند، زیرا این علامت‌ها بر "ارزش" محصولات و خدمات می‌افزایند. گاه این "ارزش" به مهم‌ترین عامل تحریک کننده‌ مشتریان برای خرید و استفاده ‌از محصولات و خدمات ، تبدیل می‌شود.
این جا است که علامت تجاری و یا آرم معنایی گنگ می‌یابد. قبل از هر چیز این "ارزش" دقیقا به چه معنا است؟
ارتباط نوع محصول و نام شرکت و ارزش مطروحه نیز بسیار با اهمیت است. حرفه‌ای‌های بازاریابی، همه‌ این موارد را تبلیغات می‌نامند.مشتریان عاشق تبلیغات هستند، بنابراین آرم ها را نیز دوست دارند. خبرگان در امر بازاریابی، انتخاب یک آرم یکدست و کامل را کلید همه مشکلات بازاریابی می‌دانند.

حال، راز طراحی موفق یک آرم چیست؟
قبل از پاسخ به این سؤال، بیایید سه رویکرد رایج بسیاری از بازاریابان را در توسعه وطراحی آرم، با کمک گرفتن از انس های تبلیغاتی مشاورین و مؤسسات طراحی آرم، بررسی کنیم.
البته این نظریات اغلب پایه واساس درستی ندارند و از نظر من این افراد تاکنون نتوانسته اند علامت تجاری موفقی طراحی کنند. به هر حال این سه رویکرد عبارتند از:
1- دکوراسیون
2- الحاق
3- Golem 

در روش اول این طور به نظر می رسد که تمایز، عاملی برای جلوه بیش تر است. متخصصین با اشاره به نام‌ها و نشانه‌های طراحی شده اظهار می کنند: "ما آرم‌هایی متمایز از رقیبان خود، طراحی می کنیم، به این ترتیب مشتریان، ما را از بقیه تمیز می‌دهند."
این روش، رویکردی کاملا ابتدایی است و برای افزایش اعتبار باید آن را با عواملی از دو رویکرد دیگر تلفیق کرد. 

روش"الحاق"، ارزش‌های مربوط به آرم و سایر مفاهیم مورد نظر را به اسم، نشانه و هم‌چنین موضوعات مربوط به رویکرد قبلی اضافه می کند. روند منطقی این جریان به این طریق پیش می رود:
مشتری، آرم و "ارزش" های افزوده به آن را که به شکلی زیبا تصویر شده، در پیغام های الکترونیکی دیده، بلافاصله احساس می کند که این علامت تجاری نیازهای اورا برآورده می‌کند. طرفداران طراحی آرم های احساساتی ادعا می‌کنند، آن ها نیز تقریبا از این روش استفاده می کنند. (مثلا آنها در تبلیغات، احساسات را برانگیخته و آن را تحریک می کنند).

در رویکرد سوم، بازاریابان، سعی می کنند، تبلیغات‌شان با هویت انسانی و شخصیت پردازی همراه باشد. به این ترتیب مشتری با آرم ارتباط برقرار می‌کند.
به عقیده نویسنده، این سه نگرش، شرکت ها را به بیراهه کشانده، موجب شده پتانسیل و نیروی لازم برای طراحی آرم را ندیده بگیرند.

اما رویکرد دیگری هم وجود دارد، که به نظر من سودمند‌ترین روش است. کارآمدی این روش را تحقیقات و نظریات روان شناسانه و جامعه شناسانه ثابت کرده‌اند.
منطق توسعه‌ طراحی آرم با "ارزش" افزوده، به نحو شگفت‌انگیزی مشابه منطق توسعه‌ تولیدات است. در هر دو مورد، ابزار یا وسیله ای تولید می‌شود که به درد مشتری بخورد. برای رفع احتیاجات مشتری، دانستن نوع این احتیاجات اهمیت زیادی دارد. از دید من، تصمیم مصرف کننده برای خوشحال بودن، استراحت، سرگرمی، تقویت اعتماد به نفس، خیال پردازی یا هر مورد روحی دیگر؛ همان "احتیاجات" او را تشکیل می‌دهند.
مصرف‌کنندگان، هنگام دست یابی به اهداف و امتیازات تجربی، احساسی، روانی و اجتماعی درست مانند تلاش برای دست‌یابی به اهداف حقیقی و ملموس، مصمم و هدف‌مند هستند. علامت‌های تجاری توأم با "ارزش"‌ های افزوده، ابزاری برای کمک به مصرف‌کنندگان در دست‌یابی به این اهداف هستند. این ابزار، عوامل کمکی و به زبان دیگر، عوامل کمکی اجتماعی هستند. 

در حقیقت یک آرم بدون یک سناریوی متقاعدکننده‌ برای افراد، آرم نیست. این علامت ممکن است به آرم، شباهت داشته باشد؛ نام، نشانه و ویژگی‌های تصویری شناخته شده‌ای داشته باشد و حتی از روش های تبلیغاتی نیز استفاده کند، اما مصرف‌کنندگان به این محصول بی‌اعتنا می باشند.
تمام روش های نوین و موفق در امر تولید محصولات و ارایه‌ خدمات، در مورد طراحی آرم نیز چاره ساز است، شرط لازم وکافی برای موفقیت، فراهم‌کردن چیزی برای مشتری است که به آن نیاز دارد ولی نمی تواند خیلی سریع به آن دست پیدا کند...به این دلیل که تهیه آن برای مشتری کاری دشوار، پیچیده، پرزحمت، خسته کننده و گسترده است.
مطابق این رویکرد، آرم شرکت ها مسائلی با هویت انسانی نیستند و هم‌چنین خارج از فکر مشتری هویت ندارند. آنها فقط ابزار هستند،به همین سادگی ؛ ابزارهایی برای دست یابی به هدف نهایی.
احساسات را نمی توان به علامت های تجاری تزریق کرد؛ بلکه اگر به عنوان یک منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر می‌انگیزند. احساسات مثبت، نتایج مستقیم این انتظارات هستند. سمبول های مختلف (نام، نشانه، فونت، نمادهاو...) بر خلاف انتظار تأثیر زیادی ندارند؛ آن ها در حقیقت، نشانه‌هایی هستند که ما را برای رسیدن به هدف اصلی هدایت می‌کنند.

انتخاب و طراحی آرم 10 مرحله‌ی مختلف دارد، یعنی 10 روش مختلف طراحی موفق یا ناکارامد برای کسب درآمد :

1. ارتباط طراحی آرم با سود دهی مستقیم
اصل اولیه‌ طراحی آرم، در نظر گرفتن ارتباط آرم با اسم و سایر نمادها با سود آشکار و محسوس است. (نتیجه‌ای ملموس یا تجربی). این سود را یا خود محصول به تنهایی ایجاد می‌کند و یا اجزای تشکیلات بازاریابی. این اصل مهم را همواره به یاد داشته باشید.
آرم‌های موفق با رعایت این اصل به موفقیت رسیده اند. درست است که در این مرحله خود آرم به تنهایی اهمیت چندانی ندارد، اما تا اندازه ای باید به آن توجه کنید.

2. طراحی متنی با تأثیر روانی
یک متن مؤثر بر احساسات، مفهوم یا اصلی سازمان یافته است، که مشتری را به یک سری عوامل نامربوط ولی تأثیرگذار (مانند تمام فعالیت‌های بازاریابی یک شرکت) مرتبط می کند. 
در این موارد، متن انتخاب شده، تأثیر و سود مورد نظر را تضمین می‌کند.
به عنوان مثال: وقتی به طور اتفاقی در قلب منهتن به اسامی دو هتل Hudson و Royalton بر می خورید، انتظار خدمات در سطوح عالی دارید.اما اگر در هتلی به اسم Boutique Hotel باشید، تجربه‌ی متفاوتی است. کلمه‌ی Boutique Hotel خدمات بسیار متفاوتی نسبت به سایر هتل‌ها از این زنجیره ارایه می دهد- بعضی وقت‌ها تفاوت‌هایی بین خدمات دو اتاق در یک هتل. در واقع این تاثیر روانی نام‌ها و متن های انتخابی است که شما را وادار می کند به دنبال کشف تفاوت‌ها باشید.

3. کسب تجربه
در این جا می‌خواهم از تأثیر هیپنوتیزم کننده‌ی طراحی آرم صحبت کنم. شما با یک انتخاب درست، در مشتری انتظارات و آرزوهایی ایجاد می‌کنید، که تولیدات به تنهایی نمی‌توانند از پس این کار برآیند. به عنوان مثال: اسم نوشابه‌ی Red Bull ، در مصرف کننده این حس را به وجود می‌آورد که پس از نوشیدن آن، در کنار تأثیرات مثبت فیزیکی موج عظیمی از انرژی به او منتقل می‌شود.

4. طراحی آرم‌هایی که خود معرف خود باشند
در این جا از سمبول‌هایی استفاده می‌شود که برای همه شناخته شده باشند. این روش انتخاب آرم، مصرف کننده را وا می‌دارد به شناخت جدیدی از خود برسد و در حقیقت به هنگام استفاده از این محصولات مکالمه‌ای درونی با خود برقرار کند) برای این که عزمش را در انتخاب محصول جذم کند). در عین حال اینگونه آرم‌ها عاملی برای ایجاد ارتباط بین افراد مختلف نیز هستند(به هنگام مجاب کردن افراد برای استفاده از این محصول).

5. ایجاد وسیله ای برای انتقال پیام
نقش آرم در این رویکرد، ایجاد سمبولی متفاوت ودر عین حال شناخته شده است. چنین آرمی مصرف‌کننده را قادر می‌سازد نظرات جالب توجه و احساسات خاص در مورد آن بیان کند. شرکت بزرگ تجارت الماس De Beers با معرفی الماس به عنوان عامل ایجاد ارتباط بین افراد از الماس به عنوان عامل تحریک‌کننده‌ احساسات و همین‌طور وسیله‌ی ابراز احساسات مشتری استفاده کرد. در سپتامبر2003 این شرکت از ابزار جدیدی برای انتقال پیام‌ها استفاده‌ کرد، زنی با حلقه ی ازدواج در دست راست و به معنی استقلال و عدم نیاز به جنس مخالف. (برخلاف حلقه در دست چپ که اغلب سمبول نیاز و وابستگی است).

6. ایجاد یک جایگاه اجتماعی/ فرهنگی
در این جا هدف، ایجاد یک جایگاه اجتماعی و فرهنگی به عنوان راهنمای مشتریان است. این راهنما مشتری را از آن‌چه که در اطرافش می گذرد، هنجارهای اجتماعی و هر چیز خوشحال‌کننده، آگاه می‌سازد. شرکت Apple با تولید کامپیوترهای شخصی (نه تنها به عنوان ابزار کار بلکه به عنوان وسیله‌ای برای خود‌شنا‌سی وشکوفایی خلاقیت) گام بزرگی در این امر برداشته است. در واقع این آرم، با ایجاد انقلابی فرهنگی امكان شكوفایی خلاقیت را برای عامه‌ی مردم ایجاد کرد.

7. در نظر داشتن اهداف متعالی
شما با فعالیت خود‌ ، زمینه را برای دست‌یابی افراد به اهداف بزرگ، فراهم می کنید؛ اهدافی که چه بسا افراد نمی توانند به تنهایی به آنها دست پیدا کنند. فروشگاه Body "فروش" را وسیله‌ای برای کمک به حفاظت از محیط زیست و یاری کردن افراد مشتاق به این کار، قرار داد.

8. زندگی در دنیای خیال
دل بستن به یک آرم و انتخاب آن از جانب مشتری شاید به این دلیل باشد که فرد از این طریق می‌تواند، مانند دنیای خیال رفتار کند، یا جوری عمل کند که در واقعیت، جرأت انجام آن را ندارد یا نمی خواهد هزینه‌ انجام آن را بپردازد. 
ایجاد یک ژیمناستیک عاطفی
اغلب به جای عمل به برخی خواسته‌های درونی، به دلیل احترام به قوانین زندگی از آنها چشم‌پوشی می‌کنیم. برای جلوگیری از فرسودگی، ورزش می‌کنیم. همین‌طور به عنوان یك ورزش حسی، به تماشای فیلم می‌پردازیم که شاید چندان قانونی یا پذیرفته در قوانین زندگی ما نباشند. آرم هایی مانند Sicily از شرکت Dolce & Gabbana اجازه‌ی کسب چنین تجربه‌هایی را به ما می‌دهند.

9. امکان خیال پردازی
درست مانند مورد آخر، این رویکرد به طراحی آرم به مشتری کمک می‌کند تا واقعیات بیرون را به موضوعات تخیلی تبدیل کند.مشتریان، اغلب درباره ی قدرت‌طلبی، تسلط، بزرگی، موفقیت، عشق، قتل و مانند این ها خیال پردازی می‌کنند.آرم Timberland جوری طراحی شده بود تا مشتریان درباره ماجراجویی های شجاعانه در مقابل نیروی طبیعت به خیال پردازی بپردازند.

موارد ذکر شده در بالا، انواع مختلف"ارزش" افزوده به کالا هستند.در حقیقت، به کمک این روش ها می‌توان به ایجاد ارزش‌های مؤثر فکر کرد وآرم ها ابزارهایی برای دست‌یابی به این هدف هستند.
این 10 رویکرد،به اعتقاد نویسنده، تفاوت‌های بین آرم های" مبتدی" و "حرفه‌ای" را آشکار می‌کنند.
 

  منبع 
eMarketingway.ir

نوشته شده در تاریخ شنبه 7 مرداد 1391    | توسط: مهدی شکوهی    |    |
نظرات()